عامل تفاوت موسیقی غربی و موسیقی ایرانی(شرقی) رو در چه چیزی میدانید ؟
از دو دیدگاه متفاوت می توان به این سوال پاسخ داد.دیدگاه علمی و دیگری دیدگاه عامیانه.
از نظر دیدگاه علمی موسیقی ایرانی موسیقی است که بداهه گونه است و ذاتا موسیقی ایرانی تک صدایی است، یعنی ارکسترهای مجلسی که وجود داشت از سازهای تار، کمانچه و تمبک و البته خواننده تشکیل می شده است و یا گاهی این همراهی نوازنده با خواننده با یک نی نیز همراه بود که این موضوع از موسیقی محلی ما سرچشمه میگیرد.
به طوری در زمان هایی که در روی زمین کشاورزی یک چوپان همراه گله خودش و حتی در خطه شمال بر زمین های برنج و هم در جنوب هنگام ماهیگیری. در کل این جریان از فرهنگ عامه سرچشمه میگیرد و موسیقی ما در واقع ریشه اش به نوعی از کف خیابان و طبیعت و هستی اش و حتی موسیقی مذهبی ما(تعزیه ) هم در دستگاه ها میخوانند از این اصل پیروی میکنند. در موسیقی غربی کلا ریشه اش از مکان ها و ابنیه های مذهبی،کلیساها نشات گرفته مثل باخ و … و گام تعدیل شده باخ که برای تمامی سازها بر همین اساس است.
درواقع کار مهم باخ این بود که تمامی نیایش های مذهبی آن زمان را به صورت موزیکال با ارگ کلیسا ساخت و به طور کلی موسیقی غرب از آن موقع شکل گرفت . همچنین تمامی فواصل موسیقی رو یکی گرفت یعنی تمام پرده ها و نیم پرده ها از لحاظ فیزیکی یک اندازه است مثلا دو تا دو ریز تا دقیقا یک اندازه هستش ولی در موسییقی ایرانی چنین نیست در واقع سولی کرون هم ربع پرده دقیق نیست. آقای وزیری هم به ربع پرده اشاره کرده است ولی این کارهایی که انجام داده اند برای هماهنگ کردن و آسان کردن بوده . همینطور هم باخ می دانست که اینها یکی نیست باهم در واقع کاری کرد که در کل جهان کسی که مثلا در عربستان پیانو می نوازد با کسی که در اتریش می نوازد و یا کسی که در هند با هم فرکانس پیانو یکی باشد اگر این اتفاق نمی افتاد هر کسی به نوعی متفاوت پیانو مینواخت و امکان هماهنگی وجود نداشت .
تفاوت دیگر اینکه ما تو موسیقی شرق صدایی داریم که موسیقی غرب ندارد و آن ربع پرده است که همان سوریو و کرون هست.
2- آهنگسازی در حال حاضر با 50 یا 100 سال پیش چه تفاوتی دارد و در این مدت چه پیشرفتی کرده است؟
بیشتر بخش الهام می باشد .در موسیقی ایرانی که بیشتر تحت تاثیر سیاست است یعنی شرایط و حکومت فعلی کاری کرده که همه به نوعی وارد معقوله سیاست شده اند ،از کشاورز گرفته تا فروشنده و غیره همه درگیر این مسئله هستند ولی واقعیت این است که سیاست باید برای سیاستمدار باشد و هنرمند و موسیقی دان باید ساز خودش را بنوازد و هر کسی باید کار خودش رو انجام بدهد ولی چون همه مردم از بالا تا پایین به نوعی درگیر هستند . اهنگساز هم جدای این موضوع نیست و به نوعی ذهنش درگیر در نتیجه ریشه الهام و فرکانس هایی که من به عنوان هنرمند و آهنگساز دریافت می کنم در واقع جز کشتار ،جنگ و اخبار بدی که هرلحظه میشنویم و میبینیم ، جز استرس و نگرانی نیست . به همین دلیل آهنگ های امروزی همه پس زمینه های خشم،غم،درد و ناراحتی را دارد حتی آهنگسازهای سنتی هم پرشتاب و خشن هستند به نوعی همیشه گفته آمد ساز را باید بنوازید اما این خشم حتی در لفظ هم دیده میشود و به جای نواختن از کلمه زدن استفاده میشود . در واقع امروزه همه ساز را میزنند و امروز نوازش ساز وجود ندارد. در گذشته طمانینه در ساز بود. وقتی کسی ساز مینواخت این آرامش به وجود می آمد چون شخص مثلا سه روز با شاعر در طبیعت مشاعره میکرد . مشکلات امروز ما از نظر اقتصادی گرفته تا مسائل دیگر به این شدت وجود نداشت و از نظر روحی در آرامش بودند و در نتیجه آهنگ های خوبی هم ساخته میشد چون منبع الهام آرامش بود .و به نوعی باید گفت که ریشه های الهام رو به خشکیده شدن هستند در واقع کیفیت و رامشی که باید انتقال بدهند به مخاطب را ندارند و نتیجه این امر جز کپی کاری و تقلید از دیگر اثار نیست.
3-در بین اساتید مطرح جامعه موسیقی ایران به کدام یکی علاقمندید؟
در آهنگسازها آقای همایون خرم و تجویدی
4-این آهنگسازها چه تاثیری بر شما گذاشته اند.؟
بله قطعا تاثیر داشته اند به دلیل تنوع ملودی ای که دارند ،چون در آهنگسازهای عصر حاضر اگر شما آهنگی رو نشینیده باشید و ندانید چه کسی آهنگسازی کرده تا آهنگ رو میشنوید متوجه میشوید آهنگساز چه کسی بوده و این به دلیل است که لهجه ای دارد موسیقی که مکررا در حال تکرار است و به نوعی میتوان گفت فضای آهنگسازی ایران کپی کاری است و اگر برگردیم به سوال که چه تاثیری داشتند باعث ایجاد خلاقیت شده است. مثلاً در دوران یاحقی تجویدی و خرم و خالقی پر از خلاقیت بوده ا ند .


