2025
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم برهمه عالم که همه عالم از اوست
سرآغاز، همواره، به درخشانی زیباترین ستارگان دنباله دار است، چنان که کلام خدا، سرچشمه بودن و آرامبخش دا هاست.
درود و عرض ادب و احترام خدمت شما خوانندگان محترم مجله آنی.
خوشحالیم که در این شماره ، فرصتی پیش آمده تا در گفت و گویی در خدمت آقای دکتر بسم الله شریفی باشیم.
1.لطفا خودتان رو معرفی کنید؟

بسمالله شریفی هستم؛ شاعری که واژهها را پلی برای دلها میداند، نویسندهای که تجربههای انسانی را روایت میکند، روزنامهنگاری که حقیقت را با نگاه نقادانه دنبال میکند و خادمی که بدون توقع و چشم داشت در خدمت قرار دارد. مؤسس و دبیرکل اجرایی بنیاد جهانی سخنگستران سبزمنش هستم، جایی که فرهنگ و ادبیات را به زبان مهر و همدلی به جهانیان(تا کنون در 33 کشور) میرسانیم. همچنین مؤسس و مدیر هفتهنامه و خبرگزاری «عقاب» و هفتهنامه «سبزمنش» هستم و پیشتر آمر و مدیرمسئول روزنامه دولتی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان به نام «اصلاح» بودهام.
در حوزه علمی و فرهنگی، مؤلف و سراینده ۲۸ اثر منثور و منظوم چاپ شده هستم و ریاست اطلاعات و فرهنگ پنج ولایت/استان افغانستان را در جریان حدود یک دهه با افتخار مدیریت نموده ام. همچنین چندین نهاد آموزشی و تحصیلی را در افغانستان تأسیس کردهام که تعدادی از آنها هنوز فعال هستند.
به عنوان سفیر همدلی و همگرایی فارسیزبانان جهان فعالیت میکنم، دانشجوی مقطع دکتری هستم و مفتخر به دریافت سه عنوان دکترای افتخاری از کشورهای مختلف شدهام.
و از همه مهمتر، خادم ارزشهای فرهنگی با درنظرداشت تقویت روحیه¬ی همگرایی میان ملتها در ۳۳ کشور هستم و در مورد زندگی نامه و فعالیت های ناچیزم تا هنوز نویسندگان( مصری، افغانستانی، ایرانی و اوزبیکستانی) چهار عنوان کتاب نوشته اند.
2.در اشعار و نثرهای شما، استفاده از زبان و نمادگرایی بسیار برجسته است. میخواستم بپرسم، چطور از نمادهای فرهنگی و اجتماعی در آثار خود بهره میبرید و تا چه حد این نمادها بهطور آگاهانه یا ناخودآگاه در نوشتههایتان وارد میشوند؟
نمادها در آثار من چراغهایی هستند که مسیر اندیشه و احساس را روشن میکنند. بسیاری از آنها آگاهانه انتخاب میشوند تا فرهنگ، تجربه انسانی یا مسائل اجتماعی را بازتاب دهند، و گاهی هم ناخودآگاه از دل زندگی روزمره و مشاهدههای انسانی سربرمیآورند. هر نماد در شعر و نثر من پلی است میان فرد و جامعه، میان واقعیت و خیال، تا خواننده بتواند لایههای تازهای از معنا را کشف کند و با اثر پیوندی عمیق برقرار سازد. واژهها و تصاویر من همیشه بیش از یک معنا دارند و همواره در خدمت بیان پیامهای انسانی و فرهنگی هستند.
3. شما بهعنوان یک شاعر معاصر، چطور مفهوم «شعریت» را تعریف میکنید؟ بهویژه در دنیای مدرن که شعر بهطور معمول با زبان روزمره و تجربیات زیستی بیشتر در هم میآمیزد. آیا هنوز به جایگاه خاصی برای «شعریت» قائلید؟
برای من، شعریت نه صرفاً فرم یا قافیه است و نه تنها قواعد کلاسیک شعر؛ بلکه نوعی نگاه به جهان و زندگی است. شعریت حضور احساس و اندیشه در واژههاست، عمق بخشیدن به تجربههای انسانی و خلق تصویری از حقیقت در ذهن و دل خواننده. حتی در زبان روزمره و تجربیات زیستی نیز شعریت میتواند زنده باشد، به شرط آنکه حس و تصویر در آن جاری باشد و واژهها توانایی بازتاب زیبایی و معنا را داشته باشند. شعریت، همچنان جایگاه ویژهای دارد؛ زیرا همان نوری است که زبان را از بیان صرف به تجربهای انسانی و زیبا بدل میکند.
4. در مورد ساختار شعری و آزاد نوشتن، نظرتون چیه؟ آیا اصول ساختار کلاسیک شعر فارسی را حفظ کردهاید یا در پی نوآوری و شکستن قالبهای سنتی بودهاید؟ کدام سبک را بیشتر ترجیح میدهید؟
من به اصول کلاسیک شعر فارسی احترام میگذارم و باور دارم شناخت و تجربه ساختارهای سنتی، پایهای برای هر نوآوری است. در عین حال، آزادی در نوشتن و شکستن قالبهای سنتی، ابزار مهمی است برای بیان تجربههای نو و احساسات تازه. بنابراین، ترجیح من تلفیقی از هر دو سبک است؛ جایی که سنت، زبان و زیباییشناسی را پاس میدارد و آزادی، نوآوری و خلاقیت را در مسیر بیان باز میگشاید.
5- ادبیات معاصر ایران رو چطور ارزیابی میکنید؟ به نظر شما روند رشد و تغییرات ادبیات در دهههای اخیر به کدام سمت میره؟
ادبیات معاصر ایران دورهای پرتنوع و پویایی را تجربه میکند. نویسندگان و شاعران امروز تلاش میکنند هم با ریشههای سنتی پیوند داشته باشند و هم با زبان و دغدغههای دنیای مدرن ارتباط برقرار کنند. در دهههای اخیر، روند ادبیات به سمت بازتاب عمیقتر مسائل اجتماعی، فرهنگی و فردی حرکت کرده و همزمان با خلاقیت و نوآوری در زبان و سبک همراه است. این حرکت نشان میدهد که ادبیات ما زنده، پویا و در حال جستوجوی راههایی تازه برای بیان انسان و جامعه است.
6- چه نویسندگان یا شاعران معاصر رو بهعنوان الگو در نظر دارید یا از کارهایشان تاثیر پذیرفتید؟
من از بسیاری از شاعران و نویسندگان معاصر و کلاسیک الهام گرفتهام. افرادی که توانستهاند بین تجربه شخصی و مسائل اجتماعی پیوند برقرار کنند و زبان و تصویر را در خدمت بیان حقیقت انسانی به کار گیرند، برای من الگو هستند. آثار آنها مرا در شکلدهی به نگاه ادبی، درک عمیقتر از فرهنگ و جامعه، و کشف زیباییهای نهفته در واژهها راهنمایی کرده است.
7- به نظر شما، یک نویسنده یا شاعر باید در کجا مرز بین آزادی بیان و مسئولیت اجتماعی رو قرار بده؟
آزادی بیان حق هر نویسنده و شاعر است، اما این آزادی بیمرز، نمیتواند مسئولیت اجتماعی را نادیده بگیرد. مرز میان این دو، جایی است که واژهها نه تنها حقیقت را بازتاب دهند، بلکه به هیچ فرد یا جامعهای آسیب نرسانند. نویسنده و شاعر باید با دقت و حساسیت، هم صدای آزاد خود را حفظ کند و هم نقش اخلاقی و انسانی خود را در برابر جامعه به یاد داشته باشد. به عبارتی، کلمات باید آزاد باشند، اما مسئولیتپذیر نیز.
8- در دنیای امروز، روزنامهنگاری به سرعت در حال تغییر است. شما بهعنوان یک روزنامهنگار، چگونه با این تحولات همراه شدید و آیا تاثیرات دیجیتالی شدن رسانهها را در کار خود احساس کردهاید؟
دنیا و روزنامهنگاری امروز با سرعتی شگفتانگیز تغییر کرده و میکند. دیجیتال شدن رسانهها، مرزها و زمانبندی اطلاعرسانی را دگرگون کرده است. من سعی کردهام با بهرهگیری از این ابزارهای نوین، گزارشها و تحلیلهایم را سریعتر، دقیقتر و خلاقانهتر ارائه دهم، بدون آنکه صحت و عمق محتوا قربانی شود. دیجیتال شدن نه تهدید، بلکه؛ فرصتی است برای روزنامهنگار تا ارتباط خود را با مخاطب عمیقتر کند و روایتهای انسانی و فرهنگی را گستردهتر به اشتراک بگذارد.
9- بهعنوان کسی که هم در عرصه ادبیات و هم روزنامهنگاری فعالیت کرده، چطور توانستید بین این دو حوزه ارتباط برقرار کنید؟ آیا یک روزنامهنگار باید در نوشتههای خود از اصول ادبی استفاده کند؟
ادبیات و روزنامهنگاری برای من دو بال یک پرواز هستند( چنانچه تدین و تمدن را دوبال منظم و ضروری برای پرواز میدانم) تجربه ادبی به روزنامهنگاری عمق و تصویر میبخشد و روزنامهنگاری نیز دقت، تحلیل و نگاه نقادانه را به ادبیات میآموزد.
به نظر من، یک روزنامهنگار میتواند از اصول ادبی بهره ببرد تا روایتهای خود را زندهتر، تأثیرگذارتر و انسانیتر کند، اما بدون آنکه صحت و دقت حرفهای قربانی شود. وقتی واژهها هم دقیق و هم شاعرانه باشند، پیام به قلب مخاطب اثرگذارتر است.
10- با توجه به تجاربتان، به نظر شما چه ویژگیهایی باید در روزنامهنگاران وجود داشته باشد تا در کار خود موفق شوند؟
روزنامهنگاری حرفهای، بیش از هر چیز، نیازمند کنجکاوی، دقت و صداقت است. روزنامهنگاران موفق کسانی هستند که توانایی تحلیل دقیق مسائل، نگاه نقادانه و شجاعت بیان حقیقت را داشته باشند. علاوه بر این، خلاقیت در روایت، احترام به مخاطب و مسئولیتپذیری اجتماعی، ستونهای اصلی موفقیت در این حرفه هستند. واژهها وقتی همراه با اخلاق و تعهد به حقیقت باشند، قدرتی مضاعف پیدا میکنند و پیام بهتر به قلب مخاطب میرسد.
11- در بسیاری از مواقع، روزنامهنگاری با نقدهای اجتماعی و سیاسی همراه است. شما چطور در برخورد با مسائل حساس و انتقادی، توانستهاید موضعی روشن و متوازن اتخاذ کنید؟
در مواجهه با مسائل حساس و انتقادی، نخستین اصل من تحلیل دقیق و بررسی همه ابعاد موضوع است. حفظ آرامش، دوری از شتابزدگی و پایبندی به اخلاق حرفهای به من کمک میکند موضعِ روشن و متوازن اتخاذ کنم. باور دارم که روزنامهنگار مسئولیت دارد حقیقت را بدون تحریف بازتاب دهد و در عین حال، انصاف و احترام به همه طرفها را حفظ کند. تعادل میان نقد صادقانه و احترام به مخاطب، کلید برخورد حرفهای با موضوعات حساس است.
12- بهعنوان یک نویسنده و روزنامهنگار، چه رویکردی نسبت به اصول اخلاقی روزنامهنگاری دارید و چگونه میان حقیقتگویی و حفظ حریم خصوصی افراد تعادل برقرار میکنید؟
اصول اخلاقی روزنامهنگاری برای من ستون اصلی کار حرفهای است. حقیقتگویی بدون رعایت اخلاق و احترام به انسانها، کامل نیست. در عین حال، حفظ حریم خصوصی افراد هم اهمیت بالایی دارد. تعادل میان این دو، نیازمند دقت، حساسیت و مسئولیتپذیری است؛ واژهها باید حقیقت را بازتاب دهند، اما آسیبی به شخصیت و زندگی افراد وارد نکنند. به عبارت دیگر، روزنامهنگار باید با تعهد به حقیقت و احترام به انسانیت، پلی بسازد میان اطلاعرسانی و رعایت حقوق افراد.
13- چه توصیهای به نسل جوان نویسندگان و شاعران دارید که میخواهند وارد دنیای ادبیات بشن؟
هر چند خودم نیاز به توصیه دارم و خود را درجایگاه توصیه به دیگران نمی بینم؛ اما بخاطر پاسخ به پرسش شما،به نسل جوان نویسندگان و شاعران میگویم:
مطالعه و تجربه، دو بال پرواز شما هستند. شجاعت در بیان، تمرین مستمر و دقت در واژهها را فراموش نکنید. جهان را با نگاه دقیق ببینید، جامعه و انسان را بشناسید، و صداقت در نوشتار را پیشه خود کنید. خلاقیت و عشق به زبان، در کنار صبر و پشتکار، کلید ورود مؤفق به دنیای ادبیات است و جهت عقب نماندن از پیشرفت کاروان تمدن بشری و ارزش های پسندیده انسانی؛ باید همه خود را با لباس تدین، تمدن و فناوری های جدید مجهز سازیم.
به عنوان سخن پایانی اگر سخنی دارید که میخواهید به نسل جوان منتقل کنید بفرمایید.
جوانان عزیز، ورجاوند و پرتلاش!
نوشتن تنها ابزاری برای بیان نیست، بلکه راهی است برای شناخت خود، جهان و انسانیت. با صبر، تمرین و دقت، واژهها را به دوستانِ وفادار تبدیل کنید تا مسیر اندیشه و خلاقیت روشن شود. عشق به زبان، صداقت در بیان و احترام و توجه به فرهنگ و ارزشهای انسانی، چراغ راه شما در دنیای ادبیات و در کل انسانی خواهد بود.
با شجاعت گام بردارید و در مهرافزایی الگو باشید. از تجربه نیک بزرگان بهتر بیاموزید و بیشتر بخوانید.
به امید سربلندی شما
بسم الله شریفی
نمونه شعر شاعر:
کمال ما بجز تیر و تفنگ نیست
بجز کشتن برای یک نهنگ نیست
ربوده فکرِ غارت هوش ما را
قرار ما بجز مردن به جنگ نیست

با نهایت سپاس از حضور شمابزرگوار در مجله آنی.
با امید موفقیت و سربلندی برای شما جناب آقای دکتر شریفی.
به نام آنکه جان را فکرت آموخت
چراغ دل به نور جان برافروخت
سلام و عرض ادب و احترام به خوانندگان محترم مجله آنی. خوشحالیم که در این شماره ، فرصتی پیش آمده تا در گفت و گویی در خدمت استاد داوود محمدکیا باشیم.
۱. در ابتدا لطفا خودتان را معرفی کنید.
من داوود محمدکیا هستم؛ شاعری که از واژه آموخته که میشود دنیا را زیبا یا غمناک کرد و یا از سکوت شعر ساخت
متولد دی ماه ۵۸ و زادهی دورود لرستان، به جا مانده از نسل آبشارها و کوه ها و نی و سرنا و حافظ پایتخت طبیعت ایران یعنی دورود همیشه زیبا.
شعر برای من نه شغل است و نه تفنن ، واژه های برای من سربازانی هستند که میتوانند صلح بوجود بیاورند یا عشق را هدیه بدهند یا آرامش وجودی بدهند.
۲. شعر برای شما از کجا شروع شد؟
علاقه ام به سرودن شعر رو از گوش دادن به ترانه هایی که از زمان کودکی تا جوانی خوانندگان بزرگ ایران زمین میخواندند بدست اوردم و همیشه دوست داشتم با واژه ها بسرایم و خالق ابیاتی باشم که ماندگار باشند و سرودن شعر برای من از «عشق» شروع شد، نه از دفتر و کتاب و من در برهه ای عاشق شدم و برای اون عشق سرودم و در خودم این قابلیت رو پیدا کردم و هر چند اون عشق ماندگار نشد و رفت اما شعر که علاقه ام بود ماندگار شدو هر روز تمرین میکنم که اشعار بهتری بسرایم و اولین بار نه خواندم و نه شنیدم — حس کردم.
در یک بغض قدیمی و واژه ها تسلیم قلب و ذهنم شدند و با قلم به نگارش درآمدند.
۳. شاعر «به دنیا میآید» یا «در مسیر ساخته میشود»؟
شاعر با «حس» زاده میشود،
ولی با «رنج با عشق یا احساس» ساخته میشود.
آنکه تنها قافیه میداند، شاعر نیست؛
شاعر کسیست که زخم را به موسیقی بدل کند.
۴. ارتباط هنر با شعر چیست؟
شعر جوهر هنر است.
همهی هنرها، زبان جسماند؛
اما شعر، جسمِ زبان است.
وقتی تصویر، صدا و احساس در واژه جمع شوند، هنر و شعر در یک لحظه به هم میرسند.
۵. ظرافتهای هنری یک شعر خوب چیست؟
شعر خوب مثل بلور است؛
شفاف، چندبُعدی، و با ظرافتی که نور را از زوایای مختلف میشکند.
تصویر، موسیقی، ایجاز، و صادقبودن در حس اینها ستونهای شعرند.
اما بیحقیقت، هیچ ظرافتی زیبا نیست.
۶. رابطهی شما با سنتهای شعر فارسی چگونه است؟
من با گذشته قهر نیستم، با تقلید دشمنم
اما صادقانه بگویم که تا شاگردم و تلمذ میکنم ناخواسته ازاشعار یا واژه ها یا تصاویر شاعران برجسته گذشته الهاماتی به ذهنم میرسد که سعی میکنم با حال و احوال امروز به روزرسانی کنم و شعر امروزی بسرایم و از حافظ و خیام و سعدی و فردوسی و فروغ و سایر شاعران بزرگ یاد گرفتهام، اما در زمان خودم نفس میکشم.
میراث شعر فارسی را بر دوش دارم، ولی در پی مرز تازهام.
۷. به نظر شما شاعر کیست؟
شاعر، «کاشفِ معنا در بیمعنایی» است.
کسی که میان خاکستر روزمرگی، هنوز به جرقهای ایمان دارد.
شاعر، شاهد خاموشِ رنج جهان است.
۸. آینده شعر فارسی را چگونه میبینید؟
اگرچه واژهها خستهاند، اما من به نسل تازه امید دارم.
جوانانی هستند که از دل بیمهری و مجاز، هنوز شعر را جدی میگیرند.
شعر، مثل آب است؛ هر جا را ببندند، راهی تازه میسازد
۹. چه چیزهایی الهامبخش شما در شعر است؟
درد، عشق، تنهایی ، شادی و غربت، و گاهی یک نگاه ساده از پنجرهی صبح.
گاهی صدای کوه، گاهی خاموشی مردم.
من از تضادها الهام میگیرم؛ از گریهای که نمیبارد، از عشقی که نمیماند و یک شاعر میلیاردها موضوع برای سرودن دارد که میتواند برای هر موضوع میلیاردها شعر بگوید.
۱۰. بیشتر متأثر از کدام شاعر هستید؟
من استاد منوچهر ابراهیمی که همراهم بوده را بسیار دوست دارم و از ایشون برای تمرین و تلمذ یاد میگیرم اما اگر بخواهم از سایر شاعران یاد کنم میگوین
از خیام اندیشه گرفتم،
از فروغ جسارت،
از شاملو انسانیت،
و از حسین منزوی، طعم عشق و شکست را.
اما در نهایت، صدای خودم را ساختم
و اگر از سایر شاعران بپرسید باید بگویم که همگی در من چراغهایی روشن کردند که امروز در سرودن استفاده میکنم.
۱۱. شعر امروز ایران در چه وضعیتی است؟
به نظرم
میان دو قطب ایستادهایم: رهایی و سرگردانی.
عدهای هنوز در سایهی بزرگان ماندهاند،
و عدهای از سایه فرار کردهاند، و یا نوری دارند و یافته اند و یا بیآنکه نوری یافته باشند دست و پا میزنند
اما در این آشوب، جوانههایی هست که میشکفد و همین آنها را امیدوار میکند.
۱۲. آیا شاعر باید نسبت به مسائل اجتماعی و انسانی زمانهاش مسئول باشد؟
بله، شاعر بیمسئولیت، فقط بازیگرِ واژههاست.
شاعر باید صدای بیصدا باشد و فریاد بزند
اگر شعرش نان و نَفَس زمانه را نچشد، ماندگار نمیشود و اما اگر در حوزه ای دانش و مهارت کافی ندارد نباید شعری بسراید چرا که راه خطا را هموار میکند و باید گفت سرودن برای یک شاعر کاری راحت است اما ساخت تصاویری که راهنمایی بکند تمام راه را زیبا میکند و باید از سرودن موضوعاتی که اطلاعات کافی ندارد حذر کند.
۱۳.در زمانهای که زندگی سرعت گرفته و واژهها ارزان شدهاند، جایگاه شعر کجاست؟
تا بوده در تاریخ ایران، زندگی پرفراز و نشیب بوده و هست و خواهد بود.
در دلهای خسته و چشمهایی که هنوز میخواهند بفهمند شور بسیار است اما شعر در زمانهی شتاب، مکثی مقدس است.
پناه آخرِ انسان از هیاهوی بیمعنا
پس باید در بعضی از موضوعات شتاب کرد و در برخی موضوعات آهسته پیش رفت و شتاب نکرد یا در بعضی از موضوعات را بست و نسرود تا مردم خودشان تصمیم بگیرند.
۱۴. شعر برای شما پناهگاه شخصیست یا بیانیه اجتماعی؟
هر دو.
من از دلِ تنهایی مینویسم،
اما صدای جمع در سکوت من جاریست.
گاهی شعرم درد شخصی است و گاهی درد اجتماعی و فریاد ملتی در گلوی من
۱۵. اگر بخواهید به شاعران جوان یک جمله بگویید؟
حرف تازه بزن،
اما نه برای تازگی بلکه برای حقیقت.
بگذار شعر از دل تو بیاید، نه از ذهن دیگران
سخن پایانی:
من باور دارم شعر هنوز میتواند جهان را نرمتر کند.
نه با شعار، بلکه با انسانیتِ واژه.
ما اگر هنوز مینویسیم، یعنی هنوز امیدی در تاریکی مانده است.
At the touch of love, everyone becomes a poet. Plato
غزلی زیبا از استاد داوود محمدکیا
چند صباحیست که لیلا ز غمت زار شدم
همه گویند که مجنون شده و خوار شدم
حال من چند صباحیست وخیم است وخیم
تو که رفتی جسدی مانده و بی یار شدم
بعد تو فرق میان شب و روز با هم چیست؟
خواب بود،بودن تو، حیف که بیدار شدم
گفته بودی همه ی عمر کنارت هستم
چه بگویم که چو رفتی ز تو بیزار شدم
تو طبیب دل من بودی و افسوس نشد
که دهی مرحم دل،زخمی و بیمار شدم
به صحرا بنگرم صحرا ته بینم
به دریا بنگرم کوه و در و دشت
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته بینم
سلام و عرض ادب و احترام به خوانندگان محترم مجله آنی. خوشحالیم که در این شماره ، فرصتی پیش آمده تا در گفت و گویی در خدمت خانم ماه منیر خلف زاده باشیم.
به نام خدا و با درود فراوان خدمت شما و خوانندگان گرامی مجله آنی.
۱/ در ابتدا لطفا خودتان را معرفی کنید؟
ماه منیر خلف زاده هستم
مجری ،شاعر ونویسنده
۲/چه چیزی الهام بخش شما برای نوشتن شعر یا داستان است؟
شعر یک الهام درونیست بعضی مواقع خودبخود از درون میجوشد
وهرجا باشم کاغذ و قلمی پیدا میکنم و مینویسم
بعضی اوقات هم با دیدن اتفاقات بیرونی جرقه شعر یا داستان در ذهن شاعر یا نویسنده زده میشود.
۳/آیا تجربه ای شخصی بوده که نقطه شروع یکی از آثار شما شده باشد؟
بله در دیداری که از تخت جمشید داشتم و فرد راهنما توضیحات کاملی در رابطه با این مکان تاریخی عنوان کرد بعد از آن شروع به نوشتن یک داستان کردم.
4/کدام شاعر یا نویسنده بیشترین تاثیر را بر شما گذاشته است؟
از شاعران قدیم حافظ را خیلی دوست دارم و اشعارش را میخوانم از شاعران معاصرهم نیما یوشیج و فروغ فرخزاد.
5/چطور بین فعالیت ادبی و مجری گری تعادل برقرار میکنید؟
این دو ازهم جدا نییستند و مکمل هم هستند یک مجری موفق کسی است که بتواند بنویسد وبا نوشته خودش ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کند.
6/چه شد که به حرفه مجری گری علاقمند شدید؟
از بچگی علاقه داشتم در برنامه های مدرسه همیشه مجری بودم
تا دوران دبیرستان و دانشگاه تشویق های دوستان باعث شد که جدی تر به مجریگری بپردازم.
7/آیا تجربه اجرا روی نوشتن شما تاثیر گذاشته است؟
بله همیشه
لحظات اجرا بهتربن لحظات زندگی من است تجربه ای زیبا از حضور در لحظه و رها شدن از تمام دغدغه های زندگی و همین در بهتر نوشتن من هم تاثیر زیادی داشته.
8/به نظر شما مهمترین مهارت برای یک مجری چیست؟
مهمترین مهارت یک مجری توانایی کنترل ذهن است.
در زمان اجرا ترس برانسان غلبه مبکند و باید بتوان این ترس که نشات گرفته از ذهن است را کنترل کرد و بدون توجه به قضاوت دیگران و با اعتماد به نفس کامل به اجرا پرداخت.
9/وقتی با صفحه سفید روبرو میشوید،معمولا اولین چیزی که انجام میدهید چیست؟
یک بیت شعر بداهه مینویسم
10/چه عادتی در زندگی روزمره به شما کمک میکند خلاق بمانید؟
شعر گفتن بداهه
من در طول روز با دیدن صحنه های مختلف بداهه مینویسم
11/اگر میتوانستید با یک شخصیت تاریخی یا ادبی مصاحبه کنید، چه کسی را انتخاب میکردید و چرا؟
من با مولانا مصاحبه میکردم چون اشعارش خیلی دوست دارم و راه و رسم انسانیت در شعرهای مولانا مشهود هست.
۱2/ چه پیامی برای علاقمندان به شعر و نویسندگی دارید،مخصوصا کسانی که تازه شروع کرده اند؟
اینکه حتما روزانه مطالعه داشته باشند و سعی کنند دایره لغات خودشون و افزاایش بدهند.
۱3/اگر سوالی بود که پرسیده نشده و مطلبی هست که دوست دارید بیان کنید بفرمایید.
نه ممنون از شما و برنامه خوبتون
براتون بهترین هارو از خداوند ارزو دارم.
سپاس بکران از حضور پرمهر شما مهربانو
غزلی از مهربانو ماه منیر خلف زاده

نمیتوان نسرود از نگاه چشمانت
از آن طلیعه ی صبح پگاه چشمانت
به رنگ عشق ، به رنگ تمام خوبی هاست
همان که می کشدم ، آن سیاه چشمانت
شب است و قصه ی عشق و دوباره افتاده
درون برکه ی دل ، عکس ماه چشمانت
من و اذان نگاهت ،وضوی اشکی داغ
وگوشه ی حرم بارگاه چشمانت
به شوق دیدن رویت هزار فصل غزل
چه عاشقانه نشستم به راه چشمانت
به سرزمین غزل های بی تو تبعیدم
به جرم چیدن سیب و گناه چشمانت
نبود محرم اسرار شاعرانه ی من
دل ستمگر آن پادشاه چشمانت
به یک اشاره ربودی دل ازمن و گشتم
اسیر و دربدر آن سپاه چشمانت
نمیشود که نگویم که دوستت دارم
فتاده یوسف این دل به چاه چشمانت
به صحرا بنگرم صحرا ته بینم
به دریا بنگرم کوه و در و دشت
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته بینم
سلام و عرض ادب و احترام به خوانندگان گرامی. خوشحالیم که در این شماره از مجله ، فرصتی فراهم شده تا در گفت و گویی در خدمت استاد بزرگوار آقای جهانسوز باقرزاده باشیم.

در ابتدا لطفا خودتان را معرفی کنید.
درود بی نهایت
جهانسوز باقرزاده،کارشناس ارشد روان شناسی تربیتی ، عضو سازمان نظام روانشناسی، عضو مجله موفقیت،عضو بنیاد سخنرانان حرفه ای ایران ، عضو آکادمی فروشندگان حرفه ای ایران ، نویسنده کتاب در راستای کامیابی.
– ذهن انسان چگونه اطلاعات را پردازش میکند و این فرایند چه ارتباطی با یادگیری و آموزش دارد؟
شناخت مکانیزم ذهن یک مقوله بسیار مهمی است که در این نوشتار نمی گنجد اما به صورت ساده و روان مکانیزم ذهن دارای دو بخش آگاه و ناخودآگاه که دائما با هم در ارتباط تنگاتنگ هستند.
و یکی از ویژگی های ذهن آگاه )حافظه (MEMORY هست که با تکرار و تمرین و به وجود آمدن سلول شناختی یک فرد از ماتریکسی به ماتریکس دیگر انرژی را طبق قانون انرژی تبدیل میکند.
The low of perpetual transmutation of energy.
– قوانین جهان هستی مثل قانون جذب یا علت و معلولی چه تاثیری بر رفتار و تصمیم گیری انسان ها دارد؟
گفتیم اولین قانون کیهان قانون انرژی است:
the law of perpetual transmutation of energy
مفهوم این قانون یعنی هر فرد به محض اینکه وارد کره خاکی می شود از طریق مکانیزم ذهن با کل کیهان در ارتباط است و انرژی را به فرم دلخواه تبدیل می کند و این کار مستلزم شناخت مکانیزم ذهن و قوانین کیهان است تا فرد بتواند در فرایند زندگی خود انرژی را به فرم دلخواه خود تبدیل کنو همانطور که گفتیم انسان یک مبدل است .
هایزنبرگ جمله بسیار زیبایی دارد:جهان هر فرد مطابق نظاره گری آن تغییر شکل می دهد .این خود بیانگر قانون انرژی کیهانی و رابطه ذهن با انرژی کل کائنات است.
–آیا ذهن را مانند یم “عضله” می توان آموزش داد؟
انسان محصول یادگیری است و هر فرد با شناخت مکانیزم ذهن و قوانین کیهانی می تواند آن را مرز اگاهی برساند .
و یکی از قوانین کیهانthe law of repetition قانون تکرار است که فرد با تکرار یک مطلب سلول شناختی آن را در ذهن بوجود آورده و موجب رشد فردی و شخصیتی شود .
-نقش باورها و نگرش ها در موفقیت شخصی و اجتماعی چیست؟
مفهوم باورها یعنی جهان هر فرد مطابق نظاره گری او تغییر مسیر می دهد و این حاکی از نظام باورهای او است و سلول شناختی که خود فرد با پذیرش مسئول بوجود آمدن آن است .responsibility your life که با قرار دادن ذهن در سطح اگاهی می تواند موجب تغییر دیتا و اطلاعات ذهن خود شود و نتایج را تغییر دهد.
– ذهن چطور کار میکند؟
ذهن مکانیزمی است که سراسر وجود یک فرد را در بر گرفته است و با تصویر کار می کند .ذهن یعنی حرکت.
وقتی ما می گوییم یخچال در ذهن شما تصویر اشپزخانه و یخچال خود را دارید و شما از لحاظ ذهنی در اشپزخانه خود هستید.
– والدین و معلمان چگونه میتوانند ذهن کودکان و نوجوانان را برای یادگیری بهتر و مثبت اندیشی تقویت کنند؟
که هیچ فردی نمی تواند به فرد دیگر کمک کند . زیرا ذهن آن اجازه را نمی دهد ،تنها راه کمک رساندن به افراد این است که با شناخت مکانیزم ذهن و قوانین کیهان ذهن او را به سطح اگاهی رسانده و موجب تغییر دیتای ذهن او شود.
درواقع با آموزش و یادگیری ،یادگیری را به افراد آموزش دهیم تا در سطح فرکانسی متفاوت تفکر صحیح را آغاز و با جهان هستی هم ارتعاش باشند.
By right thinking we harmonize with the divine intelligence of the universe
“James Allen “
– جهان هستی چگونه کار میکند؟
یادتان باشد که جهان هستی نسبت به انسانها خنثی است یعنی افراد را به اسم نمی شناسد بلکه به صورت دقیق به قوانین خود عمل می کند و فرد با هوشمندانه زیستن و اجرای قوانین کیهانی می تواند انرژی را به فرم دلخواه خود در جهان هستی تبدیل کند .
افراد معمولی از آن به عنوان شانس تعبیر می کنند که جیمز الن می گوید :شانسی در کیهان وجود ندارد.
Fate is not something outside you, beyond your control, you are your fate, character is destiny.
“James Allen “
– بسیاری از افراد می گویند ” قانون جذب جواب نمیده ” نظر شما به عنوان روانشناس تربیتی چیست؟
قانون جذب the law of attraction و action یعنی اقدام نمودن .اولا قانون جذب به تنهایی کار نمی کند بلکه با اجرای سایر قوانین کیهان در کنار هم می توان دست به اقدام زد که خود نیاز به آموزش فراوان دارد و از نتایج ارزنده ای برخوردار شد.
-چگونه میتوان میان علم روانشناسی و مفاهیم متافیزیک یا قوانین جهان هستی تعادل برقرار کرد؟
یکی از قوانین کیهان قانون قطبیت the law of polarity یعنی دوسویه بودن جهان را بیان می کند.
در قانون انرژی وقتی ما با جهان هستی هم فرکانس و همسو هستیم و از قدرت جذب بالایی برخورداریم ،اما مفهوم گناه هم یعنی اجازه ندهیم که انرژی کیهانی در مسیر درست تبدیل شود و با جهان هستی در حال مبارزه هستیم انجاست که تعبیر انرژی منفی می گردد.
– انرژی مثبت و منفی یعنی چه؟ اصلا انرژی منفی وجود دارد؟
انسان محصول یادگیری است .
اگر دقت کنید به چه زبانی صحبت می کنید و یا راه رفتن و یا رانندگی همه این موارد را یاد گرفته اید، برای شناخت مکانیزم ذهن و قوانین کیهان هم باید آموزش دید و از افراد حرفه ای یاد گرفت.
به عنوا سوال پایانی
– تمرین ها یا روش های روزانه برای آموزش ذهن و بهره گیری از قوانین جهان هستی کدام ها هستند؟
برای اینکه در فرایند زندگی خود لذت بیشتری ببرید در “اکنون جاودان زیستن را تمرین کنید “
زیرا انرژی نه در گذشته و نه در آینده جاری است زندگی همین حالا است.
با نهایت سپاس از حضور شما استاد گرانقدر جناب آقای جهانسوز باقرزاده برای حضور در مجله آنی.

انرژی کیهانی از تمام کیهان و جهان قابل دریافت است.
به صحرا بنگرم صحرا ته بینم
به دریا بنگرم کوه و در و دشت
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته بینم
سلام و عرض ادب و احترام به خوانندگان گرامی. خوشحالیم که در این شماره از مجله ، فرصتی فراهم شده تا در گفت و گویی در خدمت آقای ژوزف هوسپ باشیم.
به نام خدا و با درود فراوان خدمت شما و خوانندگان گرامی مجله آنی
در ابتدا لطفا خودتان را معرفی کنید.
ژوزف هوسپ هستم،ایرانی ارمنی تبار ، کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل از دانشگاه ایالتی کالیفرنیا.
– چرا رشته علوم سیاسی و روابط بینالملل را برای ادامه تحصیل انتخاب کردید؟
از دوران شروع به تحصیل ، از همان دوران راهنمایی به ادبیات و علوم انسانی علاقه پیدا کرده بودم( ناگفته نماند، هیچ علاقه ای به رشته علوم تجربی و خصوصا ریاضیات نداشته و ندارم)… بعدا به جامعه شناسی و سیاست علاقمند شدم… و بخش بین الملل را بسیار جذاب و گسترده یافتم…
– سیاست چیست؟
سیاست یک علم است و اقتصاد پایه این علم…
سیاست هنر(علم) گفتگو و مذاکره بر سر تقسیم منابع طبیعی و قدرت و تسلط بر آن است…سیاست تعیین کننده این است که چه کسی ، چه چیزی و چهمقدار و چگونه بدست می آورد.
– اگر بتوانید تنها یک تغییر در سیاست جهانی ایجاد کنید، آن تغییر چه خواهد بود؟
تضمین اجرای قوانین بین الملل و متعهد بودن دولت ها به رعایت قوانین در جهت کمتر شدن درگیری ها و جنگها.
– آیا مفاهیمی مثل حاکمیت ملی و مرزهای سرزمینی هنوز معنا دارند؟
بله، ولی معنی آن و کارکردشان تغییر پیدا کرده است… امروزه مرزهای جغرافیایی کمتر مانع تبادل اقتصادی و فرهنگی هستند ، ولی در حوزه امنیت هویت ملی تعیین کننده هستند.
– تا چه اندازه حقوق بینالملل بر رفتار دولتها تأثیر میگذارد؟
حقوق بین الملل نقش چهارچوب روابط بین کشورها و تعیین هنجارها را دارد… گاهی عدم توازن قدرت کشورها ، و بیشتر قدرتهای برتر ، این چهارچوب را بر هم می زند.
– نقش نسل جدید اندیشمندان سیاسی در شکلگیری آینده جهان چیست؟
نسل جوان میتوانند با ایده های نو و نگاه انتقادی ، مسیر دیپلماسی ، عدالت و توسعه پایدار را بازتعریف کنند.
– مهمترین ویژگی یک تحلیلگر سیاسی خوب چیست؟
مهم ترین ویژگی یک تحلیلگر سیاسی خوب ، ترکیب نگاه جامع نگر با توانایی پیش بینی مبتنی بر داده و تجربه.
– به نظر شما سیاست های امروز جهان تا چه اندازه قابل پیشبینی است؟
پیش بینی پذیری سیاست امروز پایین تر از گذشته است؛ به دلیل سرعت تحولات فناوری ، تغییرات اقلیمی ، و بحران های غیر منتظره.
– نقش علوم سیاسی در فهم بهتر جهان امروز چقدر پررنگ است؟
نقش علوم سیاسی در فهم جهان امروز بسیار پر رنگ است؛ زیرا به ما ابزار تحلیلی میدهد تا پشت پرده تصمیمات ، منافع و بازیگران را بشناسیم.
– امروز مهمترین چالش نظام بینالملل چیست؟
مهمترین چالش نظام بین الملل امروز چندپارگی قدرت و نبود یک اجماع جهانی برای مقابله با تهدیدهای فراملی مثل تغییرات اقلیمی و پاندمی ها.
_ آیا نظم جهانی پس از جنگ سرد هنوز پابرجاست یا وارد مرحلهی جدیدی شدهایم؟
وضعیت نظم جهانی پس از جنگ سرد نظم تک قطبی رو به افول است و ما وارد یک مرحله گذار به جهان چندقطبی شده ایم.
– جایگاه کشورهای در حال توسعه، در سیاست جهانی چگونه تعریف میشود؟
جایگاه کشورهای در حال توسعه در حال گذار از “پیرو” به ” بازیگر تاثیرگذار” هستند، اما همچنان با چالش وابستگی اقتصادی روبه رو می باشند.
– نقش سازمانهای بینالمللی مثل سازمان ملل یا شورای امنیت را تا چه حد مؤثر میدانید؟
نقش سازمان های بین الملل محدود ولی ضروریست.آن ها بیشتر بستری برای گفتگو هستند تا اعمال واقعی قدرت.
– آیا جهانیشدنGlobalization بیشتر فرصت است یا تهدید برای کشورهای مستقل؟
هر دو.فرصت برای پیشرفت اقتصادی و انتقال دانش، تهدید برای هویت
فرهنگی و استقلال سیاسی
– تعریف «منافع ملی» در سیاست خارجی کشورها چگونه تغییر کرده است؟
تغییر مفهوم منافع ملی از صرفا امنیت مرزها به امنیت اقتصادی ، زیست محیطی ، سایبری و فرهنگی گسترش یافته است.
– امنیت ملی امروز بیشتر متأثر از قدرت نظامی است یا قدرت نرم؟
ترکیب هر دو ، اما در بلند مدت قدرت نرم ( فرهنگ ، علم ، فناوری ) پایدارتر و موثرتر است.
– در دنیای چندقطبی، چگونه میتوان توازن قوا را حفظ کرد؟
حفظ توازن قوا در جهان چندقطبی از طریق دیپلماسی فعال، اتحتدهای انعطاف پذیر و پرهیز از بلوک بندی سخت.
– چه تفاوتی میان «قدرت سخت» و «قدرت نرم» وجود دارد؟ نقش هر کدام در دیپلماسی چیست؟
قدرت سخت: ابزار فیزیکی مثل ارتش و تحریم.
قدرت نرم: جذابیت فرهنگی، ایدئولوژی ، و مشروعیت.
هر دو در دیپلماسی مکمل اند.
– مهمترین چالش دموکراسی در جوامع در حال توسعه چیست؟
چالش دموکراسی در جوامع در حال توسعه ضف نهادها، فساد، و فشارهای اقتصادی که مانع مشارکت واقعی میشود.
– تا چه اندازه حقوق بینالملل بر رفتار دولتها تأثیر می گذارد؟
حقوق بین الملل تنها زمانی موثر است که با اراده سیاسی و ساختارهای نظارتی قوی همراه باشد.
– در پایان اگر سخنی حرفی که پرسیده نشده برای دانشجویان رشته سیاست بفرمایید.
سخن پایانی برای دانشجویان علوم سیاسی
علوم سیاسی فقط مطالعه قدرت نیست ، بلکه مطالعه زندگی است. این رشته از شما می خواهد همزمان مورخ ، جامعه شناس، و آینده پژوه باشید. جهان به تحلیل گران جسور ، اخلاق مدار و خلاق نیاز دارد که بتوانند فراتر از چهارچوب های موجود فکر کنند.

