نوامبر 2025

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست     

عاشقم برهمه عالم که همه عالم از اوست

سرآغاز، همواره، به درخشانی زیباترین ستارگان دنباله دار است، چنان که کلام خدا، سرچشمه بودن و آرامبخش دا هاست.

درود و عرض ادب و احترام خدمت شما خوانندگان محترم  مجله آنی.

خوشحالیم که در این شماره ، فرصتی پیش آمده تا در گفت و گویی در خدمت آقای دکتر بسم الله شریفی باشیم.

1.لطفا خودتان رو معرفی کنید؟

بسم‌الله شریفی هستم؛ شاعری که واژه‌ها را پلی برای دل‌ها می‌داند، نویسنده‌ای که تجربه‌های انسانی را روایت می‌کند، روزنامه‌نگاری که حقیقت را با نگاه نقادانه دنبال می‌کند و خادمی که بدون توقع و چشم داشت در خدمت قرار دارد. مؤسس و دبیرکل اجرایی بنیاد جهانی سخن‌گستران سبزمنش هستم، جایی که فرهنگ و ادبیات را به زبان مهر و همدلی به جهانیان(تا کنون در 33 کشور) می‌رسانیم. همچنین مؤسس و مدیر هفته‌نامه و خبرگزاری «عقاب» و هفته‌نامه «سبزمنش» هستم و پیش‌تر آمر و مدیرمسئول روزنامه دولتی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان به نام «اصلاح» بوده‌ام.

در حوزه علمی و فرهنگی، مؤلف و سراینده ۲۸ اثر منثور و منظوم چاپ شده هستم و ریاست اطلاعات و فرهنگ پنج ولایت/استان افغانستان را در جریان حدود یک دهه با افتخار مدیریت نموده ام. همچنین چندین نهاد آموزشی و تحصیلی را در افغانستان تأسیس کرده‌ام که تعدادی از آنها هنوز فعال هستند.

به عنوان سفیر همدلی و همگرایی فارسی‌زبانان جهان فعالیت می‌کنم، دانشجوی مقطع دکتری هستم و مفتخر به دریافت سه عنوان دکترای افتخاری از کشورهای مختلف شده‌ام.

و از همه مهم‌تر، خادم ارزش‌های فرهنگی با درنظرداشت تقویت روحیه¬ی همگرایی میان ملت‌ها در ۳۳ کشور هستم و در مورد زندگی نامه و فعالیت های ناچیزم تا هنوز نویسندگان( مصری، افغانستانی، ایرانی و اوزبیکستانی) چهار عنوان کتاب نوشته اند.

2.در اشعار و نثرهای شما، استفاده از زبان و نمادگرایی بسیار برجسته است. می‌خواستم بپرسم، چطور از نمادهای فرهنگی و اجتماعی در آثار خود بهره می‌برید و تا چه حد این نمادها به‌طور آگاهانه یا ناخودآگاه در نوشته‌هایتان وارد می‌شوند؟

نمادها در آثار من چراغ‌هایی هستند که مسیر اندیشه و احساس را روشن می‌کنند. بسیاری از آن‌ها آگاهانه انتخاب می‌شوند تا فرهنگ، تجربه انسانی یا مسائل اجتماعی را بازتاب دهند، و گاهی هم ناخودآگاه از دل زندگی روزمره و مشاهده‌های انسانی سربرمی‌آورند. هر نماد در شعر و نثر من پلی است میان فرد و جامعه، میان واقعیت و خیال، تا خواننده بتواند لایه‌های تازه‌ای از معنا را کشف کند و با اثر پیوندی عمیق برقرار سازد. واژه‌ها و تصاویر من همیشه بیش از یک معنا دارند و همواره در خدمت بیان پیام‌های انسانی و فرهنگی هستند.

3. شما به‌عنوان یک شاعر معاصر، چطور مفهوم «شعریت» را تعریف می‌کنید؟ به‌ویژه در دنیای مدرن که شعر به‌طور معمول با زبان روزمره و تجربیات زیستی بیشتر در هم می‌آمیزد. آیا هنوز به جایگاه خاصی برای «شعریت» قائلید؟

برای من، شعریت نه صرفاً فرم یا قافیه است و نه تنها قواعد کلاسیک شعر؛ بلکه نوعی نگاه به جهان و زندگی است. شعریت حضور احساس و اندیشه در واژه‌هاست، عمق بخشیدن به تجربه‌های انسانی و خلق تصویری از حقیقت در ذهن و دل خواننده. حتی در زبان روزمره و تجربیات زیستی نیز شعریت می‌تواند زنده باشد، به شرط آنکه حس و تصویر در آن جاری باشد و واژه‌ها توانایی بازتاب زیبایی و معنا را داشته باشند. شعریت، همچنان جایگاه ویژه‌ای دارد؛ زیرا همان نوری است که زبان را از بیان صرف به تجربه‌ای انسانی و زیبا بدل می‌کند.

4. در مورد ساختار شعری و آزاد نوشتن، نظرتون چیه؟ آیا اصول ساختار کلاسیک شعر فارسی را حفظ کرده‌اید یا در پی نوآوری و شکستن قالب‌های سنتی بوده‌اید؟ کدام سبک را بیشتر ترجیح می‌دهید؟

من به اصول کلاسیک شعر فارسی احترام می‌گذارم و باور دارم شناخت و تجربه ساختارهای سنتی، پایه‌ای برای هر نوآوری است. در عین حال، آزادی در نوشتن و شکستن قالب‌های سنتی، ابزار مهمی است برای بیان تجربه‌های نو و احساسات تازه. بنابراین، ترجیح من تلفیقی از هر دو سبک است؛ جایی که سنت، زبان و زیبایی‌شناسی را پاس می‌دارد و آزادی، نوآوری و خلاقیت را در مسیر بیان باز می‌گشاید.

5- ادبیات معاصر ایران رو چطور ارزیابی می‌کنید؟ به نظر شما روند رشد و تغییرات ادبیات در دهه‌های اخیر به کدام سمت میره؟

ادبیات معاصر ایران دوره‌ای پرتنوع و پویایی را تجربه می‌کند. نویسندگان و شاعران امروز تلاش می‌کنند هم با ریشه‌های سنتی پیوند داشته باشند و هم با زبان و دغدغه‌های دنیای مدرن ارتباط برقرار کنند. در دهه‌های اخیر، روند ادبیات به سمت بازتاب عمیق‌تر مسائل اجتماعی، فرهنگی و فردی حرکت کرده و همزمان با خلاقیت و نوآوری در زبان و سبک همراه است. این حرکت نشان می‌دهد که ادبیات ما زنده، پویا و در حال جست‌وجوی راه‌هایی تازه برای بیان انسان و جامعه است.

6- چه نویسندگان یا شاعران معاصر رو به‌عنوان الگو در نظر دارید یا از کارهایشان تاثیر پذیرفتید؟

من از بسیاری از شاعران و نویسندگان معاصر و کلاسیک الهام گرفته‌ام. افرادی که توانسته‌اند بین تجربه شخصی و مسائل اجتماعی پیوند برقرار کنند و زبان و تصویر را در خدمت بیان حقیقت انسانی به کار گیرند، برای من الگو هستند. آثار آن‌ها مرا در شکل‌دهی به نگاه ادبی، درک عمیق‌تر از فرهنگ و جامعه، و کشف زیبایی‌های نهفته در واژه‌ها راهنمایی کرده است.

7- به نظر شما، یک نویسنده یا شاعر باید در کجا مرز بین آزادی بیان و مسئولیت اجتماعی رو قرار بده؟

آزادی بیان حق هر نویسنده و شاعر است، اما این آزادی بی‌مرز، نمی‌تواند مسئولیت اجتماعی را نادیده بگیرد. مرز میان این دو، جایی است که واژه‌ها نه تنها حقیقت را بازتاب دهند، بلکه به هیچ فرد یا جامعه‌ای آسیب نرسانند. نویسنده و شاعر باید با دقت و حساسیت، هم صدای آزاد خود را حفظ کند و هم نقش اخلاقی و انسانی خود را در برابر جامعه به یاد داشته باشد. به عبارتی، کلمات باید آزاد باشند، اما مسئولیت‌پذیر نیز.

8- در دنیای امروز، روزنامه‌نگاری به سرعت در حال تغییر است. شما به‌عنوان یک روزنامه‌نگار، چگونه با این تحولات همراه شدید و آیا تاثیرات دیجیتالی شدن رسانه‌ها را در کار خود احساس کرده‌اید؟

دنیا و روزنامه‌نگاری امروز با سرعتی شگفت‌انگیز تغییر کرده و می‌کند. دیجیتال شدن رسانه‌ها، مرزها و زمان‌بندی اطلاع‌رسانی را دگرگون کرده است. من سعی کرده‌ام با بهره‌گیری از این ابزارهای نوین، گزارش‌ها و تحلیل‌هایم را سریع‌تر، دقیق‌تر و خلاقانه‌تر ارائه دهم، بدون آنکه صحت و عمق محتوا قربانی شود. دیجیتال شدن نه تهدید، بلکه؛ فرصتی است برای روزنامه‌نگار تا ارتباط خود را با مخاطب عمیق‌تر کند و روایت‌های انسانی و فرهنگی را گسترده‌تر به اشتراک بگذارد.

9- به‌عنوان کسی که هم در عرصه ادبیات و هم روزنامه‌نگاری فعالیت کرده، چطور توانستید بین این دو حوزه ارتباط برقرار کنید؟ آیا یک روزنامه‌نگار باید در نوشته‌های خود از اصول ادبی استفاده کند؟

ادبیات و روزنامه‌نگاری برای من دو بال یک پرواز هستند( چنانچه تدین و تمدن را دوبال منظم و ضروری برای پرواز میدانم) تجربه ادبی به روزنامه‌نگاری عمق و تصویر می‌بخشد و روزنامه‌نگاری نیز دقت، تحلیل و نگاه نقادانه را به ادبیات می‌آموزد.

به نظر من، یک روزنامه‌نگار می‌تواند از اصول ادبی بهره ببرد تا روایت‌های خود را زنده‌تر، تأثیرگذارتر و انسانی‌تر کند، اما بدون آنکه صحت و دقت حرفه‌ای قربانی شود. وقتی واژه‌ها هم دقیق و هم شاعرانه باشند، پیام به قلب مخاطب اثرگذارتر است.

10- با توجه به تجاربتان، به نظر شما چه ویژگی‌هایی باید در روزنامه‌نگاران وجود داشته باشد تا در کار خود موفق شوند؟

 

روزنامه‌نگاری حرفه‌ای، بیش از هر چیز، نیازمند کنجکاوی، دقت و صداقت است. روزنامه‌نگاران موفق کسانی هستند که توانایی تحلیل دقیق مسائل، نگاه نقادانه و شجاعت بیان حقیقت را داشته باشند. علاوه بر این، خلاقیت در روایت، احترام به مخاطب و مسئولیت‌پذیری اجتماعی، ستون‌های اصلی موفقیت در این حرفه هستند. واژه‌ها وقتی همراه با اخلاق و تعهد به حقیقت باشند، قدرتی مضاعف پیدا می‌کنند و پیام بهتر به قلب مخاطب می‌رسد.

11- در بسیاری از مواقع، روزنامه‌نگاری با نقدهای اجتماعی و سیاسی همراه است. شما چطور در برخورد با مسائل حساس و انتقادی، توانسته‌اید موضعی روشن و متوازن اتخاذ کنید؟

در مواجهه با مسائل حساس و انتقادی، نخستین اصل من تحلیل دقیق و بررسی همه ابعاد موضوع است. حفظ آرامش، دوری از شتاب‌زدگی و پایبندی به اخلاق حرفه‌ای به من کمک می‌کند موضعِ روشن و متوازن اتخاذ کنم. باور دارم که روزنامه‌نگار مسئولیت دارد حقیقت را بدون تحریف بازتاب دهد و در عین حال، انصاف و احترام به همه طرف‌ها را حفظ کند. تعادل میان نقد صادقانه و احترام به مخاطب، کلید برخورد حرفه‌ای با موضوعات حساس است.

12- به‌عنوان یک نویسنده و روزنامه‌نگار، چه رویکردی نسبت به اصول اخلاقی روزنامه‌نگاری دارید و چگونه میان حقیقت‌گویی و حفظ حریم خصوصی افراد تعادل برقرار می‌کنید؟

اصول اخلاقی روزنامه‌نگاری برای من ستون اصلی کار حرفه‌ای است. حقیقت‌گویی بدون رعایت اخلاق و احترام به انسان‌ها، کامل نیست. در عین حال، حفظ حریم خصوصی افراد هم اهمیت بالایی دارد. تعادل میان این دو، نیازمند دقت، حساسیت و مسئولیت‌پذیری است؛ واژه‌ها باید حقیقت را بازتاب دهند، اما آسیبی به شخصیت و زندگی افراد وارد نکنند. به عبارت دیگر، روزنامه‌نگار باید با تعهد به حقیقت و احترام به انسانیت، پلی بسازد میان اطلاع‌رسانی و رعایت حقوق افراد.

13- چه توصیه‌ای به نسل جوان نویسندگان و شاعران دارید که می‌خواهند وارد دنیای ادبیات بشن؟

هر چند خودم نیاز به توصیه دارم و خود را درجایگاه توصیه به دیگران نمی بینم؛ اما بخاطر پاسخ به پرسش شما،به نسل جوان نویسندگان و شاعران می‌گویم:

مطالعه و تجربه، دو بال پرواز شما هستند. شجاعت در بیان، تمرین مستمر و دقت در واژه‌ها را فراموش نکنید. جهان را با نگاه دقیق ببینید، جامعه و انسان را بشناسید، و صداقت در نوشتار را پیشه خود کنید. خلاقیت و عشق به زبان، در کنار صبر و پشتکار، کلید ورود مؤفق به دنیای ادبیات است و جهت عقب نماندن از پیشرفت کاروان تمدن بشری و ارزش های پسندیده انسانی؛ باید همه خود را با لباس تدین، تمدن و فناوری های جدید مجهز سازیم.

به عنوان سخن پایانی اگر سخنی دارید که می‌خواهید به نسل جوان منتقل کنید بفرمایید.

جوانان عزیز، ورجاوند و پرتلاش!

نوشتن تنها ابزاری برای بیان نیست، بلکه راهی است برای شناخت خود، جهان و انسانیت. با صبر، تمرین و دقت، واژه‌ها را به دوستانِ وفادار تبدیل کنید تا مسیر اندیشه و خلاقیت روشن شود. عشق به زبان، صداقت در بیان و احترام و توجه به فرهنگ و ارزش‌های انسانی، چراغ راه شما در دنیای ادبیات و در کل انسانی خواهد بود.

با شجاعت گام بردارید و در مهرافزایی الگو باشید. از تجربه نیک بزرگان بهتر بیاموزید و بیشتر بخوانید.

به امید سربلندی شما

بسم الله شریفی

 

نمونه شعر شاعر:

فکرِغارت

کمال ما بجز تیر­­ و تفنگ نیست

بجز کشتن برای یک نهنگ نیست

ربوده فکرِ غارت هوش ما را

قرار ما بجز مردن به جنگ نیست

 

 

با نهایت سپاس از حضور شمابزرگوار در مجله آنی.

با امید موفقیت و سربلندی برای شما جناب آقای دکتر شریفی.

پیمایش به بالا
به بالا بروید