بخش سوم مصاحبه با : دکتر عباس اقبال مهران

البته باید بیشتر فکر و بحث کرد و من الآن فقط ذهنیتی کلی از شعرهای قیصر دارم؛ اما قیصر را یک شاعر انقلابی می‌دانم. همچنین شعرهای محمدکاظم کاظمی را هم می‌پسندم؛ البته نه تمام اشعارش را. او هم شاعری‌ست که پس از انقلاب مطرح شده و از ادبیات انقلاب اسلامی تأثیر گرفته، هرچند خودش اصالتاً ایرانی نیست. گرچه در این خصوص هم اگر به گذشته برگردیم و به پیوند ایران و افغانستان

 توجه کنیم، می‌توانیم او را ایرانی ببینیم. چون مرزها مرزهای دقیق و واضحی نیست که بتوانیم این‌جا جواب خیلی روشنی بدهیم.

شاعران دیگری هم هستند؛ مثل آقای قزوه. اما باز هم ایشان جزء آن دسته از شاعرانی هستند که معیارهای یک شاعر انقلاب اسلامی را در همۀ شعرهایشان ندارند یا دست‌کم نمونۀ موفقی را ارائه نکرده‌اند و نمی‌توانم ایشان را جزء گروهی قرار دهم که قیصر و سیدحسن حسینی و محمدکاظم کاظمی در آن حضور دارند.

. وضعیت شعر جوان کشور به نظر شما چگونه است؟

بررسی وضعیت شعر جوان کشور برای کسی مثل من که فقط به جهان اطراف خودش، آن هم تا حدی، مسلط است و از روستاهای دورافتاده‌ای که جوان‌های شاعر و با استعدادی دارد و کسی نیست که شعرهای نازنین آن‌ها را به گوش مخاطب آن برساند، سخت است و نمی‌توانم با این تسلط کم یک حکم کلی دربارۀ شعر جوان بدهم. چون واقعاً خیلی از جوان‌ها دیده و شناخته نمی‌شوند. به نظر من آن‌چه که باید قبل از شعر جوان بررسی کنیم، نحوۀ برخورد با شاعران جوان است و بعد از پرداختن به این مهم، می‌توانیم به شعر جوان بپردازیم و وضعیت شعر آن‌ها را بررسی کنیم.متأسفانه شاعران جوان هنوز بعد از این‌همه‌سال تریبونی پیدا نکرده‌اند که بتوانند خودشان را سالم معرفی کنند و لازم نباشد برای معرفی کردن خودشان از شخصیتشان تنزل پیدا کنند و تبدیل به آدم‌هایی شوند که خودشان نمی‌پسندند؛ درحالی‌که امروزه کسانی هستند که می‌توانند و باید شعر جوان امروز را معرفی کنند. تا وقتی که هنوز این تریبون ایجاد نشده و آدم‌ها هنوز جایگاه خودشان را پیدا نکرده‌اند، بعضی‌ها از حالا چهره هستند و تا آخر چهره می‌مانند. به عنوان مثال، افرادی مثل فاضل نظری در آغاز تجربۀ موفقی داشتند، اما این تجربۀ موفق در کتاب‌های بعدی ایشان تکرار نشد. متأسفانه ما هنوز اصرار داریم همان دید قبلی را در رابطه با آن‌ها حفظ کنیم. ایشان درست نمونۀ آدمی‌ست که خودش را دوست داریم و فکر می‌کنیم که شعرش هم لزوماً باید همان معیارها را داشته باشد.خوبی آن فرد را به پای خوبی شعرش می‌گذاریم و حاضر نیستیم شعر کسانی که مشهور شده‌اند، نقد شود و همیشه یک‌سری آدم‌های ممتاز از این جهت متمایز شده‌اند، نه از این جهت که شعرشان برجسته و ممتاز است. نمی‌شود دربارۀ شعر جوان صحبت کرد؛ چون هنوز شاعر جوانی نتوانسته پا به عرصه بگذارد که بخواهیم دربارۀ شعرش صحبت کنیم.

اما اگر به همین پیرامون محدود خودم مراجعه کنم، نمونه‌های خوبی را در شعر شاعرهای جوانی که سراغ دارم دیده‌ام. همان‌طور که من مشق می‌کنم، آن‌ها هم مشق می‌کنند.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
به بالا بروید