به نــام خــــدا
مقدمــه
پدرها و مادرهایمان،همان دختران و پسران جوانی هستند که روزی به امید آینده ای درخشان بذر عشق در باغچه ی تاریخ نهادند.
تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را
چه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانـی را
شاعرانی هستند که تار به تار چین و چروک روزگار را سروده اند،آنان که تلخ ترین کلمات را با جملاتی از جنس ناب ترین احساس نادیده انگاشتند.
آنان نور آگاهی در بطن جوانانشان کاشتند تا راهی باشد برای سپیده دمان تفکر و دنیایی بدون خونریزی…
امروز در حضور مهربانو لیدوش پطروسیان در آسایشگاه سالمندان “سوسه مایریک” هستیم.
پیری رسید و فصل جوانی دگر گذشت
دیدی دلا که عمر، چسان بی خبر گذشت؟ نظام وفا
من به سرنوشت معتقدم هر چه مقدر شده به وقوع می پیوندند،خدای مهربان هر چه که داده یا نداده قطعا صلاح من بوده است.
درود بر شما مهربانو امیدوارم که حال دلتان خوب و خورشید زندگیتان تابان باشد. خوشحالم که امروز اینجا هستم و فرصتی دارم تا با شما صحبت کنم.
آیا آمادهاید که شروع کنیم؟
؟لطفا در مورد دوران کودکی خودتان برایمان صحبت کنید
متولد 1316 هستم.تا جایی که به یاد دارم کودکی بسیار خوب و آرامی داشتم چرا که تنها فرزند خانواده بودم و تمام توجه خانواده و مادرم به من بوده.
(تمام زندگیم رو مدیون مادرم هستم و گفتم که بعد از مرگم عکس مادرم رو با من دفن کنند) به من بوده.
از کودکی ام راضی هستم کاشکی پیریمم مثل کودکی ام باشه.
؟در مورد تحصیلاتتان بگویید و اینکه اولین شغلی که انتخاب کردید چه بوده؟
در مدرسه ژاندارک تحصیل کردم هم دوره علیاحضرت بودم،در ان دوران کار نمیکردم اما بعدا به دلیل سختی های روزگار مجبور شدم که کار کنم و در این دوره پانچ رو یاد گرفتم و سالهای متمادی کار کردم و بازنشسته شدم.(میخندند)
؟به چند زبان مسلط هستید
فرانسه رو خیلی خوب بلدم و همچون مادری ام صحبت میکنم،انگلیسی و اگر حتی بگویید ترکی بله دست و پا شکسته بلدم،صد البته که فارسی و ارمنی که زبان خودم هست باید بگم لازم باشه میتونم تمام زبان ها را یاد بگیرم “چرا که کلید زبان ها فرانسه هستش” کسی که به این زبان مسلط باشد میتواند به راحتی زبان های دیگر را یاد بگیر و براش آسون میشه این هست که زبان اول من فرانسه بود و بعد زبان های دیگر رو یاد گرفتم.
؟اگر بخواهید یک نصیحت به جوانان بکنید؟
“اهل نصیحت نیستم،چرا که من کسی نیستم که بخوام کسی رو نصیحت کنم،از من خیلی بزرگترها هستند که من رو باید نصیحت کنند،درسته سنم بالا هستش ولی من همین حالا هم هر چی میخوام از بچه هام میپرسم،از اونها سوال میکنم چون آنها به روز هستن و من برای دو نسل قبل هستم.
؟ولی ما از تجربه شما یاد میگیریم
تجربه ی من با زمانه ی حاضر سازگار نیست ،تجربه من متعلق به تاریخ و روزگار خودش هست و در حال حاضر همه چیز تغییر کرده.
؟شما به کشورهای زیادی سفر کردید مثل ایتالیا میخوام تفاوت فرهنگی طرز تفکر امنه ایران با کشور های دیگر رو برایم بازگو کنید؟
من ونیز رفتم جزیره سنت لازار که همه اون منطقه ارامنه هستند در ایتالیا در میلانو،ورناو و پادووا شهرهایی هستند که ارامنه در آنجا ساکنند و کلیسای بزرگی هم در ونیز هست.بچه های من اونجا زندگی میکنند پسرم در مدرسه “مراد رافائلیان” تحصیل کرده و اینکه چرا ایتالیا رو ترجیح میدم بعد از انقلاب اونجا برای تحصیل در پانسیون قبول دانشجو قبول میکردند و من پسرم رو به آنجا فرستادم دخترم هم رفت چون میخواست رشته آرشیتکت تحصیل کنه که بهترین جا برای این رشته ایتالیا بود اما تحصیلش رو ادامه نداد و در حال حاضر کار مترجمی رو انجام میدهد.
؟کدام ارزش و اصول در طول زندگی شما باعث پیشرفت به سمت جلو شده و چراغی راهی برای شما بوده است؟
ببین زمانه نشون میده که چه کار باید بکنید،یه زمانی بود که میگفتم من از بچه هام دور نمیشم ولی طوری شد که فرستاد خارج،مجبور شده شب و روز کار کنم من بچه هام رو دلاری 7.5-10 فرستادم اما حالا شد 75 تومان مجبور شدم سخت کار کنم البته شوهرم هم کار میکرد؛من کارم این بود اینجا زندگیم رو بچرخونم و شوهرم کار میکرد برای مخارج بچه ها در خارج و خب موندگار شدن همونجا پسرم گفت که دیگه بر نمیگردم(ایران رو دوست ندارم البته حرف زیبایی نیست ولی خب نظر خودش هست) ولی دخترم عاشق ایرانه،دخرتم ساکن اوریانتال شرقی هستش و پسرم اکسیدانتال غربی چرا که سن پایین حدود 13 سالگی مهاجرت کرد چرا که گفتند اگر در این سن نره بعدها به دلیل سربازی مشکل ساز میشد به خاطر همین در اون سن فرستادم .
؟ چند سال هست که شما در سوسه مایریک هستید؟
22 سال،بعد از فوت همسرم خیلی مشکلات پیش اومد، از مادرم یک خونه به من به ارث رسید که در خیابان پاسداران بود اونجا رو ساختم به صورت مجتمع در آن زمان من خودم به دلیل ساخت و ساز اجاره نشین بودم که البته مادری و دختری بسیار خوب که من مستاجر آنها بودم و خیلی همدیگر را دوست داشتیم همین حالا هم هر کجا همو ببینیم همدیگر رو بغل میکنیم و میگه خدایا این چه هدیه ای بود که به من دادی البته الان زیاد بیرون نمیرم ، اما دلیل اومدنم به اینجا خواست مادرم بود،میخواست اون موقع خونه رو به نامم بزنه که من قبول نکردم و گفت به اسم بچه ها میزنم گفتم نوه های تو هستن هر کاری میخوای بکن بعد از اون من خونه ها رو فروختم تمام رو برای بچه هام فرستادم و خودم اینجا هستم،خدا رو شکر بازنشستگی میگیرم و اینجا زندگی میکنم.
؟تاریخچه ای از سوسه مایریک رو برامون میگید ؟
سوسه مایریک در تاریخ 1357 تاسیس شده تا الانم هست.
؟اتفاقات تاریخی مهم در طول زندگی شما که تجربه کردید چه بودند؟
متوجه نمیشم تاریخی یعنی چی من درگیر سیاست نبودم،من روزمرگی خودم رو داشتم.
؟اوقات فراغتتون رو چگونه میگذرونید؟
اوقات فراغت اصلا نداشتم چون که اکثرا سرکار بودم بعد از اینکه بچه ها رو فرستادم روزی 12 ساعت کار میکردم،و هر روز تا 2 صبح کار بافتنی انجام میدادم که بتونم حقوقم رو بگیرم و زندگی رو بچرخونم صد البته در کنار همسرم و نه تنها و صبحها هم پارس خودرو کار میکردم که در ابتدا جنرال موتور بود که بعد ها به پارس خودرو تغییر کرد،هر روز صبح ساعت 7 با یک سرویسی که می آمد به محل کارم میرفتم، به همین دلیل دیگه وقتی نمی موند وقتی به منزل می رسیدم همسر چون روی ماشین های سنگین کار میکرد و از شهر یا حتی کشور میشد در آخر هم من هم شدم کمک راننده و باهاش میرفتم و می اومدم(میخندید) و واقعا لذت بخش بود و لذت میبردم از زمانی که داشتم همیشه در کنار هم بودیم،همه جا رو میدیدم(اکثر خارج از کشور)،اوه ترکیه برام آب خوردن بود وقتی به اونجا میرسیدیم می رفتم و کارهای گمرکی رو انجام میدادم با بقیه صحبت میکردم همسرم میخندید و میگفت این کارها رو نکن میگفتم من با همه دوستم،یه بار یه تابلویی گذاشته بودن که نوشته بود سیگار ممنون خندیدم و گفتم اگر سیگار ممنوعه شما چرا میکشید بعد زدن زیر خنده گفتن اینور آزاده اونور نه.(میخندید)
؟اگر حق انتخاب داشتید در کدام کشور دوست داشتید زندگی کنید؟
من همین ایران رو دوست دارم،متولد شده ایران بزرگ شده ایران و در نهایت ایران هم دفن خواهم شد.من خیلی جاها رو دیدم ولی ایران جای دیگری هستش من ایران رو میپسندم.
؟در میان هنرها کدام هنر رو بیشتر دوست دارید؟
رقص و آواز رو خیلی دوست داشتم که دخترم 14 سال در گروه مادام یلنا بود برای رقص و در مورد آواز هم که خیلی دوست دارم میبینید همین الان موسیقی پخش میشه از صبح روشن میکنم تا شب تمام آهنگ ها رو که شروع میشه میدونم به ترتیب کدام ها هستند.(میخنده)
؟وقتتون در سوسه مایریک چطور سپری میشه؟
صبح که بیدار میشم قبل از همه چیز من از همه دورم ایزوله هستم با هیچکسی تماس ندارم صبحانه رو میخورم بعد از اون نماز میخونم (اشاره میکنه به کتاب انجیل) و تسبیح خودم رو تا ظهر دستم میگیرم و دعا میکنم بعدش ساعت قهوه میرسه اگر هم وقت بشه جدول حل میکنم عاشق جدول هستم یا دراز میکشم (میخنده با صدا بلند) بخور و بخواب،بیبن یه مثلث سه گوش پشت میزم-تختخواب و سرویس بهداشتی (که به فرانسه هم میگوید) .
؟روزهای عید اینجا به چه صورت میگذره؟
اینجا خیلی خوبه تمام عیدها رو میگیرن ، قبلا که سرپا بودم قبل از کرونه روزهای یکشنبه می رفتم کلیسای حضرت مریم و روزهای جمعه میر فتم کلیسای کاتولیک ها (گریگوریان) خیابان غزالی این کار من بود هم در طول سال و هم روزهای عید و لی بعد از کرونا خونه نشین شدم پاهام هم دیگر مثل قبل نبود و نمیتونم برم چون کسی باید دستم رو بگیره.(باز هم خنده ای زیبا)
؟یک شعری متنی ؟
از من اینطور چیزها نخواهید من اهل شعر نیستم(میخنده)
؟چه خاطره یا لحظاتی در زندگیتان بود که همیشه به یاد دارید؟
بیبن تمام زندگی من وقتی به گذشته برمیگردم برای من یک خاطره هستش و لی برگشتن به اون دوران نه نمیخوام برم و دوباره این سختی ها رو بگذرونم بسه دیگه (میخنده) ولی ب دورانی که با همسرم میرفتیم مسافرت خیلی برام خاطرات خوبی هستش چون نه بچه ای بود و نه مانعی و بعد از فوت همسرم من اومدم اینجا و همسر حدود 23 سال هست (شهریور ماه)که به رحمت خدا رفتند و من 22 هست که به این جا آمدم البته اون زمانی که آمدم سرپا بودم و سالی دو بار به اروپا سفر میکردم پیش بچه ها و الان حدود 7 سال هستش از 2017 که دیگه به دلیل گرونی ارز نتونستم برم.و ولی با موبایل با بچه هام صحبت میکنم روزهای فرد یکشنبه-سه شنبه-پنجشنبه )ساعت 10.30 که وقت ماست باهاشون صحبت میکنیم البته همیشه صحبت میکنیم.
؟نوه هم دارید؟
خیر ،بچه هام با هم زندگی میکنند چون که پسرم دوست نداشت تنها زندگی کنه سرنوشت این بود و من بسیار اعتقاد دارم (هر چیزی که نوشته شده پاک نمیشه و البته سرنوشت از خدا می آید،خواست خدا هستش و من همیشه میگم خدایا شکرت اراده تو هستش،ممنونم ازت) هرکاری که انجام بدم همیشه میگم خدایـــــــــــا شکرت شب که میخوابم میگم خدایا گناهانم رو ببخش اگر شب مردم با گناه نمیرم همیشه با خدا هستم از صبح تا شب با کسی کاری ندارم بهترین دوست هستش خدا
؟یعنی بیشتر ترجیح میدید تنها باشید؟
نه اگر کسی باشه که بگم و جوابم رو بده چرا ولی نیستن همچین کسایی
ولی الان اینجا یه دختر جوان اومده با اون بیشتر صحبت میکنم و معاشرت دارم چون که به روز هستش و متوجه میشه البته شبها اون خیلی اهل تلویزیون هستش و من اصلا دوست ندارم ن(نه تلویزیون و نه ماهواره ) من فقط رادیو گوش میدم الان که با شما صحبت میکنم حواسم به رادیو هستش اگه یه آهنگ بزاره برمیگردم.
؟چرا موسیقی رو ادامه ندادید؟
نشد ولی پسرم رو گذاشتم کلاس موسیقی و خیلی عالی پیانو مینواخت و زمانی که پسرم در یک جمعی در مقابل شهردار پیانو نواخته بود پیشنهاد داده بودند که ایشان مستقیم وارد کنسرواتوار بشوند ولی نشد.ولی پسرم در پیانو پیشرفت کرد (من معتقدم هر کسی باید یک هنر داشته باشه البته خودم ندارم ولی چون دوست دارم پیگیر هستم)
؟کاری هست که در زندگی خواسته باشین اما نتونستین انجام بدید؟
نه تقریبا هر کاری که خواستم انجام دادم همسر همیشه میگفت (جلوی تو مانعی نیست دیوار رو میکنی میری جلو)
؟چند سالگی با همسرتون آشنا شدید و ازدواج کردید؟
ما همسایه بودیم ولی من 21 سالم بود که ازدواج کردم و 22 سالگی بچه دار شدم .43 سال زندگی کردیم زمانی که من حالم بد شد همسر م از ترس اینکه اتفاقی برای من بیفته خودش سکته کرد و از دنیا رفت.
؟یعنی یک زندگیه عاشقانه؟
بله تقریبا
و در آخر امیدوارم که همه انسانها بتوانند در زندگی راه خودشان را پیدا و عشق رو تجربه کنند چرا که زندگی با وجود تمام سختی ها زیبایی های خودش را دارد،پس بر روی امواج خروشان زدگی چنان برقصید و چون بخوانید آواز دلدلگی را تا هنگامی که به گذشته و راه پرپیچ خم خود نگاه می اندازید لبخند بر چهرتان نمایان شود.
با امید سلامتی و بهروزی برای شما عزیزان.



