آثاری که از شما ترجمه و در دسترس مخاطبان قرار گرفته را معرفی کنید؟
اجازه دهید این را به صورت مرتب شده و فهرستوار ارائه دهم. مشخصات همه کتابها را نیز میآورم.
فهرست ترجمههای بنده چنین است:
◊ آگاتانگغوس. تاریخ ارمنیان، تهران، نائیری، 1380 (چاپ دوم: 1397).
◊ كوريون. زندگي مسروپ ماشتوس، تهران، نائيري، 1381.
ژاسمن الچیبگیان، ارمنستان و سلوکیان، تهران، نائیری، 1382
◊ ناردوس، آنّا سارویان، تهران، نائیری، 1382.
◊ پاوستوس بوزند. تاریخ ارمنیان، تهران، نائیری، 1383 (چاپ دوم: 1397).
◊ اسکندر اسکندریان و نورایر شاهنظریان، جنگ تحمیلی هشت ساله و ارامنه ایران، تهران، آلیک، 1384.
◊ نیکلای هوهانسیان، نسل کشی ارمنیان در پژوهشهای تاریخشناسان عرب، تهران، کتاب سیامک، 1387.
◊ لئون آهارونیان، روزهای طوفانی زندگی من، 2 جلد، تهران، ثالث، 1387.
◊ آوتیس پاپازیان، اسناد سخن میگویند، کتاب سیامک، تهران، 1389.
◊ اسقف اعظم آرتاک مانوکیان، جشنهای کلیسای ارمنی، تهران، نائیری، 1389 (چاپ دوم، 1395؛ چاپ سوم، 1400).
◊ واروژان وُسکانیان، پچپچهنامه، تهران، کتاب سیامک، 1394.
◊ گوهر اسکندریان، روابط ایران و آمریکا در 1942- 1960، تهران، ثالث، 1397.
◊ گارنیک بادالیان، روزشمار روابط بیست ساله جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ارمنستان، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران، 1397، (با همکاری تورج خسروی).
◊ گریگور آکنرتسی، تاریخ تاتارها، قوم تیرافکن، تهران، نائیری، 1397.
◊ آریستاکس لاستیورتسی، تاریخ آریستاکس، تهران، نائیری، 1398.
◊ غازار پارپتسی، تاریخ ارمنیان و نامه به واهان مامیکونیان، تهران، نائیری، 1399.
◊ وارپت (برگزیده آثار منثور آوتیک ایساهاکیان)، تهران، نائیری، 1401.
◊ ماتئوس اورهایتسی، وقایعنامه، نائیری، 1402 (در دست چاپ).
◊ غیر از این کتابها، مقالهها و یادداشتهای بسیاری درباره مناسبات تاریخی و فرهنگی ایران و ارمنستان نگاشته که برخی از آنها عبارتند از:
… تاریخ پاوستوس و واژههای ایرانی به کار رفته در آن؛ دودمان گریگور مقدس، نخستین رهبران دینی ارمنستان؛ ارمنستان اشکانی در روزگار ایران ساسانی؛ «تاریخ» اسقف سبئوس و اهمیت آن در پژوهش تاریخ ایران؛ ارمنیان و انقلاب مشروطیت ایران؛ زبان ارمنی و اهمیت آن؛ آگاتانگغوس، دریانورد دریای تاریخ؛ نام خلیج فارس در یک منبع ارمنی سده هفتم میلادی؛ آریستاکس لاستیورتسی روایتگر حمله سلجوقیان به ارمنستان؛ آنی شهر هزار و یک کلیسا؛ ایرانشهر بر پایه جغرافیای شیراکاتسی و غیره.
برنامه شما برای تربیت شاگرد یا شاگردانی که بتوانند میراث ترجمه را حفظ و به نسل بعدی انتقال دهند چیست؟
برای آموزش فنی برنامهای ندارم، اما همیشه میخواستم جمعی از مترجمان گرد هم آیند و گروهی حرفهای برای تبادل نظر و انتقال تجربه به یکدیگر تشکیل دهند. این یکی از بهترین راهها برای بالا بردن دانش و مهارت در ترجمه است.
از نظر شما فعالیت در حوزه ترجمه میتواند منبعی برای ارتزاق باشد؟
خیر. به هیچ وجه.
آثاری که از شما در دست ترجمه و تالیف است را بفرمایید؟
در طول چهار دهه گذشته، آثار بسیاری ترجمه کردهام که هریک بنا به دلایلی هنوز چاپ نشده است.
یکی نیاز به اصلاحات دارد، یکی هنوز کامل نشده، یکی نیاز به پانوشتهای بیشتری دارد و غیره. یکی از این آثار، ترجمه «تاریخ تیمور لنگ و جانشینان او» نوشته توما متسوپی مورخ سده 15م است. این ترجمه بطور کامل به پایان رسیده است و بزودی تحویل ناشر داده خواهد شد. کتاب بعدی «جغرافیای آنانیا شیراکاتسی» یا «جهان نما» است که ترجمه متن تمام شده و حدود هزار پانوشت نیز نوشته شده است، اما هنوز نیاز به پانوشتهای بیشتر دارد. از کارهای ناتمام دیگر اثری است از سده 18م به نام «تاریخ پادشاه پارسی» که به تاریخ ایران و ارمنستان از اواخر عصر صفوی تا 1736م، یعنی به پادشاهی رسیدن نادرشاه افشار میپردازد. کتاب دیگر «درباره وارتان و جنگ ارمنیان» نوشته یغیشه مورخ سده 5م است که ترجمه و پانوشتهای آن کامل است، فقط پیشگفتار مترجم نیاز به اندکی اصلاح دارد. کتاب «گل سرسبد تواریخ مشرق زمین» نوشته هتوم که در سال 1307م نوشته شده نیز در دست ترجمه است. متن اصلی این کتاب به زبان فرانسه قدیم است که بعدا به لاتین ترجمه شد و در 1840م به ارمنی ترجمه شد.
ترجمه فارسی من از روی متن ارمنی انجام شده، اما به سبب وجود مغایرتها در ترجمههای فرانسه، لاتین، انگلیسی، ارمنی و چند زبان دیگر، همچنین نبود یک متن انتقادی پذیرفتنی، کار ترجمه فارسی را با دشواری روبرو کرده است. خوشبختانه اطلاع یافتهام که متن انتقادی فراگیر این اثر با مقایسه و برابری همه ترجمهها و متون موجود در حال آماده شدن است. اگر این متن انتقادی منتشر شود میتوان ترجمه فارسی را بر اساس آن ادامه داد و به پایان رساند. چنان که گفتم ترجمه اشعار آوتیک ایساهاکیان که حدود 45 سال پیش آغاز کردهام هنوز نیاز به اصلاح و زیباسازی دارد و میخواهم در فرصتی مناسب (اگر دست دهد) به انجام برسانم.
درباره تالیف نیز باید بگویم کتابی در دست تالیف دارم که سالهاست روی آن کار میکنم و هنوز کار زیادی باقی است. این کتاب «تاریخ ایران ساسانی و ارمنستان بر اساس منابع ارمنی» نام دارد. میدانید که درباره تاریخ دوره ساسانیان کتابهای زیادی نوشته شده است. بارها پیش خود اندیشیدهام که این کتاب را برای چه مینویسم؟ آیا میتوانم تاریخ آن دوره را بهتر از دانشمندانی که آثاری جاویدان درباره دوره ساسانی آفریدهاند بنویسم؟
بیگمان خیر. چنین چیزی ممکن نیست. پس باید چه بنویسم؟
باید چیزی بنویسم که تکرار نوشتههای دیگران نباشد و من به عنوان نویسنده کتاب در آن دیده شوم و جایگاه خودم را داشته باشم. و چون بنده با منابع تاریخی ارمنی آشنایی کامل دارم و این منابع دربرگیرنده گزارشهای ارزشمندی از تاریخ ایران، بخصوص دوره ساسانی، است پس بیایم و تاریخ ارمنستان و ایران دوره ساسانی را بر اساس آگاهیها و دادههای منابع ارمنی بنگارم. یعنی به خوانندگان فارسی زبان نشان دهم که منابع ارمنی درباره این دوره چه میگویند، گزارشهای آنها چه تفاوتی با گزارشهای منابع غیرارمنی دارد، درباره چه برهههای زمانی و کدام پادشاهان مطالب بیشتری نوشتهاند و درباره چه دورههایی گزارشهایی در دست نیست و خلاء مطلق است. گزارشهای مربوط به دوره ساسانی این منابع را استخراج و دستهبندی کردهام و باید مدتی روی آنها متمرکز شوم و کار کنم تا بتوانم نگارش این کتاب را به پایان برسانم.
شما به دلیل فعالیت های گسترده و تاثیری که داشته اید از سوی نهادهای مختلفی در ایران و ارمنستان مورد تقدیر قرار گرفته اید برای مخاطبان مجله شرحی از این افتخارات را بنویسید؟
جوایز دریافتی بنده در دو سطر زیر خلاصه میشود: دو لوح تقدیر از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی در سالهای 1387 و 1400 برای ترجمههای انجام داده و فعالیتهای فرهنگی. تقدیرنامه از کانون فرهنگی چوک به مناسبت روز جهانی داستان (سال 1400). جایزه ادبی کانتق از انجمن نویسندگان ارمنستان در سال 2021 (1400) برای ترجمه کتاب «تاریخ ارمنیان و نامه به واهان مامیکونیان» نوشته غازار پارپتسی تاریخ نگار سده پنجم میلادی. و تقدیرنامهای ویژه از آقای آرا شاوردیان، نماینده ارمنیان شمال ایران در مجلس شورای اسلامی. البته در سال 2021 طی مراسمی که در انستیتوی شرق شناسی آکادمی علوم ارمنستان برگزار شد از بنده برای ترجمههای منابع تاریخی ارمنی قدردانی شد.
خاطره ای از فعالیت هایتان در انجمن های ادبی که حضور داشتید برای ما بیان کنید؟
اجازه دهید خاطرهای را با تهمایه شوخی و مزاح عرض کنم. در سالهای پس از انقلاب و اوایل دهه شصت من و جمعی از دوستان جوان و نوجوان محفلی ادبی داشتیم در یکی از انجمنهای ارمنی تازه تاسیس. هفتهای یک بار جلسه میگذاشتیم و درباره تاریخ ادبیات ارمنی دوران معاصر صحبت میکردیم. به نوبت تحقیقی آماده میکردیم و آنجا میخواندیم. چندی بعد یک گروه ادبی از انجمنی دیگر به ما پیوست و شمار شرکت کنندگان به حدود بیست نفر رسید. در میان این گروه نوآمده کسی بود که به مرور با یکدیگر بیشتر آشنا شدیم و پس از مدتی ازدواج کردیم. سالها گذشت و آن دوره و انجمن ادبی ما تبدیل به خاطره شد. اکنون گاه برخی از اعضای آن انجمن را میبینم و از آن روزها یاد میکنیم.
هرکس از دستاورد خود و تاثیر آن انجمن بر آگاهی و دانش خود سخن میگوید و آن را به شیوه خود ارزیابی میکند. یکی میگوید با شرکت در آن محفل زبان ارمنی من بسیار پیشرفت کرد، دیگری میگوید با ادبیات ارمنی بیشتر آشنا شدم، یکی دیگر میگوید دستاورد من از شرکت در آن محفل آشنایی با ادیبان و نویسندگان بزرگ قرن نوزدهم و بیستم بود. وقتی از من میپرسند دستاورد تو چه بود، من به شوخی میگویم بزرگترین دستاورد من از شرکت در آن محفل ادبی چیزی است که حتی با گذشت نزدیک به چهل سال هر روز آن را میبینم و اهمیت آن را درک میکنم. دستاورد من همانا یافتن همسر آیندهام بود. یافتن کسی که همواره یاور و پشتیبان من بوده است. بله، این هم برای خودش خاطرهای است، البته با چاشنی شوخی و مزاح.
در پایان ضمن تشکر از شما، اگر سوالی بود که در میان پرسش هایم نبودو یا سخنی که مد نظر شماست می باشد را بیان نمایید.
سپاسگزارم. به نظرم گفتگوی ما کمی طولانی شد. پرسشهای خوبی مطرح کردید و من سعی کردم کمابیش به آنها پاسخ دهم. دیگر عرضی ندارم و بار دیگر از شما و مسئولان مجله ادبی آنی برای این گفتگو تشکر میکنم.
با نهایت سپاس از حضور شما استاد بزرگوار با آرزوی سلامتی و بهروزی برای شما گرامی…

