2024

به نــام خــــدا

مقدمــه

پدرها و مادرهایمان،همان دختران و پسران جوانی هستند که روزی به امید آینده ای درخشان بذر عشق در باغچه ی تاریخ نهادند.

تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را

  چه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانـی را

شاعرانی هستند که تار به تار چین و چروک روزگار را سروده اند،آنان که تلخ ترین کلمات را با جملاتی از جنس ناب ترین احساس نادیده انگاشتند.

آنان نور آگاهی در بطن جوانانشان کاشتند تا راهی باشد برای سپیده دمان تفکر و دنیایی بدون خونریزی…

امروز در حضور مهربانو لیدوش پطروسیان در آسایشگاه سالمندان “سوسه مایریک” هستیم.

پیری رسید و فصل جوانی دگر گذشت

دیدی دلا که عمر، چسان بی خبر گذشت؟  نظام وفا

 

من به سرنوشت معتقدم هر چه مقدر شده به وقوع می پیوندند،خدای مهربان هر چه که داده یا نداده قطعا صلاح من بوده است.

 

درود بر شما مهربانو امیدوارم که حال دلتان خوب و خورشید زندگیتان تابان باشد. خوشحالم که امروز اینجا هستم و فرصتی دارم تا با شما صحبت کنم.

آیا آماده‌اید که شروع کنیم؟

؟لطفا در مورد دوران کودکی خودتان برایمان صحبت کنید

متولد  1316 هستم.تا جایی که به یاد دارم کودکی بسیار خوب و آرامی داشتم چرا که تنها فرزند خانواده بودم و تمام توجه خانواده و مادرم به من بوده.

(تمام زندگیم رو مدیون مادرم هستم و گفتم که بعد از مرگم عکس مادرم رو با من دفن کنند) به من بوده.

از کودکی ام راضی هستم کاشکی پیریمم مثل کودکی ام باشه.

؟در مورد تحصیلاتتان بگویید و اینکه اولین شغلی که انتخاب کردید چه بوده؟

در مدرسه ژاندارک تحصیل کردم هم دوره علیاحضرت بودم،در ان دوران کار نمیکردم اما بعدا به دلیل سختی های روزگار مجبور شدم که کار کنم و در این دوره پانچ رو یاد گرفتم و سالهای متمادی کار کردم و بازنشسته شدم.(میخندند)

؟به چند زبان مسلط هستید

فرانسه رو خیلی خوب بلدم و همچون مادری ام صحبت میکنم،انگلیسی و اگر حتی بگویید ترکی بله دست و پا شکسته بلدم،صد البته که فارسی  و ارمنی که زبان خودم هست باید بگم لازم باشه میتونم تمام زبان ها را یاد بگیرم “چرا که کلید زبان ها فرانسه هستش” کسی که به این زبان مسلط باشد میتواند به راحتی زبان های دیگر را یاد بگیر و براش آسون میشه این هست که زبان اول من فرانسه بود و بعد زبان های دیگر رو یاد گرفتم.

؟اگر بخواهید یک نصیحت به جوانان بکنید؟

“اهل نصیحت نیستم،چرا که من کسی نیستم که بخوام کسی رو نصیحت کنم،از من خیلی بزرگترها هستند که من رو باید نصیحت کنند،درسته سنم بالا هستش ولی من همین حالا هم هر چی میخوام از بچه هام میپرسم،از اونها سوال میکنم چون آنها به روز هستن و من برای دو نسل قبل هستم.

؟ولی ما از تجربه شما یاد میگیریم

تجربه ی من با زمانه ی حاضر سازگار نیست ،تجربه من متعلق به تاریخ  و روزگار خودش هست  و در حال حاضر همه چیز تغییر کرده.

؟شما به کشورهای زیادی سفر کردید  مثل ایتالیا میخوام تفاوت فرهنگی طرز تفکر امنه ایران با کشور های دیگر رو برایم بازگو کنید؟

من ونیز رفتم جزیره سنت لازار که همه اون منطقه ارامنه هستند در ایتالیا در میلانو،ورناو و پادووا شهرهایی هستند که ارامنه در آنجا ساکنند و کلیسای بزرگی هم در ونیز هست.بچه های من اونجا زندگی میکنند پسرم در مدرسه “مراد رافائلیان” تحصیل کرده و اینکه چرا ایتالیا رو ترجیح میدم بعد از انقلاب اونجا برای تحصیل  در پانسیون قبول دانشجو قبول  میکردند و من پسرم رو به آنجا فرستادم دخترم هم رفت چون میخواست رشته آرشیتکت تحصیل کنه که بهترین جا برای این رشته ایتالیا بود اما تحصیلش رو ادامه نداد و در حال حاضر کار مترجمی رو انجام میدهد.

؟کدام ارزش و اصول در طول زندگی شما باعث پیشرفت به سمت جلو شده و چراغی راهی برای شما بوده است؟

ببین زمانه نشون میده که چه کار باید بکنید،یه زمانی بود که میگفتم من از بچه هام دور نمیشم ولی طوری شد که فرستاد خارج،مجبور شده شب و روز کار کنم من بچه هام رو دلاری 7.5-10 فرستادم اما حالا شد 75 تومان مجبور شدم سخت کار کنم البته شوهرم هم کار میکرد؛من کارم این بود اینجا زندگیم رو بچرخونم و شوهرم کار میکرد برای مخارج بچه ها در خارج و خب موندگار شدن همونجا  پسرم گفت که دیگه بر نمیگردم(ایران رو دوست ندارم البته حرف زیبایی نیست ولی خب نظر خودش هست) ولی دخترم عاشق ایرانه،دخرتم ساکن اوریانتال شرقی هستش و پسرم اکسیدانتال غربی چرا که سن پایین حدود 13 سالگی مهاجرت کرد چرا که گفتند اگر در این سن نره بعدها به دلیل سربازی مشکل ساز میشد به خاطر همین در اون سن فرستادم .

؟ چند سال هست که  شما در سوسه مایریک هستید؟

22 سال،بعد از فوت همسرم خیلی مشکلات پیش اومد، از مادرم  یک خونه به من به ارث رسید که در خیابان پاسداران بود اونجا رو ساختم به صورت مجتمع در آن زمان من خودم به دلیل ساخت و ساز اجاره نشین بودم که البته مادری و دختری بسیار خوب که من مستاجر آنها بودم و خیلی همدیگر را دوست داشتیم همین حالا هم هر کجا همو ببینیم همدیگر رو بغل میکنیم و میگه خدایا این چه هدیه ای بود که به من دادی البته الان زیاد بیرون نمیرم ، اما دلیل اومدنم به اینجا خواست مادرم بود،میخواست اون موقع خونه رو به نامم بزنه که من قبول نکردم و گفت به اسم بچه ها میزنم گفتم نوه های تو هستن هر کاری میخوای بکن بعد از اون من خونه ها رو فروختم تمام رو برای بچه هام فرستادم و خودم اینجا هستم،خدا رو شکر بازنشستگی میگیرم  و اینجا زندگی میکنم.

؟تاریخچه ای از سوسه مایریک رو برامون میگید ؟

سوسه مایریک در تاریخ 1357 تاسیس شده تا الانم هست.

؟اتفاقات تاریخی مهم در طول زندگی شما که تجربه کردید چه بودند؟

متوجه نمیشم تاریخی یعنی چی من درگیر سیاست نبودم،من روزمرگی خودم رو داشتم.

؟اوقات فراغتتون رو چگونه میگذرونید؟

اوقات فراغت اصلا نداشتم چون که اکثرا سرکار بودم بعد از اینکه بچه ها رو فرستادم روزی 12 ساعت کار میکردم،و هر روز تا 2 صبح کار بافتنی انجام میدادم که بتونم حقوقم رو بگیرم و زندگی رو بچرخونم صد البته در کنار همسرم و نه تنها و صبحها هم  پارس خودرو کار میکردم که در ابتدا جنرال موتور بود که بعد ها به پارس خودرو تغییر کرد،هر روز صبح ساعت 7 با یک سرویسی که می آمد به محل کارم میرفتم، به همین دلیل دیگه وقتی نمی موند وقتی به منزل می رسیدم همسر چون روی ماشین های سنگین کار میکرد و از شهر یا حتی کشور میشد در آخر هم من هم شدم کمک راننده و باهاش میرفتم و می اومدم(میخندید) و واقعا لذت بخش بود و لذت میبردم از زمانی که داشتم همیشه در کنار هم بودیم،همه جا رو میدیدم(اکثر خارج از کشور)،اوه ترکیه برام آب خوردن بود وقتی به اونجا میرسیدیم می رفتم و کارهای گمرکی رو انجام میدادم با بقیه صحبت میکردم همسرم میخندید و میگفت این کارها رو نکن میگفتم من با همه دوستم،یه بار یه تابلویی گذاشته بودن که نوشته بود سیگار ممنون خندیدم و گفتم اگر سیگار ممنوعه شما چرا میکشید بعد زدن زیر خنده گفتن اینور آزاده اونور نه.(میخندید)

؟اگر حق انتخاب داشتید در کدام کشور دوست داشتید زندگی کنید؟

من همین ایران رو دوست دارم،متولد شده ایران بزرگ شده ایران و در نهایت ایران هم دفن خواهم شد.من خیلی جاها رو دیدم ولی ایران جای دیگری هستش من ایران رو میپسندم.

؟در میان هنرها کدام هنر رو بیشتر دوست دارید؟

رقص و آواز رو خیلی دوست داشتم که دخترم 14 سال در گروه مادام یلنا بود برای رقص  و در مورد آواز هم که خیلی دوست دارم میبینید همین الان موسیقی پخش میشه از صبح روشن میکنم تا شب تمام آهنگ ها رو که شروع میشه میدونم به ترتیب کدام ها هستند.(میخنده)

؟وقتتون در سوسه مایریک چطور سپری میشه؟

صبح که بیدار میشم قبل از همه چیز من از همه دورم ایزوله هستم با هیچکسی تماس ندارم صبحانه رو میخورم بعد از اون نماز میخونم (اشاره میکنه به کتاب انجیل) و تسبیح خودم رو  تا ظهر دستم میگیرم و دعا میکنم  بعدش ساعت قهوه میرسه اگر هم وقت بشه جدول حل میکنم عاشق جدول هستم یا دراز میکشم (میخنده  با صدا بلند) بخور و بخواب،بیبن یه مثلث سه گوش پشت میزم-تختخواب و سرویس بهداشتی (که به فرانسه هم میگوید) .

؟روزهای عید اینجا به چه صورت میگذره؟

اینجا خیلی خوبه تمام عیدها رو میگیرن ، قبلا که سرپا بودم قبل از کرونه روزهای یکشنبه می رفتم کلیسای حضرت مریم  و روزهای جمعه میر فتم کلیسای کاتولیک ها (گریگوریان) خیابان غزالی این کار من بود هم در طول سال و هم روزهای عید و لی بعد از کرونا خونه نشین شدم پاهام هم دیگر مثل قبل نبود و نمیتونم برم چون کسی باید دستم رو بگیره.(باز هم خنده ای زیبا)

؟یک شعری متنی ؟

از من اینطور چیزها نخواهید من اهل شعر نیستم(میخنده)

؟چه خاطره یا لحظاتی در زندگیتان بود که همیشه به یاد دارید؟

بیبن تمام زندگی من وقتی به گذشته برمیگردم  برای من یک خاطره هستش و لی برگشتن به اون دوران نه نمیخوام برم و دوباره این سختی ها رو بگذرونم بسه دیگه (میخنده) ولی ب دورانی که با همسرم میرفتیم مسافرت خیلی برام خاطرات خوبی هستش چون نه بچه ای بود و نه مانعی و بعد از فوت همسرم من اومدم اینجا و همسر حدود 23 سال هست (شهریور ماه)که به رحمت خدا رفتند و من 22 هست که به این جا آمدم البته اون زمانی که آمدم سرپا بودم و سالی دو بار به اروپا سفر میکردم پیش بچه ها و الان حدود 7 سال هستش از 2017 که دیگه به دلیل گرونی ارز نتونستم برم.و ولی با موبایل با بچه هام صحبت میکنم روزهای فرد یکشنبه-سه شنبه-پنجشنبه )ساعت 10.30 که وقت ماست باهاشون صحبت میکنیم البته همیشه صحبت میکنیم.

؟نوه هم دارید؟

خیر ،بچه هام با هم زندگی میکنند چون که پسرم دوست نداشت تنها زندگی کنه سرنوشت این بود و من بسیار اعتقاد دارم (هر چیزی که نوشته شده پاک نمیشه و البته سرنوشت از خدا می آید،خواست خدا هستش و من همیشه میگم خدایا شکرت اراده تو هستش،ممنونم ازت) هرکاری که انجام بدم همیشه میگم خدایـــــــــــا شکرت شب که میخوابم میگم خدایا گناهانم رو ببخش اگر شب مردم با گناه نمیرم همیشه با خدا هستم از صبح تا شب با کسی کاری ندارم بهترین دوست هستش خدا

؟یعنی بیشتر ترجیح میدید تنها باشید؟

نه اگر کسی باشه که بگم و جوابم رو بده چرا ولی نیستن همچین کسایی

ولی الان اینجا یه دختر جوان اومده با اون بیشتر صحبت میکنم و معاشرت دارم چون که به روز هستش و متوجه میشه البته شبها اون خیلی اهل تلویزیون هستش و من اصلا دوست ندارم ن(نه تلویزیون و نه ماهواره ) من فقط رادیو گوش میدم الان که با شما صحبت میکنم حواسم به رادیو هستش اگه یه آهنگ بزاره برمیگردم.

؟چرا موسیقی رو ادامه ندادید؟

نشد ولی پسرم رو گذاشتم کلاس موسیقی و خیلی عالی پیانو مینواخت و زمانی که پسرم در یک جمعی در مقابل شهردار پیانو نواخته بود پیشنهاد داده بودند که ایشان مستقیم وارد کنسرواتوار بشوند ولی نشد.ولی پسرم در پیانو پیشرفت کرد (من معتقدم هر کسی باید یک هنر داشته باشه البته خودم ندارم ولی چون دوست دارم پیگیر هستم)

؟کاری هست که در زندگی خواسته باشین اما نتونستین انجام بدید؟

نه تقریبا هر کاری که خواستم انجام دادم همسر همیشه میگفت (جلوی تو مانعی نیست دیوار رو میکنی میری جلو)

؟چند سالگی با همسرتون آشنا شدید و ازدواج کردید؟

ما همسایه بودیم  ولی من 21 سالم بود که ازدواج کردم و 22 سالگی بچه دار شدم .43 سال زندگی کردیم زمانی که من حالم بد شد همسر م از ترس اینکه اتفاقی برای من بیفته خودش سکته کرد و از دنیا رفت.

؟یعنی یک زندگیه عاشقانه؟

بله تقریبا

 

و در آخر امیدوارم که همه انسانها بتوانند در زندگی راه خودشان را پیدا و عشق رو تجربه کنند چرا که زندگی با وجود تمام سختی ها زیبایی های خودش را دارد،پس بر روی امواج خروشان زدگی چنان برقصید و چون بخوانید آواز دلدلگی را  تا هنگامی که به گذشته و راه پرپیچ خم خود نگاه می اندازید لبخند بر چهرتان نمایان شود.

با امید سلامتی و بهروزی برای شما عزیزان.

به نام خداوند بخشنده مهربان

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست  

عاشقم برهمه عالم که همه عالم از اوست

۱/آقای دکتر لطفا خودتان را معرفی کنید،و درباره تخصص تان در ادبیات بگویید؟

به نام خدا،بنده زندگی را با شعر، نقد ادبی، رمان و مکاتب ادبی زندگی میکنم

۲/چه عواملی شما را به سمت ادبیات سوق داد؟

ادبیات برای من یک جان پناه است همانطور که گوستاو فلوبر گفته بود «تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی همچنان که در عیشی مدام»

ادبیات غذای روح ماست.

۳/به نظر شما ادبیات چه نقشی در شکل دهی به فرهنگ و هویت ملی دارد؟

در جواب این سوال شما استناد می‌کنم به گفته یکی از روزنامه‌نگاران معروف مصری به نام حسنین هیکل که در پاسخ به این سوال که چرا مصر با آن همه عظمت و پیشینه تمدنی عرب زبان شدند و زبان خودشان از میان رفت، گفته بود چون ما فردوسی نداشتیم ادبیات ما زیر بنای تمام سازه های فرهنگی، واجتماعی ماست.

۴/آیا میتوانید درباره تاثیر ادبیات معاصر در جامعه امروزی صحبت کنید؟

عالمی را یک سخن ویران کند

ادبیات معاصر زبان گویای زخم ها و دغدغه های اهل درد و درک است. در ادبیات داستانی با بوف کور صادق هدایت و کلیدر محمود دولت آبادی و سووشون سیمین دانشور شانه به شانه بزرگان جهان ایستادیم در شعر و نظریه‌های ادبی معاصر با زنده یاد رضا براهنی شاملو اخوان فروغ موجب حیرت جهانیان شدیم.

۵/نقد ادبی چه اهمیتی دارد و چگونه می‌تواند به درک بهتر آثار ادبی کمک کند؟

اساساً با خلق اولین اثر ادبی نقد هم متولد شده است به جرات می‌توانیم بگوییم که اهمیت نقد ادبی کمتر از ادبیات نیست  نقد ادبی لایه‌های پنهان اثر را می‌شکافد و در برابر چشم مخاطب قرار می‌دهد.

۶/کدام نویسندگان یا شاعران تاثیر بیشتری بر شما گذاشته اند و چرا؟

در پاسخ به این سوال شما اشاره کنم به بحث بینا متنیت که ژولیا کریستوا بنیانگذار این نظریه است در بینا متنیت یک متن آشکار داریم و یک متن پنهان و یک روابط بینا متنیت همه شاعران و نویسندگان به شکل ناخودآگاه تحت تاثیر دیگران قرار دارند و این تاثیرپذیری روابط بینا متنیت را در آثارشان ایجاد می‌کند بنده در تمام مقاطع تحصیلی تا رساله دکترا دانشجوی جناب دکتر محمدرضا روزبه بودم هنوز هم خودم را دانشجوی ایشان می‌دانم.

۷/آیا میتوانید درباره یکی از آثار ادبی که به نظر شما  تاثیر جهانی گذاشته صحبت کنید؟

حافظ حافظه تاریخی ملت ماست گوته آلمانی رباره حافظ می‌گوید من خاک زیر پای حافظ شیرازیم شاعری که گذشت زمان نتوانست معاصر بودن را از او بگیرد یعنی همواره در دنیا، حافظ یک شاعر معاصر است و کلامش رنگ و بوی امروزی دارد آرتور شوپنهاور در تعریف هنر گفته بود زیبایی بخشیدن به عناصری که زیبا نباشند حافظ به عناصر زشت محیط زندگی خودش همانند رند، شراب، پیاله، پیمانه، مغبچه چنان قداستی می‌بخشد که در مقابلشان کلمات شیخ و مسجد و صوفی از درجه اعتبار ساقط می‌شوند این رویکرد به ادبیات در تفکرات حافظ متناسب با اندیشه والای آرتور شوپنهاور در تعریف هنر است یعنی زیبایی بخشیدن به عناصر زشت شاید اغراق نباشد که یکی از بزرگترین دلایل ماندگار ی حافظ همین انقلاب بر علیه هنجارهای زمان خودش بوده است.

۸/چگونه می‌توان ادبیات را به نسل جدید آموزش داد تا آنها نیز به این حوزه علاقمند شوند؟

ساختار آموزش ما از ابتدا غلط بوده است ساختاری مبتنی بر سخنرانی و متکلم وحدت. باید ادبیات با شیوه پژوهشی و کارگاهی آموزش داده شود تا نسل امروز به شکل کاربردی با ادبیات آشنا شوند دوران سنتی آموزش ادبیات به سر آمده است.

۹/چالش های اصلی که پژوهشگران ادبی با آن مواجه هستند چیست؟

چالش‌ها و دغدغه‌های پژوهشگران معاصر به دو دسته تقسیم می‌شود یک دسته چالش‌های سیاسی که محدودیت و محصوریت ایجاد می‌کند و یک دسته چالش‌های مالی و مادی که اجازه چاپ و نشر آثار نویسندگان و پژوهشگران را نمی‌دهد.

۱۰/آیا هوش مصنوعی می‌تواند خلاق باشد و آینده ادبیات در دنیا را تحت تاثیر قرار دهد؟

به نظر من هوش مصنوعی در همه حوزه‌های علمی میدان مانور عظیمی دارد اما ادبیات جولانگاه عشق و عاطفه است و هوش مصنوعی با عشق بیگانه است.

۱۱/ادبیات در دنیای امروز که درگیری ها و جنگ های منطقه ای و فرامنطقه ای پیش آمده چه کمکی به برقراری صلح بین ملت ها خواهد کرد؟

یکی از رسالت‌های شاعر و هنرمند این است که فرزند زمان خود باشد رسالت اجتماعی و فرهنگی خود را به سرانجام برساند نمی‌شود در روزگار خار زندگی کنی اما از گل سخن بگویی.

۱۲/پیامی برای دانشجویان و علاقمندان به ادبیات دارید؟

ادبیات ما شناسنامه ی ماست مراقب این هویت و شناسنامه باشیم.

 

نمونه کلام شاعر

به کوچیدن دچارم من کجایش را نمی دانم

پرم از واژه از آهنگ ، نُت گمنام بارانم

نه جشن آب و آیینه، نه نوشانوش فروردین

پرم از زمهریر درد ،پر از زخم زمستانم

در این غوغای گرگستان، دریغ آهنگ سرد کیست

که سر بر می کشد پنهان، به ژرفای دل و جانم

جهان بن بستِ بد مستِ سراسر دود و دیوار است

بیا آغاز من برگرد که بی تو رو به پایانم

چراغ آینه خاموش و بادی مست می آید

خدای لاله ها اینجا ،در این غربت نمیرانم

به کوچیدن دچارم من بیا با من مسافر شو

به هر آنجا که پیش آید به سمت تا نمی دانم

 

محمد فلاحی نسب

falahe403@

شماره ۵۱ فصلنامه پژوهشنامه تاریخ اسلام به مدیرمسئولی جناب آقای دکتر سید احمدرضا خضری و سردبیری جناب آقای دکتر سیدعلیرضا واسعی منتشر شد.

فهرست مقالات مندرج در این شماره:

👈 عوامل تأثیرگذار بر همزیستی ارامنه با جامعه ایران در انقلاب مشروطه (1285ش)/ محمد­رضا­ علم، آرسن­ آواکیان، عباس اقبال مهران

https://journal.isihistory.ir/browse.php?cur=1&slct_pg_id=46&sid=1&slc_lang=fa@akhbartarikh

به نام خداوند بخشنه مهربان

به نامِ خداوندِ شعر و سخن

 نُخُستین سخن در همهْ انجمن

1/لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید که از چه زمانی شروع کردید به شعر سرودن؟

بابک قبادی، متولد سال ۱۳۶۹ در تهران، شاعر و دانشجوی دکترای عمران(مهندسی آب و سازه‌های هیدرولیکی) و پژوهشگر حوزه‌ی آب و محیط‌زیست.

از سال ۸۷ در جلسات کانون اندیشه حضور فعال داشته‌ام و از اوایل دهه‌ی نود فعالیت خود را به صورت جدی در زمینه‌ی شعر سپید شروع کردم.

2/شعر برای شما چه معنایی دارد و چه چیزهایی را می‌خواهید در شعر خود بیان کنید؟

شعر بخشی از زندگی است، درواقع شبیه اظهار نظراتی که انسان نسبت مسائل و اتفاقات مهم زندگی می‌تواند داشته باشد، شعر هم نگاهی هنرمندانه به مسائل شخصی، احساسی یا اتفاقات روز جامعه بوده که می‌تواند به شکل بیان عواطف، اعتراض و… صورت گیرد.

3/ظرافت های هنری یک شعر خوب کدام عناصر ادبی میباشد؟

اینکه در بیان شعر، به صورت هنرمندانه‌ای مخاطب را غافلگیر کنید و کسی که شعر را می‌خواند این ضربه‌ی هنرمندانه را لمس کند.

4/متاثر از کدام شعرای بزرگ هستید؟چه ویژگی هایی از آثار آن شما را جذب کرده؟

تلاش می‌کنم از هر شاعری در هر جایگاهی که بوده و باشد چیزی بیاموزم، اما همیشه خیام و شعرهایش جذابیت خاصی برایم دارد که به نظر من نگاه متفاوتی داشته. جذب شعر کسی شدن، صرف شاعر بودن و سرایش شعر نبوده و این شعر می‌تواند به صورت یک تابلوی نقاشی ، یک فیلم یا حتا عکس هنری اتفاق بیفتد. به عنوان مثال سینمای کیشلوفسکی برای من شعر مطلق است یا داستان‌های صادق هدایت و یا آثار بهمن محصص.

۵/چه موضوعاتی بیشتر در آثار شما مورد توجه است؟

 -جامعه- مسائل و مشکلات زنان– اعتراض به نابرابری- و در نهایت عشق

۶.شاعر به نظر شما چه کسی است؟

شاعر کسی‌ست که نسبت به جهان پیرامون خود، نگاه منحصر به فرد خودش را داشته باشد و این نگاه را به شکل هنرمندانه‌ای که بیشترین تاثیر را بر روی مخاطب داشته باشد، خلق کند.

۷/شعر چیست؟

یک نقطه‌ی روشن در تاریکی

۸/چند مجموعه شعر از شما به چاپ رسیده؟

تا کنون دو مجموعه‌ی «ساکن خیابان انقلاب» از سوی نشر نزدیک‌تر در سال ۹۶ و «کاج» از انتشارات ایجاز در سال ۹۸ چاپ و منتشر شده و یک مجموعه‌ی دیگر هم به زودی راهی بازار نشر خواهد شد.

9/آیا فکر میکنید که شعر می‌تواند به تغییرات اجتماعی کمک کند؟

شعر این امکان را دارد و هر کدام از شاعران، دنیایی ایده‌آل و آرمانی را ترسیم می‌کنند، اما متاسفانه هیچ‌گاه اداره‌ی دنیا به دست شاعران نبوده و قدرت در دست افرادی بوده که اغلب مورد نقد و نکوهش شاعران بوده‌اند.

۱۰/شعر شما تحت تاثیر چه تجربیات و احساساتی قرار دارد؟

 مسائل شخصی و تجربیات زندگی، اخبار و اتفاقات روز جامعه

11/موفقیت از نظر شما چیست؟ آیا در زندگی موفق بوده اید؟

با وجود تلاش بسیاری که داشته‌ام اما هنوز به جایگاهی که مورد نظرم بوده نرسیده‌ام و از آن فاصله دارم.

نکته ای که می‌خواهید به جوانان و علاقمندان به شعر و ادبیات بگویید چیست؟

متاسفانه در سال‌های اخیر‌، ادبیات و مخصوصاً شعر منزوی‌تر از هر دوره‌ی دیگری بوده که این موضوع متاثر از مشکلات اجتماعی و مسائل اقتصادی بوده که مردم ما با این مسائل درگیر هستند.همچنین شبکه‌های اجتماعی با رواج جعلیات و هر متنی بدون ارزش ادبی به عنوان شعر یا قطعه‌ی ادبی، نگاه مردم و مخاطب را مسموم کرده و سطح سلیقه‌ی مردم را به پایین‌ترین حد ممکن تقلیل داده.

نمونه کلام شاعر

«ظلم»

آهی کشید

‏و تمام…

‏سیاهی از آن خانه آغاز شد

‏و به کوچه و خانه‌های دیگر رسید

‏آنقدر که دیگر

‏خورشید

‏در آن روستا

‏طلوع نکرد


به نام خداوند بخشنه مهربان

مقدمه

به قلم آنیتا-آرزومانیان

زندگی بشر از بدو خلقتش در این بیکران هستی با وجود ادبیات و منظومه کلمات معنا پیدا کرد و همچنین با توجه به جهانی شدن و افزایش ارتباطات مترجم با ترجمه متون از زبانی به زبان دیگر به عنوان میانجی فرهنگی باعث ایجاد دریچه ای نو به دنیای ناشناخته ها و باعث آشنایی ملت ها،فررهنگ ها،احساسات،تجربیات و تفکرات انسان ها با یکدیگر میشود.آنان زیبایی و عمق اثر را به تصویر کشیده و خواننده را به همذات پنداری و درک بهتر دنیای اطراف یاری میکنند.

در طول تاریخ همیشه افراد بسیاری آثار ارزشمندی خلق کردند و گروهی آنها را باز آفریده و ترجمه کردند.

در انتهای مصاحبه شما را با چند تن از مترجمان برجسته ارمنی ایرانی در طول ادوار آشنا خواهیم کرد و امروز نیز در حضور آقای ادوارد کشیشیان شاعر و مترجمه ارمنی ایرانی هستیم.

 با سلام و عرض ادب خدمت شما ،ممنون از اینکه دعوت ما را پذیرفتید لطفا در ابتدا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید که از چه زمانی به شعر و هنر ترجمه علاقمند شدید؟

به نام خدایی که جان آفرید

سخن گفتن اندر زبان آفرید(سعدی)

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما خانم آرزومانیان و ممنون از دعوتتان.

بنده ادوارت کشیشیان هستم در تاریخ 1321/10/11 در  شهر الیگودرز واقع در شرق استان لرستان متولد شدم.بنده از کودکی علاقه وافری به شعر و ادبیات داشتم و گاها در خلوتم خودم سطوری میسراییدم تا اینکه گلستان سعدی مطالعه کردم و آن هم نه یکبار بلکه بارها و بارها و درهمان زمان بودکه شروع کردم به شعر سرودن ،البته اشعار هر کسی برای شخص خودش زیباست ولی مهم آن است که خوانندگان آن را زیبا بپندارند و سپس به ترجمه کتاب گلستان،خیام پرداخته و در حال حاضر هم مشغول ترجمه حافظ هستم که به یاری خداوند بتوانم به چاپ رسانده و در خدمت شما هنر دوستان قرار دهم.

2-شعر برای شما چه معنایی دارد و چه چیزهایی را میخواهید در شعر خود بیان کنید؟

شعر از دیگاه من بیانگر احساسات درونی و افکار شاعر میباشد و والاترین  و زیباترین هنر میباشد و البته مهمترین نکته برای شاعر درک شعر از سوی خواننده میباشد.من وقتی شعر میخوانم آنقدر در کلمات محو میشوم و در دنیای شاعر غرق که حضور آن ها در کنارم احساس کرده و صدایشان را میشنوم،صدایی زیبا و دلنواز .

3-آیا شاعر خاصی وجود دارد که بر شما تاثیرگذار باشد؟اگر بله چه ویژگی هایی آز آثار آن شاعران شما را جذب کرده؟

به قطع سعدی،خیام، حافظ چرا که آنان همیشه چراغ راه بنده در طول فعالیت هنری ام بوده اند و صد البته آموخته ام که انسان بودن شرط است نه بزرگ نمایی.

این دنیا همانطور که میبیند سراسر پوچ ایست و نمی ارزد که آزرده شود.

4-فرایند نوشتن شعر شما چگونه است؟آیا روتین خاصی دارید یا از الهام های لحظه ای استفاده میکنید؟

مانند همه شاعران شعر خیلی از مواقع الهام میشود،پرنده الهام بالهایش را میگشاید و باران کلمات سرازیر میشود.خود جوش است و بیشتر برگرفته از سرگذشت خودم میباشد.

5-شعر شما تحت تاثیر چه تجربیات یا احساساتی قرار دارد؟

اشعارم بیشتر از تجربیات و به طور کلی زندگی سخت و پر مشقتم میباشد که به صورت شعر در آوده ام.

6-آیا موضوعات خاصی وجود دارند که در آثار شما بیشتر مورد توجه قرار میگیرند؟

دست مایه شعرهایم بیشتر پند و اندرز میباشد. احترام به پدر و مادر که در زمان پیری و ناتوانی همراه باشند که این احترام متاسفانه در زمانه امروز ضعیف گشته و گاها میبنیم که وجود ندارد.

7-بیشتر چه سبک شعری را میپسندید؟(غزل یا سپید)

بنده از نگاشتگان شعرای عزیز دوست دارم “غزل را”

8-شاعر به نظر شما چه کسی است؟

شاعر کسی ایست که شعر هایش بیان کننده عواطف و افکار مردم، و صد البته آموزنده  و حرفی برای گفتن داشته باشد.

9-چرا به ترجمه آثار ادبی علاقمند شدید؟

مخاطب اشعار و مشوق من در هنر ترجمه همسر عزیزم میباشد زمانی که بارها از او درخواست کردم که به اشعاری که مینویسم و میخوانم گوش دهد در پاسخ به من گفت:بنویس و بخوان اما این بار به زبان ارمنی  برای مردم و ایچنین شروع کردم به ترجمه آثار سعدی.

10-بیشتر اشعار چه شاعرانی را ترجمه کردید؟

کتابهایی که ترجمه کردم از شعرای نامی گلستان سعدی و دیگری حافظ بوده است.

11-به عنوان یک مترجم بزرگترین چالش ها و لذت های کار شما چیست؟

به نظرم درک و انتقال درست معانی به خواننده است.

12-نقش ترجمه در گسترش ادبیات و فرهنگ را چگونه میبینید؟

ترجمه هنریست زیبا که باعث نزدیکی فرهنگ های مختلف و آشنایی با ارزشهای دیگر ملت ها میشود.

13-آیا در حال حاضر پروژه یا کتاب خاصی در دست دارید که بخواهید در مورد آن صحبت کنید؟

بله کتاب حافظ که در پروسه ترجمه میباشد  همچنین مجموعه اشعار بنده که به امید خدا به زودی در دسترس همگان قرار میگیرد.

14-نکته ای که میخواهید به جوانان و علاقمندان به شعر ادبیات بگویید؟

بسیار عالی ایست اگر جوانان به فرهنگ و ادبیات نگاهی بیاندازند و کمی تامل کنند.لذتی که در ادبیات وجود دارد در هیچ چیز یافت نمیشود.

و این ادبیات است که راه انسانیت را برای ما میگشاید و چراغ راه بشریت است.جوانان عزیز بی تفاوت نباشید بخوانید بخوانید بخوانید.

ازشما برای وقتی که گذاشتید و برای صحبت هایتان سپاسگزارم.

ایا نکته ای هست که بخواهید در پایان اضافه کنید؟

راهی طولانی و دراز

پر پیچ و خم،پست و فراز

مسافری خسته در راه

در تابستان و در شتا

به امید مقصدی نیک

در آن کور راه باریک

از فرط خستگی ها

خار مغیلان و ریگها

در زیر خورشید سوزان

در میان کولاک لرزان    …ادوارد کشیشیان

 

با نهایت تشکر از دوشیزه آنی آرزومانیان .

 

 

 

 

 

 

پیمایش به بالا
به بالا بروید