نقش قومیت در ادبیات

تمدن و اعصار با گذشت از دالان تاریک اعصار به طور کامل نابود نشده و به مرور گسترش یافته و باعث ایجاد فرهنگ ها و زبان های مخلف در دنیا شده اند.همانطور که زبان یونانی در تمام منطقه مدیترانه شرقی گسترده بود.این زبان نه تنها در میان مردم یونانی نژاد بلکه در مصر،فلسطین و دیگر جاها رواج داشت.در در اغلب مناطق ایتالیا،اروپای غربی و شمال آفریقا زبان لاتینی معمول بود .

در کشور چند فرهنگی ایران هم از دیرباز تنوع قومی و زبانی یکی از ویژگی های شاخص این سرزمین است. ادبیات و قومیت هم مترادف و هم متضاد هم هستند چرا که ادبیات زبانی است جهانی که البته با توجه به جغرافیا و افکار و عقاید یک منطقه یا کشور شکل گرفته و در قالب شعر و داستان و … به وسیله قلم نویسندگان و روشنفکران بیان میگردد؛ اما زمانی که صحبت از قومیت میشود باید نادیده گرفته نشود  که خود این کلمه حاوی باری منفی است و تداعی گر تعصب،جنگ ها،خونریزی ها در دوران متفاوت تا اکنون بوده است.ادبیات آمیخته با فرهنگ هر کشور میباشد.به طور مثال بیش از 65 درصد از جمعیت ایران از نژاد فارس(پارس ) هستند.فارس ها از اعقاب نژاد ایلامی یا آریایی هستن که در هزاره دوم پیش از میلاد در فلات میانی ساکن شدند و نام پارس(پرشیا) را برای ایران برگزیدند. فارسی زبانان ایران ترکیبی از اقوام مختلف ایران باستان هستند.فارسی زبانان افزون بر ایران،در افغانستان،تاجیکستان،و سمرقند ازبکستان نیز ساکن اندکه این نواحی در زمان های دور جزئی از سرزمین ایران به شمار می آمده است.

از اقوام ایرانی میتوان به:

قوم آذری،پس از فارس ها بزرگترین قوم در ترکیب ملی ایران است،بیش تر در بخش های شمال غربی ایران در استا های آذربایجان غربی،آذربایجان شرقی،اردبیل،زنجان،قزوین استقرار دارند و ادامه آنها به استان های همدان و غرب گیلان گسترش یافته است). علاوه بر این در شهرهای تهران و قم و اراک نیز به صورت ادغام اجتماعی جمعیت بسیاری را شامل میشود.

قوم کرد،پس از فارس ها و آذری ها سومین گروه از ملت ایران به شمار می روند.عقیده عمومی بر این منطقه است که کردها از اقوام ایرانی و نژاد هند اوروپایی هستند کهاز حدود چهارهزار سال پیش در منطقه کردستان استقرار یافته اند.این قوم دسته ای از قوم آریایی هستند که ابتدا در اطراف دریاچه وان ،منطقه قفقاز و رود دجله پراکنده بودند و رفته رفته که انسجام قومی و قضایی پیدا کردند در منطقه کردستان کنونی مستقر شدند.از حیث ساختار و ریسه ،از شاخه های ایرانی محسوب میشوند و زبان آنان در زمره زبان های هندواروپایی است که در عین داشتن زیرساخت مشترک با زبان های ایرانی،نظیر بلوچی و پشتو و فارسی،گونه خاصی از زبان است که اقوام و گروهای کرد را به هم پیوند میدهد.

قوم ترکمن،ترکمن ها در قلمرو های متعددی پراکنده اند.آنها غیر از کشور ترکمنستان ،در کشورهای ایران،چین،افغانستان،ترکیه و عراق ساکن هستند.

ترکمن های ایران در استان گلستان،در سر زمینی واقع بین دو رود اترک و قره سو و در استان خراسان شمالی در بخش های قوچان،بجنورد و سرخس زندگی میکنند.از لحاظ قومی ترکمن ها خود را از نیای مشترک”آغوز” می دانند و احتملا یکی از مبانی هم گرائی میان ترکمنستان و ترکیه در روابط خارجی ،همین انگاره مشترک نژادی-قومی است.ترکمن ها خود به طوایف و گروه های مختلفی(یموت و گوگلان و …) تقسیم میشوند.

قوم لر،نام قوم ایرانی است که در غرب و جنوب غربی کشور ایران زندگی میکنند.این قوم دارای تقسیم بندی بسیاری است که در مهمترین و کلی ترین تقسیم بندی به دوشاخه لر بزرگ و لر کوچک تقسیم می شوند .لر بزرگ بیش تر در استان کهگیلویه و بویراحمد و فارس ،بوشهر ،چهارمحال و بختیاری،قسمتی از اصفهان،قسمتی از خوزستان و قسمت کوچکی از لرستان همدان،و شهرستان اندیمشک استان خوزستان مستقر هستند.

و همچنین اقلیت‌های دینی و نیز مذهبیِ به رسمیت شناخته شده، در ایران عبارتند از :

 ایرانیان زرتشتی، یهودی، صابئی، مسیحی، اعم ازآشوریان ایران و ارمنی‌های ایران تنها اقلیت‌های دینی شناخته  شده در ایرانن میباشند.

قوم ارمنی: ایرانی‌های ارمنی یا ارمنیان ایران یا ایرانیان ارمنی‌تبار (به ارمنی: گروه قومی از شهروندان ایران هستند که در تهران، اصفهان، تبریز، شیراز، رشت، بندرانزلی، اراک و سایر شهرها سکونت دارند. جمعیت آنان در ایران بین ۸۰ تا ۱۲۰ هزار نفر است. ایرانیان ارمنی بزرگ‌ترین گروه مسیحیان ایران هستند.

قوم یهود: حضور یهودیان در ایران، به بیش از سه هزار سال پیش و مهاجرت‌های اجباری یهودیان از اسرائیل به آشور، بابل و بخش‌های غربی و مرکزی ایران در طی چند دوره متوالی بازمی‌گردد. آنان در طول تاریخ با دیگر ایرانیان ارتباط تنگاتنگ فرهنگی و دینی داشته‌اند، به‌طوری‌که در سیاهکل یهودیان در ماه رمضان همراه با مسلمانان روزه می‌گرفتند و در کردستان در مراسم صوفیان شرکت می‌جستند. یهودیان در زندگی فرهنگی ایران حضور فعال داشته‌اند و برای خود هویت ایرانی قائل هستند اشاره کرد.

قوم عرب،عرب های ایران در بخش مرکزی و جنوب غربی استان خوزستان استقرار دارند .خوزستان به لحاظ توپوگرافی (ترسیم مکانی اعم از پستی و بلندی ها بر روی نقشه های جغرافیایی) و ساختار قومی و فرهنگی به دو بخش خوزستان مرتفع و خوزستان کم ارتفاع تقسیم میشوند. خوزستان مرتفع بین دشت های کم ارتفاع خوزستان و دامنه های غربی رشته کوه زاگرس واقع است.این بخش از نظر انسانی و فرهنگی،در واقع امتداد گسترده جغرافیایی بخش مرکزی است و اساسا محل قشلاق عشایر و ایلات لر و بختیاری ناحیه زاگرس به شمار می رود.به علت  غلبه فرهنگ ایرانی ،باید این منطقه را دنباله بخش مرکزی ایران دانست که در شرق و شمال جلگه خوزستان گسترش دارد و بر خوزستان کم ارتفاع مشرف است.

قوم بلوچ،در ناحیه جغرافیایی مشتمل بر جنوب شرقی ایران ،جنوب غربی افغانستان و شرق پاکستان مستقر است.بلوچستان ایران منطقه ای از کشور است که با ایالت بلوچستان در جمهوری فدرال پاکستان و ناحیه بلوچ نشین افغانستان پیوند فضایی و جغرافیایی دارد.از نظر قومیت و نزاد عدا ای از آنها را حبشی و  گروهی را عرب یا از نزاد دراویدی و عده دیگر نیز آن ها را قومی مرکب از نژادهای مختلف می دانند .

هنگامی که صحبت از زبان ها،نژاد،فرهنگ و تمدن ها میشود باید با احتیاط در مورد آنها مطالعه شود.چرا که مفاهیم و عناصر تفوق طلبی،نژادپرستی،اهداف استثماری و استعماری در شکل گیری تئوری مکتب های شناخت و تقسیم بندی تاثیر بسیاری گذاشته است و تقسیم بندی زبان ها و نژاد ها همراه با تعظیم و تحقیر بوده است.در این میان زبان گاها تابع جریانات فکری،عملی،سیاسی و اجتماعی میشود و گاهی هم خود هم چون متغییری مستقل یا وابسته عمل میکند.

و اما… گویش های ایرانی موجود در اسناد تاریخی و در زمان معاصر:

در اثار مورخان و جغرافیانویسان اسلامی ،گذشته از فارسی دری که زبان رسمی و اداری کشور ایران بوده است،و پهلوی  جنوبی(پارسیک) که تا سه چهار قرن بعد از اسلام زبان دینی ایرانیانی شمرده میشد که به آیین زرتشتی باقی مانده بودند، تعداد  گویش های معاصر ایران را دو هزار تخمین زده اند،همه زبان های ایرانی نو از مجموعه زبان های ایرانی نشات میگیرند،هرچند که همگی آنها ادامه زبان های ایرانی میانه و متنج از آنها نبوده اند،اما زبان های معیاری که در طول تاریخ غالب بوده اند،یعنی فارسی باستان و میانه و نو،مانند هر زبان معیار دیگر،ویژگی هایی را از گویش دیگر ،یعنی غیر فارسی جذب کرده اند.

مهم‌ترین‌ گویش‌های ایرانی امروز عبارتند از:

بختیاری و لری

کردی

بلوچی

تاتی در آذربایجان صحبت می‌شود که به آن «تاتی» می‌گویند. گویشوران این زبان در جمهوری آذربایجان (شمال شرقی شبه جزیره آبشوران) و برخی از نقاط داغستان زندگی می‌کنند. در بعضی از روستاهای آذربایجان ایران هم زبان تاتی هنوز رایج است. به طور کلی زبان تاتی حدود 110.000 نفر در روسیه به کار می‌برند.

تالشی «تالشی» یا «طالشی» در جلگۀ لنکران و سرزمین آذربایجان شوروی سابق؛ و در قسمت جنوب غربی دریای مازندران و در مرز ایران و شوروی سابق صحبت می‌شود. تعداد گویشوران این زبان را تا 150.000 نفر تخمین زده‌اند که از این میان، 100.000 نفر در شوروی سابق زندگی می‌کنند.

گیلکی در بخش گیلان و دیلمستان رایج بوده و هنوز مردم استان گیلان آن را در گفتار به کار می‌برند، گویش «گیلکی» است.

طبری یا مازندرانی در کرانۀ دریای خزر در استان مازندران کنونی و طبرستان قدیم رایج است. ااین گویش در گذشته دارای آثار ادبی قابل توجهی نیز بوده است. تعداد گویشوران به گویش طبری را نمی‌توان تعیین کرد اما در هر حال از یک میلیون نفر بیشتر است.

پشتو قدیمی‌ترین آثار زبان پشتو متعلق به قرن‌های نهم و دهم هجری است. تا چند صد سال پشتو تنها در گفتار به کار می‌رفته است و آثار ادبی به این زبان بسیار اندک بوده است. تنها از سی یا چهل سال پیش بود که دولت افغانستان پشتو را زبان رسمی کشور قرار داد و از آن به بعد، کتاب، روزنامه و آثار ادبی به این زبان پدید آمد و تدریس آن در آموزشگاه‌ها معمول شد.

اما با وجود تمامی تفاوت ها در گویش زبان و فرهنگ در سرزمین پهناور ایران عاملی که باعث پیوند قومیت ها و افکار و اندیشه های مختلف در این آب و خاک میشود ادبیات فارسی میباشد که ایجاد یکپارچگی و وحدت میان تمامی اقوام می شود.همانطور که یاد شده ادبیات به تنهایی میتوانند زبان مشترک اقوامی باشد که زیر یک پرچم با زبانی واحد فارغ از تفاوت ها زندگی میکنند.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
به بالا بروید