2025

موسیقی؛ عنصری مهم و تاثیرگذار در شاهنامه فردوسی

(گفت‌و‌گوی مرکز مطالعات آذربایجان با استاد آندره گالستیان در زمینه موسیقی در شاهنامه فردوسی و موسیقی در شعر فارسی)

 

               آنیتا آرزومانیان

مقدمه

اخیرا گفت‌و‌گوی ارزشمندی در مورد جایگاه موسیقی در شاهنامه فردوسی با استاد «آندره گالستیان» به انجام رسیده که در آن، نکات و موارد بسیار مفید و مهمی بیان شده است. در این مصاحبه وزین که توسط خانم «مریم رحیمی» در «مرکز مطالعات آذربایجان (آذرپژوه)» صورت پذیرفته و توسط همین مرکز نیز منتشر شده، به بحث در مورد جایگاه موسیقی در شاهنامه فردوسی و همچنین، به بحث در مورد شان موسیقی در شعر فارسی، پرداخته شده است. در این گفت و گو، منزلت موسیقی در شعر فارسی، به صورت شرح و بسط داده شده و در عین حال (تا حدی که ممکن بوده است)، به صورت موجز و مختصر، مورد بررسی قرار گرفته است.

 

     مجله فرهنگی، ادبی و هنری آنی

 

استاد «آندره گالستیان» موسیقی‌دان و پژوهشگر خوش‌نام و پرکار کشور هستند که پژوهش‌های متعددی در زمینه شعر فارسی و همچنین موسیقی ایران و جهان به انجام رسانده‌اند و تا کنون، مقاله‌ها و مصاحبه‌های متعددی از ایشان در رسانه‌ها و مطبوعات گوناگون ایران و جهان، منتشر شده است؛ ایشان طی سال‌های متمادی در میزگردهای گوناگونی که در خبرگزاری‌های مختلف و پایگاه‌های خبری گوناگون و همچنین در رادیو و تلویزیون برگزار شده است، شرکت نموده‌اند و حضور فعال دارند. خانم «مریم رحیمی» که این گفت‌و‌گو را به انجام رسانده‌اند، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی هستند و لازم به ذکر است که پایان‌نامه ایشان در ارتباط با شاهنامه فردوسی بوده است.

این مصاحبه، در رسانه‌های گوناگون، بازنشر شده و انعکاس گسترده‌ای در مراکز علمی، ادبی، هنری و پژوهشی داشته است و با توجه به اهمیت آن، توسط مجله «آنی» بازنشر می‌شود.


 

 

فصل سرد و سپید زمستان است و در این فصل سرما، اما زیبا، مجددا بعد از چند ماه، میزبان استاد آندره گالستیان در مرکز مطالعات آذربایجان هستیم. چند ماه قبل، در فصل نقش‌ها و رنگ‌ها، فصل نقاشی خدا، در پاییز زیبا، با ایشان در زمینه موسیقی در تبریز، گفت‌و‌گوی مفصلی داشتیم که حاصل آن با عنوان «تبریزِ ولیعهدنشین؛ دروازه ورود موسیقی کلاسیک به کشور» منتشر و به پیشگاه خوانندگان و مخاطبان گرامی، تقدیم گردید که بازخورد مناسبی داشت و بارها نیز توسط رسانه‌های گوناگون، بازنشر شد. در آن مصاحبه، از ایشان قول گرفتیم که مجددا در خدمتشان باشیم تا در مورد موسیقی و شعر، گفت‌و‌گو کنیم. در این نشست، سعی خواهم کرد تا نقش موسیقی در شعر فارسی و جایگاه آن نزد شاعران ایرانی را با محوریت شاهنامه فردوسی از استاد بپرسم و در این زمینه به مواردی که کمتر تا کنون به آنها پرداخته شده است، خواهم پرداخت و از ایشان نیز قول گرفته‌ام که محدودیت وقت نداشته باشیم تا بتوانم همه موارد مد نظر و کلیه سوالات مورد نظر را بپرسم.

 

ابتدا اجازه بفرمایید به معرفی استاد گالستیان برای آن دسته از مخاطبان که گفت‌و‌گوی قبلی را مشاهده ننموده یا مطالعه نکرده‌اند بپردازم؛ البته استاد آندره گالستیان در سطح رسانه‌ها، شخصی شناخته‌شده هستند و تا کنون، مقالات بسیار متعددی از ایشان، منتشر شده است و در رسانه‌های گوناگون، بسیار فعال هستند؛ اما در هر حال، برای آن دسته از خوانندگانی که ممکن است با ایشان آشنا نباشند یا کمتر آشنا باشند، عرض می‌کنم که در فرهنگ جامع موسیقی ایرانی، جلد دوم، صفحه 1153، ذیل حرف «گ» در مورد ایشان آمده است: «گالستیان، آندره؛ در تهران به دنیا آمد. نامبرده فارغ‌التحصیل رشته میکروبیولوژی است و در زمینه کامپیوتر و مدیریت نیز تخصص و مدارک گوناگون بین‌المللی دارد. موسیقی را از کودکی آغاز کرده و ساز تخصصی او پیانو است. وی از محضر استادان متعددی، بهره‌های لازم را در زمینه نوازندگی پیانو برده است. در کنار نوازندگی، به خوانندگی نیز علاقه دارد و در گروه‌های کُر گوناگون در صدای تِنور، خوانندگی کرده است. علاوه بر موارد فوق، وی پژوهش‌های گسترده‌ای درباره موسیقی جهان و موسیقی ایران در ژانرهای مختلف انجام داده و چندین مقاله و همچنین سخنرانی‌های متعدد در این زمینه داشته است. وی به شعر ایران و جهان نیز علاقه دارد و به عنوان ایران‌شناس و پژوهشگر ادبی در میزگردهای تخصصی گوناگونی شرکت داشته است که از آن جمله می‌توان به میزگردهای روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی اشاره داشت. او همچنین برخی اشعار شاعران معاصر ایران را به زبان‌های انگلیسی، فرانسه و ارمنی، ترجمه کرده است».

 

  • خوش آمدید استاد گالستیان؛ بسیار خوشحالیم که مجددا فرصتی پیش آمد تا میزبان حضرتعالی در آذرپژوه باشیم، برای فتح باب اگر صحبتی دارید، بفرمایید.

سلام عرض می‌کنم و همچنین عرض ادب و احترام دارم خدمت شما سرکار خانم رحیمی محترم و خدمت همکاران گرامی شما در مرکز وزین مطالعات آذرپژوه که به صورت تخصصی، مرکز مطالعات آذربایجان، آذربایجان‌شناسی و آذربایجان‌پژوهی است و همچنین خدمت کلیه مخاطبان گرانقدر شما در داخل و خارج کشور، به‌ویژه هموطنان ایرانی عزیز و ارجمند. من هم خوشحالم که مجددا در خدمت شما بزرگواران هستم و امیدوارم که بتوانیم گفت‌و‌گوی خوب و مفیدی را با هم داشته باشیم.

 

  • سپاسگزارم؛ حتما و بدون شک، همانند نشست قبلی، گفت‌و‌گوی مفیدی خواهد بود و بی‌گمان، مصاحبه‌ای ماندگار خواهد شد. از موسیقی در شاهنامه شروع کنیم، جایگاه موسیقی در شاهنامه فردوسی به چه ترتیبی است و فردوسی بزرگ، این شاعر حماسه‌سرای ایرانی و زنده‌کننده زبان فارسی، چقدر برای موسیقی، شان و ارزش قائل بوده است؟

موسیقی در شاهنامه فردوسی، جایگاه ویژ‌ه‌ای دارد و این مطلب را بنده در مصاحبه‌ها و میزگردها گوناگونی که در خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های خبری داشته‌ام و همچنین در برنامه‌های مختلف صدا و سیما، مکررا عرض کرده‌ام. فردوسی در شاهنامه، نه تنها به موسیقی، بسیار پرداخته و جایگاه رفیعی را برای آن در نظر گرفته است، بلکه خود نیز با موسیقی، آشنایی خوبی داشته و به همین خاطر هم توانسته است در اشعار خود، تصویر مناسبی از موسیقی، آلات و ادوات آن و همچنین نوازندگی و خوانندگی، ارائه نماید. در ابیات گوناگونی از شاهنامه که به موسیقی اشاره دارند و تعداد آنها نیز بسیار است، اشراف فردوسی بر موسیقی، کاملا هویدا است و نمود بارزی دارد.

 

  • مطلب بسیار جالبی است استاد؛ پایان‌نامه کارشناسی ارشد من در مورد فردوسی و عنوان دقیق آن «بررسی مبانی آزاداندیشی و استقلال‌خواهی در شاهنامه فردوسی» است، زمانی که می‌خواستم موضوع و عنوان پایان‌نامه را که تمایل داشتم در ارتباط با شاهنامه باشد را انتخاب کنم، بررسی جامعی بر روی مطالعات گذشته بر روی شاهنامه فردوسی داشتم و به همین خاطر، با این موضوعات، نسبتا آشنایی خوبی دارم؛ به نظر می‌آيد که در زمینه موسیقی در شاهنامه، نسبت به موضوعات دیگر، پژوهش‌های کمتری صورت گرفته است، درست عرض می‌کنم؟

بله، همینطور است. در زمینه شاهنامه، مطالعات بسیاری به انجام رسیده اما در زمینه موسیقی در شاهنامه، مطالعات و پژوهش‌های کمتری صورت گرفته است و مقالات کمی در این زمینه وجود دارد. به نظرم، کماکان لازم است که پژوهش‌های بسیاری در موضوعات مختلف بر روی شاهنامه فردوسی انجام پذیرد و تحقیق در زمینه موضوعات مختلف در شاهنامه، جای کار فراوانی دارد و در بین این موضوعات، جا دارد که به بحث موسیقی در شاهنامه نیز، بیش از پیش، پرداخته شود. این مطلب از آن جهت نیز اهمیت دارد که موسیقی، یکی از هنرهای زیبا است که به‌ویژه در جهان امروز، جایگاه بسیار مهمی دارد. شما همان اول صبح که سوار خودروی خود می‌شوید، معمولا یکی از اولین‌کارهایی که انجام می‌دهید، روشن کردن رادیو است یا گوش دادن به موسیقی؛ موسیقی با رادیو و تلویزیون، پیوندی ناگسستنی دارد؛ صنعت سینما بدون موسیقی، قابل تصور نیست؛ افراد بسیاری در طی سال در کنار رفتن به سینما و تئاتر به کنسرت‌های گوناگون می‌روند؛ موسیقی در جشن‌ها و همچنین مراسم‌ها، به‌ویژه در مراسم مربوط به ازدواج، جایگاه ویژه‌ای دارد؛ حتی صدای باد، یا رودخانه یا اصوات پرندگان، نوعی موسیقی است؛ در کنار نوشتن یا ارسال پیام، شما با صحبت کردن و اصوات، با دیگر انسان‌ها و جهان، ارتباط برقرار می‌کنید؛ موسیقی بیش از هر هنری با زندگی انسان، عجین است؛ شما هر لحظه با موسیقی سر و کار دارید؛ کشورها، سرود ملی دارند؛ در ادیان نیز، موسیقی، کاربرد وسیعی دارد؛ در اسلام، اذان در دستگاه‌های موسیقی خوانده می‌شود و موذن‌ها، طی قرون و اعصار تا به امروز، در دستگاه‌های متنوعی، ا‌ذان گفته‌اند و می‌گویند؛ در مسیحیت، موسیقی در مراسم کلیسایی، اهمیتی خاص دارد.

 

  • بسیار زیبا فرمودید، در زمینه هنرهای زیبا، توضیح بیشتری می‌فرمایید؟

بله، البته. در دوران باستان و به صورت سنتی، «هنرهای زیبا» را پنج هنر در نظر می‌گرفتند: شعر، موسیقی، معماری، نقاشی و مجسمه‌سازی. با گذشت زمان، به جای شعر، ادبیات را در نظر گرفتند که محدوده گسترده‌تری را فرا می‌گیرد؛ طبیعتا، تئاتر هم طی مرور زمان، در ردیف هنرهای زیبا قرار گرفت که امروزه به جای آن، هنرهای نمایشی را در نظر می‌گیرند؛ در دوران معاصر نیز، سینما افزوده شد و همه این هنرها در کنار هم، تشکیل هفت هنر زیبا را دادند که اختصارا به عنوان «هفت هنر» نیز شناخته می‌شود. کلمه زیبا، اشاره به زیبایی‌شناسی این هنرها دارد؛ زیرا هنرهای دیگری نیز وجود دارند؛ مانند «هنرهای کاربردی» که شامل طراحی گرافیک، طراحی نقشه یا طراحی کارتوگرافیک، طراحی مد و لباس، طراحی داخلی، طراحی صنعتی و همچنین، طراحی خودرو می‌باشد؛ یا مانند «هنرهای تجسمی» که شامل خوشنویسی، عکاسی، تصویرسازی یا تصویرگری که به نوعی می‌توان گفت که نقاشی روایی نیز به حساب می‌آید، صنایع دستی، چاپ دستی یا چاپ هنری، هنر پارچه و همچنین، هنر کامپیوتری است؛ در ضمن، «هنرهای مفهومی» نیز معمولا در زیرمجموعه هنرهای تجسمی، طبقه‌بندی می‌شوند. البته، هنرها فقط به مواردی که عرض کردم، محدود نمی‌شوند و بنده صرفا خواستم هنرهای زیبا را توضیح دهم و وجه تمایز آنها با سایر هنرها را بیان کنم. در ضمن، در نظر بگیرید که نقاشی و مجسمه‌سازی که خود در دسته هنرهای زیبا طبقه‌بندی می‌شوند؛ به همراه خوشنویسی در ردیف هنرهای تجسمی نیز قرار می‌گیرند و توجه به این نکته هم حائز اهمیت است که استادان بسیاری، هنر خوشنویسی را نیز یکی از هنرهای زیبا می‌دانند، به‌ویژه که در برخی موارد، علی‌الخصوص در زمینه نقاشی‌خط، ارتباط تنگاتنگی با نقاشی پیدا می‌کند.

همانطور که عرض کردم، هنرها فقط محدود به مواردی که عرض کردم، نمی‌شوند و بنده سعی کردم تا در پاسخ به سوال شما در مورد هنرهای زیبا، طبقه‌بندی هنرها از عصر باستان تا کنون و انواع هنرها در جهان امروز را به صورت بسیار مختصر، توضیح دهم و کلیاتی را به عرض برسانم.

 

  • ممنون از توضیحات خوب، مفید، مختصر و مفهوم شما در زمینه طبقه‌بندی انواع هنر؛ پس به این ترتیبی که فرمودید، هم شعر و هم موسیقی که موضوعات بحث امروز ما هستند، هر دو از هنرهای اصلی، شناخته‌شده و مهم از زمان باستان تا جهان معاصر و دنیای امروز هستند؟

بله، هر دو از هنرهای زیبا هستند.

 

  • شما به عنوان موسیقی‌دان که علاوه بر موسیقی، مطالعات فراوانی نیز در زمینه ادبیات و شعر دارید، کدام هنر را بیشتر می‌پسندید؟ شعر یا موسیقی؟

هر دو را می‌پسندم و به هر دو علاقمند هستم. شعر و موسیقی، مکمل هم هستند؛ شعر و موسیقی، جدای از هم نیستند. شما کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی هستید و به خوبی اطلاع دارید که معمولا در شعر هم، منظورم در انواع شعر است، به طور معمول، وزن وجود دارد و شعر کلاسیک یا شعر کهن یا شعر سنتی فارسی، کاملا موزون است و بر پایه ساختار و دانشی است به نام عروض که وزن شعر بر آن عرضه می‌شود. وزن‌های شعر کلاسیک یا کهن یا سنتی فارسی، کاملا مشخص است که آنها را بحور عروضی می‌نامند که به دو دسته متفق‌الارکان و مختلف‌الارکان تقسیم می‌شوند و جمعا تشکیل 19 بحر را می‌دهند. در ضمن، شعر نیمایی نیز وزن دارد، شعر سپید نیز معمولا آهنگین است. کاملا مشخص است که شعر و موسیقی، به نوعی، ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر دارند، زیرا همانطور که عرض کردم، وزن و آهنگ، در شعر، اهمیت بسیاری دارد و وزن و ضرب‌آهنگ، در موسیقی، بسیار مهم است. در ضمن، موسیقیِ با کلامی که فاخر باشد، معمولا به همراه شعرِ فاخر است و شعرِ فاخر نیز معمولا در موسیقیِ با کلامی کاربرد دارد که فاخر است.

 

  • مثال‌هایی از کاربرد شعرِ فاخر در موسیقیِ فاخر می‌فرمایید؟

بله، البته. اپرای «کارمِن» اثر ژُرژ بیزه که لیبرتوی آن اثر آنری مِیاک و لودوویک آلِوی بر اساس رمان کوتاهی به همین نام اثر پروسپِر مِریمه است که گمان می‌رود این اثر، متاثر از شعر روایی «کولی‌ها» اثر آلِکساندر پوشکین باشد؛ اپرای «لا تراویاتا» اثر جوزِپه وِردی که لیبرتوی آن اثر فرانچِسکو ماریا پیاوه بر اساس نمایشنامه «مادام کامِلیا» اثر آلِکساندر دومایِ پسر می‌باشد که بر اساس رمانی به همین نام، اثر همین نویسنده است؛ اپرای «فلوت سحرآمیز» اثر وُلفگانگ آمادِئوس موتسارت که لیبرتوی آن اثر اِمانوئل شیکاندر می‌باشد که نام اصلی وی، یوهان یوزِف شیکندر بوده است؛ اپرای «توسکا» اثر جاکومو پوچینی که لیبرتوی آن اثر لوئیجی ایلیکا و جوزِپه جاکوزا است؛ اپرای «اِکسیرِ عشق» اثر گائتانو دونیتسِتی که لیبرتوی آن اثر فِلیچه رُمانی است که بر اساس اپرای «اِکسیر» اثر دانیِل فرانسوا اِسپری اوبِر می‌باشد که لیبرتوی آن اثر اوگوستن اوژِن اسکریب است؛ اپرای «رستم و سهراب» اثر لوریس چکناوریان که لیبرتوی آن اثر فردوسی است؛ اپرای «آنوش» اثر آرمِن تیگرانیان که لیبرتوی آن اثر هوهانِس تومانیان است.

 

  • بسیار عالی و سپاسگزارم؛ چقدر جالب است که تا این حد، شعر و موسیقی به هم وابسته هستند و چقدر زیباست که تا این اندازه، آثار موسیقی و موسیقی‌دانان و همچنین آثار ادبی و ادیبان، به یکدیگر همبسته و دلبسته هستند که در اپرای «کارمِن»، اپرای «لا تراویاتا» و اپرای «اِکسیرِ عشق» به دقت توضیح دادید. علاوه بر آن، جالب است که به عنوان مثال، آلکساندر دومایِ پسر، رمان خود را به نمایشنامه نیز تبدیل کرده است.

بله، همینطور است، شاعران و ادیبان و موسیقی‌دانان از ملیت‌های مختلف، در طول تاریخ، از یکدیگر تاثیر پذیرفته‌اند و در حال حاضر نیز تاثیر می‌پذیرند؛ ماهیت هنر، همین است.

در ضمن، اینکه هر هنرمند، مدت‌ها بر روی اثر خود کار کند نیز طبیعی است و آلکساندر دومایِ پسر نیز از این امر، مستثنی نیست، همانگونه که سرایش شاهنامه توسط فردوسی، زمان بسیاری برده است و آهنگسازی اپرای رستم و سهراب توسط لوریس چکناوریان نیز.

طبیعی است که ایجاد اثر فاخر و ماندگار، معمولا نیاز به صرف عمر دارد. اصولا هنر و استادی در هنر، صرف عمر می‌خواهد. هنر چیزی است که عمری را باید صرف آن کرد.

 

  • بله، حق با شما هستش و زیبا فرمودید که «هنر چیزی است که عمری را باید صرف آن کرد» و هنرمندان بزرگ، همین کار را کرده‌اند. در زمینه موسیقی، چه چیزی در شاهنامه فردوسی، آن را متمایز می‌کند؟

در واقع، دو مطلب مهم، این تمایز را ایجاد می‌کنند.

مطلب اول آن که فردوسی در کل شاهنامه به موسیقی توجه دارد و از ابتدا تا انتهای شاهنامه، بحث موسیقی را به طور جدی و به صورت برجسته، مطرح می‌کند.

مطلب دوم هم آن که شاهنامه، همواره با فرهنگ موسیقایی ایرانیان عجین بوده است. از شعر و موسیقی و آواز مورد استفاده در زورخانه تا آوازی که هنگام شاهنامه‌خوانی در قهوه‌خانه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد و تا اوج هنر موسیقی در اپرا، همه حاکی از این هستند که شعر فردوسی و شاهنامه، همواره در طول تاریخ، با موسیقی ایران و ایرانیان، پیوندی ناگسستنی داشته است. منظورم از ایران، ایران فرهنگی است که محدوده جغرافیایی آن، بسیار فراتر از مرزهای کنونی کشور است.

 

  • فرمودید که فردوسی، از ابتدا تا انتهای شاهنامه، به موسیقی توجه دارد و بحث موسیقی را جدی و برجسته مطرح می‌کند، لطف می‌کنید در این زمینه، نمونه‌هایی نیز مطرح کنید؟

بله، البته. موسیقی در سراسر شاهنامه، جلوه و نمود بارزی دارد و با زندگی مردم، کاملا عجین است. اجازه بفرمایید از قسمت‌های مختلف شاهنامه، ابیاتی را نقل کنم.

فردوسی در همان ابتدای شاهنامه، در پادشاهی جمشید می‌گوید:

گرانمایه جمشید فرزند او / کمر بست یک‌دل پر از پند او

برآمد بر آن تخت فرّخ پدر / به رسم کیان بر سرش تاج زر

کمر بست با فرّ شاهنشهی / جهان گشت سرتاسر او را رهی

تا می‌رسد بدانجا که:

جهان انجمن شد بر آن تخت او / شگفتی فرومانده از بخت او

به جمشید بر گوهر افشاندند / مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین / بر آسوده از رنج روی زمین

بزرگان به شادی بیاراستند / می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرّخ از آن روزگار / به ما ماند از آن خسروان یادگار

فردوسی در اینجا به رامشگر اشاره می‌کند که به معنی موسیقی‌دان است، به معنی نغمه‌پرداز، نوازنده و خواننده.

در ابیات مربوط به پادشاهی خسرو پرویز و مشخصا ابیاتی که مربوط به خسرو پرویز و شیرین است نیز بحث موسیقی مشاهده می‌شود، فردوسی آنجا که در مورد رفتن خسرو پرویز به شکارگاه و دیدن شیرین سخن می‌گوید، در شاهنامه می‌خوانیم:

چنان بد که یک روز پرویز شاه / همی آرزو کرد نخچیرگاه

بیاراست برسان شاهنشهان / که بودند از او پیشتر در جهان

چو بالای سیصد به زرین ستام / ببردند با خسرو نیک نام

تا بدانجا می‌رسد که:

پس اندر ز رامشگران دوهزار / همه ساخته رود روز شکار

به زیر اندرون هر یکی اشتری / به سر بر نهاده ز زر افسری

در اینجا نیز بحث موسیقی‌دانان و رامشگران را می‌بینیم. این ابیات، مربوط به اواخر شاهنامه است.

ابیاتی نیز از پادشاهی کیکاووس و آهنگ مازندران کردن او نقل می‌کنم:

چنین گفت کز شهر مازندران / یکی خوشنوازم ز رامشگران

اگر در خورم بندگی شاه را / گشاید بر تخت او راه را

برفت از بر پرده سالار بار / خرامان بیامد بر شهریار

بگفتا که رامشگری بر درست / ابا بربط و نغز رامشگرست

بفرمود تا پیش او خواندند / بر رود سازانش بنشاندند

به بربط چو بایست بر ساخت رود / برآورد مازندرانی سرود

که مازندران شهر ما یاد باد / همیشه بر و بومش آباد باد

همانطوری که توجه فرمودید، در این چند بیت، کلماتی مانند خوشنواز، رامشگر، بربط، رود و سرود  که مرتبط با موسیقی هستند، آمده است و این روند در کل شاهنامه، مشاهده می‌شود.

 

  • فوق‌العاده عالی بود استاد، لذت بردم و آموختم. فردوسی در چند بیت محدود، چقدر مفاهیم موسیقایی گنجانده و به چه زیبایی سروده و چقدر تصاویر زیبا آفریده است؛ شاید به همین خاطر است که شاهنامه فردوسی، قصه هر شب کودکانه من بود و به همین خاطر، مهر به شاهنامه در من، هر روز بیشتر و بیشتر می‌شد و از همان زمان آموختم که شاهنامه برای من، تنها یک قصه عادی نیست، بلکه درس زندگی است و به همین خاطر هم در این زمینه تحصیل کردم؛ واقعا غنای شعر فارسی در کمتر زبانی هست.

بله، همینطور است، کاملا درست می‌فرمایید؛ هم شاهنامه درس زندگی است و هم غنای شعر فارسی در کمتر زبانی هست.

 

  • در ابتدای این نشست فرمودید که «فردوسی در شاهنامه، نه تنها به موسیقی، بسیار پرداخته و جایگاه رفیعی را برای آن در نظر گرفته است، بلکه خود نیز با موسیقی، آشنایی خوبی داشته و به همین خاطر هم توانسته است در اشعار خود، تصویر مناسبی از موسیقی، آلات و ادوات آن و همچنین نوازندگی و خوانندگی، ارائه نماید»، لطف می‌کنید در این زمینه، توضیح بیشتری بفرمایید؟

بله، همانطور که در ابتدای بحث امروز عرض کردم، فردوسی، به خوبی با موسیقی، آشنا بوده است.

به علت همین آشنایی خوب فردوسی با موسیقی است که نام سازهای بسیاری در شاهنامه وجود دارند مانند رباب، بربط، رود، چنگ، جرس، شیپور، سنج، کرنای، تبیره و تنبور. فردوسی، قطعا با موسیقی، آشنایی خوبی داشته و سازها را می‌شناخته است. فردوسی حتی با مفهوم ارکستراسیون نیز آشنا بوده است؛ در صحبت‌های امروز، این بیت را نیز نقل کردم:

پس اندر ز رامشگران دوهزار / همه ساخته رود روز شکار

فردوسی در این بیت از ارکستری بزرگ با حضور دو هزار نفر موسیقی‌دان و نوازنده صحبت می‌کند. این خیلی مهم است که توجه داشته باشیم که این ابیات، بیشتر از هزار سال پیش، سروده شده‌اند، یعنی فردوسی، بیش از هزار سال قبل، از ارکسترهای بزرگ صحبت کرده و مفهوم ارکستراسیون را در ذهن، داشته است.

 

  • سپاسگزارم از توضیحات دقیق شما استاد گرامی؛ بسیار بحث شیرینی است و هر چقدر که بحث امروز، پیش می‌رود، جذاب‌تر می‌شود. به خاطر دارم در اواخر کارشناسی بود، در توس، در کنار آرامگاه فردوسی، با او پیمانی بستم که پایان‌نامه کارشناسی ارشدم، مزین به نام او باشد و از روان پاکش خواستم که در کنار من باشد و از پروردگار مدد جستم که در این راه کمکم کند و خدا خواست و پس از پایان کارشناسی، در کنکور مقطع کارشناسی ارشد در رشته زبان و ادبیات فارسی قبول شدم و توانستم پایان‌نامه خود را در زمینه شاهنامه دفاع کنم. در مورد خود کلمه رامشگر توضیح بفرمایید.

برایتان آرزوی موفقیت‌های بیشتر دارم. امیدوارم بیش از پیش بتوانید به فرهنگ و تمدن ایران و به ادبیات فارسی، خدمت کنید و همواره توفیق خدمت به کشور و میهن را داشته باشید، توفیق خدمت به ایران و ایرانی را.

همانطور که عرض کردم، رامشگر به معنای موسیقی‌دان است؛ به معنای نغمه‌پرداز، نوازنده یا خواننده. کلمه رامشگر، بارها در شاهنامه، استفاده شده است. منابع متعددی، کلمه «رامش» را که به معنای خنیا یا موسیقی است، مخفف «آرامش» دانسته‌اند و علت به کار بردن این کلمه برای خنیا یا موسیقی را بدین گونه ذکر کرده‌اند که «چون ساز و نغمه باعث آرامش دل می‌شود، لهذا در اینجا مجازا اطلاق مسبب بر سبب کرده‌اند».

 

  • درست عرض کردم که بحث دارد جذاب‌تر می‌شود. کلمه خنیا نیز در شاهنامه، استفاده شده است؟

بله، فردوسی در شاهنامه در بخش پادشاهی کسری نوشین‌روان سروده است:

دگر گفت کای شاه با فرّ و هوش / جهان شد پر آواز خنیا و نوش

 

  • در مورد انواع سازها در شاهنامه بفرمایید.

فردوسی از دو نوع موسیقی در شاهنامه صحبت می‌کند، موسیقی رزمی و موسیقی بزمی. وی در داستان رستم و اسفندیار سروده است:

کجا شد به رزم اندرون ساز تو / کجا شد به بزم آن خوش آواز تو

کجا شد دل و هوش و آیین تو / توانایی و اختر و دین تو

از آلات و ادوات موسیقی رزمی در شاهنامه یعنی سازهایی که برای رزم استفاده شده‌اند، می‌توان به «جرس»، «زنگ»، «شیپور»، «سنج»، «گاودم»، «کوس»، «بوق»، «کرنای» و «تبیره» اشاره کرد. فردوسی در شاهنامه در داستان فرود سیاوش سروده است:

چو خورشید تابنده شد ناپدید / شب تیره بر چرخ لشکر کشید

دلیران دژدار مردی هزار / ز سوی کلات اندر آمد سوار

در دژ ببستند زین روی تنگ / خروش جرس خاست و آوای زنگ

از آلات و ادوات موسیقی بزمی در شاهنامه یعنی سازهایی که برای بزم استفاده شده‌اند، می‌توان به «بربط»، «رباب»، «رود»، «چنگ»، «ابریشم» و «نای» اشاره کرد. فردوسی در بخش «سهراب» در شاهنامه سروده است:

ز آواز ابریشم و بانگ نای / سمن عارضان پیش خسرو به پای

 

  • در تبریز، جلسات شاهنامه‌خوانی خوبی برگزار می‌شود و امیدواریم بتوانیم از حضور شما هم بهره مناسب ببریم. حکیم توس، در آذربایجان، جایگاه ویژه‌ای دارد و حتی در گذشته، شاهنامه در زورخانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها هم حضوری پررنگ داشت. در شاهنامه، بارها از آذرآبادگان یاد شده، مثلا حکیم توس می‌فرماید «بیامد سوی آذرآبادگان / خود و نامداران و آزادگان ؛ پرستندگان پیش آذر شدند / همه موبدان دست بر سر شدند».

بله، من دوستان بسیار خوبی در تبریز و دوستان بسیار خوبی نیز در ارومیه و اردبیل دارم و تا حدودی نیز با جلسات شاهنامه‌خوانی در تبریز، آشنا هستم. شاهنامه، بخش مهمی از هویت ملی همه ایرانیان است. اگر افتخاری باشد و در تبریز باشم، خوشحال خواهم شد که در جلسات شاهنامه‌خوانی وزینی که در این شهر زیبا، تاریخی و فرهنگی، برگزار می‌شود، شرکت کنم؛ شهری که زادگاه ادیبان و شاعران بسیاری بوده و هست.

همانگونه که عرض کردم، برای همه ما، شاهنامه فردوسی، بخش مهمی از هویت ملی است و به همین خاطر، انس با شاهنامه، اهمیت بسیار دارد. فردوسی در شاهنامه در بخش مربوط به پادشاهی یزدگرد، می‌سراید:

همی تاز تا آذرآبادگان / به جای بزرگان و آزادگان

 

  • خوشحالم که دوستان خوبی در تبریز دارید، به‌ویژه که دوستان مشترکی داریم و همچنین خوشحالم که با فضای فرهنگی شهر، آشنا هستید. دوستان مرکز مطالعات آذربایجان هم مثل سایر دوستانتان در تبریز، احترام خاصی برای شما قائل هستند. در مورد موسیقی در شعر سایر شعرای ایران بفرمایید.

لطف دارید خانم رحیمی، من هم برای شما و دوستان مرکز مطالعات آذربایجان، احترام خاصی قائل هستم و سپاسگزارم که برای این مصاحبه، بنده را دعوت نمودید و پوزش می‌طلبم که به علت مشغله زیاد، نتوانستم زودتر خدمت برسم و بین این مصاحبه و مصاحبه قبلی، تا حدودی، فاصله افتاد.

در جواب سوال شما باید عرض کنم که می‌توان به جرات گفت که ناصرخسرو، سنایی، انوری، خاقانی، مولوی، سعدی، حافظ، جامی، ابن یمین، عبید زاکانی و بسیاری از شعرای بزرگ، از شاهنامه فردوسی تاثیر پذیرفته‌اند و این شامل بحث موسیقی در شاهنامه هم می‌شود. فتحعلی خان کاشانی متخلص به صبا که ملک‌الشعرای دربار فتحعلی‌شاه قاجار بود، شهنشاه‌نامه را در بحر متقارب و همانند شاهنامه فردوسی سروده است. بعد از مشروطه نیز میرزاده عشقی، عارف قزوینی، محمدتقی بهار و سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، تحت تاثیر شاهنامه و فردوسی بوده‌اند. حتی شعرای متاخری مثل فریدون مشیری و مهدی اخوان ثالث و بسیاری دیگر، در سروده‌های خود، از فردوسی و شاهنامه، تاثیر پذیرفته‌اند.

ذکر این نکته نیز ضروری است که موسیقی نزد شاعران، حتی قبل از فردوسی نیز، اهمیت بسیاری داشته است. رودکی در زمان خود، موسیقیدانی برجسته و نوازنده‌ای بزرگ و چیره‌دست بوده است. چند بیت از رودکی خدمت شما نقل کنم:

چون سپرم نه میان بزم به نوروز / در مه بهمن بتاز و جان عدو سوز

باز تو بی‌رنج باش و جان تو خرم / با نی و با رود و با نبیذ فناروز

رودکی سروده است:

رودکی چنگ برگرفت و نواخت / باده انداز، کو سرود انداخت

همچنین، رودکی، سروده است.

بگرفت به چنگ چنگ و بنشست / بنواخت به شست چنگ را شست

 

  • بسیار عالی استاد، استفاده کردیم. لطف کنید و از شاعران دیگر، بیشتر بفرمایید.

خیام نیز در زمان خود، موسیقی‌دان برجسته‌ای بوده است و در زمینه موسیقی، تحقیق کرده است و رساله‌ای با عنوان «القول علی اجناس الذی بالاربعه» دارد. چند نمونه از شعر خیام نقل کنم خدمتتان:

مرغی دیدم نشسته بر باره طوس / در پیش نهاده کله کیکاووس

با کله همی گفت که افسوس افسوس / کو بانگ جرس‌ها و کجا ناله کوس؟

خیام سروده است:

وقت سحر است خیز ای مایه ناز / نرم نرمک باده خور و چنگ نواز

کانها که بجایند نپایند بسی / و آنها که شدند کس نمی‌آید باز

همچنین، خیام سروده است:

ایام زمانه از کسی دارد ننگ / کو در غم ایام نشیند دلتنگ

می خور تو در آبگینه با ناله چنگ / زان پیش که آبگینه آید بر سنگ

همانگونه که عرض کردم، موسیقی در شعر فارسی، جایگاهی والا و اهمیتی بسیار دارد. شعر فارسی و موسیقی، دو چیز جدا از هم نیستند و کاملا در هم تنیده و پیوسته هستند، به نمونه‌های دیگری که عرض می‌کنم، توجه فرمایید:

سعدی سروده است:

آواز رود و بربط و نای و سرود و چنگ / وین طنطنه که می‌شنوی هم شنیده گیر

مولوی سروده است:

صدای نای آن جا نکته گوید / نوای چنگ بس اسرار دارد

حافظ سروده است:

رباب و چنگ به بانگِ بلند می‌گویند / که گوشِ هوش به پیغامِ اهلِ راز کنید

جامی سروده است:

ببرید از دل فقیران زنگ / به نوای نی و نوازش چنگ

در دوران معاصر نیز امیرهوشنگ ابتهاج متخلص به ه.ا. سایه، از کودکی با موسیقی آشنا بود و دو نقل قول از او در زمینه موسیقی، قابل توجه بسیار است، اول آنکه گفته است: «موسیقی اگر نگویم قبل از شعر بود ولی باعث شناختن شعر شد» و ثانیا، در اواخر عمر، گفته است: «یکی از افسوس‌های من، هنوز هم در این آخر عمر، غصه‌ام این است که ای کاش به جای شعر، یک اتفاقی می‌افتاد و من دنبال موسیقی می‌رفتم».

 

  • سپاسگزارم از ابیاتی که از شاعران قرون مختلف، فرمودید، بسیار تاثیرگذار بود.باید عرض کنم خدمتتان که بسیار شادمان، خوشحال و مسرور هستم و افتخار می‌کنم که تا این حد عالی بر شعر فارسی و موسیقی مسلط هستید. مواردی نیز که از ه.ا. سایه فرمودید، بسیار جالب بود. برای من هم موسیقی، همیشه آرامش‌بخش و کمک‌کننده بوده، به‌ویژه در زمان دانشجویی کارشناسی ارشد و مخصوصا زمان دفاع از پایان‌نامه؛ علی الخصوص موسیقی اصیل ایرانی، بسیار آرامش بخش بود. امیدوارم روزی بتوانم در زمینه موسیقی بیاموزم و بنوازم. بفرمایید چند سال صرف پژوهش در مورد شعر و موسیقی نموده‌اید؟ و اگر مشکلی نیست، بفرمایید خودتان چند سال دارید.

برایتان آرزوی موفقیت دارم.

در جواب سوال شما باید عرض کنم که حدود 30 سال صرف پژوهش در زمینه شعر و موسیقی کرده‌ام و خودم 48 سال دارم.

 

  • استادی با تخصص و با مطالعات و معلومات عالی هستید و بیشتر عمر خود را به تحقیق و پژوهش گذرانده‌اید، هر چند که هنوز در سنین جوانی قرار دارید. درود بر شما. از حضور مجدد شما در مرکز مطالعات آذربایجان و شرکت شما در این گفت‌و‌گو، صمیمانه سپاسگزارم. لطف کردید و به ما افتخار دادید. در پایان گفت‌و‌گو اگر صحبتی دیگری هست و اگر موردی وجود دارد که گفته نشده است، خواهش می‌کنم بفرمایید.

لازم می‌دانم که مجددا از دعوت و مهمان‌نوازی و پذیرایی شما، سپاسگزاری کنم. برای کلیه دوستان مرکز مطالعات آذربایجان، آرزو می‌کنم که موفقیت‌های بیشتری را در پیش رو داشته باشند. برای کلیه هموطنان نیز آرزوی موفقیت و بهروزی و برای ایران عزیز، آرزوی پیشرفت روزافزون، سرافرازی پیوسته و سربلندی همیشگی دارم.

تشکر ویژه‌ای هم عرض می‌کنم خدمت شما، سرکار خانم رحیمی گرامی برای مدیریت مطلوب جلسه. با توجه به این که سرکار عالی، کارشناس ارشد در رشته زبان و ادبیات فارسی هستید، توانستید به گونه‌ای موثر، مدیریت بفرمایید که این بحث گسترده، به صورت جامع اما تا حد امکان موجز و مختصر و مفید، به انجام برسد.

 

  • سپاسگزارم، در انتها اگر مطلب خاصی هست، خواهش می‌کنم بفرمایید. بشنویم از شما، کلام پایانی را.

شعر فارسی، پیوندی ناگسستنی با موسیقی دارد.

بسیاری از شاعران بزرگ ایران، با موسیقی آشنا بوده‌اند یا خود، استاد موسیقی نیز بوده‌اند.

برای شناخت بهتر شعر فارسی، داشتن اطلاعات موسیقایی می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.

 

گفت‌و‌گوی من «مریم رحیمی» با استاد «آندره گالستیان» موسیقی‌دان و پژوهشگر موسیقی و ادبیات را ملاحظه فرمودید که به بحث موسیقی در شاهنامه فردوسی و در شعر فارسی پرداختند. امیدوارم بتوانیم در آینده نزدیک، مجددا در خدمت ایشان باشیم. لازم به ذکر است که استاد گالستیان از مشاوران ارشد خوب کشور در زمینه‌های بازرگانی و توسعه بازار هستند و شرکت‌های بزرگ ایرانی بسیاری با کمک و مشاوره‌های ایشان، در ارمنستان، شروع به فعالیت کرده‌اند و به همین علت نیز، ظرف چند ماه گذشته، جلسات متعددی با سفیر محترم ایران در ارمنستان، رایزن بازرگانی گرامی سفارت ایران در ارمنستان، رئیس اجرایی ارجمند بانک ملت شعبه ایروان، قائم مقام محترم وزیر اقتصاد ارمنستان، مشاور گرامی رئیس اطاق بازرگانی و صنایع ارمنستان و سایر مسئولین و مقامات دو کشور داشته‌اند و بازدیدهای متعددی از مرکز تجاری ایران در ارمنستان انجام داده‌اند و با تجار و تولیدکنندگان بسیاری ملاقات نموده‌اند که اخبار آن در رسانه‌های هر دو کشور، بازتاب گسترده‌ای داشت و به علت مشغله زیاد ایشان بود که ما نتوانستیم مصاحبه امروز را زودتر انجام دهیم، چون مدتی را در ایران نبودند و آن مدتی نیز که تشریف داشتند، به شدت مشغول جلسات کاری بودند. ایشان از کارشناسان متبحر و خوب کشور در زمینه اوراسیا، به صورت عام و قفقاز، به صورت خاص هستند و سرمقاله‌ها و دیدگاه‌های بسیاری از ایشان در روزنامه‌های کثیرالانتشار کشور به چاپ رسیده است؛ ایشان به عنوان کارشناس اوراسیا و قفقاز، در برنامه‌های متعددی در صدا و سیما حضور داشته‌اند و همچنین در میزگردها و مصاحبه‌های بسیاری در خبرگزاری‌های گوناگون، شرکت کرده‌اند. از ایشان قول گرفتم که در آینده نزدیک و قبل از پایان سال، مصاحبه‌ای نیز در زمینه ژئوپلیتیک قفقاز و تحولات سیاسی ـ اقتصادی اخیر منطقه داشته باشیم. از توجهی که به این گفت‌و‌گو داشتید، سپاسگزارم.


مصاحبه ارزشمند فوق توسط خانم «مریم رحیمی» در «مرکز مطالعات آذربایجان (آذرپژوه)» انجام شده و توسط همین مرکز نیز منتشر شده و توسط مجله «آنی» بازنشر شده است. مصاحبه اصلی را می‌توانید توسط لینک ذیل، مشاهده فرمایید:

https://azarpazhouh.ir/?p=3761

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست       

عاشقم برهمه عالم که همه عالم از اوست

نویسنده فردی است که با استفاده از کلمات، داستان‌ها، مقالات، شعرها، و سایر اشکال ادبی را خلق می‌کند. نویسندگان می‌توانند در حوزه‌های مختلفی مانند رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، فیلمنامه، شعر، مقاله، و غیره فعالیت کنند. آن‌ها از زبان، سبک، و تکنیک‌های مختلفی برای انتقال ایده‌ها، احساسات، و تجربیات خود به خوانندگان استفاده می‌کنند.

نویسندگان می‌توانند خودآموز باشند یا از طریق تحصیلات آکادمیک آموزش ببینند. آن‌ها اغلب با الهام از تجربیات شخصی، مشاهدات، تحقیقات، و تخیل خود، آثار خود را خلق می‌کنند. نویسندگی یک فرآیند خلاقانه است که نیازمند مهارت‌های زبانی، تفکر انتقادی، و توانایی بیان ایده‌ها به شیوه‌ای جذاب و مؤثر است.

نویسندگان می‌توانند برای مخاطبان مختلفی بنویسند، از کودکان گرفته تا بزرگسالان، و می‌توانند در ژانرهای مختلفی از جمله علمی-تخیلی، فانتزی، عاشقانه، جنایی، تاریخی، و غیره فعالیت کنند. آن‌ها می‌توانند آثار خود را به صورت مستقل یا با کمک ناشران منتشر کنند. نویسندگی یک حرفه مهم و تأثیرگذار است که به شکل‌دهی فرهنگ و جامعه کمک می‌کند.

 

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما جناب آقای اکبر کاظمی خوشحالیم که در محضر شما بزرگوار هستیم:

به نام نقاش بال پروانه ها  –  با عرض سلام و درود – قبل از هرچیز می خواستم از تمامی دست اندرکاران و مسئولین نشریه ی ارزشمند آنی تشکر و قدردانی بکنم که در آگاهی بخشی و برانگیختن حس و علاقه به مطالعه در مردم بویژه نسل جوان تلاش بی وقفه می نمایند . باعث افتخار اینجانب است که برای گپ و گویی دوستانه انتخاب شدم که در خدمت شما عزیزان باشم . در خدمتتان هستم هرامری یا پرسشی دارید بفرمایید !             

     

۱/لطفا در ابتدا خودتان را معرفی کنید؟

 من اکبر کاظمی متولد ۱۲/۳/۱۳۳۲ در شهرستان زنجان و فارغ‌التحصیل دانشسرای مقدماتی زنجان در سال ۱۳۵۲ نویسنده‌ی رمان مژگان و چندین داستان کوتاه !  

2 /چه چیزی باعث شد که به نویسندگی روی آورید؟    

 از کودکی علاقه ی زیادی به مطالعه داشتم ! یک علاقه ی دیوانه وار ! میخواستم هرچه نوشتنی بود بخوانم و بخوانم و بخوانم ! تا اینکه به مرحله ای رسیدم که احساس کردم این علاقه کم کم تبدیل می‌شود به نوشتن ! ( وسوسه ی کاغذ سفید ) در این دوران هر کاغذ سفیدی انگار مرا می‌خواند حتی پاکت سفید سیگار ! هرچی سفید می دیدم می خواستم بنویسم و سیاه کنم ! 

 

   

۳/چه کسی یا چه چیزی الهام بخش شما در نویسندگی است؟

این علاقه کم کم شکل خاص خودش را پیدا کرد و نویسندگان بزرگ کشورمان که آثارشان را قبلا بارها و بارها خوانده بودم به نوعی الهام بخش نویسندگی در من شدند و شروع کردم به نوشتن داستانک های کوتاه و بچگانه.

۴/چه چالش هایی در نویسندگی وجود دارد که با آن مواجه بودید؟

مهمترین چالش در نویسنده گی من ؛؛ وسواس شدیدم بود ! هرچیزی که می نوشتم با نوشته های بزرگان این عرصه مقایسه میکردم می دیدم اصلا قابل مقایسه نیستند ! تعداد اندکی از اطرافیانم که نوشته های مرا می خواندند تعریف و تمجید می کردند ولی من نمی توانستم خودم را راضی کنم ! ( به اشتباه انتظار داشتم مثل بزرگواری که سالها قلم زده و نوشته هایش به نوعی از شاهکارهای ادبی محسوب می‌شوند بنویسم که انتظار نابجایی بود ! ) 

۵/ایده اصلی آثار شما چگونه شکل میگیرد؟

دیدن آدم ها و دقت در زندگی آنان و روابط آنها با هم و چرایی آن رابطه ها ؛؛ ناگهان در مغزم جرقه ای زده می‌شود و ایده ای شکل می‌گیرد.  گاهی هم فقط یک کلمه ! به قدری در ذهن خویش به بازی میگیرم تا ایده ای اصلی تر شکل بگیرد بعد روی کاغذ ریخته می‌شود و مراحل بعدی که در نهایت تبدیل به یک داستان می‌شود!!!

۶/شخصیت های اصلی رمان های شما چطور شکل میگیرند؟آیا از شخص خاصی الهام میگیرید؟

شخصیت های اصلی داستانم را در اطرافیانم و با کسانی که برخورد میکنم پیدا کرده نقشی در ذهن من شکل می‌گیرد که گاهی با خود واقعی آنان بسیار متفاوت هست اما جرقه ی اصلی زده شده و قلم دیگر در اختیار من نیست !!

۷/چه پیامی را دوست دارید از طریق رمان به خواننده منتقل کنید؟

سعی میکنم تجربیات خودم و برداشتی که از زندگی دیگران دارم را به تصور خودم به نسل جوان به صورت یک تلنگر بزنم و به آنها منتقل کنم به صورت عبرت آموزی و یا پند گیری غیر مستقیم ! و شاید نشان دادن راه هایی که بنظر خودم درست هستند به نوجوانان و جوانان و دیگر هم سن و سالان خودم !! 

۸/به نظر شما رمان چه نقشی می‌تواند در جامعه ایفا کند؟

هنر بطور کلی و ادبیات داستانی بطور اخص بنظرم می تواند بسیاری از معضلات و مشکلات فرهنگی و حتی مادی را حل کند آنهم در زیباترین شکل آن که بستگی به میزان مهارت نویسنده دارد ! 

۹/یک خانه جالب از زمان نوشتن رمان‌هایتان برای خوانندگان تعریف کنید؟

یکی از خاطرات تلخ زمان نوشتن رمان اینست که : به آنجا که می رسیدم که سعید از مژگان متنفر میشد و از هم جدا می شوند برایم تداعی می شد و اشکهایم چنان سرازیر می شدند که کاغذ خیس شده و نوشته ها در هم قاطی می شدند و مجبور می شدم بگذارم کنار تا وقتی دیگر!!!!!!

۱۰/چند مجموعه از شما تا به امروز به چاپ رسیده؟

متاسفانه فقط رمان مژگان را توانسته ام به چاپ برسانم و حدود ۳۰ داستان کوتاه هم آماده ی چاپ دارم که به دلیل گرانی بیش از حد کاغذ و چاپ و غیره توان مالی چاپ ندارم ! حتی برای تجدید چاپ رمان مژگانهم به همان دلیل درمانده ام ! نمیدانم اطلاع دارید یا نه ؟ نویسندگان معروف و سرشناس نه تنها هزینه ای برای چاپ کتابشان نمی کنند بلکه قبلا مبلغی پیش دریافت از ناشر می گیرند بعد قرارداد می بندند ! اما کسانی مثل من که خودم را به ناحق بین این بزرگان جا زده ام و شناخته شده نیستم باید کل هزینه ی چاپ را خودم قبلا و از جیب مبارک پرداخت کنم . چنانچه وامی در اختیارم قرار بگیرد هم رمان مژگان و هم چندتا از داستان‌های کوتاه را چاپ خواهم کرد .

۱۱/به نظر شما یک رمان خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

رمان در انواع ژانرهای مختلف نوشته می‌شوند.  من شخصا سبک رئالیسم را می پسندم چون واقعیت دارد !! شاید بتواند برای قشر عظیم خوانندگان که جوانان هستند هم جذاب و آموزنده باشد و هم سرگرم کننده !!! 

۱۲/نویسنده مورد علاقه تان چه کسانی هستند و چگونه بر شما تاثیر گذاشته اند؟

من اکثر نویسندگان ایرانی را دوست دارم کلاسیک و معاصر و غیره ! بطور درهم در ذهنم می آیند : محمود دولت آبادی ؛؛ هوشنگ گلشیری

جواد مجابی ؛ مسعود بهنود احمد محمود ، جلال آل احمد ، صادق هدایت ، محمدعلی جمالزاده ، سیمین دانشور رضا براهنی و غیره ! چگونگی تاثیرشان شاید در قلم شان باشد یا فکری که در پشت این قلم پنهان شده وهم سبک نوشتن !!

۱۳/توصیه شما برای کسانی که می‌خواهند وارد دنیای نویسندگی شوند چیست؟

مطالعه مطالعه مطالعه !!! زیر بنای اهل قلم شدن فقط مطالعه است و تمرین ! فکر میکنم همه می‌دانند برای خوب نوشتن اول باید خوب خواند بسیار هم خواند ، تمرین هم که قلم را صیقل می‌دهد،  تفکر خوب با قلم گیرا و موضوع جالب یک جا جمع شوند بنظرم کسانی را هم که رغبت چندانی به مطالعه ندارند راهم بخود جلب می‌کند!

۱۴/اگر سوالی بوده نپرسیدیم و شما دوست دارید بیان کنید خواهش میکنم بفرمایید؟

دوست دارم نحوه ی فروش رمان مژگان را برایتان شرح دهم : وقتی کتاب‌ها( ۱۰۰۰ جلد ) رسید نشستم به تماشای آنها : خب ! چاپ کردیم بسلامتی ؛ حالا چگونه بفروشیم ؟؟ اول مقداری تراکت تبلیغات چاپ و پخش کردم ! بعد در شبکه ی مجازی به چند کتابفروش شهرمان هم چند جلدی امانی دادم اما بجز کتابفروشی شهر کتاب و کتابکده ی فرهنگ :: دیگران همکاری نکردن !! تا اینکه روشی به خاطرم رسید : ساک دستی را برداشتم حدود ۵۰ جلد جا می شد

پر کردم روانه ی درب ورودی ۳ تا دانشگاه : سراسری( دولتی ) و آزاد و پیام نور !

یکی دوجلد تو دستم رفتم درب ورود و خروج !! دیدم آقایان چندان تحویل نمی گیرند رفتم طرف خواهران ! هر دختر خانوم دانشجویی که وارد یا خارج می شد می رفتم جلو وبعد سلام می پرسیدم : رمان منو دیدید ؟ با تعجب نگاهم می‌کردند کتابفروش بساطی کنار خیابان دیده بودند اما اینکه نویسنده ای خودش با دست خودش کتابش را بفروشد برایشان عجیب بود ! آنها اول به من بعد به عکس من در پشت کتاب نگاه می‌کردند بعد می دیدند یکی هستند ذوق زده می شدند ورق می‌زدند و خواهش می‌کردند صفحه ی اول کتاب را امضاء کنم منم دوسطری از شود سهراب جان سپهری می نوشتم و امضاء میکردم ! آنهاهم تو این فاصله پول کتاب را آماده می‌کردند!!! اینگونه من کتابم را فروختم ! چند ماه پیش با مسئول یک انتشاراتی معروف با سابقه ی حدود یکصدسال صحبت می کردیم می گفت : ما اینجا در مرکز کشور و پایتخت ۲۵۰ جلد کتاب نمی توانیم بفروشیم ( بجز کتاب درسی ) تو در یک شهرستان کوچک چگونه یکهزار جلد کتاب اونم در مدت کم فروختی ؟ چون به روح مادرم قسم داد گفتم !!خیلی از این فکر بکر تعریف کرد! و گفت     زنده باد  !! آفرین !! 

/اگر سوالی بوده نپرسیدیم و شما دوست دارید بیان کنید خواهش میکنم بفرمایید؟

با آرزوی موفقیت و سربلندی و تندرستی برای کلیه کسانی که در این حوزه تلاش می‌کنند از دست اندر کاران مجله ی خوب آنی تشکر میکنم و همگی شما را به آفریننده ی زیبایی ها و نقاش بال پروانه ها می سپارم !

با احترام : اکبر کاظمی از زنجان

 

با نهایت سپاس از حضور شما گرانقدر جناب اقای اکبر کاظمی

برای حضور سبز شما در مجله ادبی آنی، با آرزوی موفقیت و شادکامی.

به نام خداوند بخشنده مهربان

به نام خدایی که جان آفرید

زمین و زمان و مکان آفرید

موسیقی، زبانی جهانی است که فراتر از کلمات، احساسات و عواطف انسانی را به تصویر می‌کشد. آهنگ‌ها و نواهایی که گوش را نوازش می‌دهند، می‌توانند غم را به شادی، سکوت را به شور و اشتیاق تبدیل کنند. موسیقی، ریتم زندگی است و در هر فرهنگ و تمدنی، جایگاه ویژه‌ای دارد. از لالایی‌های مادرانه تا سرودهای حماسی، از نغمه‌های عاشقانه تا ملودی‌های عرفانی، موسیقی همواره با انسان همراه بوده و بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت او به شمار می‌رود.

موسیقی تنها یک هنر نیست، بلکه یک پدیده قدرتمند است که می‌تواند ذهن و روح را تحت تأثیر قرار دهد. ریتم و ملودی می‌توانند خاطرات را زنده کنند، احساسات را برانگیزانند و حتی الگوهای رفتاری ما را تغییر دهند. موسیقی درمانی، یکی از کاربردهای مهم موسیقی است که نشان می‌دهد چگونه این هنر می‌تواند به بهبود سلامت جسمی و روانی انسان کمک کند.

 

موسیقی، با تنوع بی‌نظیر سبک‌ها و ژانرها، هر سلیقه‌ای را راضی می‌کند. از موسیقی کلاسیک با ساختارهای پیچیده و هارمونی‌های غنی گرفته تا موسیقی پاپ با ملودی‌های ساده و جذاب، از موسیقی جاز با بداهه‌نوازی‌های آزادانه تا موسیقی راک با انرژی و قدرت بی‌بدیل، هر سبک، دنیایی منحصر به فرد از صداها و احساسات را به شنونده هدیه می‌دهد.

در نهایت، موسیقی یک تجربه شخصی و منحصر به فرد است. هر کس با شنیدن یک قطعه موسیقی، احساسات و تفاسیر خاص خود را دارد. این هنر، پلی است بین انسان‌ها و جهان، و به ما کمک می‌کند تا با زیبایی‌ها و پیچیدگی‌های زندگی ارتباط برقرار کنیم.

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما استاد گرامی خوشحالیم که در محضر شما بزرگوار هستیم:

۱/لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید که چگونه به دنیای موسیقی وارد شدید؟

باسلام و درود خدمت خوانندگان محترم مجله ادبی آنی و سپاس از دعوت مسئولین این مجله وزین .

بنده حمیدرضا برومندیار خواننده و مدرس موسیقی هستم ، و در سن 20 سالگی با کلاس آواز وارد دنیای زیبا و جادویی موسیقی شدم.

۲/چه تجربه هایی در زمینه آواز و موسیقی دارید که به شما در تدریس کمک کرده کرده اند؟

بنده با آواز سنتی شروع کردم و سخت گیری های اساتید خیلی به بنده کمک کرده و می کند چون در این مسیر باید دقیق بود و پشتکار بالایی داشت . موضوع دیگری که بسیار نقش موثری در این مسیر داشته است مطالعات جامع و درک کلی موسیقی است فراتر از ملودی ها.

۳/روش های تدریس شما برای تقویت و و پیشرفت چیست؟

من اعتقاد دارم همه افراد استعداد موسیقی دارند چون در زندگی و در هر ثانیه همه ما در معرض موسیقی هستیم ،حتی با راه رفتن و یا غذا خوردن همگی در حیطه موسیقی است ، لذا بنده علم موسیقی را به آسانترین طریق به شاگردانم ارائه می کنم تا برایشان جذاب باشد.

۴/چگونه به هنرجو کمک میکنید تا در انتخاب آهنگ ها و سبک های موسیقی خود تصمیم بگیرد؟

به نظر من تمامی افرادی می خواهند سازی را انتخاب کنند باید اول یک دوره آشنایی با علم موسیقی که شامل سلفژ و ریتم هست بگذرانند بعد ساز را انتخاب کنند ، وقتی ابتدا به ساکن ساز را انتخاب می کنند براشون بسیار سخت میشه و اکثر هنرجوهای عزیز دلزده می شن و رها می کنند.

۵/در مورد کسانی که تازه کار هستند چه سخن و یا پیشنهادی دارید؟

 هنرجوهای عزیز باید صبور باشند چون با چند ماه نمیشه موسیقیدان شد و شاید سالها طول بکشه و پشتکار که هر روز باید تمرین کنند حتی کوتاه.

۶/وضع موسیقی کشور ما از دید شما

 در کشور ما به نظرم عامدانه سلیقه مردم عزیز را بسیار پایین آورده اند و موسیقی وضع زیاد خوبی ندارد ، چون مردم هستند که انتخاب می کنند آمار نشان می دهد.

که گرایش افراد به موسیقی که از احساس بالا و علم بالا برخوردار است کم شده است . یک مثال بزنم که ملموس تر باشد: چندی قبل در تلویزیون خواننده ای که میلیاردی درآمد دارد و آهنگش در کل تهران و ایران ورد زبان مردم است ، با مجری صحبت می کردند ، مجری از ایشون پرسید : سریع بگو فاصله چهارم چه نتی است؟ خواننده مشهور حتی سوال را نفهمید و هر چقدر مجری توضیح داد ایشون متوجه نشد . این نشون می ده که بدون داشتن علم موسیقی قله های این هنر زیبا رو فتح می کنند و متاسفانه کسانی که غول های این هنر هستند در فقر جان می سپارند.

۷/موسیقی چیست؟هنر،استعداد

موسیقی روح تمام موجودات است ، قلب شما با ریتم معینی کار می کند همین موسیقی است . دویدن موجودات ، غذاخوردن ، همه و همه موسیقی است و علم تخصصی موسیقی در ما به سادگی با کمی پشتکار و صبر ، نقش می بندد.

۸/علت پایین آمدن و افت کیفیت آواز در کشور ما و به خصوص در بانوان چیست؟

خوب متاسفانه در کشور ما صدای زنان ممنوع است ، من هم شاگردان خانمی  دارم که آواز کار می کنند ولیکن خودشان هم از آینده خود ناامید هستند و فقط چون عاشق این هنر هستند ادامه می دهند.

۹/اساتید زیادی در حال حاضر از طریق فضای مجازی به آموزش می پردازند نظر شما در این باره چیست؟

به نظر من فضای مجازی برای بخشی از آموزش خوب است ، ولیکن آموزش حضوری اصولی تر است و ما چون انسان هستیم بخش اعظم آموزش در ارتباط برقرار کردن است.

۱۰/به نظر شما تاثیرات فرهنگی و تاریخی بر روی سبک های موسیقی معاصر چگونه است؟

به نظر تاثیر فرهنگ در موسیقی ما بسیار مشهود است مثلا در مورد سبک رپ چون فرهنگ آن وارد این کشور شد موسیقی آن نیز پا به زندگی ما گذاشت.

۱۱/چگونه می‌توان به درک عمیق تری از سبک های موسیقی رسید؟

 این مشخص است که با آموزش هر سبکی بیشتر می توان آن را درک کرد و به نظرم نباید سبکی ، سبک دیگر را حقیر بداند .

۱۲/آینده موسیقی رو چگونه می‌بینید و چه تغییراتی در صنعت موسیقی پیش بینی میکنید؟

به نظر من آینده موسیقی ما کاملا به علاقه و سلیقه مردم دارد و باید امیدوار بود هنرجویانی تربیت کنیم که در بند پول و درآمد نباشند تا علایق و هنر خود را با فراق بال ارائه دهند.

۱۳/چگونه تکنولوژی بر روی آموزش و یادگیری موسیقی تاثیر میگذارد؟

قطعا تکنولوژی در آموزش موسیقی کمک می کند ، همین که استاد همیشه در دسترس هنرجوست و می تواند کارش را ارائه دهد و استاد اصلاح کند به طرز عجیبی کار را تسهیل می کند ، زمانی بود.

که ما هفته ای یک بار استاد را می دیدیم و بارها جلسه را به دلیل حل مشکلی که داشتیم درجا می زدیم.

۱۴/آیا تجربه ای خاص یا چالشی در مسیر حرفه ای خود داشته اید که بخواهید به اشتراک بگذارید؟

بسیار زیاد

کلا در مورد این قضیه باید گفت که موسیقیدان نباید به عنوان یک مجرم یا یک بیکار معرفی شود ، هنوز هم خانواده های زیادی هستند که علایق فرزندان خود را به موسیقی یا نادیده می گیرند ویا مخالفت می کنند . یعنی هنوز هم موسیقی باید کار دوم و حاشیه ای باشد و همین علت بسیاری از سرخوردگی ها و ناامیدی ها است.

۱۵/سواد موسیقی داشتن تا چه حد به پیشرفت آن کمک خواهد کرد چرا که می‌بینیم اکثر جوانان در این عرصه بدون یادگیری پایه های این علم به مسیر خود ادامه می‌دهند؟

بدیهی است سواد موسیقی پایه و اساس پیشرفت در موسیقی است ، مانند این است که شما بدون یادگیری رانندگی ، سوار ماشین شوید ، نتیجه این نوع رانندگی مشخص است.

۱۶/چه توصیه هایی برای جوانان و نوازندگان تازه کار دارید؟

 همانطور که عرض کردم باید صبور باشند و پشتکار در تمرین و نباید منتظر نتایج زودرس باشند ، یادگیری موسیقی یک فرایند است.

در آخر اگر حرفی یا سخنی دارید بفرمایید

جالب است بدانید که بنده مدیر مدرسه ای بودم  یک ماه از شروع مدیریتم نگذشته بود که بنده را از حراست خواستند ، می دانید چه گفتند؟ (گفتن آن هم شرم آور است ) گفتند : در شأن مدیر نیست که خواننده باشد . می دانید این فاجعه است ، من سالها زحمت کشیدم و این علم را با چنگ و دندان یاد گرفتم و اینگونه با آن رفتار می شود.

گفتند : در گوگل اسم مدیر را سرچ می کنیم موزیکش در سایت های مختلف پخش است . انگار موسیقیدان بودن ویا خواننده بودن گناهی است نابخشودنی .

این چهره واقعی رفتار با موسیقی است.

 

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست  

عاشقم برهمه عالم که همه عالم از اوست

 

 

مقدمه

سینما یکی از هنرهای جمعی است که به روایت داستان‌ها و انتقال احساسات از طریق تصاویری متحرک می‌پردازد. این هنر شامل جنبه‌های مختلفی از جمله فیلم‌سازی، بازیگری، نویسندگی، تدوین، موسیقی و طراحی صحنه است. سینما می‌تواند به عنوان یک وسیله برای سرگرمی، آموزش، و انتقال پیام‌های اجتماعی و فرهنگی استفاده شود.

تاریخ سینما به اوایل قرن بیستم برمی‌گردد و از آن زمان تاکنون، تحولات زیادی را تجربه کرده است. از فیلم‌های صامت و سیاه و سفید تا فیلم‌های رنگی و دیجیتال امروزی، سینما همواره در حال پیشرفت و تغییر بوده است.

سینما همچنین به عنوان یک صنعت بزرگ شناخته می‌شود که شامل تولید، توزیع و نمایش فیلم‌ها است. جشنواره‌های سینمایی مختلف در سراسر جهان به معرفی آثار جدید و تقدیر از هنرمندان می‌پردازند.

گفتگو اختصاصی با داود قاسمی امیرلو.

تهیه کننده، نویسنده، کارگردان سینما و تلویزیون و رئیس انجمن صنفی بازیگران

سینما و تلویزیون تهران.

 

؟در ابتدا در مورد خودتان بگویید. تحصیلات، تجربیات

داود قاسمی هستم، تهیه کننده ، نویسنده، کارگردان سینما و تلویزیون دکترای

ادبیات نمایشی و در خاتمه رئیس انجمن صنفی بازیگران سینما و تلویزیون تهران.

ادبیات هر فرهنگ بازتابی از ارزش ها و دغدغه های مشترک مردم  آن را به زبان

می آورد که دیگران احساس می کنند . اغلب بدون اینکه از آن احساس آگاهی داشته

باشند چیزی که آرزویش را دارند حتی اگر تا قبل از خواندن کلمات هنرمند از آن بی

خبر بوده باشند.

ادبیات ایران نیز در دل تاریخ درخششی چشمگیر داشته است.ادبیات فارسی به خصوص در غالب شعر و داستان پیوندی منحصر به فرد را میان زندگی روزمره ی انسان و جهان معناهای والا و جاودانگی ها برقرار میکند نه فقط در دوره ای خاص یا از طریق آثار یک هنرمند بلکه به شکل پبوسته دارد.

؟ چگونه وارد صنعت سینما شدید؟ چرا سینما وهنرهای نمایشی

قبل از انقلاب کودک بودم و در تئاتر مرکز رفاه محله صحرارودی در حال فراگیر بودن بازیگری بودم که توسط مرحوم خسروهریتاش انتخاب شدم برای بازی در فیلم سینمایی آدمک که در کاشان فیلم برداری می شد،بعد از بازی در فیلم فوق  و گرفتن دیپلم در چهار فیلم سینمایی به کارگردانی کریم آتشی بنام پنجاه روز التهاب – متهم –  انتهای قدرت و سلام به انتظار به عنوان مدیر تولید و بازیگری وارد عرصه سینما شدم و در همان حال برای لیسانس وارد رشته هنر شدم از کودکی رویا سینما و بازیگری داشتم.

؟چگونه تیم بازیگری و عوامل فیلم را انتخاب میکنید؟

سوال شما تعریف زیادی دارد – اول سناریو فیلم جهت تصویب به ارشاد ارائه می شود بعد از تصویب یک تهیه کننده باید معرفی شود  و سپس  کارگردان،مدیر فیلم برداری،صدابردار،گریمور و تدوین گر،منشی صحنه،مدیر تولید و انتخاب بازیگران در پایان مراحل فوق فیلمبرداری شروع میشود.

؟هنر از نظر شما چیست؟

هنرها تاثیر مثبت بر توسعه اجتماعی و اقتصادی جامعه دارند ،چون اشتغال آفرین هستندبازار های جدید خلق میکنند.کیفیت زندگی را ارتقا می دهند و موجب تقویت انسجام اجتماعی می شوند.

؟بزرگترین چالش هایی که در طول تولید با ان مواجه شدید چه بوده است؟

پایه اصلی فیلم تهیه کننده است و من به عنوان بزرگترین چالش باید بگم اول انتخاب فیلم نامه و بعد تامین مسئله اقتصادی و قرار داد با تمام عوامل هست که  همیشه چالش های بزرگ هستند و البته گاهی همکاری نمادی ذیل که شاید انجام نشود و سرمایه یک تهیه کننده به خطر افتاده شود.

؟آیا با بازیگران و تیم تولید همکاری میکنید تا به دیدگاه خلاقانه خود برسید؟

بله باید به عنوان یک کارگردان با تمام عوامل همکاری خوب داشته باشی تا یک فیلم به درجه خوب برسد و نظر خلاقانه شما شکل بگیرد در غیر این صورت باید شکست را قبول

کنید؛تمام عوامل حتی تدارک رکن اصلی یک کار گروهی است.

؟در تول تولید فیلم و برنامه ریزی تغییراتی انجام میشود؟چرا؟

در اصل  در فیلمنامه نباید تغییراتی ایجاد شود مگر خیلی کم در حد متن چون بعد از ساخت ارشاد برای صدور پروانه نمایشی ایراد میگیرد ،فیلم توقیف می شود و سرمایه تهیه کننده بر باد می رود اما تغییرات در عوامل  به احتمال زیاد شکل میگیرد.

؟ چگونه با فشارها و انتظارات صنعت سینما و تلویزیون کنار می آیید؟

هنرهای نمایشی که شامل تمام کارهای تصویری میشود گاهی فشار مسئولان وجود داردو انتظار من کارهای خوب هنری می باشد که کم ساخته می شود در ایران .

سینمای کودک همیشه دیده نمیشود برای همین کار کودک و نوجوان کم ساخته می شود.

؟ شما بیشتر چه سبک فیلم هایی ساخته اید؟

من بعنون تهیه کننده و نویسنده وکارگردان در چند سبک فیلم ساخته ام فیلم وقتشه بریم فیلم عرفانی بود فیلم بلند بازنشسته بود که از هنرمندان بنام استفاده کردم پلیسی بود. فیلم دخترم فرشته سبک داستانی قرآنی بود و به تازگی فیلم بلند شکوفه های امید در شبک یا ژانر کودک ونوجوان بود/ در حال حاضر فیلمنامه های یاسا قصاص در موردحکم قصاص دارم سینمای می باشد فیلم سلام بر خورشید- سینمایی کفش صورتی و شرخر که فیلم کوتاه می باشد که تمام فیلم نامه ها ثبت شده شروع بزودی خواهم کرد.

؟با کدوم هنرمندان پیشکسوت سینما همکاری داشتید.

بعنوان بازیگر ومدیر تولید وارد عرصه سینما شدم مدیر تولید فیلم های سینمایی انتهای قدرت- سلام به انتظار- پنجاه روز التهاب- متهم که در تمامی این چهار اثر بازیگر نیز بودم در آثار چون شریک من همسرم با فرامرز قریبیان و مهشید افشارزاده – می خواهم زنده بمانم با فرامرزقریبیان و فاطمه گودرزی- جلال مقامی- در فیلم های اشک نرگس- آقای عزیز- نارمک- منشی مخصوص من- بازنشسته- شکوفه های امید و …. با هنرمندان پیشکسوت با تمامی بزرگان سینما همکاری داشتم- و دوست صمیمی من جمشید مشایخی بودن که افتخار این را داشتم ایشان رئیس انجمن صنفی بازیگران سینما و تلویزیون ایران داشتن و من مدت 16 سال دبیر و عضو هیئت مدیره انجمن فوق بودم.

؟فیلم های سینمایی یا تلویزیون که از شما پخش شده نام ببرید؟

تمامی فیلم هایی که در سوال قبل نوشته ام در سینما و تلویزیون پخش شده است اما بعنوان کارگردان فیلم بازنشسته، دخترم فرشته- وقتشه بریم به تهیه کنندگی و نویسندگی وکارگردانی خودم پخش شده قابل ذکر است فیلم شکوفه های امید آماده پخش می باشد که هنوز پروانه نمایش را نگرفتم.

؟در سالهای اخیر چه تحولاتی در سینما به وجود آمده است؟

از نظر من صنعت سینما تایک سال پیش هیچگونه تحولاتی نداشته است تمامی فیلم های ژانرهای عوامل پسند نداشتن. ولی فیلمهای فاخری از کارگردانان ایرانی حتی اسکارگرفتن و در جشنواره های بزرگ بین المللی دیده شدند.

؟سینما قبل از انقلاب یا فیلم فارسی چیست؟

 کلمه فیلم فارسی زیبا نیست مگر فیلم های قبل از انقلاب فیلم غیرزبان فارسی بود قبل از انقلاب تمام فیلم ها از نظر محتوا خوب نبود مگر چند کارگردان و و فیلم نامه نویس خوب ولی مردم  عادی که تماشاچیان اصلی صنعت سینما هستند دوست داشتن ولی از نظر کیفیت خوب نبودن. اما کارگردانان بزرگی داشتیم که آثار فاخری داشتند کیمیایی- مهرجویی- بهرام بیضایی و …

؟جامعه ایران بیشتر خواهان چه ژانری هستند؟

در حال حاضر از فیلم های کمدی استقبال می شود و تهیه کنندگان برای برگشت پولشان روی آوردن به اینگونه فیلم ها ولی ما آثار فاخری هم داشتیم. حالا چرا کمدی چون مردم شاد بودن را دوست دارند تا از غم های خود کم کنند.

؟صنعت سینما و هنرهای نمایشی هر کشور برگرفته از طرز تفکر مردمان و فرهنگ آن کشور است

بله کاملا درست است. برای درک تحولاتی که اخیراً در صنایع فرهنگی به وجود آمده آمد. دیجیتالی شدن آثار هنری تاثیر مستقیم در ارائه کارهای فرهنگی می باشد کشور عزیز ایران دارای سابقه چند هزار ساله دارد که سرچشمه هنر خاص و فرهنگی و هنری ایران بیشتر شود. باید به تولید کالاهای ادبیاتی ایران پرداخت . در دنیای امروز مهمترین فرآورده های هنری شامل. کتاب ها  ،نوارهای صوتی، تصویری و فیلم های سینمایی و تولید آثار هنری که پدیده ای دیرینه ایرانی است بیشتر پرداخته شود.

؟در ده سال گذشته چه تحولاتی در سینما و هنرهای نمایشی بوجود آمد.

فضا هنری خیلی بازتر از گذشته شده که میتوان در آثار سینمایی و موسیقی و نمایشی به وضوع دید که نشان از دید باز مسئولین در این برعه از زمان دید.

؟آیا نوشته هایتان برگرفته از زندگی واقعی است یا تخیلات یک نویسنده

تمامی نوشته های من برگرفته از فرهنگ و زندگی واقعی است یک نویسنده باید تخیلات داشته باشد که بتواند یک داستان و یا فیلم نامه را ایجاد کند در فیلم نامه نویسی ابتدا باید چهارچوب داستان با شروع معرفی افراد در فیلم نامه باشد و بعد ایجاد یک معما و ماجرای که ببیننده دنبال کند  ادامه داشته باشد و در آخر گره فیلم باز شود و یک پیام فرهنگی اجتماعی برای کل جامعه داشته باشد.

؟آیا کاراکترهای داستانی شما شبیه شخصیت اصلی شماست.

نویسنده باید  داستانی بنویسد که به درد جامعه بخورد و شخصیت داستانش قابل فهم ودرک مردم باشد و اگر واقعی نباشد دیده نمی شود.

؟تا چه اندازه با نوآوری در ادبیات موافق هستید.

صد در صد نوآوری جامعه را خلاق می کند در صنعت سینما الان در جهان هنر هر روز نو آوری می بیند ادبیات در باورپذیری هنر باید باشد ادبیات ناب ایرانی در کتاب های شاعرانی بزرگ  ایرانی دیده می شود و ختم این ادبیات در فرهنگ دهخدا خلاصه می شود.

از کدوم نویسنده هایی ایرانی متاثر بوده اید یا غیر ایرانی.

ادبیات داستانی ایران در طول تاریخش میزبان نام های بزرگ و مهمی بوده است نویسنده گانی که هر کدوم جهان داستانی خود را داشتند و به ادبیات داستانی ایران افزودند و مسیر ادبیات ایران را تغییر دادند و آثار و ردپایشان در تاریخ ادبیات مانده گار شده اند وآثارشان از سد زمان عبور کرده و هنوز از ستون های ادبیات ایران به شماره می روند.

1)ابوعبدالله جعفربن محمد باتخلص رودکی.

2) ابو منصور دقیقی

3 ) ابوالقاسم فردوسی طوسی

4)ابوالمجد مجدود بنی آدم سنایی غزنوی

5) فرید الدین ابوحامد محمدعطارنیشابوری

6) جلال الدین محمد بلخی- ملقب به مولوی

7) ابومحمد مصلح بن عبدالله شیرازی- متخلص به سعدی

8) نظامی گنجوی

9) ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام

10)خواجه شمس الدین محمدحافظ شیرازی

نویسندگان ایرانی

1)جلال آل احمد

2) سیمین دانشور

3) صادق چوبک

4) صادق هدایت

5)محمدعلی جمال زاده

6) محمود دولت آبادی

7) غلام حسین ساعدی

8) نادر ابراهیمی

9) عباس معرفی

10) ایرج پزشک زاد

11) ابراهیم گلستان

12)رویا پیرزاد

13) بلقیس سلیمانی

14) فریبا وقی

بزرگترین نویسندگان تاریخ غیر ایرانی

1)هومر

2)ویلیام شکسپیر

3) چارلز دیکنز

4) ویکتور هوگو

5) جورج اورول

6) ژول ورن

7) ارنست همینگو

8) داستایوفسکی

و…..

در خاتمه سخنی برای هنرمندان تازه کار و هنر دوستان که دوست دارند وارد حرفه سینماو نویسندگی شوند چیست؟

من کوچکترین عنصر این هنر هستم و خاک پای مردم. اما من در مصاحبه اختصاصی در یک نشریه بنام هنرمند داشتم که گفتم در ایران در تمامی زمینه های هنری شامل تمام  هنرهای که داریم این بوده هیجده هزار هنرمند داریم و دوازده میلیون  کلاهبردار هنری، اگر جوانان میخواهند وارد این حرفه های شوند باید مواظب این کلاهبرداران هنری باشند بدون تشخیص اینکه این افراد حقوقی و حقیقی هستند جای مراجعه نکنند در خاتمه هنرمند الگو نسل هنر دوست است باید خیلی مراقب کارهای خود باشد چون هنرمند شناخته شد دیگر متعلق بخودش نیست او الگو  جامعه است.

تشکر از هنرمندان یکی از زیباترین و مهم‌ترین کارهایی است که می‌توانیم انجام دهیم. هنرمندان با خلاقیت و تلاش خود، آثار هنری را خلق می‌کنند که تأثیر عمیقی بر زندگی ما دارند. این آثار می‌توانند ما را سرگرم کنند، به ما الهام ببخشند، احساسات ما را بیدار کنند و حتی ما را به تفکر در مورد مسائل اجتماعی و فرهنگی وادار کنند.

از طریق سینما، موسیقی، تئاتر، نقاشی و دیگر هنرها، هنرمندان ما را به دنیای جدیدی می‌برند و به ما کمک می‌کنند تا تجربیات و احساسات انسانی را بهتر درک کنیم.

بنابراین، ابراز قدردانی و تشکر از هنرمندان نه تنها یک عمل محبت‌آمیز است، بلکه نشانه‌ای از ارزش‌گذاری به هنر و تأثیر آن بر جامعه است. این تشکر می‌تواند به صورت کلمات، نقدهای مثبت، حمایت از آثار آن‌ها و حضور در رویدادهای هنری صورت گیرد.

 

با نهایت سپاس از استاد و هنرمند گرانقدر جناب آقای داوود قاسمی امیرلو

 برای حضور گرمشان در مجله ادبی آنی با آرزوی سلامتی و سربلندی برای ایشان.

 

 

 

 

پیمایش به بالا
به بالا بروید