بخش اول مصاحبه با : دکتر عباس اقبال مهران

در زمانه‌ای که شاعران کمتری جنبه‌های مختلف زندگی خود را سوژه‌های شعری‌شان قرار می‌دهند و بیشتر مشاهدات بیرونی را در شعرشان توصیف می‌کنند، سراغ شاعر  رفتیم که هرکدام از شعرهایش توصیفی است از یک گوشۀ زندگی او و عاطفه و دغدغه های شعرهایش است.

عباس اقبال مهران متولد 18 اردیبهشت ماه 1366 در همدان است و مقطع کارشناسی و مقطع کارشناسی ارشد را در دانشگاه همدان گذرانده است.  و هم اکنون مقطع دکترا تاریخ را در دانشگاه شهید چمران اهواز میگذراند. «کتاب شعر سلام بر ارمنستان، مجموعه شعر مشترک دل واژه ایم شعر شد ، آرتساخ قلب همه ارمنیان » عنوان  کتاب های  اوست که توسط انتشارات  بین المللی حوزه مشق  منتشر شده است. به سراغ او رفتیم تا بیشتر بشناسیمش. با ما همراه باشید.

 

1- علاقۀ شما به ادبیات از چه زمانی شروع شد؟

علاقۀ من به ادبیات تقریباً از زمان کودکی در من وجود داشت. البته من همیشه فکر می‌کردم که نویسنده می‌شوم و فکر نمی‌کردم بتوانم شعر بگویم! درواقع خیلی اتفاقی وارد عرصۀ شعر شدم؛ به‌حدی که گاهی باورش برای خودم هم عجیب است. شروع کارم با قطعۀ ادبی بود و کم‌کم به نوشته‌هایم آهنگ دادم و سعی کردم شعر نیمایی بگویم.

2-از چه زمانی شعر گفتن برای شما جدی شد؟

شعر گفتن به‌طورجدی برای من از وقتی شروع شد که من نوجوان (دوم دبیرستان) بودم و حضور در انجمن شعر .

علاقه مندی من را بیشتر دبیر ادبیات در دوره دبیرستان تقویت کردند و بعد هم ادامه مسیر …

3- نظر خانواده دربارۀ شعر گفتن شما چه بود؟

خانواده استقبال کردند. هرچند در آغاز کار، چون آیندۀ یک شاعر یا هنرمند مبهم هست، اما بعدها که علاقۀ من را دیدند، از آن‌جایی که مادرم هم به شعر علاقمند بودند و دیدند که من می‌توانم نمونه‌های خوبی از شعر ارائه دهم، تشویقم کردند و تا به الآن هم یکی از مشوق‌های جدی‌ام مادرم  و خواهر بزرگم بوده است.

 4. به غیر از غزل در قالب‌های دیگری هم شعر می‌گویید؟

همان‌طور که اشاره کردم، اوایل با نیمایی کار را آغاز کردم و بعدها که وارد دانشگاه شدم سعی کردم نیمایی را جدی بگیرم؛ اما به پیشنهاد استاد قیصر امین‌پور که دوست داشتند من قالب‌های کلاسیک را تجربه کنم و در آنها مسلط شوم تا به شعر نیمایی تسلط پیدا کنم، غزل‌سرایی را شروع کردم. کمااین‌که چند غزل هم در دورۀ دبیرستان و اوایل دورۀ دانشجویی گفته بودم. همچنین تجربۀ سرایش دوبیتی، رباعی، مثنوی، مثنوی برای کودکان و نوجوانان و ترانه را هم دارم. اما آنچه من را تا به امروز بیشتر به سمت خود کشیده، نیمایی بوده است.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
به بالا بروید