مطلب ادبی

دو فرهنگ  کهن ایران و ارمنستان از نظر تاریخی و فرهنگی قدمتشان به حدود 3000 سال پیش باز می گردد چنانچه که شناخت هر کدام بدون شناخت دیگری امکان پذیر نموده و نخواهد بود.چرا که این ملل چنان ریشه هایشات عمیق و در تار و پود هم تنیده شده ک میتوان آن ها را از نظر تاریخی –فرهنگی و حتی رفتاری به یک روح در دو تن تشبیه نمود.

فرهنگ ها از دل اعصار به صورت  شفاهی-تجربه –تقلید وارد فرهنگ فولکلور جوامع شده  و نسل به نسل این سنت ها –آیین ها و رسوم  باقی مانده  و منتقل شده  و به امروز رسیده اند که هر کدام از انها رنگ و بو خاص خودشان را دارند و حرفی برای گفتن  چه آنانی که دستخوش تغیرات شده اند وچه آنانی که باقی مانده اند و دردناک تر از همه آنانی هستند  که به دست فراموشی سپرده شده اند.

ایران جشن های باستانی بسیاری داشته است که امروز اغلب آنها در صندوقچه قرون به یادگار گذاشته شده اند و حتی نامی از آنها در میان نیست همانند:جشن بهمن گان،جشن اسفندگان و ….

در ایران از کهن ترین زمانها ،در هر ماه جشنی برگزار میشده است که نام آن ماه را داشت و در دی ماه نیز چهار جشن برگزار میشد :نخستین روز ماه دی“یلدا”، و روزهای هشتم ،پانزدهم و بیست و سوم ، سه روزی که نام ماه و نام روز یکی بود .امروزه از این چهار جشن فقط شب نخستین روز دی ماه ،(شب یلدا) را جشن میگیرند،یعنی آخرین شب پاییز ،نخستین شب زمستان و دراز ترین شب سال.آیین و جشن شب یلدا و یا شب چله بزرگ ، تا به امروز در تمامی ایران زمین و در بین همه گروه ها و خانواده ها برگزار میشود.

یلدا واژه ای سریانی است و به معنی ولادت است.یلدا روز ولادت خورشید ، مهر و میترا است و رومیان آن را ناتالیس انویکتوس یعنی روز تولد مهر و شکست ناپذیر می نامند.

بنابر باور پیشینیان ،در پایان این شب دراز ،که اهریمنی و نامبارکش میدانند ، تاریکی شکست میخورد ،روشنایی پیروز و خورشید زاده میشود و روزها به بلندی می نهد.نام این روز میلاد اکبر است و مقصود « انقلاب زمستانی” است .

زایش خورشید و آغاز دی را در آیین ها و فرهنگ های بسیاری از سرزمین های کهن آغازسال قرار دادند ، به شگون روز ی که خورشید از چنگ شب های اهریمنی نجات می یافته و روزی مقدس برای مهرپرستان بود.

اما ریشه مشترکش با مسیحیت

آیین مهرپرستی یا میترائیسم رومی و دین مسیحیت همانندیهای بسیاری داشته و امروزه محققان معتقدند که مسیحیت غرب چهارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است.

در سده چهارم میلادی ، بر اثر اشتباهی که در محاسبه کبیسه رخ داد،روز 25 دسامبر را به جای روز 21 دسامبر روز تولد میترا به شمار می آوردند و تولد عیسی مسیح را نیز در این آغاز سال قرار دادند.سنایی به این مطلب اشاره کرده است:

به صاحب دولتی پیوند، اگر نامی همی جویی

که از پیوند با عیسی چنان معروف شد یلدا

از شعرهای برخی شاعران دیگر نیز مانند معزی،خاقانی، و سیف اسفرنگی رابطه بین مسیح و یلدا دانسته میشود.

بنابراین، نوئل اوروپایی همان شب یلداست ، و نوئل واقعی، یعنی انقلاب زمستانی ، در 30 آذر برابر 21 دسامبر.

از شعرهای برخی شاعران دیگر نیز مانند معزی،خاقانی، و سیف اسفرنگی رابطه بین مسیح و یلدا دانسته میشود.

بنابراین، نوئل اوروپایی همان شب یلداست ، و نوئل واقعی، یعنی انقلاب زمستانی ، در 30 آذر برابر 21 دسامبر.

میترایسم و مسیحیت همانندی‌های بسیاری داشته‌اند. تاویل و تفسیر کومون و محققان هم عقیده او از این شباهت‌ها این است که هر دو آیین میترایی و مسیحیت با خاستگاهی شرقی به هدف استیلای فرهنگی و حکومت بر جهانی پهناور، به ستیز و رقابت با یکدیگر پرداخته و در در طول چهار قرن نبرد با وجود شکست میترایسم در برابر مسیحیت، این آیین و دیگر آیین‌های رازآمیز مغلوب تمام رمق و شکل و اندیشه و چارچوب نمادها و رموز خود را به مسیحیت واگذار کردند.

برخی از این شباهت‌ها طبق نظریات او و دیگر میتراپژوهان هم‌عقیده او بدین‌سان می‌باشند: تثلیث در هر دو آیین وجود دارد. آیین‌های میترایی به‌طور مخفیانه و در سرداب‌ها تشکیل می‌شد و مهرابه‌ها نیز به شکل غار بنا شده و در آن دخمه‌ها مراسم اسرارآمیز آیین، برگزار می‌گردید. مراسم تطهیر و غسل تعمید نیز در هر دو مذهب مشترک بوده. افروختن شمع در کلیساها، نواختن ناقوس، وجود حوضچه آب مقدس در ورودی کلیساها و سرود دسته‌جمعی به همراه نواختن موسیقی از شباهت‌های مراسم میتراییسم و مسیحیت هستند. مراسم شام آخر (عشاء ربانی یا اوکاریست) و صرف نان و شراب در دو آیین مشترک است؛ دوازده مقام میترایی و دوازده فلک یاور میترا به حواریون دوازده‌گانه عیسی تغییر یافتند. روز یکشنبه (مهرشید در فارسی) به نام روز خورشید-چنانکه از نام آن پیداست- روز ویژه مهرپرستان بود که در مسیحیت نیز به همین شکل است؛ رهبانیت و ریاضت در آیین میترا وجود داشت و به مسیحیت نیز راه یافت. مسیح و مهر هر دو در رستاخیز ظهور نموده و اعمال انسان‌ها را داوری می‌کنند؛ اعتقاد به روح، جاودانگی و قیامت از موارد مشترک بوده، همانگونه که مهر میانجی میان خداوند و بشر است، مسیح نیز واسطه خدا و انسان است؛ گفته می‌شود نشان هلال ماه بالای هفت شاخه شمعدان در برخی از کلیساها موید این نظر است، از آن‌رو که ماه در آیین میترا نقش نمادین مهمی دارد؛ مقام هفتم از آیین میترا مقام پدر پدران است که به دین مسیح راه یافته و کشیشان پدران مقدس و پاپ پدر پدران نام گرفتند. مهر در برج حمل، بره به دوش دارد و عیسی نیز بره‌ای در آغوشش گرفته‌است. سرانجام روز تولد مهر یا «خورشید شکست‌ناپذیر»همان روز انقلاب زمستانی در روم، ۲۵ دسامبر بود که در سده چهارم میلادی روز میلاد مسیح تعیین شده و به عید کریسمس شهرت یافت.

اما نفوذ فرهنگ یلدا در کشورهای اروپایی کاملا نشانگر مسیر مهاجرت قوم آریایی در اروپاست چنان که در نزد اقوام با ریشه هند- اروپایی رسم‌هایی نزدیک به این مراسم دیده می شود به عنوان مثال هالووین که بازسازی چهارشنبه سوری است و یا مراسم مید سومار یا مید سومر در کشورهای اسکاندیناوی به خصوص سوئد که درست بالعکس شب یلدا نمادی از بلند ترین روز سال در تابستان است که گاهی در شمال اروپا این روز شب نشده و به روز بعدی می پیوندد.

در این روز نیز مردمان به شادمانی رفتن به طبیعت و پاسداشت نور خورشید مشغولند در حقیقت آنهم عیدیست برای وجود خورشید و از این لحاظ با یلدا هماننند است.

ضمن آنکه در جنوب روسیه، دربین پارسیان هند در گجرات و در شمال عراق و جنوب ترکیه یلدا نیز مانند نوروز گرامی داشته می‌شود.

با وجود همه این تفاصیل فرهنگ ها گنجینه ی افکار و گذشته زندگی بشر بر این کره ی خاکی میباشند که تنه آن چون درختیست پربار با ریشه ای واحد که با گذشت زمان عمیق تر گشته و شاخه هایش رنگین تر میشوند. تمامی فرهنگ های با ریشه های مشترک اما طرز بیان متفاوت داستان هایی  زیباتر خلق میکنند.

 

برای فهم تاثیرگذاری ادبیات  در فلسفه بر هم دیگر در طی ادوار مختلف در ابتدا باید بینش عمیقی نسبت به مسائل مختلف داشته باشیم  و اینکه خود را از هرگونه چهارچوب ذهنی رها سازیم .

فلسفه و ادبیات دو دنیای متفاوت و در عین حال وابسته به همدیگر هستند که مکمل همدیگرند .ادبیات در بطن فلسفه و فلسفه در آغوش ادبیات پرورش یافته است چرا که از طریق ادبیات است که میتوان افکار فلسفی را با نگاهی شاعرانه و زیبایی شناسی به رشته تحریر درآورد، به بیان دقیق تر فلسفه ادبیات شاخه از از زیبایی شناسی میباشد اما به رغم همه اینها، راه فلسفه و ادبیات یکی نیست. فیلسوفی که زیبا می نویسد به این دلیل فیلسوف خوبی شمرده نمی شود. او باید بتواند طرح مشکل کند و به روشن کردن گزاره های دشوار بپردازد. فلسفه به اعتباری «کوششی است در حوزه اندیشه برای دریافت و بیرون آوردن ژرف ترین و کلی ترین تصورات ما”.

بعضی فیلسوفان ، نویسندگان و شاعران بزرگی بوده اند: هراکلیتوس، پارمیندس، افلاطون، لوکرسیوس، شوپنهاور، نیچه، راسل و سارتر از این جمله اند.

دربرابر اینها ارسطو، کانت و هگل هستند که دشوارنویس اند. هگل بویژه فیلسوفی است غامض و خواندن آثار او حتی برای فیلسوفان و نویسندگان آلمانی، دشوار است. نوشته های او، ارسطو و کانت، ارزش فلسفی زیاد دارد اما ازلحاظ ادبی چشمگیر نیست.

در فلسفه با این سوال روبه رو میشویم که هنر چیست؟ فلسفه همچون خانه ایست که شاخه های مختلف هنر در آن رشد و نمو پیدا میکنند.

اما سوال اینجاست فلسفه ریشه اش به کجا برمیگردد؟

فکر فلسفی در جایی ریشه می دواند که درباره شناخت چیزها و مفهوم ها، پرسش های بنیادی طرح شود و پای استدلال و منطق به میان آید و چنین کاری تمرکز زیاد می خواهد از مردم نمی توان انتظار داشت که به فلسفه و منطق روی خوشی نشان دهند. قصد فیلسوف هنرنمایی ادبی نیست، به همین دلیل رک و راست و خشک و بی پیرایه می نویسد اما ادبیات هم دشوار است چرا که با دل حرف می زند و پر از شیرین کاری، رازپردازی و تصاویر تجسمی و دلپذیر است.

ادبیات، شاخه ای از هنر و پس از موسیقی، عام ترین نوع هنری است. در شعر و قصه و نمایشنامه، زبان پرآب و تاب می شود و کلام زیب و زیور می یابد و خیال ها و تصورات ما را وسعت می دهد. این زبان، خودانگیخته و همانند بازی است. شوپنهاور می گوید: «شعر یعنی به کار انداختن تصورات به کمک کلمه ها.» ممکن است فردی، شخص زیبایی راببیند و اززیبایی او به وجد آید. آنچه او در این زمینه خواهد گفت احتمالاً بیانی سرراست و شخصی خواهد بود اما اگر شاعر باشد، سخنش پر از رمز و رازمی شود و فضایی برای بازیگری خیال خواننده و شنونده به وجود می آورد.

ادبیات، ما را بیشتر مجذوب می کند. هنرمند بودن خوشتر از فیلسوف بودن است.

فلسفه در واقع درک دو مفهوم چیستی و هستی میباشد اما ادبیات سرآغاز بافتن شالی از احساسات میباشد.

هر کدام دنیای به رنگهای مختلف دارند و به نوعی مکمل هم میباشند با وجو تمکامی تناقض ها.در آخر بگویم این دو دنیای پهناور را باید جداگانه شناخت تا تاثیر هر کدام بر دیگری را بتوان درک کرد.

اگر  نگاهی به تاریخ ایران بیندازیم خواهیم دید که در حوزه هنر همواره زنان نقش کمرنگ تری داشته اند و آن هم به دلیل جامعه مرد سالار حاکم در طی قرون بوده است، و طبیعی است که این معضل اساسی باعث شود که نیمی از جمعیت ایران همواره در سایه قرار بگیرند، محدودیت حضور زنان همواره در جامعه ایرانی برای آنان عقده های فروخورده روانی به همراه داشته که در دوره قاجار به یک حرکت ونیمه جنبش فرهنگی و هنری تحت عنوان نمایش های زنانه تبدیل میشود.

در حوزه ادبیات فارسی  که منبع پرباری برای پزوهش در موزد نقش زن در طول تاریخ به دست میدهد و بیشتر اشعار فارسی از زن به دید معشوق،مادر،همسر و… که مظهر پارسائی،پرهیزگاری،خردمندی و سیاستمداری و البته میهن پرستی بود نیز یاد میشود.

همیشه گوش زنان و دختران ایرانی از کودکی با عبارت های ” دختر از خانه بیرون نمی رود”،” دختر با صدای بلند نمی خندد”،” زنان ضعیف اند”،” و زن جنس حساسی است” و ده ها عیارت مشابه آن آشناست.

جملاتی که شنیدن هرباره آن ها در میزان باورمندی و توانایی و استعداد آن ها  اثرگذار بوده است.

وجود برخی از الگوهای رفتاری و کلیشه های فرهنگی نادرست درباره دختران و زنان میان خانواده های ایرانی باعث ایجاد محدودیت در فعالیت های فرهنگی،هنری،اجتماعی،اقتصادی،سیاسی آنان شده است در حالی که بارها توانمندی زنان در عرصه های گوناگون ثابت شده است.

ریشه فرهنگی و هنری هر جامعه ای را زنان پایه ریزی میکنند و اگر نقش آنان را به هر طریقی نادیده گرفته و حذف شوندشاید نسل هایی توانمند را نتوان به جامعه جهان هدیه داد.

پس به این دلیل است که الگوهای فرهنگی جامعه باید به سوی برابری فرصت ها برای زنان و مردان حرکت کند.

و اگر نگاهی اجمالی به تاریخ ایران بیاندازیم ردپای زرین زنان را در حوزه ادبیات خواهیم دید:

اولین زن شاعر ایران که آتوسا نام دارد همسر داریوش مادر خشایار شاه هخامنشی است .

در قرن چهارم بانویی شاعر به نام رابعه ظهور میکند که غزلسرا است.آورده اند که رابعه سر عشق رسوایی آورده و غلام خود جان فدا میکند.

در قرن پنجم مهستی( مه ستی) گنجویی بانوی رباعی سرای دربار سلطان سنجر سلجوقی است.او موسیقی نیز دانسته و چنگ می نواخته و شعر می گفته و صدای خوشی نیز داشته است.

در قرن هفتم پادشاه خاتون و در قرن هشتم جهان ملک خاتون ظهور کرده و گفته اند: که جهان ملک خاتون با حافظ مشاعره و مناظره میکرده و غزلیاتش را جواب میداده است.

در قرن نهم دو شاعر زن بیجه منجمه که با جامی مطایبه و مناظره داشته است و جمیله اصفهانی که زمان شاه عباس شعرهایش را در قهوه خانه ها می خوانده اند.

و اما… در دوران مشروطه از شاعران مطرح زن میتوان به فخر اعظمی ارغوان ، مادر سیمین بهبهانی، شاعر معاصر اشاره کرد.

در همین برهه زمانی شاعری اجتماعی پا به عرصه نهاد به نام بدری تندری.

مهتاج رخشان از دیگر شاعران زن میباشد که با میرزاده عشقی مناظره و مشاعره  داشته است.

از شاعران زن پس از مشروطه میتوان از مادربزرگ سهراب سپهری نام برد.بانو حمیده سپهری که از معروف ترین شاعران آن زمان است.

و از شاعران زمان معاصر میتوان: پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی که از معروف ترین شاعران زن معاصر هستند  اشاره کرد .

و البته  اولین مجله ای که توسط زنان و برای زنان انتشار یافت “عالم نسوان” بود که نخستین شماره آن در 1300 و آخرین شماره آن در سال 1312 منتشر شد.

نوابه خانم صفوی انتشار آن را شروع کرد که به مدت 12 سال و 3 ماه ادامه یافت و پس از آن تعداد دیگری از مجلات زنان منتشر گردید.

از جمله ” نامه بانوان ایران” بین سال های 1317 تا 1319 و مجله ” جمعیت نسوان وطن خواه ایران” قابل ذکر هستند.

این جمعیت در سال 1301 توسط محترم اسکندری یکی از نخستین زنان آزادی خواه تاسیس گردید.

باید گفت با تمامی محدودیت ها و زنجیر هایی که طی قرون متمادی

بر پای زنان بسته اند اما همواره بانوان ایران زمین از تاریک ترین دالان های تاریخ دست در دست هنر گذر کرده اند و به امروز رسیده اند.

آنان پرواز را آموخته اند و در مقابل ظلم ایستاده اند و خواهند ایستاد،آنان نسل ها را پرورش داده  و گل های ارغوان را در باغچه افکار کودکاه خود کاشته اند. به همین دلیل است شاید نتوان به پاسخ این پرسش رسید که آیا زنان فعالیت بیشتری داشته اند یا مردان؟ ” چرا که زنان و مردان در کنار هم اشعار و غزل ها سروده اند و دیوان ها خلق کرده اند.”

 

نسل ما، دشتی بود پر از گل‌های رنگین که به دست خونین تعصبات و خرافات رو به فنا رفت و در گرداب تاریک تاریخ با کوهی از حسرت ها و بغض هایی فروخورده زنده به گور شدند و میشوند.ما را ترساندند،زبانمان را بریدند و از کلمات برایمان زندانی ساختند که بی پناهیمان را نتوانیم فریاد بزنیم.عمریست گلویمان از سرب های داغ پر شده است و روح مان در زنجیر افکار پوسیده ایست که میان ریل های قطار زندگی در هم شکسته است.

قوانین را با ذهن های غبار گرفته و سنت های هزار ساله بر ما دیکته کردند.اشعار و کلمات و آزادی اندیشه را به غارت بردند.واژه ها خسته اند،صدای سرفه های سینه سوز سه تار زندگی آتش به جان ها میکشد و در میدان بی کران غصه ها بی سرآغاز رهایمان میکند.فانوس ها یکی پس از دیگری خاموش می‌شوند ودیوار سنگیه اجبار هر روز ما را احاطه می‌کند و در سرزمین های ناامن شریعت میان بدعهدی ها غرق مان.

اما بدانید روزی سنگهای سکوت ترک برمیدارند و اشکها باران هایی خواهند شد که درختان پژمرده ی امید را بارور خواهند کرد و چون گلی از میان خاک های خشکیده روییده خواهند شد.آنیتا آرزومانیان

 

در قرن حاضر که دنیا در پیچیدگی و در هم تنیدگی کاملی از علم و فناوری قرار دارد و همه جوانب زندگی بشر را تحت الشعاع قرار داده است و بسیاری از کارهای بشر به دست هوش مصنوعی قرار گرفته آیا میتوانید شعر بسرایید و رمانی به رشته تحریر در بیاورد و یا طراحی کند؟

پس در این میان ذوق – احساسات و دنیای خیالی  و امواج عاطفه هنرمند در کدام بخش قرار می گیرد؟ البته که امروزه توسط هوش مصنوعی رباط هایی طراحی شده که می توانند به وسیله قلمو طرح مورد نظر را ترسیم و مانند حرکات دست نقاش آن را ارائه دهند، و البته اینکه ب تازگی آمازون 200 کتاب ارائه کرده  که همه آنها به وسیله هوش مصنوعی یا همان chat GPT نوشته شده یا در نوشتن آن دخیل بوده اند و این امر در زمینه های مختلف از جمله روانشناسی هم اتفاق افتاده است

در حوزه ادبیات در سال 2016 در یکی از کشورهای پیشتاز حوزه فناوری یعنی ژاپن اتفاق افتاد که یکی ازآنها رمان کوتاهی بود که توانست جایزه ادبیات علمی و تخیلی را از آن خود کند.

و برای نخستین بار در یک جایزه ادبی ژاپنی شرکت کننده های غیر انسانی هم حضور داشتند که از بین 1450 رمان ارسالی به سامانه جایزه، 11 نمونه در نتیجه همکاری انسان و هوش مصنوعی نوشته شده اند. که یبکی از جابه های این رقابت این است که در هیچ کدام از چهار مرحله داوری اعلام نمی شود که کدام داستان به وسیله انسان و کدام توسط هوش مصنوعی نوشته شده است. رمان اشاره شده با اینکه از مرحله نخست عبور کرده بود، اما نتوانست در رقابت باقی بماند،چراکه داوران شخصیت پردازی داستان را ناکافی و ضعیف اعلام کرده بوده و گفته شده بود که شخصیت های رمان پختگی لازم برای درک شدن را نداشته اند.

خوشبختانه یا متاسفانه هوش مصنوعی در اعماق زندگی بشر رخنه کرده است که جدیدا هم قلم به دست گرفته و سودای نویسندگی در سر دارد.آیا مزایایش به معایبش می ارزد یا برعکس؟؟؟

این فناوری که اکنون حتی قادر به سخن گفتن و درک عواطف انسانی ایست، کم کم تمام مشاغل را هم به دست گرفته از جمله تولید محتوا و این خطر بزرگیست برای نسل بشر. مانند این است که او را در اوج آزادی در زندانی محفوظ کرده و توانایی حرکت و حق زندگی کردن را از او گرفته باشند.

از زمانی که اینترنت و ماشین های خودکار پا به دنیای مدرن گذاشته اند کم کم روند زندگی مردم از حالت عاشقانه های فرانسوی و رمان های پر صلابت روسی و دیالوگ های سلطنتی انگلستان به آهن پاره هایی بدل گشته اند که در آن ها نه روح است و نه حس و فقط قطاری از کلمات همچون واگن هایی انسان تشنه مفهوم را به ناکجا آباد می برد، آنجا که خود می خواهد.

باید نیک بدانیم آنچه را که از درون یک انسان واقعی به عنوان شاعر و نویسنده سرچشمه میگیرد با آنچه که از ذهن یک هوش مصنوعی نگارش میشود و این دو مقوله ایست که باید به آن توجهی دو چندان شود چراکه احساسات و عواطف منشا ای الهی دارد و هیچ هوش مصنوعی و یا شی دیگری این قابلیت را نداشته و ندارند.

بگذارید به “هملت” برگردیم و با “داستایوفسکی” همصدا شویم و با “الیوت”  پرواز کنیم.

من میخواهم شب ها وقتی که میخوابم به جای آنکه نوشته های یک رباط را بخوانم  با کتاب ” ویلیام فاکنر” چشم هایم را ببندم و در دنیای خیالی “آلیس در سرزمین عجایب” بیدار شوم

“من میخواهم شعار نه به هوش مصنوعی را در ادبیات به عنوان یک مانیفیست ارائه دهم.”

 

با درود و سپاس فراوان

کتاب ها سخن میگویند، نجوا کنان به سوی هدف هایشان با لشکری از کلمات رهسپار میشوند؛

مترجم با سلاحش با خشت غربت در میان نوانی دل انگیز نی سرمست و مدهوش

یک به یک واژه ها را در بهار عشق سوار ، بربرگ های خزان زده دفتر اسرار کرده

و خورشید سوزان را در آسمان نیلگون ادبیات می تاباند.

به سهم خود از تلاش و زحمات ارزنده شما

در زمینه ترجمه کتاب های (شوشی،جلجتای ارمنی،گاومیش) تقدیر و تشکر مینماییم.

با آرزوی بهروزی برای شما بزرگوار.

به ابتکار مجموعه ورزشی و فرهنگی ارامنه رافی تهران
حمایت انتشارت بین المللى حوزه مشق
انجمن ایرانی تاریخ شعبه خوزستان فصل نامه ،ادبی فرهنگی و تاریخی آناهیت
انجمن علمی دانشجوئی تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز
و با حضور رایزن فرهنگی سفارت جمهوری ارمنستان در تهران ، اساتید ، ادبا و اندیشمندان عرصه ادب و تاریخ
رونمائی از کتابهای
جلجتای ارمنی
شوشی
گاومیش
ترجمه شده توسط نورایر مهرابیان
زمان : پنج شنبه ۲۵ آبان ماه ۱۴۰۲-ساعت ۶
تهران خیابان دماوند مجموعه ورزشی و فرهنگی ارامنه رافی

 

 

 

هر انسانی در طول تاریخ زندگی اش دوست دارد اثری از خودش برای آیندگان و در روزگاری که عشق را در آغوش شقایق ها تجربه میکند بر جای بگذارد،چرا که قطار عمر پر از ایستگاهایی است که وقتی برای ثانیه هایی می ایستد نسیمی از تجربه های جدید را برایمان به ارمغان می آورد.این اتفاقات گاه فانوس آزادی را روشن می سازند و گاه باعث کوچ غزل ها می شوند.
به نظر من هر انسانی اقیانوسی از فلسفه هایی ایست که افکارش بیانگر نوع دیدگاه ایست که مستلزم آن است درک شود.
مجله آنی نشان دهنده فرهنگ های متفاوت و پیوند آن ها با یکدیگر است،چرا که اثر هر هنرمند تلاطم درونی اوست که در معرض دید قرار می گیرد.امروز را باید دریابیم چرا که اساس آینده است.
بر همین اساس است که تصمیم گرفتم مجله آنی را بنا نهاده و پیوند دنیای خارق العاده ادبیات ملل مختلف را با روح انسان درهم آمیزم و چراغ و میراثی را اگر بتوانم در دنیای بی نظیر شعر بر جای گذارم.

رونمایی از کتاب ارامنه ی ایران و صنعت نفت

 

به قلم آقای فرشید خدادادیان دانش آموخته رشته تاریخ با همکاری انجمن معماران و مهندسان ارامنه ایران و انجمن دانشگاهیان ارامنه ایران و انجمن نویسندگان در تاریخ 5 آبان 1402 با حضور :

آقای منوچهر یاوری پیشکسوت ورزشی و فرهنگی و مولف کتاب ” شهر من مسجد سلیمان”

دکتر سیروس باور،استاد دانشکده معماری دانشگاه تهران و مولف کتاب ” نفت،تمدن و معماری”

شاه رخ باور،باز نشسته صنعت نفت و مترجم آثاری همچون ” علف” و ” تاریخ آسیای میانه”

برگزار گردید.

این کتاب تاریخ شفاهی هم زیستی مسالمت آمیز در شرکت – شهرهای نفتی ایران است که نشان دهنده آن کشور آرمانیست که با وجود تفاوت های فرهنگی و مذهبی اما با داشتن ریشه  فرهنگی و تاریخی عمیق توانسته اند دست در دست هم گوهر ناب انسانیت را به جهانیان نشان دهند و ثابت کرده اند که همجوشی مهربانی و دانش قفس حزن انگیز مرزها را میشکند و با فریادی می گویند: ما شهروندان جهانیم.

در این کتاب می خوانید:

 

ارامنه در ایرانشهر

گفت و گو با خاچیک نوراریان و همسر

گفت و گو با سارو منصوریان

گفت و گو با امیل سوازیان

کریسمس پشت لین هفت بی بی یان(ناداستان)

 اسناد تاریخی حضور ارامنه در صنعت نفت

عکس ها و تصاویر مرتبط با گفتگوها

 

جنوب غرب ایران به برکت حضور صنعت نفت ،مقصد مهاجرت افراد از جاها و مناطق مختلف برای کار در کمپانی نفت و به مرور شکل گیری شهرهایی بود که در آن ایرانی،خارجی،مسلمان،مسیحی،یهودی،زرتشتی،عرب،عجم،ترک،کرد و فارس و … همسایه شدند.

ارامنه شرکت شهرهای نفتی تا سال های متهی به انقلاب جمعیتی قابل توجه داشتند و به مرور از این شهرها مهاجرت کردند.بازخوانی خاطرات و یادگارهای ایشان از زندگی در این شهرهای در روزگار خود مدرن ،در ایران سنت زده ی آن ایام نمونه هایی خواندنی از هم زیستی مسالمت امیز افراد،اقوام و ادیان مختلف در این مناطق است و از این منظر ،نمونه های تازیخی – اجتماعی ارزشمندی برای فهم درست این موضوع که میتوان متفاوت بود،اما دشمن نبود! می توان باورها و اعتقادات مذهبی و فرهنگی متفاوت داشت، اما کنار یکدیگر هم زیستی مسالمت آمیز داشت…

بخشی از کتاب

فرشید خدادادیان

متولد 1350 ،دانش آموخته رشته تاریخ،روزنامه نگار و محقق تاریخ است و بیش از دو دهه از فعالیت علمی و پژوهشی خود را به پژوهش در حوزه تاریخ نفت و مناسبات اجتماعی،فرهنگی،سیاسی و اقتصادی متاثر از آن اختصاص داده است.

از خدادادیان علاوه بر مقالات علمی_پژوهشی  در نشریات مختلف ،تالیفات زیر انجام شده است:

-مسجد سلیمان،نیم قرن چپاول،1380 ،تهران:انتشارات آرویج

– پارسوماش ،پایتخت گمشده ایران،1382،تهران:انتشارات آرویج

– جستارهایی کوتاه بر تاریخ بلند نفت در ایران،1390،مسجد سلیمان: انتشارات دلا.

-روایت نفت،1390،تهران: انتشارات روابط عمومی شرکت ملی نفت ایران.

– کاربردهای نفت و گاز در ایران باستان ،1390،تهران:انتشارات روابط عمومی شرکت ملی نفت ایران.

– خوزستان،تمدن و نفت،1394،مسجد سلیمان:انتشارات دلا.

– نفت و زندگی،1396،اصفهان: انتشارات سامان دانش.

۷ نویسنده‌ی ارمنی برجسته که دوستداران ادبیات ارمنستان باید بشناسند

پیشینه‌ی ادبیات نوین ارمنستان، که بدواً ابزاری برای پیشبرد اهداف ملی‌گرایانه‌ی این کشور بوده، به قرن هجدهم بازمی‌گردد. این دوره که به عنوان دوره‌ی احیای ادبی این کشور نیز شهرت دارد، عصر ظهور صنعت چاپ و گسترش شبکه‌های تجاری داد و ستد کتاب و آثار ادبی در کشور ارمنستان است. باید تاکید کرد که این تحولات تنها به منطقه‌ی ارمنستان کنونی محدود نبود و گستره‌ی جغرافیایی آن بخش قابل توجهی از آناتولی شرقی را شامل می‌شد.

احیای فکری و ادبی ارمنستان تا حد زیادی نیز مدیون نویسندگان و متفکران ارمنستانی است که در خارج از مرزهای این کشور ساکن بودند. در مناطقی مانند مَدرَس و کلکته در کشور هندوستان و پایگاه‌های مختلف فکری و ادبی این افراد در کشورهای اروپایی، به خصوص در ونیز، وین، آمستردام، و همچنین لویو (اوکراین) و مسکو.

در این دوره اگرچه ادبیات ارمنستان از دید جهانیان ادبیاتی یکپارچه و متحدالشکل بود، اما در واقع آثار ادبی این کشور در امتداد یک شکاف منطقه‌ای دو پارچه می‌شدند.

در اواسط قرن نوزدهم، به وضوح می‌توان از وجود دو نوع ادبیات متمایز در این کشور صحبت کرد: ادبیات مربوط به ارمنستان غربی، که تحت سلطه‌ی امپراتوری عثمانی و مراکز فکری وابسته به آن در سراسر قاره اروپا بود و ادبیات مربوط ارمنستان شرقی، که توسط ارمنیان در شرقی‌ترین نواحی مرزهای عثمانی اداره می‌شد.

ضمناً نواحی شرقی ارمنستان در ابتدا توسط پارسیان و پس از آن توسط اتحاد جماهیر شوروی اداره می‌شد. علاوه بر وجود تفاوت بین محتوای فکری و ادبی آثار این دو ناحیه در کشور ارمنستان، زبان مورد استفاده برای خلق آثار ادبی نیز در آن‌ها با یکدیگر متفاوت بود.

در ادامه‌ی این مقاله از دیجی‌کالا مگ، ابتدا تاریخچه‌ی ادبیات کشور ارمنستان را از منظر سبکی و تأثیرپذیری از رویدادهای تاریخی اجتماعی به طور مختصر مرور می‌کنیم، سپس به معرفی ۷ نفر از برجسته‌ترین نویسندگان و شاعران این کشور می‌پردازیم. با ما همراه باشید.

تاریخچه‌ی ادبیات کشور ارمنستان

ادبیات ارمنستان

پیدایش آثار ادبی نوین در ناحیه‌ی ارمنستان غربی که پایتخت آن در استانبول بود، را می‌توان نتیجه‌ی اقدامات نخبگان و روشنفکرانی دانست که در اروپا (عمدتاً در پاریس و ونیز) تحصیل کرده بودند. این افراد در واقع همان کسانی بودند که فرایند مدرنیزاسیون فرهنگی این کشور را رهبری کردند و به زبان و جهت گیریهای سیاسی ملی ارمنستان شکل دادند و آن‌ها را از نو ساختند.

نویسندگان و ادبای این دوره آثار خود را دیگر به زبان ارمنی کلاسیک نمی‌نوشتند و همین مسئله باعث تغییر زبان ادبی کشور ارمنستان نیز شد. آن‌ها همچنین راه را برای ظهور نویسندگان رمانتیک و رئالیست بعدی هموار کردند.

توسعه‌ی ادبیات مدرن ارمنستان شرقی نیز مسیر مشابهی را دنبال می‌کرد. فقط به‌جای استانبول و اروپای قاره‌ای، پیشگامان آن عمدتاً در مسکو و تفلیس رشد کردند و در مؤسسات آموزشی مهم ارمنی تحصیل کردند. برخلاف همتایان خود در ارمنستان غربی، چهره‌های پیشروی ارمنستان شرقی از نظر فکری غرق در فرهنگ و سنت روسیه بودند و آن‌ها را با تمام وجود پذیرفته بودند.

از این رو دیدگاه‌های خلاقانه و امکانات روش‌شناختی آن‌ها تا حدود زیادی با تکیه بر زیبایی‌شناسی رئالیستی، پراگماتیسم اجتماعی و سیاسی و فرهنگ پوپولیسم است.

رویدادهای فاجعه‌آمیز قرن بیستم این دو شاخه را در مقطع حساسی از دستاوردهای زیبایی‌شناختی‌شان از هم جدا کرد. اما این جدایی در مقایسه با خسارات بی‌اندازه‌ای که در طول جنگ جهانی اول و سال‌های اولیه حکومت اتحاد جماهیر شوروی به این کشور وارد شد، خساراتی جزئی محسوب می‌شوند.

در جبهه عثمانی، نسل‌کشی ارمنی‌ها توسط ترک‌ها تعداد بی‌شماری از روشنفکران و متفکرین این ناحیه را از بین برد. اولین قربانیان این حادثه که با جدیت تمام توسط کمیته حاکم اعدام شدند، متشکل از نویسندگان و روشنفکران ارمنستان غربی بودند. بیش از ۲۰۰ نفر از شخصیت‌های شناخته‌شده بلوک غربی، از جمله تعداد زیادی از نویسندگان و ناشران کلیدی، در ۲۴ آوریل ۱۹۱۵ دستگیر شدند و سپس تبعید یا اعدام شدند.

بسیاری از نویسندگان دیگر در طول ماه‌ها و سال‌های بعدی همان سرنوشت تلخ را تجربه کردند. تعداد معدودی که از این فاجعه جان سالم به در بردند، بعدها این اقدام عثمانی را با هدف حذف نویسندگان و متفکران ارمنستانی توصیف کردند.

ادبیات ارمنستان

ادبیات ارمنستان شرقی هم تا حدود زیادی تحت تأثیر تحولات اجتماعی و مسیر پرپیچ‌وخم سلطه‌ی شوروی قرار داشت. ارمنستان که در سال ۱۹۱۸ و پس از آن برای مدت کوتاهی مستقل بود، در اوایل دهه ۱۹۲۰ دوباره با اتحاد جماهیر شوروی ادغام شد.

نیروهای ایدئولوژیک ارمنستان شرقی در این دوران به طور مستقیم و غیرمستقیم سیر موضوعی و سبکی ادبیات این ناحیه را شکل دادند. در دهه اول، ادبیات این ناحیه بر یک جهان‌بینی انقلابی متمرکز بود که توسط نویسندگانی که فعالانه درگیر سیاست نیز بودند ترویج می‌شد. از قضا، در خلال پاک‌سازی های استالینیستی در اواخر دهه ۱۹۳۰، برخی از همین نویسندگان کمونیست در ارمنستان شرقی در رأس سوسیالیست‌ها دستگیر، تبعید، و وحشیانه به قتل رسیدند.

دهه‌ی بعد، که جنگ جهانی دوم را در این کشور در برمی‌گیرد، شامل بازگشت و گرایش دوباره‌ی نویسندگان ارمنستانی به‌سوی مضامین تاریخی است. در واقع رمان تاریخی که در قرن نوزدهم جزء اصلی ادبیات ارمنستان بود، پس از جنگ جهانی اول به طور کلی به عنوان یک گونه‌ی ادبی ناپدید شد. اما این ژانر ادبی در دهه ۱۹۴۰، دوباره ظاهر شد و تلاش کرد تا واقعیت معاصر این کشور را که در یک تضاد ایدئولوژیک قرار داشت، به تصویر بکشد.

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ نیز چالش‌های بی‌سابقه‌ی جدیدی را برای ارمنستان به ارمغان آورد. جنگ طولانی با آذربایجان بر سر مناطق مورد مناقشه در منطقه‌ی قره‌باغ کوهستانی، چالش‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی جدی این کشور در حال ظهور را تشدید کرد.

اقتصاد ضعیف، که به واسطه‌ی فساد دولتی تشدید شده بود، سیل مهاجرت گسترده‌ای را به‌ویژه به سمت روسیه و ایالات متحده ایجاد کرد. کشور ارمنستان در این شرایط با فضای عمومی انحطاط مواجه شده بود که در آن هنر با موانع ایدئولوژیک و مالی فزاینده‌ای مواجه بود. بنابراین، ابتکار ترجمه این آثار و ارائه آن‌ها به جهانیان بهترین و شاید تنها راه‌حل برای خروج ادبیات ارمنستان از وضعیت رکود بود.

ترجمه‌ی آثار ادبی این کشور و در نتیجه تعاملات فکری و فرهنگی نویسندگان این کشور با سایر کشورهای جهان نیز تا حدود زیادی به رشد و توسعه‌ی فرایند یکسان‌سازی آثار ادبی کشور ارمنستان با سایر کشورهای جهان کمک کرد و نتیجه‌ی آن آثاری است که امروزه به عنوان ادبیات معاصر کشور ارمنستان با آن مواجهیم.

چهره‌های ادبی برجسته‌ی ارمنستان

در ادامه ۷ تن از تأثیرگذارترین نویسندگان و چهره‌های ادبی کشور ارمنستان که فاخرترین آثار ادبی این کشور را در تمام پیشینه‌ی ادبی این کشور خلق کرده‌اند، معرفی شده‌اند.

۱- خاچاطور ابوویان (۱۸۰۵ – ۱۸۴۸)

خاچاطور ابوویان

خاچاطور ابوویان (Khachatur Abovian) نویسنده‌ی ارمنی و چهره‌ی ملی ارمنستان است که در سال ۱۸۰۵ در این کشور متولد شد و در اوایل قرن نوزدهم در سال ۱۸۴۸ به‌طور مرموزی ناپدید شد و هیچ‌وقت اثری از او پیدا نشد. او یک معلم، شاعر و از حامیان مدرنیزاسیون در کشور ارمنستان بود. او که به عنوان پدر ادبیات نوین ارمنستان شهرت دارد، بیشتر به خاطر رمان «زخم‌های ارمنستان» شناخته می‌شود.

این رمان که در سال ۱۸۴۱ نوشته شد و پس از مرگش در سال ۱۸۵۸ منتشر شد، اولین رمانی بود که به زبان ارمنی مدرن منتشر شد و از زبان ارمنی شرقی با گویش ایروانی به‌جای زبان ارمنی کلاسیک استفاده کرد. ابوویان به لحاظ فکری و فرهنگی شخصیتی بسیار پیشرو و مترقی محسوب می‌شود که هیچ‌یک از آثارش در زمان حیاتش منتشر نشد.

ابوویان نه تنها در حوزه‌ی ادبیات ارمنستان، بلکه در کل تاریخ ارمنستان به عنوان یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فرهنگی شناخته می‌شود. تأثیر ابوویان بر ادبیات ارمنستان غربی نیز به همان اندازه‌ی بود که بر ادبیات بلوک شرقی این کشور تأثیر گذاشت.

۲- هوهانس تومانیان (۱۸۶۹ – ۱۹۲۳)

هوهانس تومانیان

هوهانس تومانیان (Hovhannes Tumanyan) شاعر، نویسنده، مترجم و فعال ادبی و چهره‌ی فرهنگی اهل ارمنستان بود. او همچنین شاعر ملی ارمنستان است. تومانیان به سرایش شعر، رباعی، تصنیف، رمان، افسانه، و مقالات انتقادی و روزنامه‌نگاری اشتغال داشت. آثار او بیشتر به سبک واقع‌گرایانه نوشته شده که اغلب حول موضوع زندگی روزمره مردم در عصر خودش تمرکز دارند.

تومانیان در روستای تاریخی دسق در منطقه لری متولد شد و در جوانی به تفلیس که مرکز فرهنگی ارمنستان شرقی تحت سلطه‌ی امپراتوری روسیه در طول قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود نقل‌مکان کرد. او به سرعت با آثار شعری ساده اما بسیار دل‌نشینش در میان جامعه‌ی ارمنستان شناخته شد. فیلم‌ها و انیمیشن‌های زیادی از آثار تومانیان اقتباس شده است. دو اپرای، آنوش (۱۹۱۲) اثر آرمن تیگرانیان و آلماست (۱۹۳۰) اثر الکساندر اسپندیاریان بر اساس آثار او نوشته شده است.

خرید کتاب هوماس تومانیان از دیجی‌کالا

خرید کتاب قصه‌ها و افسانه‌های ارمنی از دیجی‌کالا

۳- سیلوا کاپوتیکیان (۱۹۱۹ – ۲۰۰۶)

سیلوا کاپوتیکیان

سیلوا کاپوتیکیان (Silva Kaputikyan) شاعر و فعال سیاسی اهل ارمنستان است. او که یکی از مشهورترین نویسندگان ارمنی قرن بیستم است، به عنوان «شاعر برجسته ارمنستان» و «بانوی بزرگ شعر ارمنی قرن بیستم» شناخته می‌شود. اگرچه او عضو حزب کمونیست بود، اما از مدافعان برجسته آرمان‌های ملی ارمنستان بود.

اولین مجموعه شعر او در اواسط دهه ۱۹۴۰ منتشر شد و در دهه ۱۹۵۰ او جایگاه خود را به عنوان یک شخصیت ادبی مهم در ارمنستان شرقی تثبیت کرد. سیلوا علاوه بر ارمنی به زبان روسی نیز می‌نوشت و بسیاری از آثار او به زبان‌های دیگر نیز ترجمه شده‌اند. در اواخر حکومت شوروی، او مکرراً به مسائل سیاسی و دیگر مسائل اجتماعی نیز می‌پرداخت.

۴- آوتیک ایزاکیان (۱۸۷۵ – ۱۹۵۷)

آوتیک ساهاک ایزااکیان

آوتیک ساهاک ایزاکیان (Avetik Sahak Isahakyan) شاعر، نویسنده و فعال اجتماعی برجسته‌ی اهل ارمنستان بود.

ایزاکیان پس از آزادی از زندان حکومت شوروی در سال ۱۸۹۷، اولین مجموعه اشعار خود را به نام «آوازها و زخم‌ها» منتشر کرد، اما به زودی دوباره به دلیل فعالیت‌هایش علیه تزار روسیه دستگیر و به اودسا فرستاده شد. غزل‌های شورانگیز، بار عاطفی و ملودی اشعار او باعث محبوبیت سریع او در بین مردم ارمنستان شد. همچنین برخی از بهترین آثار او مملو از مفاهیم اندوهناک و تأمل در باب سرنوشت بشریت و بی‌عدالتی زندگی است. آثار او به‌واسطه‌ی عشقش به سرزمین مادری‌اش طرفداران زیادی در بین مردم کشور ارمنستان دارد.

آثار ایزاکیان به زبان‌های زیادی ترجمه شده و خوانندگان نوین زیادی از اشعار او به عنوان متن ترانه‌های خود استفاده کرده‌اند.

۵- هوهانس شیراز (۱۹۱۴ – ۱۹۸۴)

هوانس شیراز

هوهانس شیراز (Hovhannes Shiraz) بیش از هر چیز به شوخ‌طبعی‌اش معروف بود. در سال ۱۹۶۳ جان اشتاین‌بک نویسنده‌ی صاحب‌نام از آپارتمان این شاعر در ایروان بازدید کرد و سپس در نامه‌ای به او نوشت: «…مردها وقتی با هم می‌خندند به هم نزدیک‌ترند. و من به یاد دارم که در ایروان خیلی با هم خندیدیم.»

شیراز شاعری ضد حکومتی بود که در میان مردم ارمنستان در زمان سلطه‌ی شوروی محبوبیت زیادی داشت و تمام عمر خود را با حکومت فاسد شوروی در این کشور مبارزه کرد. هنگامی که در سال ۱۹۷۴، سورن آقابابیان، منتقد معروف، خبر اعطای نشان لنین را به شیراز داد، او پاسخ داد: «و آن‌ها [دولت شوروی] در ازای آن از من چه می‌خواهند؟ سکوت من را می‌خواهند؟»

شیراز صاحب حدود چهل دفتر شعر و ترجمه است. واژگان غنی و سبک حساس او که با عناصر عامیانه و محاوره‌ای ادغام شده بود، شعر او را به یکی از عالی‌ترین دستاوردهای ادبیات ارمنستان تبدیل کرد. منتقدان ادبی بسیاری آثار او را شاهکار می‌دانند. به گفته پارویر سواک، «شعر نوین ارمنستان از خط الراس شیراز برخاسته است».

۶- شوشانیک کورگینیان (۱۸۷۶ – ۱۹۲۷)

شوشانیک کورگینیان

شوشانیک کورگینیان (Shushanik Kurghinian) ششمین نویسنده مشهور ارمنی است که آثار او به ۱۷ زبان مختلف ترجمه شده است.

در تاریخ ادبیات ارمنستان به کورگینیان به عنوان کاتالیزوری برای توسعه شعر سوسیالیستی و فمینیستی اشاره می‌شود. او در این کشور با عنوان «صدای بی‌صداها» شناخته می‌شود و خودش به‌عنوان یک شاعر «عمیقاً سیاسی» به خودش می‌نگریست. اولین شعر او در سال ۱۸۹۹ در نشریه‌ی تراز منتشر شد و در سال ۱۹۰۰ اولین داستان کوتاه او در مجله آق‌بیور منتشر شد.

کورگینیان پس از تأسیس اولین گروه سیاسی زنان هنچاکی در الکساندروپل، برای فرار از دست رژیم تزاری به شهر روستوف در استان دون گریخت.

اولین جلد شعر او به نام زنگ سپیده‌دم در سال ۱۹۰۷ منتشر شد. پس از انقلاب روسیه، در سال ۱۹۲۱ به ارمنستان شرقی بازگشت و تا زمان مرگش در آنجا زندگی کرد. کورگینیان در طول زندگی خود روابط قابل‌توجهی با هنرمندان و نویسندگان مشهور ارمنی داشت.

۷- سیپان شیراز (۱۹۶۷ – ۱۹۹۷)

سیپان شیراز (Sipan Shiraz) شاعر، مجسمه‌ساز و نقاش ارمنستانی است. او فرزند شاعر ارمنی هوهانس شیراز و همسر دومش شوشانیک بود. او در انستیتو هنر ایروان تحصیل کرد. شیراز در طول عمر کوتاه خود ۷ کتاب شعر منتشر کرد. او عضو کانون نویسندگان ارمنستان بود و در رادیو ایروان نیز کار می‌کرد. شیراز در گورستان مرکزی پانتئون در ایروان به خاک سپرده شده است.

پیمایش به بالا
به بالا بروید