در طول ادوار زنان بیشتر به ادبیات پرداختند یا مردها؟!

اگر  نگاهی به تاریخ ایران بیندازیم خواهیم دید که در حوزه هنر همواره زنان نقش کمرنگ تری داشته اند و آن هم به دلیل جامعه مرد سالار حاکم در طی قرون بوده است، و طبیعی است که این معضل اساسی باعث شود که نیمی از جمعیت ایران همواره در سایه قرار بگیرند، محدودیت حضور زنان همواره در جامعه ایرانی برای آنان عقده های فروخورده روانی به همراه داشته که در دوره قاجار به یک حرکت ونیمه جنبش فرهنگی و هنری تحت عنوان نمایش های زنانه تبدیل میشود.

در حوزه ادبیات فارسی  که منبع پرباری برای پزوهش در موزد نقش زن در طول تاریخ به دست میدهد و بیشتر اشعار فارسی از زن به دید معشوق،مادر،همسر و… که مظهر پارسائی،پرهیزگاری،خردمندی و سیاستمداری و البته میهن پرستی بود نیز یاد میشود.

همیشه گوش زنان و دختران ایرانی از کودکی با عبارت های ” دختر از خانه بیرون نمی رود”،” دختر با صدای بلند نمی خندد”،” زنان ضعیف اند”،” و زن جنس حساسی است” و ده ها عیارت مشابه آن آشناست.

جملاتی که شنیدن هرباره آن ها در میزان باورمندی و توانایی و استعداد آن ها  اثرگذار بوده است.

وجود برخی از الگوهای رفتاری و کلیشه های فرهنگی نادرست درباره دختران و زنان میان خانواده های ایرانی باعث ایجاد محدودیت در فعالیت های فرهنگی،هنری،اجتماعی،اقتصادی،سیاسی آنان شده است در حالی که بارها توانمندی زنان در عرصه های گوناگون ثابت شده است.

ریشه فرهنگی و هنری هر جامعه ای را زنان پایه ریزی میکنند و اگر نقش آنان را به هر طریقی نادیده گرفته و حذف شوندشاید نسل هایی توانمند را نتوان به جامعه جهان هدیه داد.

پس به این دلیل است که الگوهای فرهنگی جامعه باید به سوی برابری فرصت ها برای زنان و مردان حرکت کند.

و اگر نگاهی اجمالی به تاریخ ایران بیاندازیم ردپای زرین زنان را در حوزه ادبیات خواهیم دید:

اولین زن شاعر ایران که آتوسا نام دارد همسر داریوش مادر خشایار شاه هخامنشی است .

در قرن چهارم بانویی شاعر به نام رابعه ظهور میکند که غزلسرا است.آورده اند که رابعه سر عشق رسوایی آورده و غلام خود جان فدا میکند.

در قرن پنجم مهستی( مه ستی) گنجویی بانوی رباعی سرای دربار سلطان سنجر سلجوقی است.او موسیقی نیز دانسته و چنگ می نواخته و شعر می گفته و صدای خوشی نیز داشته است.

در قرن هفتم پادشاه خاتون و در قرن هشتم جهان ملک خاتون ظهور کرده و گفته اند: که جهان ملک خاتون با حافظ مشاعره و مناظره میکرده و غزلیاتش را جواب میداده است.

در قرن نهم دو شاعر زن بیجه منجمه که با جامی مطایبه و مناظره داشته است و جمیله اصفهانی که زمان شاه عباس شعرهایش را در قهوه خانه ها می خوانده اند.

و اما… در دوران مشروطه از شاعران مطرح زن میتوان به فخر اعظمی ارغوان ، مادر سیمین بهبهانی، شاعر معاصر اشاره کرد.

در همین برهه زمانی شاعری اجتماعی پا به عرصه نهاد به نام بدری تندری.

مهتاج رخشان از دیگر شاعران زن میباشد که با میرزاده عشقی مناظره و مشاعره  داشته است.

از شاعران زن پس از مشروطه میتوان از مادربزرگ سهراب سپهری نام برد.بانو حمیده سپهری که از معروف ترین شاعران آن زمان است.

و از شاعران زمان معاصر میتوان: پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی که از معروف ترین شاعران زن معاصر هستند  اشاره کرد .

و البته  اولین مجله ای که توسط زنان و برای زنان انتشار یافت “عالم نسوان” بود که نخستین شماره آن در 1300 و آخرین شماره آن در سال 1312 منتشر شد.

نوابه خانم صفوی انتشار آن را شروع کرد که به مدت 12 سال و 3 ماه ادامه یافت و پس از آن تعداد دیگری از مجلات زنان منتشر گردید.

از جمله ” نامه بانوان ایران” بین سال های 1317 تا 1319 و مجله ” جمعیت نسوان وطن خواه ایران” قابل ذکر هستند.

این جمعیت در سال 1301 توسط محترم اسکندری یکی از نخستین زنان آزادی خواه تاسیس گردید.

باید گفت با تمامی محدودیت ها و زنجیر هایی که طی قرون متمادی

بر پای زنان بسته اند اما همواره بانوان ایران زمین از تاریک ترین دالان های تاریخ دست در دست هنر گذر کرده اند و به امروز رسیده اند.

آنان پرواز را آموخته اند و در مقابل ظلم ایستاده اند و خواهند ایستاد،آنان نسل ها را پرورش داده  و گل های ارغوان را در باغچه افکار کودکاه خود کاشته اند. به همین دلیل است شاید نتوان به پاسخ این پرسش رسید که آیا زنان فعالیت بیشتری داشته اند یا مردان؟ ” چرا که زنان و مردان در کنار هم اشعار و غزل ها سروده اند و دیوان ها خلق کرده اند.”

 

نسل ما، دشتی بود پر از گل‌های رنگین که به دست خونین تعصبات و خرافات رو به فنا رفت و در گرداب تاریک تاریخ با کوهی از حسرت ها و بغض هایی فروخورده زنده به گور شدند و میشوند.ما را ترساندند،زبانمان را بریدند و از کلمات برایمان زندانی ساختند که بی پناهیمان را نتوانیم فریاد بزنیم.عمریست گلویمان از سرب های داغ پر شده است و روح مان در زنجیر افکار پوسیده ایست که میان ریل های قطار زندگی در هم شکسته است.

قوانین را با ذهن های غبار گرفته و سنت های هزار ساله بر ما دیکته کردند.اشعار و کلمات و آزادی اندیشه را به غارت بردند.واژه ها خسته اند،صدای سرفه های سینه سوز سه تار زندگی آتش به جان ها میکشد و در میدان بی کران غصه ها بی سرآغاز رهایمان میکند.فانوس ها یکی پس از دیگری خاموش می‌شوند ودیوار سنگیه اجبار هر روز ما را احاطه می‌کند و در سرزمین های ناامن شریعت میان بدعهدی ها غرق مان.

اما بدانید روزی سنگهای سکوت ترک برمیدارند و اشکها باران هایی خواهند شد که درختان پژمرده ی امید را بارور خواهند کرد و چون گلی از میان خاک های خشکیده روییده خواهند شد.آنیتا آرزومانیان

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
به بالا بروید