مصاحبه با بانو سیده زهره مقیمی(بخش پایانی)

به نام خداوند بخشنده مهربان

از زهره تا زمین،حرف هایی که باید نوشت

گفتگو با سیده زهره مقیمی(نویسنده و نمایشنامه نویس)

آغاز سخن یاد خدا باید کرد                                                                                                              

 خود را به امید او رها باید کرد

ای با تو شروع کارها زیباتر    

آغاز سخن تورا صدا باید کرد

 

-اینکه این روزها بیشتر نمایشنامه های خارجی،یا به صورت اقتباس یا به صورت ایرانی شده اجرا میشوند را نگران کننده میدانید؟

خیر از دیدگاه بنده ابدا اکثر نمایش‌های دنیا اقتباس شده از روی فیلم و کتاب‌ها هستند و به هیچ عنوان مشکلی ندارد.

.ما تاریخ و فرهنگ بسیار غنی ای داریم،چطور می‌توان از این ظرفیت در نمایشنامه ها و داستان هایتان استفاده کنید؟

به شدت با شما موافقم،  ایران ما دارای تمدن و تاریخی بسیار غنی هست و نويسنده در زنده نگه داشتن این اصالت می‌باید کوشا باشند.

هرکس به وسع خودش قدمی در این وادی برمی‌دارد که این فرهنگ لا‌به‌لای دیگر فرهنگ‌ها تباه نشود. بنده هم در این زمینه خیلی تلاش کردم، و همچنان ادامه خواهم داد.

.بیشتر به چه سبکی علاقه دارید؟

علاقه‌مندی من بیشتر فیلم‌نامه نویسی است آن هم از نوع  طنز و کمدی، کار کودک را بسیار دوست دارم ولی هیچ تجربه‌‌‌ای  راجع بهش ندارم امیدوارم در آینده بتونم راجع کودک هم کاری ارائه بدم.

.ایا رمان چاپ شده ای دارید؟

 بله دوتا کتاب چاپ شده دارم اولیش نارین که مجموعه چند تا داستان کوتاهه و دومی رمان برزخ که در زمان شیوع کرونا نوشته و چاپ شد، و همچنین به تازگی یک کتاب با ژانر طنز اجتماعی نوشتم و در حال چاپ هستش. و همچنین چندتا از کارهام در  فصلنامه صدیق نیز به چاپ رسیده.

.نمایشنامه از شما به روی صحنه رفته است؟(اگر بله توسط چه کارگردانی و کجا؟)

بله نمایشنامه‌ی طنزی برای آقای بهشتی نوشتم که در شهر یزد به روی پرده رفته.

.چه اوقاتی از شبانه روز مینویسید؟

شرایط زندگی من طوری هست که کمتر پیش میاد حریم خصوصی داشته باشم، هر جایی که گوشه‌ی دنجی پیدا کنم از آین فرصت طلایی استفاده می‌کنم؛ اما در اکثر مواقع صبح زود قبل از طلوع آفتاب شروع می‌کنم، چون همه خوابن ودر خانه سکوت برقراراست بهترین بازدهی را از نوشتم می‌گیرم.

.عجیب ترین شخصیتی که تا به حال خلق نموده اید چه بوده؟

به نظر خودم در داستان کوتاه پنجه شیطان با خانمی ۸۶ ساله که کارهای ماورایی انجام می‌داد عجیب‌ترین کارکتر رو خلق کردم.

.تا به حال با کارهایتان گریه کرده اید یا شاد شده اید؟

بله، من در اکثر نوشته‌هام با شادی‌هاشون شاد بودم و در غمشان گریه کردم. یک داستان کوتاه به نام آدم برفی در مجموعه نارین نوشتم که در هر بازخوانی کلی اشک ریختم و هنوز هم همین‌طوره  یا داستان بستنی یخی یا زائر دست شکسته هر باری  که بخونم گریه می‌کنم.

.چقدر شخصیت خودتان را وارد داستان هایتان میکنید؟

 اون اوایل که نوشتن رو تازه شروع کرده بودم بیشتر نوشته‌هام حوالی شخصیت خودم بود، مدتی هست که تلاش می‌کنم موقع نوشتن از خودم فاصله بگیرم. وکارکترملموس‌تری رو خلق کنم.

.حرف یا پیشنهادی برای کسانی که در ابتدای راه هستند؟

 می‌خوام به کسانی که تازه پا در این عرصه گذاشتن بگویم تا می‌توانید بخوانید بخوانید و بخوانید…

 برای زیباتر نوشتن باید بیشتر خواند و در کنارش از نوشتن مستمر نیز بهره برد.

. و سوال آخر…نويسنده کیست؟

بی‌گمان نویسنده همان عاشق بی دست‌ و پایی ست که به هنگام اعتراف به دوست داشتن لکنت زبان می‌گیرد. من عقیده دارم نوشتن عشق است و خلق داستان هنر، بدون عشق زندگی ممکن نیست و این نویسندس که انتخاب کرده عاشقانه زندگی کند، و هیچ نیرویی حق تصرف آن را ندارد، نویسنده‌ها تنها افرادی هستند که تنهایی را می‌ستایند و از آن لذت می‌برند.

.اگر حرفی یا سخنی یا سوالی که بنده نپرسیدم و شما مایلید در موردش صحبت کنید بفرمایید؟

روی حرفم با آن افرادی است که از شرایط زندگی اجتماعی و اقتصادی و یا سن وسال برای خودشان دیوار ضدنفوذی درست کرده‌اند، همه‌ی ما می‌دانیم که دیوار بهانه‌ها همیشه بلند است. تا دیر نشده کاری برای خودمان انجام بدیم کاری که با آن کیف کنیم چه بهتر که آن کار هنر باشد. در نهایت باز هم می‌خوام از سرکار خانم مانیان تشکر کنم.

 به امید موفقیت  روز افزون برای تک‌تک مخاطبین محترم.

 سیده زهره مقیمی

با نهایت سپاس از حضور شما بانو سیده زهره مقیمی

در “مجله ادبی آنی” با آرزوی سربلندی و شادکامی برای شما هنرمند عزیز.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
به بالا بروید