مصاحبه با جناب آقای “رشید وطن دوست”

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

چراغ دل به نور جان برافروخت

 

اپرا، یک هنر دراماتیک چند وجهی است که حواس را به اوج می‌رساند و احساسات را برمی‌انگیزد. این هنر، تلفیقی است از:

آواز، موسیقی، نمایش، داستان میباشد.

اپرا در طول تاریخ تکامل یافته است و سبک‌ها و رویکردهای مختلفی را در بر می‌گیرد. از اپراهای باروک هندل و مونته‌وردی گرفته تا اپراهای رمانتیک وردی و واگنر و اپراهای مدرن برن و گرس، اپرا همواره به عنوان یک هنر زنده و پویا به تکامل خود ادامه داده است.

به طور خلاصه، اپرا یک هنر جامع است که موسیقی، آواز، نمایش و داستان را در هم می‌آمیزد تا تجربه‌ای بی‌نظیر و فراموش‌نشدنی را برای مخاطب ایجاد کند.

 

امروز در حضور یکی از سولیست ها محبوب اپرا در ایران هستیم

جناب آقای “رشید وطن دوست”

با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد بزرگوار با نهایت سپاس از شما که دعوت ما رو پذیرفتید و در مجله_آنی حضور دارید.

لطفا خودتان را معرفی کنید؟

درود بر شما امیدورام که روز خوبی داشته باشید.

بنده رشید وطن دوست هستم خواننده، سولیست و آرتیست  اپرای تهران بودم، که حدود 95- 36 اجرای اپرا در نقش های مختلف داشتم.

متولد تبریز هستم،بعد از اخذ دیپلم به تهران آمدم و به استخدام اپرای تهران در تالار رودکی درآمدم.

 چگونه وارد دنیای موسیقی شدید؟و از چند سالگی؟

عرض شود که من در حدود 5-6 سالم بود که در تبریز که با خانوادم زندگی میکردم ما در خانه یک گرامافون ذغالی داشتیم،صفحات ذغالی رو که از اپراهای معروف دنیا بو. یکی از خواننده های معروف دنیا به نام ماریو لانزا و دومی آرولیانو پرتیله و انریکو کارازو اینا صفحاتی بود که پدرم برای من خریده بود و من اینا رو گوش میکردم و به محض تموم شدن اپرا من گریه میکردم که دوباره بزارید ، دوباره میزاشتن.

حدود 14-15 سالم بود که در تبریز بودیم و همیشه من در یکی از اتاق های قدیمی آپارتمان که 5-6 اتاق داشت در یکی از آنها برای خودم میخوندم.

مثلا اپراهای آرشی مال آلان(Arşın Mal Alan) رو میخوندم ساخته اوژین حاجی بیکو از کوراوغلو میخوندم .

که آن هم آهنگسازش اوزیر حاجی بیگ اف(Üzeyir bəy) بود.

اون موقع داشتم در یکی از همین اتاق ها میخوندم که پدرم آمد و چون تعداد اتاق ها بالا بود من اطلاع نداشتم که مهمان داشتیم از اطراف تبریز یک خانواده 8 نفره،وقتی پدرم وارد شد به من گفت:آخه این چیه که میخونی و تمام مدت داد میزنی و من عذرخواهی کردم و اضحار بی اطلاعی از حضور مهمانان و از من یک سوال پرسید:شما چه شغلی میخوای برای آیندت انتخاب کنی؟ و من در جواب گفتم که میخوام خواننده اپرا بشم پدرم با پوزخندی گفت:آخه این هم شغل شد که میخوای برای خودت پیدا کنی؟برو دنبال یه شغل حسابی و خوب(خواننده اپرا شدن هم شغله؟) من هم در جواب گفتم :عاشق اپرا هستم میخوام خواننده اپرا بشم و در نهایت بدون هیچ مشکلی قبول کرد.

در مورد آموزش های آوازی خودتان بگویید،با چه اساتیدی کار کردید؟

 وقتی من از دبیرستان فردوسی دیپلمم رو گرفتم به تهران آمدم نزد آقای علی سلیمی ایشان رهبر ارکستر آذربایجانی بود و آهنگساز  ترانه و معروف آیرلق به معنی جدایی و همچنان خودشان نوازنده تار بودند که حدود 12 نفر جز ارکستر ایشان بودند که خودش رهبر ارکستر بود؛ ایشان منو در تهران پیدا کردند در سال 1345 بود که گفتن:من میخوام شما خواننده این ارکستر باشید این ارکستر هم از قول آقای سلیمی میگم که “وابسته به وزارت فرهنگ و هنر هست که تمرینات ما در خیابان ملک که نرسیده شریعتی هست  اون موقع یه موسسه ای بود به نام فولکلور ایران وابسته به وزارت خونه فرهنگ و هنر بود که من اونجا حدود 1 سال من سولیست ارکستر اقای سلیمی بودم.که اتفاقا در آن ارکستر اسماعیل چشم آذر هم در آنجا نوازنده کمانچه بود پدر ناصر چشم آذر و منوچهر چشم آذر که ناصر رو خدا بیامرزه روحش شاد ولی منوچهر در آمریکا هستند.بعد 1 سال آقای منوچهر بگلری که خودشان نوازنده ترومپت بود در ارکستر سمفونیک تهران که رهبری ارکستر هم آقای حشمت سنجری بود(روحشان شاد)،

سپس آقای منوچهر بگلری به من گفتند که همراه ایشان پاپ بخونم و من هم پذیرفتم و من 1 سال هم با ایشان که ارکستر داشتند پاپ خوندم و به این ترتیب شد آخر سال 1346.خود آقای منوچهری بگلری گفت:” رشید جان شما یک صدای اپرایی داری و گفتند که یک آقایی از آلمان به نام عنایت رضایی آمده که خواننده اپرا استخدام میکنه برای اپرای تهران در تالار رودکی،بیا بریم و امتحان بده  و من هم پذیرفتم فقط گفتم منوچهر من هیچی بلد نیستم ولی ایشان گفتند شما بیا بریم،صد در صد قبولی.

تحصیلات آکادمیک خود را کجا گذراندید؟

” منو برد پیش اقای عنایت رضایی مدیر کل اپرای تهران خودش هم کارگردان اپرا بود هم خودشم خواننده باریتون بود.

* توضیح در مورد رنج صداها (تنور هست که خودم تنور هستم،باریتون صدای وسط و باس هم هست صدای پایین باریتون این در صدای آقایان هست)

در صدای خانمها سوپرانو داریم که رنج صدا مثل تنور هستش،متسو سوپرانو داریم که رنج صدا مثل باریتون هستش و آلتو داریم که مثل صدای باس هستش).

 من در اونجا آقای عنایت رضایی که در اتاقش پیانو هم بود گفت سلفژ بلدی؟ نت خوانی بلدی؟ من هم گفتم خیر نمیدونم و ایشانم هم گفتند که من هر نتی که میزنم شما فقط صدا رو دربیار(خودش با تمرین نشان میداد)، و در آخر گفت گوش خوبی داری و قبول میشی و در اپرای تهران قبولم کرد ، برای من 3 تا کلاس گذاشت کلاس اول رو که گذاشت گفت که باید صداسازی کار کنی.

2 تا از خوانندگان معروف ایتالیا بودند به نام جوزپه تاده ای و میکل کازاتوپیش این عزیزان صداسازی کار کردم ، چون خود تالار رودکی (آقای رضایی) این کلاس ها رو برای من گذاشته بود، از کلاس صداسازی به کلاس سلفژ(آقای اسکندری و زابلی آقای سیلویو که اهل ایتالیا بود و ایشان گفت که باید زبان ایتالیایی یاد بگیری و آقای رضایی هم گفتند چون اپراها همه به زبان ایتالیایی هستند باید بلد باشی و از سال 48 به مدت 2 سال این کلاس ها رو گذراندم و از سال 48 آقای رضایی منو برد روی صحنه.

در چند اجرا نقش آفرینی کردید؟

و اولین اپرایی که اجرا کردم نقش افسری بود در اپرای آرایشگر سویل اثر روسینی.

بعد از اون اپرای ریگولتو(Rigoletto ) رو خوندم نقش بورسا رو که آهنگساز جوزپه وردی بود. یک ارکستر 60-70 نفره بود که رهبر ارکستر هم آقای مانریکو دتورا بود.

سومین اپرا نابوکو بود آهنگساز جوزپه وردی بود نقش آبدالو رو داشتم

چهارمین اپرا لاترابیاتا رو خوندم نقش گاستون

 بعد اپرای لوچیا دی لامرمورآهنگساز دونیزتی نقش آرتورو

سپس در یک اپرای آلمانی به نام هنزل و گرتل که برای بچه بود که مدیر کل اپرا آقای رضایی و آقای محمود خوشنام این اپرا رو ترجمه کرده بودن به فارسی که نقش جادوگر رو به من دادند که خیلی هم سخت بود.

اولین نقشی که در بین این 35-36 تا اپرا خوندم یعنی هنزل و گرتل بود که نقش جادوگر رو داشتم(با تاکید)

کدام نقش را بیشتر دوست داشتید؟

همین نقش جادوگر(ویچ) و بعد از این اپرای اتللو نقش کاسیو رو خوندم که این رابطه اتللو-دزدمونا رو که کاسیو(من خوندم) با دیاگو که در آن اپرا باریتون بود که نقشه میکشیم که بیا روابط بین این دونفر رو به هم بزنیم.

بعد از اون زیاد اپرا خوندم مثلا واگنر-هلندی سرگردان(نقش ملوان)

فیدلیو(بتهوون) و …

بعد از انقلاب اپرا و باله  رو منحل کردن چرا که ما هم اپرا هم باله و هم ارکستر سمفونیک(ملی) داشتیم.

چه چالش هایی در موسیقی وجود داشت که با آن مواجه شدید؟

خیلی بود.مثلا وقتی بعد از انقلاب اپرا رو منحل کردن من حالم خیلی بعد شد،مریض شدم، گریه کردم چون واقعا عاشق اپرا بودم و البته هستم. الانم که در خدمت شما هستم،هستم

من سالها حالم بد بود.بعداز انقلاب هم حکم منو زدن که شما مارش رو خوب میتونید بخونید و به این ترتیب حکم منو زدن سولیست ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی تهران(فرهاد فخرالدینی) که با توجه به  این من یک تعدادی مارش اجرا کردم که آخریش هم سرود .رزشکاران بود ساخته آقای نادرمرتضی پور 22 سال پیش بود که زمانی که تیم ملی رفت استرالیا و برنده شد که گاها پخش میکردند.

کدام آهنگسازان اپرا را بیشتر میپسندید؟چرا؟

چوزپه وردی چون اپراهای زیادی نوشت و پر از ملودی بود  و سپس دونیزتی اونم ایتالیایی بود و ملودی های زیبایی داشت بعد روسینی اونم زیبا بود. بیزه که کارمن رو نوشته (فرانسوی بود)

ولی زیباترین ملودی ها که در اپرا نوشته شده بود اثر جوزپه وردی بود.

به نظر شما یک خواننده اپرا چه ویژگی هایی باید داشته باشه؟

ببینید خیلی ها نمیدونن معنی اپرا چیه یعنی خیلی وقتها فکر میکنن طرف میخونه داد میزنه ولی اینطور نیست اپرا یک موزیک کاملی هستش یعنی شامل(لباس-گریم-بازی-ارکستر حدود 60-70) نفر که موقع اجرا یه چشم باید به رهبر و یکی به بازی خودت چونکه ممکنه در یک اپرا که چندین خواننده داره باید حواست به رهبر باشه چون اگر یک چنگ جابه جا بشه همه چیز بهم میخوره حتی با وجود رهبر. به همین دلیل اپرا یک موزیک کاملی هست چون هم رچیتاتیو داره(دیالوگ)-بازی- گریم-لباس-دکور- باله در کل کامل هستش.

با توجه به تبحر و تجربه شما ارزیابی تان از موسیقی ایران به ویژه موسیقی آوازی امروز ما چیست؟آیا شرایط موسیقی تغییر کرده و بهتر شده است؟

من که خودم از 20 سالگی اپرا میخونم و تخصصم اپرا هست و آذربایجانی هستم و بسیا هم اذربایجانی هم خوندم کنسرت دادم در تبریز و تهران  با آقای فرهاد فخرالدینی،در مجموع موسیقی ما در ایران قوی نیست و ضعیفه.شما برو آذربایجان باکو ببینیند در آنجا هر موسیقی بگید دارند(اپرا-باله-سمفونیک-ارکستر ملی-ارکستر محلی فولکلور) در شهرستان ها در خود شهر باکو ،در واقع پر از موزیسین هستش و البته قوی-نوازنده تار-کمانچه-ناقاره-سازهای ضربی-خواننده ولی موسیقی ما کلا ایران 2 تا ارکستر داریم .

ارکستر سمفونیک تهران و یک ارکستر ملی ایران دیگه ارکستر نداریم که هیچ کدوم رهبر دائم نداره و همیشه یک رهبر میهمان میادکه حدود 1 الی 2 سال و یا حتی 6 ماه میاد بعدش میره و یکی دیگه.

نقش رسانه ملی در پرورش ذائقه موسیقایی افراد را چگونه میبینید؟

نمیدونم چطور بگم.جوونا خب الان خیلی علاقمندم که موسیقی یاد بگیرند

چه دختر و چه پسربیشتر شده تا قبل انقلاب

رهبران ارکستر و رهبران گروه کری که با آنها همکاری داشتید چه کسانی بودند؟

یک رهبری بود قبل از انقلاب که رهبر کر اپرا بود گورگن موسسیان ارمنی بودن حدود 10 هم بعد از انقلاب بودن که رهبر گروه کر تالار رودکی بودن که رفتن آمریکا یکی از دوستان صمیمی من هم بودن که عمرشون رو دادن به شما.

بعد از آقای موسسیان ، اقای رازمیک اوهانیان تشریف آوردند که ایشان هم از دوستان صمیمی آقای موسسیان بود که در باشگاه آرارت گروه کر داشت.آقای اوهانیان رهبر گروه کر تالار رودکی شد  و همچنین دوست صمیم آقای لوریس چکناوریان هم هست.

از همکاری مشترکی که با خواننده های بزرگی مثل خودتون داشتید بگید؟

از سولیست های اپرا قبل از انقلاب ما 25 نفر بودیم که عکسش رو روی دیوار آموزشگاه موجود هست.الان تنها کسی که از اپرای تهران مونده من هستم و خانم آریا زند که ایشان هم در آموزشگاه ما آواز کلاسیک تدریس میکنند البته خودم هم تدریس میکنم.

در چه شهرها و کشورهایی اجرا داشتید؟

در آذربایجان باکو با آقای علی سلیمی  که خودشم آهنگساز و نوازنده تار بودند و ترکیه و یکی هم بانکوک که آواز های محلی و فولکلور اجرا کردیم.

خودتان هم به جز بحث آوازی در زمینه های تئاتر و بازیگری هم آموزش دیدی؟

تئاتر نه،ولی بازیگر اپرا هستم

آموزشگاه موسیقی رو که اسم ثمین پسرم رو گذاشتم،زمانی که من از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  بازنشسته  شدم چون سال 67 هم درجه یک هنری دادن این بود که اعلام کردند کسایی که درجه 1 هنری دارند میتونند آموزشگاه تاسیس کنند من هم این کار رو کردم و اسم ثمین رو انتخاب کردم و الان حدود 25 سال هست که این آموزشگاه با 15 استاد فعالیت میکند.

آیا قطعه ای برای شخص شما در سال های اخیر تنظیم شده؟

بله خیلی از آهنگسازان برای صدای من مارش ساختن و اجرا کردم هم در تالار رودکی هم در صدا و سیما.(منوچهر بگلری،تیمسار علی نعمتی ،تیمسار عظیم قادری سرودهایی ساختند که اجرا کردم)

یه کاری هم از آقای زعیمی نیکو اشعار فردوسی.

در فیلم بانوی زیبای من(قبل انقلاب ) چون دوبله کرده بودند یکی از این خواننده ها آقایی بود رکس هاریسون آنجا به زبان فارسی خودندم

یکی هم اشک ها و لبخندها

در صحبتاتون اشاره کردید که تدریس میکنید با چه تکنیکی و چه سبکی با بچه ها کار میکنید؟

من چون معلم آوازم ایتالیایی بود(جوزپه تادئی و میکل کازاتو) با هم.ن سبک آنها با بچه ها کار میکنم.اول صداسازی و سپس سولفژ

در مورد سالهای فعالیت خودتون بگید در زمینه های مختلف مثل اجرا،تدریس؟

در زمینه آواز 3 نفر هستند که با من کار کردند و الان خواننده حرفه ای هستند یکی یاشار احمد(تنور) و محمدرضا قره تپه (تنور) و محسن آرام بن (تنور) در واقع هنرجویان بنده بودند.یکی هم که در کشور هلند هست که اسمش در خاطرم نیست یکی دیگه هم که به استرالیا مهاجرت کرد و دکتر دامپزشک هستش  هنرجوی دیگرم به نام آرش غفاری که در آلمان هست.

چند سال هست که شما مشغول تدریس هستید؟

در آموزشگاه خودم حدود 20 سال

چه ناگفته هایی برای پایان وجود دارد که شما دوست دارید به خواننده های اپرای نسل جوان بگید؟

من بخوام به جوونا بگم اگر اپرا دوست دارید حتما ادامه بدید چون هر کسی اپرا دوست نداره و بیشتر سبک پاپ رو میپسندند

 

ممنون از مجله آنی برای دعوت با آرزوی سلامتی برای شما

ممنون از شما برای حضور گرم شما در مجله با آرزوی سلامتی و شادکامی برای شما استاد گرانقدر.

 

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
به بالا بروید