مارس 2025

روابط راهبردی ایران و ارمنستان

(گفت‌و‌گو با استاد آندره گالستیان در زمینه گذشته، حال، آینده و همچنین ماهیت، اهمیت، چگونگی، کیفیت، وضعیت، تاثیر و دورنمای روابط استراتژیک ایران و ارمنستان)

 

 پیش‌گفتار

در روزهای پایانی سال 1403 و در آستانه شروع سال 1404، مرکز مطالعات آذربایجان، مصاحبه مفصل، مشروح، جامع، کامل و مبسوطی را با استاد آندره گالستیان در زمینه روابط استراتژیک ایران و ارمنستان به انجام رسانده که حاوی نکات بسیار مهمی است. این گفت‌و‌گو، ظرف همین مدت کوتاه، چندین بار، اطلاع‌رسانی و بازنشر شده است (از جمله توسط کانال خبری هفته‌نامه دو زبانه فارسی ـ ارمنی «آراکس»، روزنامه کثیرالانتشار «طرح نو» و پایگاه خبری ـ تحلیلی «خبر صبح»). با توجه به اهمیت موضوع و به‌ويژه، با توجه به اهمیت بسیار زیاد موارد مطرح شده، ما نیز این مصاحبه را در وب‌سایت مجله آنی، بازنشر می‌نماییم. این گفت‌و‌گو توسط خانم مریم رحیمی، خبرنگار و کارشناس علم اطلاعات و دانش‌شناسی و کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی در مرکز مطالعات آذربایجان (آذرپژوه) به انجام رسیده و توسط همین مرکز نیز منتشر شده است.

  مقدمه

در روزهای پایانی سال جاری، میزبان استاد آندره گالستیان در مرکز مطالعات آذربایجان هستیم و مایلیم در زمینه روابط استراتژیک ایران و ارمنستان، گفت‌و‌گوی مبسوط، مشروح و مفصلی داشته باشیم. طی چند ماه گذشته، دو مصاحبه دیگر نیز با ایشان داشتیم که منتشر شد، آن مصاحبه‌ها در زمینه موسیقی، شعر، ادبیات، هنر و فرهنگ بود اما در گفت‌و‌گوی کنونی، مایلیم بیشتر به مباحث سیاسی و اقتصادی بپردازیم. همانگونه که مخاطبان گرامی، اطلاع دارند و در شرح حال استاد گالستیان در مقدمه گفت‌و‌گوهای قبلی، بیان کرده بودیم، ایشان موسیقی‌دان و صاحب‌نظر در امور ادبی و هنری هستند و در این زمینه، مقالات و میزگردها و مصاحبه‌های بسیاری در داخل و خارج از کشور داشته‌اند و در رسانه‌های ایران و کشورهای دوست و همسایه، چهره شناخته‌شده‌ای هستند؛ اما علاوه بر موارد فوق، ایشان در زمینه امور اقتصادی و سیاسی نیز، کارشناس پرسابقه و باتجربه‌ای هستند و در مقام کارشناس ارشد بازرگانی و توسعه بازار در خدمت کشور بوده‌اند و شرکت‌های گوناگون ایرانی با کمک و مشاوره‌های ایشان، توانسته‌اند کسب و کار خود را در ارمنستان، شروع کرده و گسترش دهند؛ این شرکت‌ها توانسته‌اند، به‌ویژه در زمینه صادرات، بسیار موفق عمل کنند. استاد گالستیان طی سال جاری، جلسات گوناگون و متعددی با دکتر «مهدی سبحانی» سفیر محترم ایران در ارمنستان، خانم «سپیده اکبرپور تجریشی» رایزن گرامی سفارت ایران در ارمنستان، آقای «سید غلامرضا موسوی» مدیر اجرایی ارجمند بانک ملت شعبه ایروان، آقای «نارِک هواکیمیان» قائم‌مقام محترم وزیر اقتصاد ارمنستان، خانم «آرمینه وارشامیان» مدیرکل گرامی صنایع سبک وزارت اقتصاد ارمنستان، خانم «آرمینه ایسرایِلیان» سرپرست ارجمند اداره کل همکاری‌های بین‌المللی وزارت اقتصاد ارمنستان، خانم «لیلیا گئورگیان» مشاور گرامی رئیس اتاق بازرگانی و صنایع ارمنستان و همچنین سایر مسئولان ایرانی و ارمنستانی و علاوه بر آن، بازرگانان دو کشور، داشته‌اند. ایشان در نشست‌های بسیار، جلسات پرشمار و گردهمایی‌های فراوانی با حضور مدیران شرکت‌های تولیدی، صنعتی و تجاری ایرانی و ارمنستانی، شرکت کرده‌اند و مشاوره‌های تاثیرگذار، مفید و نتیجه بخشی را  ارائه نموده‌اند. در این رابطه، لازم به ذکر است که طی بیشتر از سه ماه گذشته، پرمخاطب‌ترین خبر بخش فارسی وب‌سایت رادیوی عمومی ارمنستان که رادیوی ملی و دولتی این کشور است، خبر مربوط به بررسی راهکارهای افزایش مبادلات بازرگانی بین ایران و ارمنستان در دفتر مرکزی «مرکز تجاری ایران در ارمنستان» بوده است که در این نشست مشورتی، استاد گالستیان، نقش موثری داشته‌اند؛ این جلسه که با حضور مدیران ارشد این مرکز و همچنین کارشناسان ارشد در زمینه امور تجاری در ارمنستان، به انجام رسیده، جلسه پراهمیت و تاثیرگذاری بوده است و از جمله کارشناسان ارشد حاضر در این نشست، آقای «آرا گالستیان»، برادر استاد «آندره گالستیان»، بوده‌اند که ایشان نیز تخصصا در زمینه مشاوره بازرگانی، فعال هستند و در بسیاری از جلسات و مسافرت‌های کاری، استاد گالستیان را همراهی می‌نمایند. خبر فوق را می‌توانید در حال حاضر نیز در ردیف اول ستون پرخواننده‌ترین‌های بخش فارسی این وب‌سایت، مشاهده فرمایید. لازم به ذکر است که «مرکز تجاری ایران در ارمنستان» بزرگ‌ترین مرکز تجاری برون‌مرزی ایران است؛ این مرکز که در نیمه دوم سال جاری، با حضور وزیر صنعت، معدن و تجارت ایران و وزیر اقتصاد ارمنستان به بهره‌برداری رسید، اهمیت ویژه‌ای در افزایش مبادلات تجاری دو کشور دارد؛ این مرکز که افتتاح آن، با حضور گسترده مقامات دولتی، دیپلمات‌ها، بازرگانان، تولیدکنندگان و مشاوران بازرگانی دو کشور، به انجام رسید، در همین مدت کوتاه، از طرف شرکت‌های گوناگون تولیدی و تجاری ایرانی، مورد استقبال فراوانی قرار گرفته است. روزهای پایانی سال است و مشغله فراوانی وجود دارد اما استاد آندره گالستیان، دعوت ما را پذیرفته‌اند و برای مصاحبه‌ای مشروح و مبسوط در زمینه روابط راهبردی ایران و ارمنستان، در خدمت ایشان هستیم.

 

ارمنستان، دروازه ورود ایران به اوراسیا است.

  • خوش آمدید استاد؛ مجددا فرصتی پیش آمد تا میزبان حضرتعالی در آذرپژوه باشیم و به این خاطر، بسیار خوشحالیم و از این بابت که مجددا توفیق داشته‌ایم که وقت خود را در اختیار ما قرار دهید، مسرور و سپاسگزاریم. برای فتح باب، اگر صحبتی دارید، بفرمایید.

سلام عرض می‌کنم و همچنین عرض ادب و احترام دارم خدمت شما سرکار خانم رحیمی گرامی و خدمت همکاران محترم شما در مرکز وزین مطالعات آذرپژوه که به صورت تخصصی، مرکز مطالعات آذربایجان، آذربایجان‌شناسی و آذربایجان‌پژوهی است و همچنین، عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت کلیه مخاطبان ارجمند شما در داخل و خارج کشور، به‌ویژه هموطنان ایرانی عزیز و گرانقدر در ایران و اقصی نقاط گیتی. من هم خوشحالم که مجددا در خدمت شما بزرگواران هستم؛ از میزبانی شما متشکرم و امیدوارم که بتوانیم گفت‌و‌گوی خوب و مفیدی را با هم داشته باشیم.

 

  • سپاسگزارم؛ حتما و بدون شک، همانند نشست‌های قبلی، گفت‌و‌گوی مفیدی خواهد بود و بی‌گمان، مصاحبه‌ای ماندگار خواهد شد. از روابط دو کشور ایران و ارمنستان و قدمت این روابط بفرمایید.

دو کشور باستانی ایران و ارمنستان در طول تاریخ طولانی و پر فراز و نشیب خود، روابط نزدیک، مستحکم، دوستانه و سازنده‌ای داشته‌اند و مراودات گسترده فرهنگی و بازرگانی بین دو کشور، برقرار بوده است. در حال حاضر نیز دو کشور، روابط حسنه، تاثیرگذار و مناسبی با یکدیگر دارند و به معنای واقعی، حسن همجواری و رعایت همسایگی را به نحو احسن، به انجام می‌رسانند و از این لحاظ، در جهان، مثال‌زدنی و نمونه هستند. هر دو کشور از کهن‌ترین کشورهای دنیا هستند و در سازمان‌های متعدد بین‌المللی نیز با یکدیگر، همکاری مفید و موثری دارند، از جمله در مجمع تمدن‌های کهن که مجمع کشورهای دارای تمدن چندهزار ساله است و علاوه بر ایران و ارمنستان، کشورهای گوناگون دیگری از جمله یونان، ایتالیا، چین و مصر نیز در آن، حضور دارند.

 

  • بسیار جالب، جذاب و زیبا است که دو کشور باستانی و همسایه «ایران و ارمنستان» که روابط حسنه دارند و حسن همجواری را به صورت کامل، رعایت می‌کنند، در مجمع تمدن‌های کهن هم دوستی و همکاری دارند.

بله، همینطور است. ایران و ارمنستان در سازمان‌های گوناگون بین‌المللی، با هم همکاری دارند، از جمله در اتحادیه اقتصادی اوراسیا شامل کشورهای روسیه، بلاروس، قزاقستان، ارمنستان و قرقیزستان.

 

  • این روزها بحث در مورد اتحادیه اقتصادی اوراسیا، بسیار مطرح می‌شود؛ اهمیت این اتحادیه در چیست و آیا ایران نیز عضو آن است؟

اتحادیه اقتصادی اوراسیا که با امضای توافق‌نامه مربوطه در 29 ماه مه 2014 بین سه کشور روسیه، بلاروس و قزاقستان، پا به عرصه وجود گذاشت و مفاد آن از اول ژانویه 2015 اجرایی شد، از همان ابتدا، توجه بسیاری از اقتصاددانان جهان را به خود جلب نمود، به گونه‌ای که تحلیل‌های گوناگونی در مورد آن در مطبوعات تخصصی اقتصادی در سطح جهان، منتشر شد. با پیوستن ارمنستان و قرقیزستان در 9 اکتبر و 23 دسامبر 2014، اهمیت و جایگاه این اتحادیه، ارتقا یافت و کانون توجه اقتصاددانان قرار گرفت. مفاد توافق‌نامه اتحادیه در مورد ارمنستان از 2 ژانویه و در مورد قرقیزستان از 6 اوت 2015 اجرایی شد.

این اتحادیه مهم اقتصادی که کشورهای عضو آن در مجموع، جمعیتی بیش از 180 میلیون نفر و وسعتی بیش از 20 میلیون کیلومتر مربع دارند، با تولید ناخالص داخلی اسمی بیش از 1900 میلیارد دلار و تولید ناخالص داخلی بر اساس برابری قدرت خرید بیش از 5000 میلیارد دلار در سال 2021، جایگاه بسیار ارزشمندی را کسب کرده‌ است. ظرفیت اتحادیه اقتصادی اوراسیا و عملکرد آن با توجه به ارقام فوق، بسیار قابل توجه و چشمگیر است به گونه‌ای که در در صورت مبنا قرار دادن تولید ناخالص داخلی اسمی کشورهای عضو آن، این اتحادیه اقتصادی در بین ده اقتصاد برتر جهان قرار می‌گیرد و در صورت مبنا قرار دادن تولید ناخالص داخلی کشورهای عضو بر اساس برابری قدرت خرید، در بین پنج اقتصاد برتر جهان جایگاه می‌یابد. گرچه آمار فوق پس از آغاز جنگ روسیه با اوکراین در فوریه 2022 دچار تغییراتی شده است اما بزرگی و اهمیت اعداد و ارقام ارائه شده، حاکی از جایگاه رفیع این اتحادیه در اقتصاد جهان است. توجه به این نکته نیز ضروری است که چشم‌انداز مثبتی از گسترش این اتحادیه در آينده متصور است، به گونه‌ای که در حال حاضر، علاوه بر ایران، کشورهای ازبکستان، مولداوی و کوبا، به عنوان عضو ناظر، در این اتحادیه اقتصادی، حضور دارند و احتمال پیوستن برخی کشورهای دیگر نیز به عنوان عضو ناظر، وجود دارد.

همانگونه که عرض کردم، کشورمان عزیزمان ایران، در حال حاضر، عضو ناظر این اتحادیه است و با آن، دارای موافقت‌نامه تجارت آزاد است که با اجرایی شدن کامل این موافقت‌نامه که حاصل مذاکرات فشرده‌ سال‌ها و ماه‌های گذشته است، گشایش اقتصادی خوبی برای کشور، حاصل و امکان ارزآوری مناسبی فراهم خواهد شد. لازم به ذکر است که موافقت‌نامه تجارت ترجیحی با این اتحادیه اقتصادی، طی سال‌های اخیر، باعث توسعه مبادلات تجاری شده است. در حال حاضر، حجم تجارت ایران و اتحادیه، حدود پنج میلیارد دلار است که پس از اجرایی شدن کامل موافقت‌نامه تجارت آزاد، این رقم بر اساس پیش‌بینی‌های موثق، می‌تواند به ده‌ها میلیارد دلار، افزایش یابد.

 

  • ممنون از توضیحات خوب و مفید شما استاد گرامی؛ با توجه به توضیحات حضرتعالی، این اتحادیه اقتصادی، بسیار مهم است و می‌تواند برای ایران، اهمیت فراوانی داشته باشد و در این زمینه، ارمنستان، نقش مهم و موثری دارد؛ درست عرض می‌کنم؟

بله، همینطور است. ارمنستان به عنوان تنها کشور عضو کامل این اتحادیه که مرز زمینی با ایران دارد، به عنوان دروازه ورود ایران به اوراسیا شناخته می‌شود و این امر مهم، اهمیت بسیار زیاد روابط حسنه و رو به گسترش دو کشور دوست و همسایه را، بیش از پیش، نمایان می‌سازد. منطقه آزاد تجاری صنعتی انزلی نیز می‌تواند نقش بسیار مهمی در جهت رشد و گسترش تجارت ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیا ایفا کند. بر این اساس، توجه بیش از پیش به گسترش مبادلات بازرگانی با ارمنستان و تسریع توسعه منطقه آزاد انزلی، می‌تواند از اولویت‌های اصلی و مهم کشور باشد.

توجه به این نکته نیز حائز اهمیت وافری است که کشورهای آسیای میانه و شرق اروپا، محل رقابت جدی قدرت‌های جهانی هستند. این منطقه به علت گستردگی جغرافیایی چشمگیر، دارا بودن کثرت جمعیت قابل توجه، قرار گرفتن در بین مسیرهای تجاری مهم، وجود منابع عظیم نفت و گاز و همچنین وجود اشتراکات فراوان فرهنگی میان کشورهای آن، به لحاظ ژئواکونومیکی، ژئواستراتژیکی و ژئوپولیتیکی، دارای اهمیت بسیار زیادی است و از این لحاظ، یکی از مهمترین مناطق جهان محسوب می‌شود.

 

  • در مورد اهداف اصلی تشکیل اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز توضیح می‌فرمایید؟

بله، البته. از اهداف تشکیل این اتحادیه می‌توان به تسهیل تجارت بین اعضا، ایجاد بازار مشترک، حذف تدریجی قوانین گمرکی غیرضروری در تبادلات داخل اتحادیه، هماهنگی اعضا در تعریف تعرفه‌های گمرکی مربوط به محصولات کشورهای خارج از اتحادیه و حذف یا تعدیل تعرفه‌های گمرکی بین کشورهای عضو اتحادیه را اشاره نمود. با توجه به اهداف اتحادیه و امکانات بالقوه و بالفعل کشورهای عضو این اتحادیه و همچنین با توجه به جایگاه ایران به لحاظ اقتصادی و جغرافیایی، طبیعی است که منافع فراوانی در ارتباط با این اتحادیه می‌تواند برای ایران متصور باشد. به عبارت دیگر، وجود این اتحادیه و بازار بزرگ آن، می‌تواند برای ایران، منافع سرشار اقتصادی را موجب گردد. بدیهی است که ارتباط مناسب ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، می‌تواند فواید اقتصادی گوناگونی نیز برای اعضا آن به ارمغان آورد. همانگونه که عرض کردم، برای حسن استفاده ایران از پتانسیل‌های فراوان موجود در این اتحادیه، ارمنستان، نقشی اساسی دارد.

 

مرز ایران و ارمنستان، قابل تهدید نیست.

  • ممنونم از توضیحات کامل شما، با توجه به مطالب فوق، مرز ایران و ارمنستان، دارای اهمیت بسیار زیادی است، همینطور است؟

بله، دقیقا همینطور است. مرز کنونی بین ایران و ارمنستان که شاهراه باستانی و جاده ارتباطی اصلی تاریخی دو کشور است، اهمیت ویژه و فوق‌العاده‌ای‌ در منطقه دارد و به نوعی، جاده‌ای حیاتی است. حضور کشورهای گوناگون از جمله چین و هند در حوزه اتحادیه اقتصادی اوراسیا و تلاش آنها برای بسط و گسترش روابط مناسب اقتصادی، تجاری، فرهنگی و سیاسی با کشورهای این گستره وسیع، نشان از اهمیت روزافزون این منطقه طی سال‌های آينده دارد و لازم است که ایران، بیش از پیش به فکر ظرفیت‌های فراوان اقتصادی این منطقه باشد و جهت تعمیق روابط خود با این اتحادیه و کشورهای عضو آن، حداکثر تلاش ممکن را انجام دهد. لازم به ذکر است که در این زمینه، تلاش‌های چشمگیری تا کنون، صورت گرفته است که استمرار و گسترش این تلاش‌ها، می‌تواند بسیار مفید و موثر باشد.

 

  • با توجه به اهمیت حیاتی مرز زمینی ایران و ارمنستان و با توجه به واقعیات منطقه‌ای، آیا تهدیدی برای این مرز مهم، وجود دارد؟

واقعیت آن است که مرز ایران و ارمنستان، قابل تهدید نیست. ایران، قاطعانه اعلام نموده و تصریح کرده است که از تمامیت ارضی کشورها دفاع می‌کند و با هر گونه تغییر مرزهای بین‌المللی در منطقه، مخالفت خواهد نمود. این موضع اصولی ایران که منطبق بر کلیه معیارهای بین‌المللی در این زمینه است را وزیر امور خارجه سابق کشورمان در طی دیدار با وزیر امور خارجه ترکیه، تاکید کردند. آقای حسین امیرعبداللهیان در نشستی خبری با آقای هاکان فیدان، مشخص و صریح بیان نمودند که: «همچنین بار دیگر تاکید می‌کنیم، هر گونه تغییر ژئوپلیتیک در منطقه و اقدام برای مسدود و محدود کردن راه‌های ترانزیتی را هرگز برنمی‌تابیم». در گفتگوی تلفنی رئیس جمهور سابق ایران و نخست وزیر ارمنستان نیز، آقای سید ابراهیم رئیسی به آقای نیکول پاشینیان اعلام کردند که: «هرگونه تغییر ژئوپلیتیک و مرزهای منطقه خط قرمز ماست». این مواضع صحیح و اصولی، توسط رئیس جمهور فعلی کشورمان، آقای مسعود پزشکیان و همچنین وزیر امور خارجه کنونی، آقای سید عباس عراقچی نیز تکرار و تاکید شده‌اند. سفیر ایران در ارمنستان، آقای مهدی سبحانی نیز بارها به صورت کاملا صریح، اعلام نموده‌‌اند که: «با هرگونه کریدوری که حاکمیت سرزمینی و تمامیت ارضی ارمنستان را نقض کند، مخالف هستیم». در همین زمینه، نخست وزیر ارمنستان، آقای نیکول پاشینیان نیز چند روز قبل، طی نشست خبری با اصحاب رسانه‌ها، مجددا و با صراحت اعلام نمودند که «ارمنستان، موافق رفع انسداد جاده‌های مواصلاتی در منطقه است»، «رفع انسداد جاده‌ها در محدوده سرزمینی ارمنستان، مطابق با اصول حاکمیت و صلاحیت قضایی ارمنستان، صورت خواهد گرفت» و «راه‌های مواصلاتی در محدوده سرزمینی ارمنستان، توسط نیروهای ارمنی، کنترل خواهد شد». بر این اساس، موضع اصولی و پایدار دو کشور ایران و ارمنستان در زمینه احترام به مرزهای شناخته‌شده بین‌المللی، کاملا یکسان است و هر دو کشور بر رعایت موازین بین‌المللی، تاکید دارند؛ بنابراین، مرز دو کشور، قابل تهدید یا تغییر نیست. لازم به ذکر است که ارمنستان، با توجه به موضع اصولی خود برای رفع انسداد راه‌های مواصلاتی منطقه‌ای، ضمن احترام به تمامیت ارضی و تاکید بر حق حاکمیت کشورها و همچنین با رعایت قوانین و ضوابط بین‌المللی، ابتکار «چهار راه صلح» را مطرح نموده است.

 

  • نکات بسیار مهمی را فرمودید که در واقع، پاسخ چند سوال بعدی من نیز بود. با این توضیحات، در مورد منافع ملی دو کشور هم بفرمایید.

در یک راستا و کاملا وابسته به هم هستند.

منافع ملی ایران و منافع ملی ارمنستان، جدا از هم نیستند.

منافع ملی دو کشور، لازم و ملزوم یکدیگرند.

دو کشور بر اساس منافع ملی خود که اشتراکات فراوانی دارند، در حال توسعه روابط فی‌مابین هستند و در زمینه‌های گوناگون، ارتباطات و مراودات خود را گسترش می‌دهند.

 

  • بسیار سپاسگزارم که کاملا شفاف و صریح، به سوالات من، پاسخ می‌دهید. در زمینه روابط فرهنگی دو کشور نیز بفرمایید.

دو کشور، روابط فرهنگی و اجتماعی بسیار گسترده و خوبی دارند. به عنوان نمونه، استاد لوریس چکناوریان در تاریخ‌های یازدهم و دوازدهم و سیزدهم فروردین سال آینده، یعنی کمتر از یک ماه دیگر، شاهکار خود، اپرای «رستم و سهراب» که آن را بر اساس شاهنامه فردوسی، خلق کرده است را در تالار اپرای دولتی ارمنستان در ایروان، به روی صحنه خواهد برد. استاد چکناوریان از هموطنان بسیار ایران‌دوست است که ارادتی خاص به شاعر بزرگ ایران، فردوسی دارد. کمتر مللی در جهان، ممکن است چنین پیوستگی اجتماعی، فرهنگی و هنری با یکدیگر داشته باشند؛ به گونه‌ای که خلق اثر هنری بر اساس اشعار شاعر بزرگ یکی از دو کشور که به زبان رسمی آن کشور است، چنین مخاطب وسیعی در کشور دیگر داشته باشد. عاشقان هنر و فرهنگ ایرانی در ارمنستان، بسیار هستند. اشتراکات فرهنگی ایران و ارمنستان به حدی است که حتی شباهت‌های بسیاری در برخی جشن‌ها و اعیاد، مشاهده می‌شود و شباهت‌های بسیاری در آداب و رسوم و حتی نوع غذاها وجود دارد.

 

  • عالی بود استاد، بسیار زیبا فرمودید. استاد چکناوریان از بزرگان موسیقی در سطح جهان و از افتخارات ایران در سطح بین‌المللی هستند. در مورد تالار فردوسی دانشگاه دولتی ایروان و برنامه‌هایی که در آن اجرا می‌شود نیز بفرمایید.

تالار بسیار زیبا و ارزشمندی است. این تالار که در دانشکده شرق‌شناسی دانشگاه دولتی ایروان قرار دارد، نقش مهمی در بحث ایران‌شناسی در ارمنستان دارد و برنامه‌های گوناگونی در این زمینه، در آن، اجرا می‌شود. تا کنون، ایران‌شناسان و شرق‌شناسان متعددی در این تالار، سخنرانی نموده‌اند و رویدادهای گوناگون فرهنگی و آموزشی نیز در آن، برگزار شده که به شعر و ادبیات و زبان فارسی، تاریخ ایران، روابط دو کشور و همچنین فرهنگ و هنر ایرانی، مربوط بوده است. این تالار، محل برگزاری کنفرانس‌ها و میزگرد‌های متعدد و همچنین کلاس‌های گوناگون در زمینه ایران‌شناسی بوده است.

اصولا ارتباطات مراکز آموزش عالی ایران و ارمنستان طی سال‌های اخیر، رشد بسیار خوبی داشته است.

 

  • باعث مسرت و خوشحالی بسیار است که مراکز علمی دو کشور نیز ارتباطات خوبی با یکدیگر دارند. ارمنیان، همواره ایران‌دوست و به تاریخ و فرهنگ ایران و زبان فارسی، علاقمند بوده‌اند. در مراسم اخیری که به مناسبت شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریار در دانشگاه تبریز برگزار شده بود، استاد گارنیک آساتوریان نیز به همراه تعدادی از دانشجویان زبان و ادبیات فارسی ارمنستان، حضوری پرشور داشتند و سخنرانی فوق‌العاده‌ای نیز ایراد فرمودند، به گونه‌ای که استاد ابراهیم اقبالی از استادان زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز، فرمودند: «به فارسی صحبت کردن استاد آساتوریان که چنین شیوا است، غبطه می‌خورم».

پروفسور گارنیک آساتوریان از استادان برجسته دانشگاه دولتی ایروان هستند که به زبان فارسی، تسلط کامل دارند و تحقیقات گسترده‌ای در مورد زبان فارسی و همچنین تاریخ ایران، انجام داده‌اند. پروفسور آساتوریان، مولف کتب وزین متعددی هستند و مقالات ارزشمند فراوانی از ایشان، منتشر شده است.

 

  • بله، و روابط علمی و پژوهشی خوبی با دانشگاه تبریز و استادان آن دارند. به تاریخ هم بسیار علاقمندند. دانشگاه دولتی ایروان، یکی از معتبرترین دانشگاه‌های ارمنستان است و خود ایروان هم شهری باستانی است، درست عرض می‌کنم؟

بله. پروفسور آساتوریان، روابط علمی خوبی با دانشگاه‌های مختلف، ازجمله دانشگاه تبریز دارند.

دانشگاه دولتی ایروان از معتبرترین مراکز علمی کشور ارمنستان است. این دانشگاه که قدمت و بنیان‌گذاری آن به سال 1919 برمی‌گردد، نقش بسیار موثری در برقراری ارتباطات علمی و آکادمیک، بین ارمنستان و سایر کشورها دارد.

شهر ایروان از شهرهای باستانی جهان است و در سال 782 پیش از میلاد، پایه‌گذاری شده است، یعنی تاریخ آن به 2807 سال قبل برمی‌گردد. البته، بسیاری از منابع، ذکر می‌کنند که از حدود 5000 سال قبل از میلاد مسیح، مناطق مختلفی که امروز بخش‌هایی از شهر ایروان شناخته می‌شوند، مسکونی بوده‌اند و برخی منابع دیگر، مسکونی شدن این مناطق را از حدود 3300 سال قبل از میلاد می‌دانند، ولی در هر حال، بنیان‌گذاری دژ حکومتی در آن و اعلام به عنوان مرکز حکومت، در تاریخی که عرض کردم، یعنی در سال 782 پیش از میلاد مسیح، به فرمان پادشاه آرگیشتی اول بوده است.

 

  • ممنونم از توضیحات خوب شما. ارمنیان و آذری‌ها در تبریز، همیشه روابط گرم و دوستانه‌ای داشته‌اند، به عنوان مثال، یکی از صمیمی‌ترین دوستان مادرم، خانم نکتار نام داشتند که بسیار مومن و از اعضای فعال کلیسا بودند. مادرم نیز خانم مومنی هستند و در طی سال، چندین مراسم مذهبی در خانه برگزار می‌کنند و تعداد قابل توجهی از خانم‌ها، در این مراسم مختلف، شرکت می‌کنند و جالب آنکه خانم نکتار، با اینکه مسیحی بودند، همیشه در برگزاری مراسم گوناگون، به مادرم کمک فراوانی می‌رساندند. مادرم و خانم نکتار برای اعتقادات همدیگر، احترام فراوانی قایل بودند. خانم نکتار، چند سالی است که فوت شده‌اند، روحشان شاد. ایشان نیز مانند مادرم به تاریخ و فرهنگ ایران، بسیار علاقمند بود و همانند مادرم به شعر فارسی، علاقه بسیار داشتند و در مجالس شعرخوانی خانم‌ها، شرکت می‌کردند. من واقعا از دوستی و صمیمیت مادرم با خانم نکتار، لذت می‌بردم. هر دو ایران‌دوست، مومن و اهل ادبیات فارسی بودند. پدر و مادر من هر دو از آذری‌های قدیمی تبریز هستند که به شعر و ادب فارسی، ارادتی خاص دارند و دوستان ارمنی فراوانی داشته‌اند. جالب است که شما هم در تبریز، دوستان بسیاری در بین هموطنان آذری دارید و به شعر و ادب فارسی هم بسیار علاقمندید. در مصاحبه‌های قبلی هم فرمودید که در ارومیه و اردبیل هم دوستان فراوانی دارید و اطلاع دارم که با زبان آذری هم آشنا هستید. پدر و مادر مرحوم شما اهل کجا بودند؟ روحشان قرین رحمت الهی. در ضمن، شما چطور با زبان آذری آشنا شدید؟

آمرزش خداوند، شامل حال رفتگان شما باشد. روح درگذشتگان شما شاد و سایه پدر و مادر بر سر شما، مستدام باشد.

پدر و مادرم، هر دو متولد تهران و اصالتا نیز، تهرانی بودند. پدرم، خدمت نظام وظیفه خود را در تبریز گذرانده و در دوران سربازی با زبان آذری، آشنا شده بودند. من هم بر اساس علاقه‌ای که داشته‌ام، تا حدودی، زبان آذری را آموخته‌ام.

در مورد دوستان آذری، کاملا درست می‌فرمایید. من دوستان آذری بسیاری در تبریز و ارومیه و اردبیل و به‌ویژه در بین ادبا، دانشگاهیان و موسیقی‌دانان این شهرها دارم.

دوستی ایرانیان ارمنی و ایرانیان آذری، سابقه‌ای طولانی دارد که در یکی از مصاحبه‌های قبلی با شما که با عنوان «تبریزِ ولیعهدنشین؛ دروازه‌ ورود موسیقی کلاسیک به کشور» منتشر شد، مفصل خدمتتان عرض کردم.

 

  • سپاسگزارم؛ بله، همینطور است و من و همینطور کلیه دوستان و همکاران در مرکز مطالعات آذربایجان، به دوستی با شما افتخار می‌کنیم. «ایرانیان ارمنی» و «ایرانیان آذری» را بسیار زیبا فرمودید، مادربزرگم همیشه می‌گفت «اصلین دانان ذلیل دی». شعری برای ایران گفته‌ام که با اجازه شما می‌خوانم: ایران وطنیم، دار و نداریم ایران / ایران نفسیم، عشقی نواییم ایران ؛ هر کس کی سوروش سا کی سنین سوگلین هاردا؟ / اون دا دییرم سوگلیم ایران دی کی ایران.

طبع شعر دارید و کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی هم هستید، اگر اجازه بدهید، من ترجمه کنم. مادربزرگتان فرموده‌اند: «کسی که اصالتش را انکار کند، خوار و ذلیل است» که احتمالا منظورشان، اصالت ایرانی بوده است و شعر شما هم به این ترتیب بود:

ایران ای وطن من، دار و ندارم ایران

ایران ای نفس من، عشق و نوایم ایران

هر کس از من بپرسد که عشقت کیست؟

آن‌زمان می‌گویم که عشقم ایران است و ایران

 

  • بسیار عالی استاد، دقیقا. استاد شهریار هم بسیار ایران‌دوست بودند و فرموده‌اند: دستی به اتحاد برآرید و عدل و داد / با دست اتحاد توان دادِ عدل داد ؛ ایران به معنویت جاوید زنده بود / این زنده مرده است که آن مرده زنده باد. استاد شهریار، آبادی و سرافرازی ایران را به همت وطن‌دوستان می‌دانست و به ایران، عشق می‌ورزید. ایرانیان ارمنی در راه آبادانی وطن، بسیار کوشیده‌اند و در راه وطن، شهدای بسیاری را تقدیم کرده‌اند.

بله، همینطور است. منابع گوناگون و معتبر، یکی از بنیانگذاران روانپزشکی در ایران را پروفسور «هاروتیون داویدیان» می‌دانند که نام کوچک ایشان را هارمیک نیز می‌گفتند؛ پدر رباتیک و هوش مصنوعی ایران را پروفسور «کارو لوکاس» ذکر می‌کنند؛ مادر نجوم ایران را پروفسور «آلِنوش طریان» می‌شناسند؛ اولین کارگردان سینمای ایران و بنیانگذار اولین مدرسه بازیگری در ایران را آقای «آوانِس اوهانیانس» می‌دانند که در منابع، نام خانوادگی ایشان را اوگانیانس نیز نوشته‌اند؛ پروفسور «لوریس چکناوریان»، همانگونه که فرمودید، از آهنگسازان و رهبران ارکستر برجسته و مشهور در سطح بین‌المللی هستند و از مفاخر ایران؛ و این فهرست، بسیار طولانی است.

 

  • افتخار می‌کنیم به دوستی با ایرانیان ارمنی. در زمینه روابط دو کشور دوست و همسایه، ایران و ارمنستان، اگر نکته‌ای باقی مانده است، خواهش می‌کنم بفرمایید.

بنده هم به دوستی با شما، افتخار می‌کنم.

روابط ایران و ارمنستان، کاملا راهبردی و بسیار استراتژیک است. این روابط، سابقه طولانی به اندازه تاریخ دو کشور و ریشه در دوستی دو ملت دارند. در ارمنستان، به تاریخ و فرهنگ ایران و به زبان فارسی، عشق و علاقه بسیار زیادی وجود دارد و برای کشور ایران و همچنین برای ایرانیان، احترام فراوانی به صورت کاملا بارز، مشهود است. روابط ایران و ارمنستان طی سال‌های اخیر، رشد و گسترش فراوانی داشته است و با توجه به همسویی منافع ملی دو کشور، انتظار می‌رود که این روابط دیرینه، در آینده، گسترش بیشتری نیز پیدا کند.

روابط مستحکم ایران و ارمنستان به ثبات منطقه، شکوفایی اقتصادی آن و افزایش ملموس مراودات بازرگانی، علمی، فرهنگی، هنری و ورزشی کشورهای منطقه، کمک موثر و ملموسی می‌کند و باعث پیشرفت و توسعه سریع‌تر منطقه خواهد شد.

 

  • بسیار سپاسگزارم از تشریف‌فرمایی شما و متشکرم از صرف وقتی که برای پاسخ دادن دقیق به سوالات داشتید، اگر کلام آخری را تمایل دارید، بفرمایید.

من هم مجددا از شما و از دوستان مرکز مطالعات آذربایجان بابت دعوت به این مصاحبه، تشکر می‌کنم. خوشحالم که برای دفعه سوم در خدمت شما بودم. زنده و سلامت و پیروز و بهروز باشید. زنده باد ایران، زنده باد ارمنستان، پاینده باد دوستی تاریخی دو کشور.

 

گفت‌و‌گوی من «مریم رحیمی» با استاد «آندره گالستیان» موسیقی‌دان و صاحب‌نظر در امور ادبی و هنری را مشاهده فرمودید. ایشان در عین تخصص در مباحث فرهنگی و هنری، از کارشناسان ارشد شناخته‌شده کشور در بحث بازاریابی و توسعه بازار در سطح بین‌المللی و همچنین، تحلیل‌گر مسلط و شناخته‌شده مسایل سیاسی و اقتصادی هستند که مقالات ایشان در مطبوعات کشور و به‌ویژه، سرمقالات ایشان در روزنامه‌های کثیرالانتشار، به صورت مکرر، منتشر شده است.

 

برای مشاهده مصاحبه در وب‌سایت مرکز مطالعات آذربایجان (آذرپژوه) به لینک ذیل، مراجعه فرمایید:

https://azarpazhouh.ir/?p=3826

 

   

   

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

چراغ دل به نور جان برافروخت

 

اپرا، یک هنر دراماتیک چند وجهی است که حواس را به اوج می‌رساند و احساسات را برمی‌انگیزد. این هنر، تلفیقی است از:

آواز، موسیقی، نمایش، داستان میباشد.

اپرا در طول تاریخ تکامل یافته است و سبک‌ها و رویکردهای مختلفی را در بر می‌گیرد. از اپراهای باروک هندل و مونته‌وردی گرفته تا اپراهای رمانتیک وردی و واگنر و اپراهای مدرن برن و گرس، اپرا همواره به عنوان یک هنر زنده و پویا به تکامل خود ادامه داده است.

به طور خلاصه، اپرا یک هنر جامع است که موسیقی، آواز، نمایش و داستان را در هم می‌آمیزد تا تجربه‌ای بی‌نظیر و فراموش‌نشدنی را برای مخاطب ایجاد کند.

 

امروز در حضور یکی از سولیست ها محبوب اپرا در ایران هستیم

جناب آقای “رشید وطن دوست”

با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد بزرگوار با نهایت سپاس از شما که دعوت ما رو پذیرفتید و در مجله_آنی حضور دارید.

لطفا خودتان را معرفی کنید؟

درود بر شما امیدورام که روز خوبی داشته باشید.

بنده رشید وطن دوست هستم خواننده، سولیست و آرتیست  اپرای تهران بودم، که حدود 95- 36 اجرای اپرا در نقش های مختلف داشتم.

متولد تبریز هستم،بعد از اخذ دیپلم به تهران آمدم و به استخدام اپرای تهران در تالار رودکی درآمدم.

 چگونه وارد دنیای موسیقی شدید؟و از چند سالگی؟

عرض شود که من در حدود 5-6 سالم بود که در تبریز که با خانوادم زندگی میکردم ما در خانه یک گرامافون ذغالی داشتیم،صفحات ذغالی رو که از اپراهای معروف دنیا بو. یکی از خواننده های معروف دنیا به نام ماریو لانزا و دومی آرولیانو پرتیله و انریکو کارازو اینا صفحاتی بود که پدرم برای من خریده بود و من اینا رو گوش میکردم و به محض تموم شدن اپرا من گریه میکردم که دوباره بزارید ، دوباره میزاشتن.

حدود 14-15 سالم بود که در تبریز بودیم و همیشه من در یکی از اتاق های قدیمی آپارتمان که 5-6 اتاق داشت در یکی از آنها برای خودم میخوندم.

مثلا اپراهای آرشی مال آلان(Arşın Mal Alan) رو میخوندم ساخته اوژین حاجی بیکو از کوراوغلو میخوندم .

که آن هم آهنگسازش اوزیر حاجی بیگ اف(Üzeyir bəy) بود.

اون موقع داشتم در یکی از همین اتاق ها میخوندم که پدرم آمد و چون تعداد اتاق ها بالا بود من اطلاع نداشتم که مهمان داشتیم از اطراف تبریز یک خانواده 8 نفره،وقتی پدرم وارد شد به من گفت:آخه این چیه که میخونی و تمام مدت داد میزنی و من عذرخواهی کردم و اضحار بی اطلاعی از حضور مهمانان و از من یک سوال پرسید:شما چه شغلی میخوای برای آیندت انتخاب کنی؟ و من در جواب گفتم که میخوام خواننده اپرا بشم پدرم با پوزخندی گفت:آخه این هم شغل شد که میخوای برای خودت پیدا کنی؟برو دنبال یه شغل حسابی و خوب(خواننده اپرا شدن هم شغله؟) من هم در جواب گفتم :عاشق اپرا هستم میخوام خواننده اپرا بشم و در نهایت بدون هیچ مشکلی قبول کرد.

در مورد آموزش های آوازی خودتان بگویید،با چه اساتیدی کار کردید؟

 وقتی من از دبیرستان فردوسی دیپلمم رو گرفتم به تهران آمدم نزد آقای علی سلیمی ایشان رهبر ارکستر آذربایجانی بود و آهنگساز  ترانه و معروف آیرلق به معنی جدایی و همچنان خودشان نوازنده تار بودند که حدود 12 نفر جز ارکستر ایشان بودند که خودش رهبر ارکستر بود؛ ایشان منو در تهران پیدا کردند در سال 1345 بود که گفتن:من میخوام شما خواننده این ارکستر باشید این ارکستر هم از قول آقای سلیمی میگم که “وابسته به وزارت فرهنگ و هنر هست که تمرینات ما در خیابان ملک که نرسیده شریعتی هست  اون موقع یه موسسه ای بود به نام فولکلور ایران وابسته به وزارت خونه فرهنگ و هنر بود که من اونجا حدود 1 سال من سولیست ارکستر اقای سلیمی بودم.که اتفاقا در آن ارکستر اسماعیل چشم آذر هم در آنجا نوازنده کمانچه بود پدر ناصر چشم آذر و منوچهر چشم آذر که ناصر رو خدا بیامرزه روحش شاد ولی منوچهر در آمریکا هستند.بعد 1 سال آقای منوچهر بگلری که خودشان نوازنده ترومپت بود در ارکستر سمفونیک تهران که رهبری ارکستر هم آقای حشمت سنجری بود(روحشان شاد)،

سپس آقای منوچهر بگلری به من گفتند که همراه ایشان پاپ بخونم و من هم پذیرفتم و من 1 سال هم با ایشان که ارکستر داشتند پاپ خوندم و به این ترتیب شد آخر سال 1346.خود آقای منوچهری بگلری گفت:” رشید جان شما یک صدای اپرایی داری و گفتند که یک آقایی از آلمان به نام عنایت رضایی آمده که خواننده اپرا استخدام میکنه برای اپرای تهران در تالار رودکی،بیا بریم و امتحان بده  و من هم پذیرفتم فقط گفتم منوچهر من هیچی بلد نیستم ولی ایشان گفتند شما بیا بریم،صد در صد قبولی.

تحصیلات آکادمیک خود را کجا گذراندید؟

” منو برد پیش اقای عنایت رضایی مدیر کل اپرای تهران خودش هم کارگردان اپرا بود هم خودشم خواننده باریتون بود.

* توضیح در مورد رنج صداها (تنور هست که خودم تنور هستم،باریتون صدای وسط و باس هم هست صدای پایین باریتون این در صدای آقایان هست)

در صدای خانمها سوپرانو داریم که رنج صدا مثل تنور هستش،متسو سوپرانو داریم که رنج صدا مثل باریتون هستش و آلتو داریم که مثل صدای باس هستش).

 من در اونجا آقای عنایت رضایی که در اتاقش پیانو هم بود گفت سلفژ بلدی؟ نت خوانی بلدی؟ من هم گفتم خیر نمیدونم و ایشانم هم گفتند که من هر نتی که میزنم شما فقط صدا رو دربیار(خودش با تمرین نشان میداد)، و در آخر گفت گوش خوبی داری و قبول میشی و در اپرای تهران قبولم کرد ، برای من 3 تا کلاس گذاشت کلاس اول رو که گذاشت گفت که باید صداسازی کار کنی.

2 تا از خوانندگان معروف ایتالیا بودند به نام جوزپه تاده ای و میکل کازاتوپیش این عزیزان صداسازی کار کردم ، چون خود تالار رودکی (آقای رضایی) این کلاس ها رو برای من گذاشته بود، از کلاس صداسازی به کلاس سلفژ(آقای اسکندری و زابلی آقای سیلویو که اهل ایتالیا بود و ایشان گفت که باید زبان ایتالیایی یاد بگیری و آقای رضایی هم گفتند چون اپراها همه به زبان ایتالیایی هستند باید بلد باشی و از سال 48 به مدت 2 سال این کلاس ها رو گذراندم و از سال 48 آقای رضایی منو برد روی صحنه.

در چند اجرا نقش آفرینی کردید؟

و اولین اپرایی که اجرا کردم نقش افسری بود در اپرای آرایشگر سویل اثر روسینی.

بعد از اون اپرای ریگولتو(Rigoletto ) رو خوندم نقش بورسا رو که آهنگساز جوزپه وردی بود. یک ارکستر 60-70 نفره بود که رهبر ارکستر هم آقای مانریکو دتورا بود.

سومین اپرا نابوکو بود آهنگساز جوزپه وردی بود نقش آبدالو رو داشتم

چهارمین اپرا لاترابیاتا رو خوندم نقش گاستون

 بعد اپرای لوچیا دی لامرمورآهنگساز دونیزتی نقش آرتورو

سپس در یک اپرای آلمانی به نام هنزل و گرتل که برای بچه بود که مدیر کل اپرا آقای رضایی و آقای محمود خوشنام این اپرا رو ترجمه کرده بودن به فارسی که نقش جادوگر رو به من دادند که خیلی هم سخت بود.

اولین نقشی که در بین این 35-36 تا اپرا خوندم یعنی هنزل و گرتل بود که نقش جادوگر رو داشتم(با تاکید)

کدام نقش را بیشتر دوست داشتید؟

همین نقش جادوگر(ویچ) و بعد از این اپرای اتللو نقش کاسیو رو خوندم که این رابطه اتللو-دزدمونا رو که کاسیو(من خوندم) با دیاگو که در آن اپرا باریتون بود که نقشه میکشیم که بیا روابط بین این دونفر رو به هم بزنیم.

بعد از اون زیاد اپرا خوندم مثلا واگنر-هلندی سرگردان(نقش ملوان)

فیدلیو(بتهوون) و …

بعد از انقلاب اپرا و باله  رو منحل کردن چرا که ما هم اپرا هم باله و هم ارکستر سمفونیک(ملی) داشتیم.

چه چالش هایی در موسیقی وجود داشت که با آن مواجه شدید؟

خیلی بود.مثلا وقتی بعد از انقلاب اپرا رو منحل کردن من حالم خیلی بعد شد،مریض شدم، گریه کردم چون واقعا عاشق اپرا بودم و البته هستم. الانم که در خدمت شما هستم،هستم

من سالها حالم بد بود.بعداز انقلاب هم حکم منو زدن که شما مارش رو خوب میتونید بخونید و به این ترتیب حکم منو زدن سولیست ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی تهران(فرهاد فخرالدینی) که با توجه به  این من یک تعدادی مارش اجرا کردم که آخریش هم سرود .رزشکاران بود ساخته آقای نادرمرتضی پور 22 سال پیش بود که زمانی که تیم ملی رفت استرالیا و برنده شد که گاها پخش میکردند.

کدام آهنگسازان اپرا را بیشتر میپسندید؟چرا؟

چوزپه وردی چون اپراهای زیادی نوشت و پر از ملودی بود  و سپس دونیزتی اونم ایتالیایی بود و ملودی های زیبایی داشت بعد روسینی اونم زیبا بود. بیزه که کارمن رو نوشته (فرانسوی بود)

ولی زیباترین ملودی ها که در اپرا نوشته شده بود اثر جوزپه وردی بود.

به نظر شما یک خواننده اپرا چه ویژگی هایی باید داشته باشه؟

ببینید خیلی ها نمیدونن معنی اپرا چیه یعنی خیلی وقتها فکر میکنن طرف میخونه داد میزنه ولی اینطور نیست اپرا یک موزیک کاملی هستش یعنی شامل(لباس-گریم-بازی-ارکستر حدود 60-70) نفر که موقع اجرا یه چشم باید به رهبر و یکی به بازی خودت چونکه ممکنه در یک اپرا که چندین خواننده داره باید حواست به رهبر باشه چون اگر یک چنگ جابه جا بشه همه چیز بهم میخوره حتی با وجود رهبر. به همین دلیل اپرا یک موزیک کاملی هست چون هم رچیتاتیو داره(دیالوگ)-بازی- گریم-لباس-دکور- باله در کل کامل هستش.

با توجه به تبحر و تجربه شما ارزیابی تان از موسیقی ایران به ویژه موسیقی آوازی امروز ما چیست؟آیا شرایط موسیقی تغییر کرده و بهتر شده است؟

من که خودم از 20 سالگی اپرا میخونم و تخصصم اپرا هست و آذربایجانی هستم و بسیا هم اذربایجانی هم خوندم کنسرت دادم در تبریز و تهران  با آقای فرهاد فخرالدینی،در مجموع موسیقی ما در ایران قوی نیست و ضعیفه.شما برو آذربایجان باکو ببینیند در آنجا هر موسیقی بگید دارند(اپرا-باله-سمفونیک-ارکستر ملی-ارکستر محلی فولکلور) در شهرستان ها در خود شهر باکو ،در واقع پر از موزیسین هستش و البته قوی-نوازنده تار-کمانچه-ناقاره-سازهای ضربی-خواننده ولی موسیقی ما کلا ایران 2 تا ارکستر داریم .

ارکستر سمفونیک تهران و یک ارکستر ملی ایران دیگه ارکستر نداریم که هیچ کدوم رهبر دائم نداره و همیشه یک رهبر میهمان میادکه حدود 1 الی 2 سال و یا حتی 6 ماه میاد بعدش میره و یکی دیگه.

نقش رسانه ملی در پرورش ذائقه موسیقایی افراد را چگونه میبینید؟

نمیدونم چطور بگم.جوونا خب الان خیلی علاقمندم که موسیقی یاد بگیرند

چه دختر و چه پسربیشتر شده تا قبل انقلاب

رهبران ارکستر و رهبران گروه کری که با آنها همکاری داشتید چه کسانی بودند؟

یک رهبری بود قبل از انقلاب که رهبر کر اپرا بود گورگن موسسیان ارمنی بودن حدود 10 هم بعد از انقلاب بودن که رهبر گروه کر تالار رودکی بودن که رفتن آمریکا یکی از دوستان صمیمی من هم بودن که عمرشون رو دادن به شما.

بعد از آقای موسسیان ، اقای رازمیک اوهانیان تشریف آوردند که ایشان هم از دوستان صمیمی آقای موسسیان بود که در باشگاه آرارت گروه کر داشت.آقای اوهانیان رهبر گروه کر تالار رودکی شد  و همچنین دوست صمیم آقای لوریس چکناوریان هم هست.

از همکاری مشترکی که با خواننده های بزرگی مثل خودتون داشتید بگید؟

از سولیست های اپرا قبل از انقلاب ما 25 نفر بودیم که عکسش رو روی دیوار آموزشگاه موجود هست.الان تنها کسی که از اپرای تهران مونده من هستم و خانم آریا زند که ایشان هم در آموزشگاه ما آواز کلاسیک تدریس میکنند البته خودم هم تدریس میکنم.

در چه شهرها و کشورهایی اجرا داشتید؟

در آذربایجان باکو با آقای علی سلیمی  که خودشم آهنگساز و نوازنده تار بودند و ترکیه و یکی هم بانکوک که آواز های محلی و فولکلور اجرا کردیم.

خودتان هم به جز بحث آوازی در زمینه های تئاتر و بازیگری هم آموزش دیدی؟

تئاتر نه،ولی بازیگر اپرا هستم

آموزشگاه موسیقی رو که اسم ثمین پسرم رو گذاشتم،زمانی که من از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  بازنشسته  شدم چون سال 67 هم درجه یک هنری دادن این بود که اعلام کردند کسایی که درجه 1 هنری دارند میتونند آموزشگاه تاسیس کنند من هم این کار رو کردم و اسم ثمین رو انتخاب کردم و الان حدود 25 سال هست که این آموزشگاه با 15 استاد فعالیت میکند.

آیا قطعه ای برای شخص شما در سال های اخیر تنظیم شده؟

بله خیلی از آهنگسازان برای صدای من مارش ساختن و اجرا کردم هم در تالار رودکی هم در صدا و سیما.(منوچهر بگلری،تیمسار علی نعمتی ،تیمسار عظیم قادری سرودهایی ساختند که اجرا کردم)

یه کاری هم از آقای زعیمی نیکو اشعار فردوسی.

در فیلم بانوی زیبای من(قبل انقلاب ) چون دوبله کرده بودند یکی از این خواننده ها آقایی بود رکس هاریسون آنجا به زبان فارسی خودندم

یکی هم اشک ها و لبخندها

در صحبتاتون اشاره کردید که تدریس میکنید با چه تکنیکی و چه سبکی با بچه ها کار میکنید؟

من چون معلم آوازم ایتالیایی بود(جوزپه تادئی و میکل کازاتو) با هم.ن سبک آنها با بچه ها کار میکنم.اول صداسازی و سپس سولفژ

در مورد سالهای فعالیت خودتون بگید در زمینه های مختلف مثل اجرا،تدریس؟

در زمینه آواز 3 نفر هستند که با من کار کردند و الان خواننده حرفه ای هستند یکی یاشار احمد(تنور) و محمدرضا قره تپه (تنور) و محسن آرام بن (تنور) در واقع هنرجویان بنده بودند.یکی هم که در کشور هلند هست که اسمش در خاطرم نیست یکی دیگه هم که به استرالیا مهاجرت کرد و دکتر دامپزشک هستش  هنرجوی دیگرم به نام آرش غفاری که در آلمان هست.

چند سال هست که شما مشغول تدریس هستید؟

در آموزشگاه خودم حدود 20 سال

چه ناگفته هایی برای پایان وجود دارد که شما دوست دارید به خواننده های اپرای نسل جوان بگید؟

من بخوام به جوونا بگم اگر اپرا دوست دارید حتما ادامه بدید چون هر کسی اپرا دوست نداره و بیشتر سبک پاپ رو میپسندند

 

ممنون از مجله آنی برای دعوت با آرزوی سلامتی برای شما

ممنون از شما برای حضور گرم شما در مجله با آرزوی سلامتی و شادکامی برای شما استاد گرانقدر.

 

 

 

 

موسیقی؛ عنصری مهم و تاثیرگذار در شاهنامه فردوسی

(گفت‌و‌گوی مرکز مطالعات آذربایجان با استاد آندره گالستیان در زمینه موسیقی در شاهنامه فردوسی و موسیقی در شعر فارسی)

 

               آنیتا آرزومانیان

مقدمه

اخیرا گفت‌و‌گوی ارزشمندی در مورد جایگاه موسیقی در شاهنامه فردوسی با استاد «آندره گالستیان» به انجام رسیده که در آن، نکات و موارد بسیار مفید و مهمی بیان شده است. در این مصاحبه وزین که توسط خانم «مریم رحیمی» در «مرکز مطالعات آذربایجان (آذرپژوه)» صورت پذیرفته و توسط همین مرکز نیز منتشر شده، به بحث در مورد جایگاه موسیقی در شاهنامه فردوسی و همچنین، به بحث در مورد شان موسیقی در شعر فارسی، پرداخته شده است. در این گفت و گو، منزلت موسیقی در شعر فارسی، به صورت شرح و بسط داده شده و در عین حال (تا حدی که ممکن بوده است)، به صورت موجز و مختصر، مورد بررسی قرار گرفته است.

 

     مجله فرهنگی، ادبی و هنری آنی

 

استاد «آندره گالستیان» موسیقی‌دان و پژوهشگر خوش‌نام و پرکار کشور هستند که پژوهش‌های متعددی در زمینه شعر فارسی و همچنین موسیقی ایران و جهان به انجام رسانده‌اند و تا کنون، مقاله‌ها و مصاحبه‌های متعددی از ایشان در رسانه‌ها و مطبوعات گوناگون ایران و جهان، منتشر شده است؛ ایشان طی سال‌های متمادی در میزگردهای گوناگونی که در خبرگزاری‌های مختلف و پایگاه‌های خبری گوناگون و همچنین در رادیو و تلویزیون برگزار شده است، شرکت نموده‌اند و حضور فعال دارند. خانم «مریم رحیمی» که این گفت‌و‌گو را به انجام رسانده‌اند، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی هستند و لازم به ذکر است که پایان‌نامه ایشان در ارتباط با شاهنامه فردوسی بوده است.

این مصاحبه، در رسانه‌های گوناگون، بازنشر شده و انعکاس گسترده‌ای در مراکز علمی، ادبی، هنری و پژوهشی داشته است و با توجه به اهمیت آن، توسط مجله «آنی» بازنشر می‌شود.


 

 

فصل سرد و سپید زمستان است و در این فصل سرما، اما زیبا، مجددا بعد از چند ماه، میزبان استاد آندره گالستیان در مرکز مطالعات آذربایجان هستیم. چند ماه قبل، در فصل نقش‌ها و رنگ‌ها، فصل نقاشی خدا، در پاییز زیبا، با ایشان در زمینه موسیقی در تبریز، گفت‌و‌گوی مفصلی داشتیم که حاصل آن با عنوان «تبریزِ ولیعهدنشین؛ دروازه ورود موسیقی کلاسیک به کشور» منتشر و به پیشگاه خوانندگان و مخاطبان گرامی، تقدیم گردید که بازخورد مناسبی داشت و بارها نیز توسط رسانه‌های گوناگون، بازنشر شد. در آن مصاحبه، از ایشان قول گرفتیم که مجددا در خدمتشان باشیم تا در مورد موسیقی و شعر، گفت‌و‌گو کنیم. در این نشست، سعی خواهم کرد تا نقش موسیقی در شعر فارسی و جایگاه آن نزد شاعران ایرانی را با محوریت شاهنامه فردوسی از استاد بپرسم و در این زمینه به مواردی که کمتر تا کنون به آنها پرداخته شده است، خواهم پرداخت و از ایشان نیز قول گرفته‌ام که محدودیت وقت نداشته باشیم تا بتوانم همه موارد مد نظر و کلیه سوالات مورد نظر را بپرسم.

 

ابتدا اجازه بفرمایید به معرفی استاد گالستیان برای آن دسته از مخاطبان که گفت‌و‌گوی قبلی را مشاهده ننموده یا مطالعه نکرده‌اند بپردازم؛ البته استاد آندره گالستیان در سطح رسانه‌ها، شخصی شناخته‌شده هستند و تا کنون، مقالات بسیار متعددی از ایشان، منتشر شده است و در رسانه‌های گوناگون، بسیار فعال هستند؛ اما در هر حال، برای آن دسته از خوانندگانی که ممکن است با ایشان آشنا نباشند یا کمتر آشنا باشند، عرض می‌کنم که در فرهنگ جامع موسیقی ایرانی، جلد دوم، صفحه 1153، ذیل حرف «گ» در مورد ایشان آمده است: «گالستیان، آندره؛ در تهران به دنیا آمد. نامبرده فارغ‌التحصیل رشته میکروبیولوژی است و در زمینه کامپیوتر و مدیریت نیز تخصص و مدارک گوناگون بین‌المللی دارد. موسیقی را از کودکی آغاز کرده و ساز تخصصی او پیانو است. وی از محضر استادان متعددی، بهره‌های لازم را در زمینه نوازندگی پیانو برده است. در کنار نوازندگی، به خوانندگی نیز علاقه دارد و در گروه‌های کُر گوناگون در صدای تِنور، خوانندگی کرده است. علاوه بر موارد فوق، وی پژوهش‌های گسترده‌ای درباره موسیقی جهان و موسیقی ایران در ژانرهای مختلف انجام داده و چندین مقاله و همچنین سخنرانی‌های متعدد در این زمینه داشته است. وی به شعر ایران و جهان نیز علاقه دارد و به عنوان ایران‌شناس و پژوهشگر ادبی در میزگردهای تخصصی گوناگونی شرکت داشته است که از آن جمله می‌توان به میزگردهای روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی اشاره داشت. او همچنین برخی اشعار شاعران معاصر ایران را به زبان‌های انگلیسی، فرانسه و ارمنی، ترجمه کرده است».

 

  • خوش آمدید استاد گالستیان؛ بسیار خوشحالیم که مجددا فرصتی پیش آمد تا میزبان حضرتعالی در آذرپژوه باشیم، برای فتح باب اگر صحبتی دارید، بفرمایید.

سلام عرض می‌کنم و همچنین عرض ادب و احترام دارم خدمت شما سرکار خانم رحیمی محترم و خدمت همکاران گرامی شما در مرکز وزین مطالعات آذرپژوه که به صورت تخصصی، مرکز مطالعات آذربایجان، آذربایجان‌شناسی و آذربایجان‌پژوهی است و همچنین خدمت کلیه مخاطبان گرانقدر شما در داخل و خارج کشور، به‌ویژه هموطنان ایرانی عزیز و ارجمند. من هم خوشحالم که مجددا در خدمت شما بزرگواران هستم و امیدوارم که بتوانیم گفت‌و‌گوی خوب و مفیدی را با هم داشته باشیم.

 

  • سپاسگزارم؛ حتما و بدون شک، همانند نشست قبلی، گفت‌و‌گوی مفیدی خواهد بود و بی‌گمان، مصاحبه‌ای ماندگار خواهد شد. از موسیقی در شاهنامه شروع کنیم، جایگاه موسیقی در شاهنامه فردوسی به چه ترتیبی است و فردوسی بزرگ، این شاعر حماسه‌سرای ایرانی و زنده‌کننده زبان فارسی، چقدر برای موسیقی، شان و ارزش قائل بوده است؟

موسیقی در شاهنامه فردوسی، جایگاه ویژ‌ه‌ای دارد و این مطلب را بنده در مصاحبه‌ها و میزگردها گوناگونی که در خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های خبری داشته‌ام و همچنین در برنامه‌های مختلف صدا و سیما، مکررا عرض کرده‌ام. فردوسی در شاهنامه، نه تنها به موسیقی، بسیار پرداخته و جایگاه رفیعی را برای آن در نظر گرفته است، بلکه خود نیز با موسیقی، آشنایی خوبی داشته و به همین خاطر هم توانسته است در اشعار خود، تصویر مناسبی از موسیقی، آلات و ادوات آن و همچنین نوازندگی و خوانندگی، ارائه نماید. در ابیات گوناگونی از شاهنامه که به موسیقی اشاره دارند و تعداد آنها نیز بسیار است، اشراف فردوسی بر موسیقی، کاملا هویدا است و نمود بارزی دارد.

 

  • مطلب بسیار جالبی است استاد؛ پایان‌نامه کارشناسی ارشد من در مورد فردوسی و عنوان دقیق آن «بررسی مبانی آزاداندیشی و استقلال‌خواهی در شاهنامه فردوسی» است، زمانی که می‌خواستم موضوع و عنوان پایان‌نامه را که تمایل داشتم در ارتباط با شاهنامه باشد را انتخاب کنم، بررسی جامعی بر روی مطالعات گذشته بر روی شاهنامه فردوسی داشتم و به همین خاطر، با این موضوعات، نسبتا آشنایی خوبی دارم؛ به نظر می‌آيد که در زمینه موسیقی در شاهنامه، نسبت به موضوعات دیگر، پژوهش‌های کمتری صورت گرفته است، درست عرض می‌کنم؟

بله، همینطور است. در زمینه شاهنامه، مطالعات بسیاری به انجام رسیده اما در زمینه موسیقی در شاهنامه، مطالعات و پژوهش‌های کمتری صورت گرفته است و مقالات کمی در این زمینه وجود دارد. به نظرم، کماکان لازم است که پژوهش‌های بسیاری در موضوعات مختلف بر روی شاهنامه فردوسی انجام پذیرد و تحقیق در زمینه موضوعات مختلف در شاهنامه، جای کار فراوانی دارد و در بین این موضوعات، جا دارد که به بحث موسیقی در شاهنامه نیز، بیش از پیش، پرداخته شود. این مطلب از آن جهت نیز اهمیت دارد که موسیقی، یکی از هنرهای زیبا است که به‌ویژه در جهان امروز، جایگاه بسیار مهمی دارد. شما همان اول صبح که سوار خودروی خود می‌شوید، معمولا یکی از اولین‌کارهایی که انجام می‌دهید، روشن کردن رادیو است یا گوش دادن به موسیقی؛ موسیقی با رادیو و تلویزیون، پیوندی ناگسستنی دارد؛ صنعت سینما بدون موسیقی، قابل تصور نیست؛ افراد بسیاری در طی سال در کنار رفتن به سینما و تئاتر به کنسرت‌های گوناگون می‌روند؛ موسیقی در جشن‌ها و همچنین مراسم‌ها، به‌ویژه در مراسم مربوط به ازدواج، جایگاه ویژه‌ای دارد؛ حتی صدای باد، یا رودخانه یا اصوات پرندگان، نوعی موسیقی است؛ در کنار نوشتن یا ارسال پیام، شما با صحبت کردن و اصوات، با دیگر انسان‌ها و جهان، ارتباط برقرار می‌کنید؛ موسیقی بیش از هر هنری با زندگی انسان، عجین است؛ شما هر لحظه با موسیقی سر و کار دارید؛ کشورها، سرود ملی دارند؛ در ادیان نیز، موسیقی، کاربرد وسیعی دارد؛ در اسلام، اذان در دستگاه‌های موسیقی خوانده می‌شود و موذن‌ها، طی قرون و اعصار تا به امروز، در دستگاه‌های متنوعی، ا‌ذان گفته‌اند و می‌گویند؛ در مسیحیت، موسیقی در مراسم کلیسایی، اهمیتی خاص دارد.

 

  • بسیار زیبا فرمودید، در زمینه هنرهای زیبا، توضیح بیشتری می‌فرمایید؟

بله، البته. در دوران باستان و به صورت سنتی، «هنرهای زیبا» را پنج هنر در نظر می‌گرفتند: شعر، موسیقی، معماری، نقاشی و مجسمه‌سازی. با گذشت زمان، به جای شعر، ادبیات را در نظر گرفتند که محدوده گسترده‌تری را فرا می‌گیرد؛ طبیعتا، تئاتر هم طی مرور زمان، در ردیف هنرهای زیبا قرار گرفت که امروزه به جای آن، هنرهای نمایشی را در نظر می‌گیرند؛ در دوران معاصر نیز، سینما افزوده شد و همه این هنرها در کنار هم، تشکیل هفت هنر زیبا را دادند که اختصارا به عنوان «هفت هنر» نیز شناخته می‌شود. کلمه زیبا، اشاره به زیبایی‌شناسی این هنرها دارد؛ زیرا هنرهای دیگری نیز وجود دارند؛ مانند «هنرهای کاربردی» که شامل طراحی گرافیک، طراحی نقشه یا طراحی کارتوگرافیک، طراحی مد و لباس، طراحی داخلی، طراحی صنعتی و همچنین، طراحی خودرو می‌باشد؛ یا مانند «هنرهای تجسمی» که شامل خوشنویسی، عکاسی، تصویرسازی یا تصویرگری که به نوعی می‌توان گفت که نقاشی روایی نیز به حساب می‌آید، صنایع دستی، چاپ دستی یا چاپ هنری، هنر پارچه و همچنین، هنر کامپیوتری است؛ در ضمن، «هنرهای مفهومی» نیز معمولا در زیرمجموعه هنرهای تجسمی، طبقه‌بندی می‌شوند. البته، هنرها فقط به مواردی که عرض کردم، محدود نمی‌شوند و بنده صرفا خواستم هنرهای زیبا را توضیح دهم و وجه تمایز آنها با سایر هنرها را بیان کنم. در ضمن، در نظر بگیرید که نقاشی و مجسمه‌سازی که خود در دسته هنرهای زیبا طبقه‌بندی می‌شوند؛ به همراه خوشنویسی در ردیف هنرهای تجسمی نیز قرار می‌گیرند و توجه به این نکته هم حائز اهمیت است که استادان بسیاری، هنر خوشنویسی را نیز یکی از هنرهای زیبا می‌دانند، به‌ویژه که در برخی موارد، علی‌الخصوص در زمینه نقاشی‌خط، ارتباط تنگاتنگی با نقاشی پیدا می‌کند.

همانطور که عرض کردم، هنرها فقط محدود به مواردی که عرض کردم، نمی‌شوند و بنده سعی کردم تا در پاسخ به سوال شما در مورد هنرهای زیبا، طبقه‌بندی هنرها از عصر باستان تا کنون و انواع هنرها در جهان امروز را به صورت بسیار مختصر، توضیح دهم و کلیاتی را به عرض برسانم.

 

  • ممنون از توضیحات خوب، مفید، مختصر و مفهوم شما در زمینه طبقه‌بندی انواع هنر؛ پس به این ترتیبی که فرمودید، هم شعر و هم موسیقی که موضوعات بحث امروز ما هستند، هر دو از هنرهای اصلی، شناخته‌شده و مهم از زمان باستان تا جهان معاصر و دنیای امروز هستند؟

بله، هر دو از هنرهای زیبا هستند.

 

  • شما به عنوان موسیقی‌دان که علاوه بر موسیقی، مطالعات فراوانی نیز در زمینه ادبیات و شعر دارید، کدام هنر را بیشتر می‌پسندید؟ شعر یا موسیقی؟

هر دو را می‌پسندم و به هر دو علاقمند هستم. شعر و موسیقی، مکمل هم هستند؛ شعر و موسیقی، جدای از هم نیستند. شما کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی هستید و به خوبی اطلاع دارید که معمولا در شعر هم، منظورم در انواع شعر است، به طور معمول، وزن وجود دارد و شعر کلاسیک یا شعر کهن یا شعر سنتی فارسی، کاملا موزون است و بر پایه ساختار و دانشی است به نام عروض که وزن شعر بر آن عرضه می‌شود. وزن‌های شعر کلاسیک یا کهن یا سنتی فارسی، کاملا مشخص است که آنها را بحور عروضی می‌نامند که به دو دسته متفق‌الارکان و مختلف‌الارکان تقسیم می‌شوند و جمعا تشکیل 19 بحر را می‌دهند. در ضمن، شعر نیمایی نیز وزن دارد، شعر سپید نیز معمولا آهنگین است. کاملا مشخص است که شعر و موسیقی، به نوعی، ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر دارند، زیرا همانطور که عرض کردم، وزن و آهنگ، در شعر، اهمیت بسیاری دارد و وزن و ضرب‌آهنگ، در موسیقی، بسیار مهم است. در ضمن، موسیقیِ با کلامی که فاخر باشد، معمولا به همراه شعرِ فاخر است و شعرِ فاخر نیز معمولا در موسیقیِ با کلامی کاربرد دارد که فاخر است.

 

  • مثال‌هایی از کاربرد شعرِ فاخر در موسیقیِ فاخر می‌فرمایید؟

بله، البته. اپرای «کارمِن» اثر ژُرژ بیزه که لیبرتوی آن اثر آنری مِیاک و لودوویک آلِوی بر اساس رمان کوتاهی به همین نام اثر پروسپِر مِریمه است که گمان می‌رود این اثر، متاثر از شعر روایی «کولی‌ها» اثر آلِکساندر پوشکین باشد؛ اپرای «لا تراویاتا» اثر جوزِپه وِردی که لیبرتوی آن اثر فرانچِسکو ماریا پیاوه بر اساس نمایشنامه «مادام کامِلیا» اثر آلِکساندر دومایِ پسر می‌باشد که بر اساس رمانی به همین نام، اثر همین نویسنده است؛ اپرای «فلوت سحرآمیز» اثر وُلفگانگ آمادِئوس موتسارت که لیبرتوی آن اثر اِمانوئل شیکاندر می‌باشد که نام اصلی وی، یوهان یوزِف شیکندر بوده است؛ اپرای «توسکا» اثر جاکومو پوچینی که لیبرتوی آن اثر لوئیجی ایلیکا و جوزِپه جاکوزا است؛ اپرای «اِکسیرِ عشق» اثر گائتانو دونیتسِتی که لیبرتوی آن اثر فِلیچه رُمانی است که بر اساس اپرای «اِکسیر» اثر دانیِل فرانسوا اِسپری اوبِر می‌باشد که لیبرتوی آن اثر اوگوستن اوژِن اسکریب است؛ اپرای «رستم و سهراب» اثر لوریس چکناوریان که لیبرتوی آن اثر فردوسی است؛ اپرای «آنوش» اثر آرمِن تیگرانیان که لیبرتوی آن اثر هوهانِس تومانیان است.

 

  • بسیار عالی و سپاسگزارم؛ چقدر جالب است که تا این حد، شعر و موسیقی به هم وابسته هستند و چقدر زیباست که تا این اندازه، آثار موسیقی و موسیقی‌دانان و همچنین آثار ادبی و ادیبان، به یکدیگر همبسته و دلبسته هستند که در اپرای «کارمِن»، اپرای «لا تراویاتا» و اپرای «اِکسیرِ عشق» به دقت توضیح دادید. علاوه بر آن، جالب است که به عنوان مثال، آلکساندر دومایِ پسر، رمان خود را به نمایشنامه نیز تبدیل کرده است.

بله، همینطور است، شاعران و ادیبان و موسیقی‌دانان از ملیت‌های مختلف، در طول تاریخ، از یکدیگر تاثیر پذیرفته‌اند و در حال حاضر نیز تاثیر می‌پذیرند؛ ماهیت هنر، همین است.

در ضمن، اینکه هر هنرمند، مدت‌ها بر روی اثر خود کار کند نیز طبیعی است و آلکساندر دومایِ پسر نیز از این امر، مستثنی نیست، همانگونه که سرایش شاهنامه توسط فردوسی، زمان بسیاری برده است و آهنگسازی اپرای رستم و سهراب توسط لوریس چکناوریان نیز.

طبیعی است که ایجاد اثر فاخر و ماندگار، معمولا نیاز به صرف عمر دارد. اصولا هنر و استادی در هنر، صرف عمر می‌خواهد. هنر چیزی است که عمری را باید صرف آن کرد.

 

  • بله، حق با شما هستش و زیبا فرمودید که «هنر چیزی است که عمری را باید صرف آن کرد» و هنرمندان بزرگ، همین کار را کرده‌اند. در زمینه موسیقی، چه چیزی در شاهنامه فردوسی، آن را متمایز می‌کند؟

در واقع، دو مطلب مهم، این تمایز را ایجاد می‌کنند.

مطلب اول آن که فردوسی در کل شاهنامه به موسیقی توجه دارد و از ابتدا تا انتهای شاهنامه، بحث موسیقی را به طور جدی و به صورت برجسته، مطرح می‌کند.

مطلب دوم هم آن که شاهنامه، همواره با فرهنگ موسیقایی ایرانیان عجین بوده است. از شعر و موسیقی و آواز مورد استفاده در زورخانه تا آوازی که هنگام شاهنامه‌خوانی در قهوه‌خانه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد و تا اوج هنر موسیقی در اپرا، همه حاکی از این هستند که شعر فردوسی و شاهنامه، همواره در طول تاریخ، با موسیقی ایران و ایرانیان، پیوندی ناگسستنی داشته است. منظورم از ایران، ایران فرهنگی است که محدوده جغرافیایی آن، بسیار فراتر از مرزهای کنونی کشور است.

 

  • فرمودید که فردوسی، از ابتدا تا انتهای شاهنامه، به موسیقی توجه دارد و بحث موسیقی را جدی و برجسته مطرح می‌کند، لطف می‌کنید در این زمینه، نمونه‌هایی نیز مطرح کنید؟

بله، البته. موسیقی در سراسر شاهنامه، جلوه و نمود بارزی دارد و با زندگی مردم، کاملا عجین است. اجازه بفرمایید از قسمت‌های مختلف شاهنامه، ابیاتی را نقل کنم.

فردوسی در همان ابتدای شاهنامه، در پادشاهی جمشید می‌گوید:

گرانمایه جمشید فرزند او / کمر بست یک‌دل پر از پند او

برآمد بر آن تخت فرّخ پدر / به رسم کیان بر سرش تاج زر

کمر بست با فرّ شاهنشهی / جهان گشت سرتاسر او را رهی

تا می‌رسد بدانجا که:

جهان انجمن شد بر آن تخت او / شگفتی فرومانده از بخت او

به جمشید بر گوهر افشاندند / مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین / بر آسوده از رنج روی زمین

بزرگان به شادی بیاراستند / می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرّخ از آن روزگار / به ما ماند از آن خسروان یادگار

فردوسی در اینجا به رامشگر اشاره می‌کند که به معنی موسیقی‌دان است، به معنی نغمه‌پرداز، نوازنده و خواننده.

در ابیات مربوط به پادشاهی خسرو پرویز و مشخصا ابیاتی که مربوط به خسرو پرویز و شیرین است نیز بحث موسیقی مشاهده می‌شود، فردوسی آنجا که در مورد رفتن خسرو پرویز به شکارگاه و دیدن شیرین سخن می‌گوید، در شاهنامه می‌خوانیم:

چنان بد که یک روز پرویز شاه / همی آرزو کرد نخچیرگاه

بیاراست برسان شاهنشهان / که بودند از او پیشتر در جهان

چو بالای سیصد به زرین ستام / ببردند با خسرو نیک نام

تا بدانجا می‌رسد که:

پس اندر ز رامشگران دوهزار / همه ساخته رود روز شکار

به زیر اندرون هر یکی اشتری / به سر بر نهاده ز زر افسری

در اینجا نیز بحث موسیقی‌دانان و رامشگران را می‌بینیم. این ابیات، مربوط به اواخر شاهنامه است.

ابیاتی نیز از پادشاهی کیکاووس و آهنگ مازندران کردن او نقل می‌کنم:

چنین گفت کز شهر مازندران / یکی خوشنوازم ز رامشگران

اگر در خورم بندگی شاه را / گشاید بر تخت او راه را

برفت از بر پرده سالار بار / خرامان بیامد بر شهریار

بگفتا که رامشگری بر درست / ابا بربط و نغز رامشگرست

بفرمود تا پیش او خواندند / بر رود سازانش بنشاندند

به بربط چو بایست بر ساخت رود / برآورد مازندرانی سرود

که مازندران شهر ما یاد باد / همیشه بر و بومش آباد باد

همانطوری که توجه فرمودید، در این چند بیت، کلماتی مانند خوشنواز، رامشگر، بربط، رود و سرود  که مرتبط با موسیقی هستند، آمده است و این روند در کل شاهنامه، مشاهده می‌شود.

 

  • فوق‌العاده عالی بود استاد، لذت بردم و آموختم. فردوسی در چند بیت محدود، چقدر مفاهیم موسیقایی گنجانده و به چه زیبایی سروده و چقدر تصاویر زیبا آفریده است؛ شاید به همین خاطر است که شاهنامه فردوسی، قصه هر شب کودکانه من بود و به همین خاطر، مهر به شاهنامه در من، هر روز بیشتر و بیشتر می‌شد و از همان زمان آموختم که شاهنامه برای من، تنها یک قصه عادی نیست، بلکه درس زندگی است و به همین خاطر هم در این زمینه تحصیل کردم؛ واقعا غنای شعر فارسی در کمتر زبانی هست.

بله، همینطور است، کاملا درست می‌فرمایید؛ هم شاهنامه درس زندگی است و هم غنای شعر فارسی در کمتر زبانی هست.

 

  • در ابتدای این نشست فرمودید که «فردوسی در شاهنامه، نه تنها به موسیقی، بسیار پرداخته و جایگاه رفیعی را برای آن در نظر گرفته است، بلکه خود نیز با موسیقی، آشنایی خوبی داشته و به همین خاطر هم توانسته است در اشعار خود، تصویر مناسبی از موسیقی، آلات و ادوات آن و همچنین نوازندگی و خوانندگی، ارائه نماید»، لطف می‌کنید در این زمینه، توضیح بیشتری بفرمایید؟

بله، همانطور که در ابتدای بحث امروز عرض کردم، فردوسی، به خوبی با موسیقی، آشنا بوده است.

به علت همین آشنایی خوب فردوسی با موسیقی است که نام سازهای بسیاری در شاهنامه وجود دارند مانند رباب، بربط، رود، چنگ، جرس، شیپور، سنج، کرنای، تبیره و تنبور. فردوسی، قطعا با موسیقی، آشنایی خوبی داشته و سازها را می‌شناخته است. فردوسی حتی با مفهوم ارکستراسیون نیز آشنا بوده است؛ در صحبت‌های امروز، این بیت را نیز نقل کردم:

پس اندر ز رامشگران دوهزار / همه ساخته رود روز شکار

فردوسی در این بیت از ارکستری بزرگ با حضور دو هزار نفر موسیقی‌دان و نوازنده صحبت می‌کند. این خیلی مهم است که توجه داشته باشیم که این ابیات، بیشتر از هزار سال پیش، سروده شده‌اند، یعنی فردوسی، بیش از هزار سال قبل، از ارکسترهای بزرگ صحبت کرده و مفهوم ارکستراسیون را در ذهن، داشته است.

 

  • سپاسگزارم از توضیحات دقیق شما استاد گرامی؛ بسیار بحث شیرینی است و هر چقدر که بحث امروز، پیش می‌رود، جذاب‌تر می‌شود. به خاطر دارم در اواخر کارشناسی بود، در توس، در کنار آرامگاه فردوسی، با او پیمانی بستم که پایان‌نامه کارشناسی ارشدم، مزین به نام او باشد و از روان پاکش خواستم که در کنار من باشد و از پروردگار مدد جستم که در این راه کمکم کند و خدا خواست و پس از پایان کارشناسی، در کنکور مقطع کارشناسی ارشد در رشته زبان و ادبیات فارسی قبول شدم و توانستم پایان‌نامه خود را در زمینه شاهنامه دفاع کنم. در مورد خود کلمه رامشگر توضیح بفرمایید.

برایتان آرزوی موفقیت‌های بیشتر دارم. امیدوارم بیش از پیش بتوانید به فرهنگ و تمدن ایران و به ادبیات فارسی، خدمت کنید و همواره توفیق خدمت به کشور و میهن را داشته باشید، توفیق خدمت به ایران و ایرانی را.

همانطور که عرض کردم، رامشگر به معنای موسیقی‌دان است؛ به معنای نغمه‌پرداز، نوازنده یا خواننده. کلمه رامشگر، بارها در شاهنامه، استفاده شده است. منابع متعددی، کلمه «رامش» را که به معنای خنیا یا موسیقی است، مخفف «آرامش» دانسته‌اند و علت به کار بردن این کلمه برای خنیا یا موسیقی را بدین گونه ذکر کرده‌اند که «چون ساز و نغمه باعث آرامش دل می‌شود، لهذا در اینجا مجازا اطلاق مسبب بر سبب کرده‌اند».

 

  • درست عرض کردم که بحث دارد جذاب‌تر می‌شود. کلمه خنیا نیز در شاهنامه، استفاده شده است؟

بله، فردوسی در شاهنامه در بخش پادشاهی کسری نوشین‌روان سروده است:

دگر گفت کای شاه با فرّ و هوش / جهان شد پر آواز خنیا و نوش

 

  • در مورد انواع سازها در شاهنامه بفرمایید.

فردوسی از دو نوع موسیقی در شاهنامه صحبت می‌کند، موسیقی رزمی و موسیقی بزمی. وی در داستان رستم و اسفندیار سروده است:

کجا شد به رزم اندرون ساز تو / کجا شد به بزم آن خوش آواز تو

کجا شد دل و هوش و آیین تو / توانایی و اختر و دین تو

از آلات و ادوات موسیقی رزمی در شاهنامه یعنی سازهایی که برای رزم استفاده شده‌اند، می‌توان به «جرس»، «زنگ»، «شیپور»، «سنج»، «گاودم»، «کوس»، «بوق»، «کرنای» و «تبیره» اشاره کرد. فردوسی در شاهنامه در داستان فرود سیاوش سروده است:

چو خورشید تابنده شد ناپدید / شب تیره بر چرخ لشکر کشید

دلیران دژدار مردی هزار / ز سوی کلات اندر آمد سوار

در دژ ببستند زین روی تنگ / خروش جرس خاست و آوای زنگ

از آلات و ادوات موسیقی بزمی در شاهنامه یعنی سازهایی که برای بزم استفاده شده‌اند، می‌توان به «بربط»، «رباب»، «رود»، «چنگ»، «ابریشم» و «نای» اشاره کرد. فردوسی در بخش «سهراب» در شاهنامه سروده است:

ز آواز ابریشم و بانگ نای / سمن عارضان پیش خسرو به پای

 

  • در تبریز، جلسات شاهنامه‌خوانی خوبی برگزار می‌شود و امیدواریم بتوانیم از حضور شما هم بهره مناسب ببریم. حکیم توس، در آذربایجان، جایگاه ویژه‌ای دارد و حتی در گذشته، شاهنامه در زورخانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها هم حضوری پررنگ داشت. در شاهنامه، بارها از آذرآبادگان یاد شده، مثلا حکیم توس می‌فرماید «بیامد سوی آذرآبادگان / خود و نامداران و آزادگان ؛ پرستندگان پیش آذر شدند / همه موبدان دست بر سر شدند».

بله، من دوستان بسیار خوبی در تبریز و دوستان بسیار خوبی نیز در ارومیه و اردبیل دارم و تا حدودی نیز با جلسات شاهنامه‌خوانی در تبریز، آشنا هستم. شاهنامه، بخش مهمی از هویت ملی همه ایرانیان است. اگر افتخاری باشد و در تبریز باشم، خوشحال خواهم شد که در جلسات شاهنامه‌خوانی وزینی که در این شهر زیبا، تاریخی و فرهنگی، برگزار می‌شود، شرکت کنم؛ شهری که زادگاه ادیبان و شاعران بسیاری بوده و هست.

همانگونه که عرض کردم، برای همه ما، شاهنامه فردوسی، بخش مهمی از هویت ملی است و به همین خاطر، انس با شاهنامه، اهمیت بسیار دارد. فردوسی در شاهنامه در بخش مربوط به پادشاهی یزدگرد، می‌سراید:

همی تاز تا آذرآبادگان / به جای بزرگان و آزادگان

 

  • خوشحالم که دوستان خوبی در تبریز دارید، به‌ویژه که دوستان مشترکی داریم و همچنین خوشحالم که با فضای فرهنگی شهر، آشنا هستید. دوستان مرکز مطالعات آذربایجان هم مثل سایر دوستانتان در تبریز، احترام خاصی برای شما قائل هستند. در مورد موسیقی در شعر سایر شعرای ایران بفرمایید.

لطف دارید خانم رحیمی، من هم برای شما و دوستان مرکز مطالعات آذربایجان، احترام خاصی قائل هستم و سپاسگزارم که برای این مصاحبه، بنده را دعوت نمودید و پوزش می‌طلبم که به علت مشغله زیاد، نتوانستم زودتر خدمت برسم و بین این مصاحبه و مصاحبه قبلی، تا حدودی، فاصله افتاد.

در جواب سوال شما باید عرض کنم که می‌توان به جرات گفت که ناصرخسرو، سنایی، انوری، خاقانی، مولوی، سعدی، حافظ، جامی، ابن یمین، عبید زاکانی و بسیاری از شعرای بزرگ، از شاهنامه فردوسی تاثیر پذیرفته‌اند و این شامل بحث موسیقی در شاهنامه هم می‌شود. فتحعلی خان کاشانی متخلص به صبا که ملک‌الشعرای دربار فتحعلی‌شاه قاجار بود، شهنشاه‌نامه را در بحر متقارب و همانند شاهنامه فردوسی سروده است. بعد از مشروطه نیز میرزاده عشقی، عارف قزوینی، محمدتقی بهار و سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، تحت تاثیر شاهنامه و فردوسی بوده‌اند. حتی شعرای متاخری مثل فریدون مشیری و مهدی اخوان ثالث و بسیاری دیگر، در سروده‌های خود، از فردوسی و شاهنامه، تاثیر پذیرفته‌اند.

ذکر این نکته نیز ضروری است که موسیقی نزد شاعران، حتی قبل از فردوسی نیز، اهمیت بسیاری داشته است. رودکی در زمان خود، موسیقیدانی برجسته و نوازنده‌ای بزرگ و چیره‌دست بوده است. چند بیت از رودکی خدمت شما نقل کنم:

چون سپرم نه میان بزم به نوروز / در مه بهمن بتاز و جان عدو سوز

باز تو بی‌رنج باش و جان تو خرم / با نی و با رود و با نبیذ فناروز

رودکی سروده است:

رودکی چنگ برگرفت و نواخت / باده انداز، کو سرود انداخت

همچنین، رودکی، سروده است.

بگرفت به چنگ چنگ و بنشست / بنواخت به شست چنگ را شست

 

  • بسیار عالی استاد، استفاده کردیم. لطف کنید و از شاعران دیگر، بیشتر بفرمایید.

خیام نیز در زمان خود، موسیقی‌دان برجسته‌ای بوده است و در زمینه موسیقی، تحقیق کرده است و رساله‌ای با عنوان «القول علی اجناس الذی بالاربعه» دارد. چند نمونه از شعر خیام نقل کنم خدمتتان:

مرغی دیدم نشسته بر باره طوس / در پیش نهاده کله کیکاووس

با کله همی گفت که افسوس افسوس / کو بانگ جرس‌ها و کجا ناله کوس؟

خیام سروده است:

وقت سحر است خیز ای مایه ناز / نرم نرمک باده خور و چنگ نواز

کانها که بجایند نپایند بسی / و آنها که شدند کس نمی‌آید باز

همچنین، خیام سروده است:

ایام زمانه از کسی دارد ننگ / کو در غم ایام نشیند دلتنگ

می خور تو در آبگینه با ناله چنگ / زان پیش که آبگینه آید بر سنگ

همانگونه که عرض کردم، موسیقی در شعر فارسی، جایگاهی والا و اهمیتی بسیار دارد. شعر فارسی و موسیقی، دو چیز جدا از هم نیستند و کاملا در هم تنیده و پیوسته هستند، به نمونه‌های دیگری که عرض می‌کنم، توجه فرمایید:

سعدی سروده است:

آواز رود و بربط و نای و سرود و چنگ / وین طنطنه که می‌شنوی هم شنیده گیر

مولوی سروده است:

صدای نای آن جا نکته گوید / نوای چنگ بس اسرار دارد

حافظ سروده است:

رباب و چنگ به بانگِ بلند می‌گویند / که گوشِ هوش به پیغامِ اهلِ راز کنید

جامی سروده است:

ببرید از دل فقیران زنگ / به نوای نی و نوازش چنگ

در دوران معاصر نیز امیرهوشنگ ابتهاج متخلص به ه.ا. سایه، از کودکی با موسیقی آشنا بود و دو نقل قول از او در زمینه موسیقی، قابل توجه بسیار است، اول آنکه گفته است: «موسیقی اگر نگویم قبل از شعر بود ولی باعث شناختن شعر شد» و ثانیا، در اواخر عمر، گفته است: «یکی از افسوس‌های من، هنوز هم در این آخر عمر، غصه‌ام این است که ای کاش به جای شعر، یک اتفاقی می‌افتاد و من دنبال موسیقی می‌رفتم».

 

  • سپاسگزارم از ابیاتی که از شاعران قرون مختلف، فرمودید، بسیار تاثیرگذار بود.باید عرض کنم خدمتتان که بسیار شادمان، خوشحال و مسرور هستم و افتخار می‌کنم که تا این حد عالی بر شعر فارسی و موسیقی مسلط هستید. مواردی نیز که از ه.ا. سایه فرمودید، بسیار جالب بود. برای من هم موسیقی، همیشه آرامش‌بخش و کمک‌کننده بوده، به‌ویژه در زمان دانشجویی کارشناسی ارشد و مخصوصا زمان دفاع از پایان‌نامه؛ علی الخصوص موسیقی اصیل ایرانی، بسیار آرامش بخش بود. امیدوارم روزی بتوانم در زمینه موسیقی بیاموزم و بنوازم. بفرمایید چند سال صرف پژوهش در مورد شعر و موسیقی نموده‌اید؟ و اگر مشکلی نیست، بفرمایید خودتان چند سال دارید.

برایتان آرزوی موفقیت دارم.

در جواب سوال شما باید عرض کنم که حدود 30 سال صرف پژوهش در زمینه شعر و موسیقی کرده‌ام و خودم 48 سال دارم.

 

  • استادی با تخصص و با مطالعات و معلومات عالی هستید و بیشتر عمر خود را به تحقیق و پژوهش گذرانده‌اید، هر چند که هنوز در سنین جوانی قرار دارید. درود بر شما. از حضور مجدد شما در مرکز مطالعات آذربایجان و شرکت شما در این گفت‌و‌گو، صمیمانه سپاسگزارم. لطف کردید و به ما افتخار دادید. در پایان گفت‌و‌گو اگر صحبتی دیگری هست و اگر موردی وجود دارد که گفته نشده است، خواهش می‌کنم بفرمایید.

لازم می‌دانم که مجددا از دعوت و مهمان‌نوازی و پذیرایی شما، سپاسگزاری کنم. برای کلیه دوستان مرکز مطالعات آذربایجان، آرزو می‌کنم که موفقیت‌های بیشتری را در پیش رو داشته باشند. برای کلیه هموطنان نیز آرزوی موفقیت و بهروزی و برای ایران عزیز، آرزوی پیشرفت روزافزون، سرافرازی پیوسته و سربلندی همیشگی دارم.

تشکر ویژه‌ای هم عرض می‌کنم خدمت شما، سرکار خانم رحیمی گرامی برای مدیریت مطلوب جلسه. با توجه به این که سرکار عالی، کارشناس ارشد در رشته زبان و ادبیات فارسی هستید، توانستید به گونه‌ای موثر، مدیریت بفرمایید که این بحث گسترده، به صورت جامع اما تا حد امکان موجز و مختصر و مفید، به انجام برسد.

 

  • سپاسگزارم، در انتها اگر مطلب خاصی هست، خواهش می‌کنم بفرمایید. بشنویم از شما، کلام پایانی را.

شعر فارسی، پیوندی ناگسستنی با موسیقی دارد.

بسیاری از شاعران بزرگ ایران، با موسیقی آشنا بوده‌اند یا خود، استاد موسیقی نیز بوده‌اند.

برای شناخت بهتر شعر فارسی، داشتن اطلاعات موسیقایی می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.

 

گفت‌و‌گوی من «مریم رحیمی» با استاد «آندره گالستیان» موسیقی‌دان و پژوهشگر موسیقی و ادبیات را ملاحظه فرمودید که به بحث موسیقی در شاهنامه فردوسی و در شعر فارسی پرداختند. امیدوارم بتوانیم در آینده نزدیک، مجددا در خدمت ایشان باشیم. لازم به ذکر است که استاد گالستیان از مشاوران ارشد خوب کشور در زمینه‌های بازرگانی و توسعه بازار هستند و شرکت‌های بزرگ ایرانی بسیاری با کمک و مشاوره‌های ایشان، در ارمنستان، شروع به فعالیت کرده‌اند و به همین علت نیز، ظرف چند ماه گذشته، جلسات متعددی با سفیر محترم ایران در ارمنستان، رایزن بازرگانی گرامی سفارت ایران در ارمنستان، رئیس اجرایی ارجمند بانک ملت شعبه ایروان، قائم مقام محترم وزیر اقتصاد ارمنستان، مشاور گرامی رئیس اطاق بازرگانی و صنایع ارمنستان و سایر مسئولین و مقامات دو کشور داشته‌اند و بازدیدهای متعددی از مرکز تجاری ایران در ارمنستان انجام داده‌اند و با تجار و تولیدکنندگان بسیاری ملاقات نموده‌اند که اخبار آن در رسانه‌های هر دو کشور، بازتاب گسترده‌ای داشت و به علت مشغله زیاد ایشان بود که ما نتوانستیم مصاحبه امروز را زودتر انجام دهیم، چون مدتی را در ایران نبودند و آن مدتی نیز که تشریف داشتند، به شدت مشغول جلسات کاری بودند. ایشان از کارشناسان متبحر و خوب کشور در زمینه اوراسیا، به صورت عام و قفقاز، به صورت خاص هستند و سرمقاله‌ها و دیدگاه‌های بسیاری از ایشان در روزنامه‌های کثیرالانتشار کشور به چاپ رسیده است؛ ایشان به عنوان کارشناس اوراسیا و قفقاز، در برنامه‌های متعددی در صدا و سیما حضور داشته‌اند و همچنین در میزگردها و مصاحبه‌های بسیاری در خبرگزاری‌های گوناگون، شرکت کرده‌اند. از ایشان قول گرفتم که در آینده نزدیک و قبل از پایان سال، مصاحبه‌ای نیز در زمینه ژئوپلیتیک قفقاز و تحولات سیاسی ـ اقتصادی اخیر منطقه داشته باشیم. از توجهی که به این گفت‌و‌گو داشتید، سپاسگزارم.


مصاحبه ارزشمند فوق توسط خانم «مریم رحیمی» در «مرکز مطالعات آذربایجان (آذرپژوه)» انجام شده و توسط همین مرکز نیز منتشر شده و توسط مجله «آنی» بازنشر شده است. مصاحبه اصلی را می‌توانید توسط لینک ذیل، مشاهده فرمایید:

https://azarpazhouh.ir/?p=3761

پیمایش به بالا
به بالا بروید