گرد آورنده:آنیتا-آرزومانیان
منابع:سبک شناسی دکتر سیروس شمیسا
تأثیر زبان عربی بر زبان فارسی
شعر و ادبیات فارسی به دو بخش پیش و پس از اسلام تقسیم میشود.
که ادوار شعر شعر فارسی را میتوان به شکل زیر دسته بندی کرد:
سبک خراسانی:نیمه دوم قرن سوم-قرن چهارم و قرن پنجم.
سبک حد واسط یا دوره سلجوقی:قرن ششم
سبک عراقی:قرن هفتم،هشتم،نهم
سبک حد واسط یا مکتب وقوع و واسوخت:قرن دهم
سبک هندی:قرن یازده و نیمه اول دوازده
دوره بازگشت:اواسط قرن دوازده تا پایان قرن سیزده
سبک حد واسط یا دوران مشروطیت:نیمه اول قرن چهاردهم
سبک نو:از نیمه دوم قرن چهاردهم به بعد
این سبک ها مرز مشخصی ندارد و معمولا شاعران پایان یک دوره آغازگر دوره بعدند یا با آغازگران دوره بعدی معاصرند.
در ایران پیش از اسلام زبان های متعددی وجود داشته است که از همه مهمتر زبانهای پارسی باستان،اوستایی و پهلوی شمالی و جنوبی است. جز در مورد باستان که وجود شعر در آن زبان تردید است،در وجود شعر در سایر زبان ها هیچ شکی نیست. آن چه علی العجاله برای ما مهم است بحث شعر زبان پهلوی است نه اوستایی ( و فارسی باستان).زیرا این زبان جد بلافصل زبان فارسی دری است.به عبارت دیگر زبان پهلوی نزدیک تر از بقیه به زبان فارسی در ی است و زبان مردم ایران در اوایل ورود اسلام همان پهلوی بوده است و این که شعر به لهجه های ایالت مرکزی و جنوبی ایران را فهلوی می گفتند دال بر این مطلب است.پهلوی بر دو گونه بوده یکی پهلوی پارتی که زبان اشکانیان بود و همین است که بعد ها فارسی دری شده است.دوم پهلوی جنوبی که زبان دوره ساسانیان بود و مردم مدت ها تا تسلط کامل فارسی در ی به آن لهجه حرف می زدند و فهلوی میگفتند.
ریشه زبان فارسی و تمام زبان های دنیا
زبان فارسی یا پارسی، از زیرشاخه زبانهای ایرانی است. در نشست ادیبان و زبانشناسان اروپایی در سال ۱۸۷۲، زبان فارسی، زبان یونانی، لاتین و سانسکریت زبانهای کلاسیک جهان اعلام شدند.
زبان فارسی یکی از گویشهای قوم پارس بوده است که به جنوب غربی فلات ایران کوچ کرده بودند. با قدرت گرفتن خاندان هخامنشی از این قوم، زبان فارسی (در آن زمان پارسی باستان) به عنوان زبان رسمی و اداری در سرزمینهای امپراطوری هخامنشی گسترش پیدا کرد.
تأثیر زبان عربی بر زبان فارسی
به دنبال تسخیر ایران بهدست عربهای مسلمان که حدود دو قرن به طول انجامید به تدریج، زبان عربی جای زبان پهلوی را گرفت. پس از آنکه کتابهای پهلوی را ایرانیان مسلمان شده به عربی ترجمه شدند کمکم، زبان عربی به زبان اهل قلم، نویسندگان، شاعران و فیلسوفان تبدیل شد و کاتبان و میرزاها نیز زبان عربی را برای انجام کارهای خود برگزیدند. در این دوره به تدریج، واژههای عربی زیادی وارد زبان فارسی شد و برخی واژههای فارسی نیز به زبان عربی راه یافت. با وجود این، ورود واژههای عربی به فارسی سبب تغییر ساختار دستوری زبان فارسی نشد. در سدههای اخیر کوششهای مقطعی برای پالودن زبان فارسی از واژههای عربی انجام شد؛ بهویژه در دوران پهلوی تلاشهای سازمانیافتهای در این زمینه صورت گرفت.
بسیاری از تأثیرات زبان عربی بر زبان فارسی از آنجایی حاصل میگردند که در الفبای زبان عربی چهار حرف «گ چ پ ژ» وجود ندارد؛
درمورد «و» فارسی نیز عموماً آن را به «ف» تبدیل میکنند؛ بهکار نبردن این حرفها بهخودیِ خود در یک زبان ایراد بهشمار نمیرود، اما پس از ورود اسلام به ایران، الفبای عربی برای نوشتن خط فارسی بهکار گرفته شد. هجوم زبان عربی باعث ایجاد تغییراتی در زبان فارسی شد و سبب فراموشی و گاهی نابودی برخی از واژههای ایرانی شدهاست.
این دگرگونی در زبان فارسی تا آن اندازه گسترش یافته که حتی نام زبان «پارسی» به «فارسی» تغییر یافتهاست.
برخی از لغات تغییر یافته در زبان پارسی، بهدلیل نبودِ گ چ پ ژ در زبان عربی:
واژههای با واج «گ» (مانند گرگانی = جرجانی، زنگان = زنجان)
واژههای با واج «چ» (مانند چمکران = جمکران، چاچرود = جاجرود)
همچنین بسیاری از لغات فارسی که دارای واجهای «گ چ پ ژ» بودهاند بهجای دگرگونی در یک واج، بهصورت یکپارچه با واژهٔ عربیِ دیگری جایگزین شدهاند. (مانند کژدم>> عقرب، ژرفا>> عُمق، آرامگاه>> مقبره، واژه>> کلمه).
میلادی، زبان نوشتاری پهلوی از دیوان (فهرست باج و جزیه) زدوده و عربی جایگزین آن شد تا دامنه گسترش زبان و فرهنگ عربی دیوانسالاری را نیز دربرگیرد.بدینگونه دبیران و دیوانسالاران عراق، ناگزیر عربی را برای نگهداری آمار باج و خراج برگزیدند.
اثرات قاعدههای عربی
قانونها و قاعدههای (دستور زبان) زبان عرب نیز بر فارسی اثر بسیاری گذاشتهاست؛ یکی از آنها استفادهٔ جمع مکسر عربی است (مانند: ادویه، اَشرِبه، اغذیه، اساتید، بَساتین، دَساتیر، غذاها، استادان، بستانها، دستورها، خانها (یا خانان)، دهقانها (یا دهقانان)، بازارها، استورهها، عاشقها (یا عاشقان)، میدانها، کردها، افغانها، که همگی با افزودنِ «ها» جمع بسته میشوند نه بهصورت جمع مکسر عربی.
علامت جمع در فارسی «ها» و «ـان» و در محاوره در اکثر موردها، فقط «ـا» است، مانند: افغانیا، کُردا، بلوچا.
نشانههای جمع عربی
امروزه فارسیزبانان ناچارند که در کنار نشانههای جمع فارسی (یعنی «ان» و «ها»)، نشانههای جمع عربی را نیز بیاموزند؛
بهویژه جمع با «ین» در معلّمین (معلمان)، مورّخین (مورخان)، و مترجمین (مترجمان)؛ جمع با «ون» مانند روحانیون (روحانیان) و اجتماعیون (اجتماعیگرایان)؛ و جمع با «ات» در روحیات (روحیهها)، تأثیرات (تاثیرها) .
این شیوه جمع بستن عربی حتی به واژههای فارسی نیز کشیده شدهاست، مانند: ویرایشات (ویرایشها)، و بازرسان (بازرسان)؛ که البته جمع بستن واژههای فارسی با نشانههای عربی اشتباه است. حتی کاربرد جمع مکسّر عربی را در برخی واژههای فارسی نیز میبینیم، مانند دهاقین (دهگانان)، بساتین (بستانها)، دراویش (درویشان) و غیره. زمانی در دوره صفویه، حتی «توپ و باروت» را نیز به «اتواپ و بواریت» جمع میبستند.
امروزه شیوه جمع فارسی در حال برگشتن به سادگی نخستین خود (جمع به «ان» و «ها»)است. جز در مورد جمع به «ات» که در کنار واژههای پیشین مانند «دستورات (دستورها)، دهات (دهها)، سفارشات (سفارشها)، » و دهها نمونه دیگر، واژههایی مانند گزارشات (گزارشها)، و گرایشات (گریشها) هم شنیده میشود.
با این همه، رابطهٔ زبان عربی و فارسی در طیّ سدههای گذشته، بیشتر به صورت رابطهای دوستانه و زاینده بودهاست.
گذشته از این، زبان عربی تا جایی که توانستهاست بر زبان فارسی تأثیر گذاشتهاست و بعید است که در آینده بیش از این تأثیر کند. همچنین بسیاری از واژگان عربی که در فارسی کاربرد دارند، اکنون دارای مترادف فارسی نیز هستند؛ برای نمونه، واژه «مریضِ» عربی به «بیمارِ» فارسی یا «تعلیم» که به «آموزش» تبدیل شدهاست. خطری که امروزه زبان فارسی را تهدید میکند از سوی زبانهای غربی (مانند انگلیسی) است؛ که در زمینه وامواژهها و مهمتر از آن گرتهبرداری (در سه شکل «اصطلاحات و ترکیبات»، «معنایی» و «نحوی») زبان فارسی را تهدید میکند.
