به نام خداوند بخشنده مهربان

 

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست       

عاشقم برهمه عالم که همه عالم از اوست

نویسنده فردی است که با استفاده از کلمات، داستان‌ها، مقالات، شعرها، و سایر اشکال ادبی را خلق می‌کند. نویسندگان می‌توانند در حوزه‌های مختلفی مانند رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، فیلمنامه، شعر، مقاله، و غیره فعالیت کنند. آن‌ها از زبان، سبک، و تکنیک‌های مختلفی برای انتقال ایده‌ها، احساسات، و تجربیات خود به خوانندگان استفاده می‌کنند.

نویسندگان می‌توانند خودآموز باشند یا از طریق تحصیلات آکادمیک آموزش ببینند. آن‌ها اغلب با الهام از تجربیات شخصی، مشاهدات، تحقیقات، و تخیل خود، آثار خود را خلق می‌کنند. نویسندگی یک فرآیند خلاقانه است که نیازمند مهارت‌های زبانی، تفکر انتقادی، و توانایی بیان ایده‌ها به شیوه‌ای جذاب و مؤثر است.

نویسندگان می‌توانند برای مخاطبان مختلفی بنویسند، از کودکان گرفته تا بزرگسالان، و می‌توانند در ژانرهای مختلفی از جمله علمی-تخیلی، فانتزی، عاشقانه، جنایی، تاریخی، و غیره فعالیت کنند. آن‌ها می‌توانند آثار خود را به صورت مستقل یا با کمک ناشران منتشر کنند. نویسندگی یک حرفه مهم و تأثیرگذار است که به شکل‌دهی فرهنگ و جامعه کمک می‌کند.

 

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما جناب آقای اکبر کاظمی خوشحالیم که در محضر شما بزرگوار هستیم:

به نام نقاش بال پروانه ها  –  با عرض سلام و درود – قبل از هرچیز می خواستم از تمامی دست اندرکاران و مسئولین نشریه ی ارزشمند آنی تشکر و قدردانی بکنم که در آگاهی بخشی و برانگیختن حس و علاقه به مطالعه در مردم بویژه نسل جوان تلاش بی وقفه می نمایند . باعث افتخار اینجانب است که برای گپ و گویی دوستانه انتخاب شدم که در خدمت شما عزیزان باشم . در خدمتتان هستم هرامری یا پرسشی دارید بفرمایید !             

     

۱/لطفا در ابتدا خودتان را معرفی کنید؟

 من اکبر کاظمی متولد ۱۲/۳/۱۳۳۲ در شهرستان زنجان و فارغ‌التحصیل دانشسرای مقدماتی زنجان در سال ۱۳۵۲ نویسنده‌ی رمان مژگان و چندین داستان کوتاه !  

2 /چه چیزی باعث شد که به نویسندگی روی آورید؟    

 از کودکی علاقه ی زیادی به مطالعه داشتم ! یک علاقه ی دیوانه وار ! میخواستم هرچه نوشتنی بود بخوانم و بخوانم و بخوانم ! تا اینکه به مرحله ای رسیدم که احساس کردم این علاقه کم کم تبدیل می‌شود به نوشتن ! ( وسوسه ی کاغذ سفید ) در این دوران هر کاغذ سفیدی انگار مرا می‌خواند حتی پاکت سفید سیگار ! هرچی سفید می دیدم می خواستم بنویسم و سیاه کنم ! 

 

   

۳/چه کسی یا چه چیزی الهام بخش شما در نویسندگی است؟

این علاقه کم کم شکل خاص خودش را پیدا کرد و نویسندگان بزرگ کشورمان که آثارشان را قبلا بارها و بارها خوانده بودم به نوعی الهام بخش نویسندگی در من شدند و شروع کردم به نوشتن داستانک های کوتاه و بچگانه.

۴/چه چالش هایی در نویسندگی وجود دارد که با آن مواجه بودید؟

مهمترین چالش در نویسنده گی من ؛؛ وسواس شدیدم بود ! هرچیزی که می نوشتم با نوشته های بزرگان این عرصه مقایسه میکردم می دیدم اصلا قابل مقایسه نیستند ! تعداد اندکی از اطرافیانم که نوشته های مرا می خواندند تعریف و تمجید می کردند ولی من نمی توانستم خودم را راضی کنم ! ( به اشتباه انتظار داشتم مثل بزرگواری که سالها قلم زده و نوشته هایش به نوعی از شاهکارهای ادبی محسوب می‌شوند بنویسم که انتظار نابجایی بود ! ) 

۵/ایده اصلی آثار شما چگونه شکل میگیرد؟

دیدن آدم ها و دقت در زندگی آنان و روابط آنها با هم و چرایی آن رابطه ها ؛؛ ناگهان در مغزم جرقه ای زده می‌شود و ایده ای شکل می‌گیرد.  گاهی هم فقط یک کلمه ! به قدری در ذهن خویش به بازی میگیرم تا ایده ای اصلی تر شکل بگیرد بعد روی کاغذ ریخته می‌شود و مراحل بعدی که در نهایت تبدیل به یک داستان می‌شود!!!

۶/شخصیت های اصلی رمان های شما چطور شکل میگیرند؟آیا از شخص خاصی الهام میگیرید؟

شخصیت های اصلی داستانم را در اطرافیانم و با کسانی که برخورد میکنم پیدا کرده نقشی در ذهن من شکل می‌گیرد که گاهی با خود واقعی آنان بسیار متفاوت هست اما جرقه ی اصلی زده شده و قلم دیگر در اختیار من نیست !!

۷/چه پیامی را دوست دارید از طریق رمان به خواننده منتقل کنید؟

سعی میکنم تجربیات خودم و برداشتی که از زندگی دیگران دارم را به تصور خودم به نسل جوان به صورت یک تلنگر بزنم و به آنها منتقل کنم به صورت عبرت آموزی و یا پند گیری غیر مستقیم ! و شاید نشان دادن راه هایی که بنظر خودم درست هستند به نوجوانان و جوانان و دیگر هم سن و سالان خودم !! 

۸/به نظر شما رمان چه نقشی می‌تواند در جامعه ایفا کند؟

هنر بطور کلی و ادبیات داستانی بطور اخص بنظرم می تواند بسیاری از معضلات و مشکلات فرهنگی و حتی مادی را حل کند آنهم در زیباترین شکل آن که بستگی به میزان مهارت نویسنده دارد ! 

۹/یک خانه جالب از زمان نوشتن رمان‌هایتان برای خوانندگان تعریف کنید؟

یکی از خاطرات تلخ زمان نوشتن رمان اینست که : به آنجا که می رسیدم که سعید از مژگان متنفر میشد و از هم جدا می شوند برایم تداعی می شد و اشکهایم چنان سرازیر می شدند که کاغذ خیس شده و نوشته ها در هم قاطی می شدند و مجبور می شدم بگذارم کنار تا وقتی دیگر!!!!!!

۱۰/چند مجموعه از شما تا به امروز به چاپ رسیده؟

متاسفانه فقط رمان مژگان را توانسته ام به چاپ برسانم و حدود ۳۰ داستان کوتاه هم آماده ی چاپ دارم که به دلیل گرانی بیش از حد کاغذ و چاپ و غیره توان مالی چاپ ندارم ! حتی برای تجدید چاپ رمان مژگانهم به همان دلیل درمانده ام ! نمیدانم اطلاع دارید یا نه ؟ نویسندگان معروف و سرشناس نه تنها هزینه ای برای چاپ کتابشان نمی کنند بلکه قبلا مبلغی پیش دریافت از ناشر می گیرند بعد قرارداد می بندند ! اما کسانی مثل من که خودم را به ناحق بین این بزرگان جا زده ام و شناخته شده نیستم باید کل هزینه ی چاپ را خودم قبلا و از جیب مبارک پرداخت کنم . چنانچه وامی در اختیارم قرار بگیرد هم رمان مژگان و هم چندتا از داستان‌های کوتاه را چاپ خواهم کرد .

۱۱/به نظر شما یک رمان خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

رمان در انواع ژانرهای مختلف نوشته می‌شوند.  من شخصا سبک رئالیسم را می پسندم چون واقعیت دارد !! شاید بتواند برای قشر عظیم خوانندگان که جوانان هستند هم جذاب و آموزنده باشد و هم سرگرم کننده !!! 

۱۲/نویسنده مورد علاقه تان چه کسانی هستند و چگونه بر شما تاثیر گذاشته اند؟

من اکثر نویسندگان ایرانی را دوست دارم کلاسیک و معاصر و غیره ! بطور درهم در ذهنم می آیند : محمود دولت آبادی ؛؛ هوشنگ گلشیری

جواد مجابی ؛ مسعود بهنود احمد محمود ، جلال آل احمد ، صادق هدایت ، محمدعلی جمالزاده ، سیمین دانشور رضا براهنی و غیره ! چگونگی تاثیرشان شاید در قلم شان باشد یا فکری که در پشت این قلم پنهان شده وهم سبک نوشتن !!

۱۳/توصیه شما برای کسانی که می‌خواهند وارد دنیای نویسندگی شوند چیست؟

مطالعه مطالعه مطالعه !!! زیر بنای اهل قلم شدن فقط مطالعه است و تمرین ! فکر میکنم همه می‌دانند برای خوب نوشتن اول باید خوب خواند بسیار هم خواند ، تمرین هم که قلم را صیقل می‌دهد،  تفکر خوب با قلم گیرا و موضوع جالب یک جا جمع شوند بنظرم کسانی را هم که رغبت چندانی به مطالعه ندارند راهم بخود جلب می‌کند!

۱۴/اگر سوالی بوده نپرسیدیم و شما دوست دارید بیان کنید خواهش میکنم بفرمایید؟

دوست دارم نحوه ی فروش رمان مژگان را برایتان شرح دهم : وقتی کتاب‌ها( ۱۰۰۰ جلد ) رسید نشستم به تماشای آنها : خب ! چاپ کردیم بسلامتی ؛ حالا چگونه بفروشیم ؟؟ اول مقداری تراکت تبلیغات چاپ و پخش کردم ! بعد در شبکه ی مجازی به چند کتابفروش شهرمان هم چند جلدی امانی دادم اما بجز کتابفروشی شهر کتاب و کتابکده ی فرهنگ :: دیگران همکاری نکردن !! تا اینکه روشی به خاطرم رسید : ساک دستی را برداشتم حدود ۵۰ جلد جا می شد

پر کردم روانه ی درب ورودی ۳ تا دانشگاه : سراسری( دولتی ) و آزاد و پیام نور !

یکی دوجلد تو دستم رفتم درب ورود و خروج !! دیدم آقایان چندان تحویل نمی گیرند رفتم طرف خواهران ! هر دختر خانوم دانشجویی که وارد یا خارج می شد می رفتم جلو وبعد سلام می پرسیدم : رمان منو دیدید ؟ با تعجب نگاهم می‌کردند کتابفروش بساطی کنار خیابان دیده بودند اما اینکه نویسنده ای خودش با دست خودش کتابش را بفروشد برایشان عجیب بود ! آنها اول به من بعد به عکس من در پشت کتاب نگاه می‌کردند بعد می دیدند یکی هستند ذوق زده می شدند ورق می‌زدند و خواهش می‌کردند صفحه ی اول کتاب را امضاء کنم منم دوسطری از شود سهراب جان سپهری می نوشتم و امضاء میکردم ! آنهاهم تو این فاصله پول کتاب را آماده می‌کردند!!! اینگونه من کتابم را فروختم ! چند ماه پیش با مسئول یک انتشاراتی معروف با سابقه ی حدود یکصدسال صحبت می کردیم می گفت : ما اینجا در مرکز کشور و پایتخت ۲۵۰ جلد کتاب نمی توانیم بفروشیم ( بجز کتاب درسی ) تو در یک شهرستان کوچک چگونه یکهزار جلد کتاب اونم در مدت کم فروختی ؟ چون به روح مادرم قسم داد گفتم !!خیلی از این فکر بکر تعریف کرد! و گفت     زنده باد  !! آفرین !! 

/اگر سوالی بوده نپرسیدیم و شما دوست دارید بیان کنید خواهش میکنم بفرمایید؟

با آرزوی موفقیت و سربلندی و تندرستی برای کلیه کسانی که در این حوزه تلاش می‌کنند از دست اندر کاران مجله ی خوب آنی تشکر میکنم و همگی شما را به آفریننده ی زیبایی ها و نقاش بال پروانه ها می سپارم !

با احترام : اکبر کاظمی از زنجان

 

با نهایت سپاس از حضور شما گرانقدر جناب اقای اکبر کاظمی

برای حضور سبز شما در مجله ادبی آنی، با آرزوی موفقیت و شادکامی.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
به بالا بروید