دو فرهنگ کهن ایران و ارمنستان از نظر تاریخی و فرهنگی قدمتشان به حدود 3000 سال پیش باز می گردد چنانچه که شناخت هر کدام بدون شناخت دیگری امکان پذیر نموده و نخواهد بود.چرا که این ملل چنان ریشه هایشات عمیق و در تار و پود هم تنیده شده ک میتوان آن ها را از نظر تاریخی –فرهنگی و حتی رفتاری به یک روح در دو تن تشبیه نمود.
فرهنگ ها از دل اعصار به صورت شفاهی-تجربه –تقلید وارد فرهنگ فولکلور جوامع شده و نسل به نسل این سنت ها –آیین ها و رسوم باقی مانده و منتقل شده و به امروز رسیده اند که هر کدام از انها رنگ و بو خاص خودشان را دارند و حرفی برای گفتن چه آنانی که دستخوش تغیرات شده اند وچه آنانی که باقی مانده اند و دردناک تر از همه آنانی هستند که به دست فراموشی سپرده شده اند.
ایران جشن های باستانی بسیاری داشته است که امروز اغلب آنها در صندوقچه قرون به یادگار گذاشته شده اند و حتی نامی از آنها در میان نیست همانند:جشن بهمن گان،جشن اسفندگان و ….
در ایران از کهن ترین زمانها ،در هر ماه جشنی برگزار میشده است که نام آن ماه را داشت و در دی ماه نیز چهار جشن برگزار میشد :نخستین روز ماه دی“یلدا”، و روزهای هشتم ،پانزدهم و بیست و سوم ، سه روزی که نام ماه و نام روز یکی بود .امروزه از این چهار جشن فقط شب نخستین روز دی ماه ،(شب یلدا) را جشن میگیرند،یعنی آخرین شب پاییز ،نخستین شب زمستان و دراز ترین شب سال.آیین و جشن شب یلدا و یا شب چله بزرگ ، تا به امروز در تمامی ایران زمین و در بین همه گروه ها و خانواده ها برگزار میشود.
یلدا واژه ای سریانی است و به معنی ولادت است.یلدا روز ولادت خورشید ، مهر و میترا است و رومیان آن را ناتالیس انویکتوس یعنی روز تولد مهر و شکست ناپذیر می نامند.
بنابر باور پیشینیان ،در پایان این شب دراز ،که اهریمنی و نامبارکش میدانند ، تاریکی شکست میخورد ،روشنایی پیروز و خورشید زاده میشود و روزها به بلندی می نهد.نام این روز میلاد اکبر است و مقصود « انقلاب زمستانی” است .
زایش خورشید و آغاز دی را در آیین ها و فرهنگ های بسیاری از سرزمین های کهن آغازسال قرار دادند ، به شگون روز ی که خورشید از چنگ شب های اهریمنی نجات می یافته و روزی مقدس برای مهرپرستان بود.
اما ریشه مشترکش با مسیحیت
آیین مهرپرستی یا میترائیسم رومی و دین مسیحیت همانندیهای بسیاری داشته و امروزه محققان معتقدند که مسیحیت غرب چهارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است.
در سده چهارم میلادی ، بر اثر اشتباهی که در محاسبه کبیسه رخ داد،روز 25 دسامبر را به جای روز 21 دسامبر روز تولد میترا به شمار می آوردند و تولد عیسی مسیح را نیز در این آغاز سال قرار دادند.سنایی به این مطلب اشاره کرده است:
به صاحب دولتی پیوند، اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسی چنان معروف شد یلدا
از شعرهای برخی شاعران دیگر نیز مانند معزی،خاقانی، و سیف اسفرنگی رابطه بین مسیح و یلدا دانسته میشود.
بنابراین، نوئل اوروپایی همان شب یلداست ، و نوئل واقعی، یعنی انقلاب زمستانی ، در 30 آذر برابر 21 دسامبر.
از شعرهای برخی شاعران دیگر نیز مانند معزی،خاقانی، و سیف اسفرنگی رابطه بین مسیح و یلدا دانسته میشود.
بنابراین، نوئل اوروپایی همان شب یلداست ، و نوئل واقعی، یعنی انقلاب زمستانی ، در 30 آذر برابر 21 دسامبر.
میترایسم و مسیحیت همانندیهای بسیاری داشتهاند. تاویل و تفسیر کومون و محققان هم عقیده او از این شباهتها این است که هر دو آیین میترایی و مسیحیت با خاستگاهی شرقی به هدف استیلای فرهنگی و حکومت بر جهانی پهناور، به ستیز و رقابت با یکدیگر پرداخته و در در طول چهار قرن نبرد با وجود شکست میترایسم در برابر مسیحیت، این آیین و دیگر آیینهای رازآمیز مغلوب تمام رمق و شکل و اندیشه و چارچوب نمادها و رموز خود را به مسیحیت واگذار کردند.
برخی از این شباهتها طبق نظریات او و دیگر میتراپژوهان همعقیده او بدینسان میباشند: تثلیث در هر دو آیین وجود دارد. آیینهای میترایی بهطور مخفیانه و در سردابها تشکیل میشد و مهرابهها نیز به شکل غار بنا شده و در آن دخمهها مراسم اسرارآمیز آیین، برگزار میگردید. مراسم تطهیر و غسل تعمید نیز در هر دو مذهب مشترک بوده. افروختن شمع در کلیساها، نواختن ناقوس، وجود حوضچه آب مقدس در ورودی کلیساها و سرود دستهجمعی به همراه نواختن موسیقی از شباهتهای مراسم میتراییسم و مسیحیت هستند. مراسم شام آخر (عشاء ربانی یا اوکاریست) و صرف نان و شراب در دو آیین مشترک است؛ دوازده مقام میترایی و دوازده فلک یاور میترا به حواریون دوازدهگانه عیسی تغییر یافتند. روز یکشنبه (مهرشید در فارسی) به نام روز خورشید-چنانکه از نام آن پیداست- روز ویژه مهرپرستان بود که در مسیحیت نیز به همین شکل است؛ رهبانیت و ریاضت در آیین میترا وجود داشت و به مسیحیت نیز راه یافت. مسیح و مهر هر دو در رستاخیز ظهور نموده و اعمال انسانها را داوری میکنند؛ اعتقاد به روح، جاودانگی و قیامت از موارد مشترک بوده، همانگونه که مهر میانجی میان خداوند و بشر است، مسیح نیز واسطه خدا و انسان است؛ گفته میشود نشان هلال ماه بالای هفت شاخه شمعدان در برخی از کلیساها موید این نظر است، از آنرو که ماه در آیین میترا نقش نمادین مهمی دارد؛ مقام هفتم از آیین میترا مقام پدر پدران است که به دین مسیح راه یافته و کشیشان پدران مقدس و پاپ پدر پدران نام گرفتند. مهر در برج حمل، بره به دوش دارد و عیسی نیز برهای در آغوشش گرفتهاست. سرانجام روز تولد مهر یا «خورشید شکستناپذیر»همان روز انقلاب زمستانی در روم، ۲۵ دسامبر بود که در سده چهارم میلادی روز میلاد مسیح تعیین شده و به عید کریسمس شهرت یافت.
اما نفوذ فرهنگ یلدا در کشورهای اروپایی کاملا نشانگر مسیر مهاجرت قوم آریایی در اروپاست چنان که در نزد اقوام با ریشه هند- اروپایی رسمهایی نزدیک به این مراسم دیده می شود به عنوان مثال هالووین که بازسازی چهارشنبه سوری است و یا مراسم مید سومار یا مید سومر در کشورهای اسکاندیناوی به خصوص سوئد که درست بالعکس شب یلدا نمادی از بلند ترین روز سال در تابستان است که گاهی در شمال اروپا این روز شب نشده و به روز بعدی می پیوندد.
در این روز نیز مردمان به شادمانی رفتن به طبیعت و پاسداشت نور خورشید مشغولند در حقیقت آنهم عیدیست برای وجود خورشید و از این لحاظ با یلدا هماننند است.
ضمن آنکه در جنوب روسیه، دربین پارسیان هند در گجرات و در شمال عراق و جنوب ترکیه یلدا نیز مانند نوروز گرامی داشته میشود.
با وجود همه این تفاصیل فرهنگ ها گنجینه ی افکار و گذشته زندگی بشر بر این کره ی خاکی میباشند که تنه آن چون درختیست پربار با ریشه ای واحد که با گذشت زمان عمیق تر گشته و شاخه هایش رنگین تر میشوند. تمامی فرهنگ های با ریشه های مشترک اما طرز بیان متفاوت داستان هایی زیباتر خلق میکنند.


















