در ابتدای گفتگو ضمن تشکر از شما به خاطر حضور ارزشمندتان در این گفتگو هنری به عنوان فتح باب این گفتگو شرحی از زندگی ارزشمند و سرشار از فرهیختگیتان را برای مخاطبان محله ادبی آن بیان بفرمایید و این که ورود شما به عرصه موسیقی چگونه بوده است.؟
سلام و درود به شما.سپاسگزارم از این که مرا به این گفتگو دعوت کردید. متولد سال 1366 در تهران هستم.ورودم به عرصه موسیقی علاوه بر استعداد ذاتی ما (من و برادرم) شاید ژن هایی است که از خانواده ام به خصوص پدرم به ما به ارث رسیده است، اولین قدم های ما برای ورود به عرصه بیکران موسیقی شنیدن آثاری ازنوازندگان و خوانندگان موسیقی سنتی یا موسیقی اصیل ایرانی است که پدرم علاقه خاصی به آنها داشت (ملکی – یاحقی و تجوید ) بوده است .شنیدن این آثار با نوار کاست های قدیمی بسیار دل انگیز بود و شاید برای خیلی از شما عزیزان یادآوری خاطراتی باشد.روح ما هر لحظه با موسیقی سنتی ایران پیوند خورده و در تار و پود ما نقش بسته است. بعدها علاقه خاصی به ساز ویولن پیدا کردم و حدود 12-13 سالگی بود که اولین ویولون را خریدم و به کلاس رفتم…. اینچنین آغاز شد.
چه سبک موسیقی ای رو دنبال می کنید و دوست دارید؟
بیشتر سبک موسیقی ایرانی و در واقع موسیقی ارکسترال ایرانی رو خیلی بیشتر علاقه دارم.موسیقی تک خطی و تک نوازی رو از شنیدنش لذت میبرم و موسیقی ارکسترال باید بگویم که من رو به وجد می آورد.
اولین استاد یا شاید اساتیدی که شما داشتید و در این سالها شما رو همراهی کردند چه کسانی بودند؟
اولین استادی که به صورت حضوری در خدمتش بودم جناب آقای فرشید فرهمن بودند که ایشان از شاگردان آقای ملک هستند .
سپس دکتر همایون رحیمیان بودند که ویولون کلاسیک رو با ایشان کار کردم.
آقای شهرام صارمی که برای ساز کمانچه در حضور ایشان بودم.
آقای روزبه کلانتر ( ویولون ایرانی) که سبک خاص آقای تجوید و یاحقی رو کار میکردند.
این اساتید به صورت آزاد یا شاید بهتر باشد بگویم که به صورت خصوصی در حضور این عزیزان بودم.
و اما چون در دانشگاه فارغ التحصیل رشته آهنگسازی ایرانی هستم در حضور استاد ناصر منصوری که پسر ابراهیم خان منصوری بود( که البته سن ایشان هم موقع هم بالا بود) ویولون را گذراندم ، و در ساز پیانو با خانم کلارا و مرحوم آقای رفعتی که از شاگردان آقای انوشیروان روحانی بود.(پیانو و ویولون)
به جز نوازندگی آیا شما در حوزه های دیگر موسیقی مثل آهنگسازی فعالیت دارید؟
بله،چون علاقه من به موسقی ایرانی می باشد باید بگویم که ذات موسیقی ایرانی(شرقی) بداهه نوازی است .دراقع تفاوت موسیقی ایرانی(شرقی) با موسیقی غربی در این است که موسیقی ایران در لحظه خلق می شود و در اصطلاح بداهه می باشد . به اینصورت که شما که یک دانشی و دیتا بیسی رو دارید و می دانید چه میخواهید در چه فضا و دستگاه میخواهید و حالا احساس شما(غم،شادی،ناراحتی و ….) آن را در لحظه با سازت بیان می کنید. و البته در مورد سوال شما من بیشتر نغمه پردازی میکنم تا آهنگسازی چون دوست دارم که در لحظه چیزی رو خلق کنم تا اینکه بنشینم و در موردش فکر کنم و آهنگی بسازم.
آیا با تلفیق موسیقی ایرانی با موسیقی غربی موافق هستید؟
برای اینکه هنری به بن بست نرسد و حرکتی رو به جلو داشته باشد و پیشرفت کند لازم است و اینکه لازمه پرفرمنس ترکیب سبک ها است که ما این کار را در حوزه های مختف هنر مثل ادبیات هم می بینیم اینگونه بگویم که مثلا خیلی از سبک های ادبی است که این را شعر می گفتند یعنی تکه هایی از مجلات رو میبریدند در کنار هم قرار میدادند یک جمله تشکیل میشد و این کار رو ادامه میدادند و در اخر میگفتند سبک ما اینه حتی اگر معنا یا مفهومی نداشته باشد و ممکن بود طرفداران خودش رو هم داشته باشد.تلفیق سبک ها خودش ایجاد نوآوری میکند و این که موسیقی شرق موسیقی ریشه دار و اصیلی است و این رو هم می دانیم که همیشه مذهبیون با موسیقی مشکل داشتند و ایران هم چون یک کشور مذهبی هست اجازه پیشرفت نمیدادند یعنی مقاومت در برابر پیشرفت موسیقی همیشه بوده، هست و خواهد بود ولی در کشورهای دیگه محققانی که در مورد موسیقی اصیل ایرانی اطلاعاتی داشتندو دوست داشتند آن را با موسیقی غربی تلفیق کنند کما اینکه خیلی از موارد در غرب ریشه در شرق دارد.

