به نام خداوند بخشنده مهربان
از زهره تا زمین،حرف هایی که باید نوشت
گفتگو با سیده زهره مقیمی(نویسنده و نمایشنامه نویس) (بخش اول)
آغاز سخن یاد خدا باید کرد
خود را به امید او رها باید کرد
ای با تو شروع کارها زیباتر
آغاز سخن تورا صدا باید کرد
نویسنده و نمایشنامه نویس نقش مهم و تاثیرگذاری در ادبیات و هنرهای نمایشی ایفا میکنند. هر دو این نقش ها در انتقال ایده ها،احساسات و فرهنگ به مخاطبین خود نقش اساسی دارند.اما هرکدام با روش ها و قالب های متفاوت کار خود را انجام میدهند.آنها در قالب کلمات اهداف اصلی خود را آمیخته با احساسات خود و بر گرفته از واقعیت موجود در جامعه ،تاریخ،تمدن و فرهنگ و … بیان میکنند که گاها تاثیر ژرفی بر مخاطب می گذارد و او را در امواج پر تلاطم تفکر رها میسازد.
در حالی که نویسنده و نمایشنامه نویس به خلق آثار ادبی می پردازند اما روش ها و اهداف آنها متفاوت است چرا که نویسنده بیشتر روی خواندن و تحلیل متمرکز است در حالی که نمایشنامه نویس باید توانایی خلق شخصیت ها را داشته باشد.با این همه برای رهایی از دنیای آلیس که در سرزمین عجایب دچار سردرگمی و چندباورگونه شده انسان را از آن فضا به یک اتمسفر جدید با مختصاتی که متناسب با باورها،روحیات و احساسات او میباشد رهنمون میکند.
آنیتا آرزومانیان
مدیر مجله ادبی آنی
1- لطفا در مورد خودتان بگویید؟
سلام و عرض ادب به مخاطبان محترم مجله وزین آنی، و تشکر فراوان از سرکار خانم آرزومانیان عزیز. بنده سیده زهره مقیمی هستم، ۵۲ ساله اهل تهران و ساکن تهران، در سن پایین ازداوج کردم و دارای ۴ فرزند، سه پسر و یک دختر، دخترم کوچکترین فرد خانواده با ۲۰ سال سن در حال حاضر دانشجوی طراحی لباس است پسر ارشدم ازدواج کرده و یک نوهی ۱۵ ماهه دارم.
۲.از کجا و چند سالگی نوشتن را شروع کردید؟
در واقع از زمانی که الفبا رو یاد گرفتم. با خوندن کتاب سیندرلا عاشق نوشتن شدم خاطرم هست در سن ده سالگی دفتر شعری داشتم که شعرهاش مال خودم بود و البته آن دفتر احتمالا با دست مادرم به زبالهدانی خاطرات پیوست؛ چون بعد از ازداوج هرگز پیداش نکردم، اکثر اوقات در خلوت خودم مینوشتم ولی هرگز هدفی را دنبال نمیکردم. شش سال پیش به کلاسهای نویسندگی رفتم و نوشتن را به صورت حرفهای شروع کردم. اما کتابهایی که در حال حاضر به چاپ رسیدن مال قبل از آموزش دیدنم هستند.
۳.چه چیزی شما را به این حرفه جذب کرد؟
همیشه حسم راجع به نوشتن این طوری بود که وقتی مینویسم کسی به حرفهای ناگفته من گوش میده، و نوشتن در هر زمان شنوندهی بسیار خوبیاست، همین امر موجب اشتیاق من برای نوشتن شد، چون خودم را در نوشتن پیدا میکنم.
۴.فرایند خلاقانه شما چگونه است؟(از ایده پردازی تا نوشتن و بازنویسی را توضیح دهید؟)
شاید این راهکار مختص من نباشد و خیلیها با این ترفند مینویسند. بنده در هر مکانی که قرار میگیرم نکات ریز را با دقت میبینم و همان لحظه برای خودم ایدهپردازی میکنم و حتما جایی ثبت میکنم حتی شده یک طرح دو خطی و بدین صورت در زمانی مناسب برای طرح داشتهام داستانی مینویسم و در ضمن بنده حافظهی بلند مدت بسیار خوبی دارم مثلا خاطرم هست که در سه سالگی برای خودم داخل شیشهس شیرم آبقند درست میکردم و میخوردم و همین مزیت کلی در نوشتن به بنده کمک کرده و همچنان در بسیاری از نوشتههایم فلشبگ میزنم و از روزهای زیستهام مینویسم، شاید هم ترجیحا همانی نباشه که زندگی کردم و شکل آن را تغییر داده باشم ولی قطعا به یادآوری خاطرات کمک بسیاری در نوشتن به من کردند.
۵.چه چیزهایی به شما الهام میدهند؟
اینکه چه چیزی و چه وقت به نویسنده الهام میشود، مسلما هیچ نویسندهای نمیداند؛ اما یک باور که در همه نویسندهها مشترک است آن هم اینکه به هنگام نوشتن زمان از میان برداشته میشود و گذشت زمان احساس نمیشود و در یک آن وقتی چشمانم را باز میکنم میبینم چند ساعت بدون وقفه فقط نوشتهام و این احساس زیباترین احساس به هنگام نوشتن است، که وقتی برمیگردم میبینم مطالبی که نوشتم خودم را متعجب میکند که من چطور این را نوشتم و این معجزه نوشتن است.
۶.چالش های اصلی نمایشنامه نویسی چیست؟
چالش اصلی نوشتن نمایشنامه، ناآگاهی یک نويسنده از موضوع و یا طرح داده شدس، چرا که نویسنده بدون داشتن اطلاعات امکان نوشتن را ندارد پس در ابتدا بایست سواد خود را در آن موضوع به خصوص بالاتر ببرد و بیشتر بخواند و بیشتر بداند و چالش بعدی هم طیف خاص مخاطبین هستند و نوع سلیقه آنها در انتخاب نمایشنامه.
۷.چه سبک نمایشنامه نویسی را بیشتر می پسندید؟
سلیقه خودم نمایشنامه طنز هستش اما پیشنهادات تاریخی و اجتماعی هم داشتم و نوشتم.
۸.بیشتر نمایشنامه می نویسید یا به عنوان نویسنده فعالیت دارید؟
وقتی سفارش کاری را قبول میکنم عمدهی وقتم رو برای نوشتن نمایشنامه هزنیه میکنم و با اتمام و تحویلش به کارگردان به روال زندگی خودم و نوشتن داستانها برمیگردم.
۹.آثار کدام نمایشنامه نویسها و نويسنده ها را بیشتر مطالعه میکنید؟
عاشق نوشتههای صادق هدایت هستم. نوشتههای مظفر سالاری رو دوست دارم.نوشتههای خانم دبیفورد وجیمزکلیر و ویلکومب واشبرن و خیلی از نویسندههای درجه یک که دیگه همه میشناسند.
۱۰.بیشتر نوشته های شما در چه زمینه ای است؟
نوشتههای من اکثرا با موضوعات اجتماعی و خانوادگی هستند؛ اما اخیرا در ژانر وحشت هم ورود کردم.
۱۱.به نظر شما بیگانگی نسل جوان با ادبیات از کجا ناشی میشود؟
اگر من جایی بودم که میتونستم توصیهای به همهی ادمهای روی زمین داشته باشم، قطعا خواندن کتب غیر درسی و مناسب با سن مخاطب رو الزامی میکردم، نسل جدید نسلی بسیار با هوش و با ذکاوت و بسیار جسور هستند و من خیلی از مواقع بیشتر از اینکه به این نسل بخوام چیزی یاد بدم، ازشون یاد میگیرم. اینکه نسل جدید با ادبیات و تاریخ غریبه هستند میشود گفت کم لطفی اموزشها و دسترسی سریع به خبرهاست و متاسفانه همهی اینها دست در دست هم میدن و نسل جدید رو از ادبیات کهن ما دور و دورتر میکنند.
