بخش پایانی مصاحبه با : دکتر عباس اقبال مهران

از نظر شما بزرگ‌ترین آسیبی که شعر جوان را تهدید می‌کند چیست؟

متأسفانه یکی از آفت‌ها و بلایایی که گریبان‌گیر شعر جوان است، همین گفتن از چیزی‌ست که تجربه نشده یا اتفاقی‌ست که نیفتاده یا کاری‌ست که شاعر انجامش نمی‌دهد. صحبت از جغرافیایی که شاعر تجربه‌اش نکرده؛ نیشابور و قونیه‌ای که شاعر تا به حال به آنجا نرفته، سماعی که نکرده و جانی که نداده. اما بیشتر این شاعرها روزی هزار بار برای معشوق جان می‌دهند و و هزار بار سماع می‌کنند و پنجرۀ اتاقشان همیشه رو به کوچه‌ای باز می‌شود که معشوقه‌ها با جلوه‌گاه فوق بشری در آن در رفت‌وآمد هستند. چنین احساس‌های تجربه‌نشده‌ای در شعر، عاقبت یک روز به شعر جوان ما آسیب می‌رساند. من فکر می‌کنم هر شاعر جوانی برای این که خودش را بشناساند، لازم نیست از نوشته‌های دیگران تقلید کند. هرچند شاعران جوانی هم هستند که دوست دارند از همان اول بدون تأثیر از دیگران شعر بگویند؛ اما متأسفانه تعدادشان کم است یا به علت عدم پختگی و دانش کافی پا را از نمونه‌های اول فراتر نمی‌گذارند و متوقف می‌شوند. بنابراین فراز و فرود در شعر جوان هست و من کم مجموعه‌شعری را سراغ دارم که بخواهم به عنوان نمونه‌ای خوب و موفق از شعر جوان نام ببرم. گویا فعلاً همه داریم مشق می‌کنیم و اگر کسانی هستند که به نمونه‌های والای شعری رسیده‌اند، پشت پردۀ رسانه‌ها و ملاحظات و نادیده گرفته‌شدن‌ها مانده‌اند و من آنها را نمی‌شناسم.

. چه شد که به این نتیجه رسیدید که سروده‌هایتان را چاپ کنید؟

وقتی دیدم کسانی که یک سال است در انجمن‌های شعری رفت‌وآمد دارند، تصمیم گرفته‌اند کتاب چاپ کنند، من هم به این نتیجه رسیدم که بعد از ده‌سال باید شعر چاپ کنم! البته این مزاح بود. ولی متأسفانه اینطور در ذهن ما جا انداخته‌اند که هر وقت کارت عالی شد، شعر چاپ کن و این را افرادی به ما  می‌گویند که در دورۀ شاگردی خود هر زمان که شعر گفتند، کتاب چاپ کرده‌اند، نه هر زمان که شعرشان عالی بود! شما دفترشعرهای اولشان را نگاه کنید و با دفتر شعر شاعران دیگر مقایسه کنید. اساتید هم در کارشان فراز و فرود داشتند و بسیاری از ناپختگی‌ها در اثارشان مشهود بوده است.نمی‌دانم این چه آموزشی‌ست که به شاعران جوان می‌دهند و می‌گویند هروقت که شعرت عالی شد، کتابت را چاپ کن! درصورتی‌که آن روز هیچ‌وقت نمی‌رسد. ما همین الآن هم می‌توانیم از دیوان حافظ غزل‌های زیادی را حذف کنیم، چرا که اگر ملاک میل ما باشد که یک سری غزل‌ها را عالی و یک سری از آن‌ها را ضعیف می‌بینیم. پس آن کمال کی باید اتفاق بیفتد و چه‌کسی تعیین می‌کند که حالا وقتش است و ما باید به کدام مرجع مراجعه کنیم که تأیید کند حالا وقت چاپ شعر است؟ دیدگاه‌ها متفاوت است. بنابراین من فکر می‌کنم که این حسی درونی‌ست که من بگویم هر وقت توانستم به این شعر مولوی که می‌گوید «هین سخن تازه بگو تا که جهان تازه شود!» عمل کنم و با شعرم جهان یک نفر را تغییر بدهم و تازه کنم، وقتش می‌رسد که با مشورت اساتید و رد شدن از نگاه تیزبین منتقدان، دست به گزینش اشعارم بزنم و اثر شسته‌رفته‌ای را به دست مخاطب برسانم.

به عنوان یک شاعر جوان انتظار دارید در شعر به چه افقی دست پیدا کنید؟

من به آینده‌ای امیدوارم که اگر عمری باشد در ده، بیست یا سی‌سال دیگر بتوانم در شعر وارد حیطه‌هایی شوم که تا به امروز کمتر پیموده شده و با جدیت افق خوبی را نشان بدهم. به‌قول استاد مؤدب در شب شعری شرکت کنم که حافظ و مولوی و سعدی در آن حضور داشته باشند و من پیش روی این شاعران بزرگ شعر بخوانم. این زمانش نامشخص است و فقط راهی‌ست طولانی که به شرط توفیق باید پیموده شود. من اگر در زندگی در چند مورد کمال‌گرا باشم، یکی از آن موارد شعر است و هیچ‌وقت دست از شعر نمی‌کشم. رابطۀ من و شعر رابطۀ تنگاتنگی‌ست و دوست دارم این رابطه آن‌قدر ادامه پیدا کند که من خیالم راحت باشد که خیلی از احساسات ناگفتۀ انسان‌ها را بیان کرده‌ام.

. در چه جشنواره‌هایی برگزیده شده‌اید؟

در جشنواره شرکت نمیکنم.

انجمن‌های شعری چه تأثیری بر شعر شما داشته است؟

انجمن‌های شعری برای نظم دادن به فعالیت شعری من و بالندگی اشعارم بسیار مؤثر بوده است. من خود را ملزم می‌کردم که تا جایی که می‌توانم، دست خالی نروم و در جلسه شعر بخوانم تا نقد شود. همین باعث شد که خودم به نقاط ضعف و قدرت شعرم واقف باشم. البته باید ابتدا انجمن شعری سالم و مفید پیدا کرد، بعد به‌طور مرتب رفت تا شعر رشد پیدا کند.

. در پایان یکی از شعرهایتان را برایمان بخوانید:

تو اگر ارمنی و من اگر ایرانی

ما به اندازه تاریخ تمدن داریم

ما همیشه دلی از آیینه و منطق دریا داریم

ارمنی ،ایرانی ،ما دو فرهنگ به زیبایی باران داریم

اتحادی داریم ،که از آن دشمن دجال هراسان گشته

ما نجابت داریم ،که از آن خاک وطن لاله فراوان گشته

برسانید به گوش همه ی مردم دنیا اینجا

ارمنی ،ایرانی ،دست در دست به فرهنگ و هنر می بالد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
به بالا بروید