2025
✅عنوان کتاب :گل “فراموشم مکن”
🖋نویسنده: عواد علی
🖋مترجمان : دکتر شهلا جعفری _ دکتر یوسف متقیان نیا
🖋حواشی و تحقیق : دکتر عباس اقبال مهران
🖋ویراستار ادبی: کوثر ادیبان خواه
انتشارات طلوع غرب الوند
💠تیراژ:۱۰۰۰ جلد
فاجعه نسل¬کشی ارمنی¬ها که در سالهای ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ میلادی از سوی دولت عثمانی و تحت تأثیر سیاستهای نژادپرستانه ترکهای جوان انجام شد، به نابودی عمدی جمعیت ارمنی ساکن آناتولی منجر گردید و بیش از یک ونيم مليون قربانی برجای گذاشت. گرچه کشورهای عربی، به شکل مستقيم در این فاجعه نقش نداشتند، اما به دلیل همجواری جغرافیایی و پيوند تاریخی با منطقه، شاهد پیامدهای انسانی و فرهنگی آن بودند؛ آن¬گونه که برخی از منابع عربی به تحلیل و پژوهش درباره آن پرداختهاند. نسلکشی ارامنه نه تنها در تاریخ، بلکه در ادبیات جهان نیز بازتابی گسترده يافته است؛ به گونه¬ای که از دل اين فاجعه، آثاری زاده شده¬اند که هر کدام روايتی از رنج، مقاومت و هویت ملی ارامنه را ارائه می¬دهند. در اين راستا، رمان “گل فراموشم مکن” نمادی از مقاومت و پایداری ارمنیها در برابر ظلم و کشتار است.
خدایا شروع سخن نام توست
وجودم به هر لحظه آرام توست
دل از نام و یادت بگیرد قرار
خوشم چونکه باشی مرا در کنار
سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما همراهان همیشگی مجله _آنی
امیدوارم حال دلتان عالی و روزگار بر وفق مرادتان پیش برود.
تاریخ شفاهی _ قصه بی تفاوت انسان هاست.داستان هایی که در عمق نگاه ها و در سکوت لحظه ها پنهان مانده اند.این تاریخ نه در کتاب های قطور و نه در اسناد رسمی – بلکه در قلب ها و زبان های زنده جریان دارد.
هر روایت، قطره ای است در دریای خاطره ها، که مانند نسیمی آرامه _ پرده های فراموشی را کنار می زندو صدای خاموش دیروز را به گوش امروز می رساند.این قصه ها ، گاه تلخ و گاه شیرین و گاه پر از اشک و مملو از لبخندند ، بازتابی از زندگیست که تنها در گذر زمان رنگ و بوی واقعیت میگیرد.
امروز این افتخار را داریم که در این گفتگوی ویژه در خدمت جناب اقای محمد مهدی ارجمندی مستندساز و تاریخ پژوه باشیم.
همراه باشید.
درود بر شما جناب آقای ارجمندی، امیدوارم که روزگار به کامتان باشد و قلبتان لبریز از آرامش. ممنونم که دعوت ما را پذیرفتید و امروز مجله_آنی این افتخار را دارد که در خدمت شما بزرگوار باشد.
1/ لطفا کمی در مورد خودتان بگویید؟
با سلام خدمت شما و مخاطبین محترم مجله آنی من محمد مهدی ارجمندی هستم، تاریخ پژوه و مستند ساز از سال 1385 اختصاصا کار پژوهش در تاریخ مشروطه انجام دادم و از سال 1390 در حوزه بختیاری و مشروطه فعالیت داشتم. در سال های اخیر بیشتر فعالیتم در حوزه مصاحبه های تاریخ شفاهی بوده.
2/ چه چیزی شمار ا به سوی تاریخ شفاهی جذب کرد؟
مصاحبه هایی که بیشتر انجام دادم مصاحبه های تاریخی بوده با افراد که در وقایع تاریخی در قبل و بعد از انقلاب نقش و یا حضور داشته اند. هم برای فیلم های مستند و هم برای اختصاصا گفتگوهای تاریخ شفاهی. تاریخ شفاهی یکی از شیوه ها و روش های جدید در کار پژوهش در تاریخ است که برای شرح شناسایی وقایع و رویدادها و حوادث تاریخی بر اساس دیده ها، شنیده های شاهدان و فعالان مرتبط با اون واقعهمی پردازد.
3/چه منابعی در تاریخ به عنوان منابع اولیه و ثانویه شناخته میشوند؟
منابع اولیه در زمان وقوع یا نزدیک به آن نوشته شده است این تعریفی است که ما میتونیم از منبع اولیه داشته باشیم. منابع ثانویه تحقیقاتی که سالها و یا قرن ها بعد نوشته شده و بعدها مورد استناد قرار میگیره، به عنوان مثال ما یک تاریخ مشروطه داریم به اسم تاریخ مشروطه ناظم الاسلام کرمانی که در زمان تاریخ مشروطه توسط ناظم الاسلام کرمانی نوشته شد یعنی 1 سال بعد از آن وقایع از 1285 تا 1288 و بعد تا زمان حیاتشان تکمیل شده، مواردی اشافه شد.یک تاریخ مشروطه ای داریم مثل تاریخ مشروطه ی ماشاله آجودانی به اسم مشروطه ایرانی که در دهه 80 شمسی نوشته شد و یا ایران بین دو انقلاب از یرواند آبراهامیان، اینها میشه گفت تقریبا نیم قرن بعد نوشته شده بر اساس اسناد و بر اساس منابع اولیه اینها در غالب منبع ثانویه قرار داده میشوند.
4/ نقش تفسیر شخصی مورخ در بازسازی گذشته چقدر مهم است؟
نقش تفسیر شخصی مورخ یا واقعه نگار منوط به این است که یکسری اقتضاعات زمان و مکان را در نظر بگیریم و در ظرف مکانی و زمانی خودش یک رویداد را قضاوت بکنیم، به عبارت ساده تر باید بی طرف باشیم و یا حتی اگر نسبت به یک شخص یا یک جریان سمپاتی داریم این را در قلممان نباید نشون بدیم ، هنر یک مورخ یا یک وقایع نگار باید این باشه که درسته نمیشه بی طرف بود و من نسبت به یک شخصی بغض دارم ولی در قلمم بایستی بی طرف باشم.
5/آیا تاریخ میتواند عینی باشد یا همیشه تحت تاثیر ذهنیت نویسنده است؟
مبحث عینی بودن بسیار مفصل و پیچیده است اما باز برمیگرده به همون بی طرف بودن. تقریبا محاله یعنی بخوایم بگیم که عینی بودن تقریبا میشه گفت محاله، به هر حال ذهنیت نویسنده تاثیر خودش رو میگذاره حتی اگر تصمیم این رو داشته باشه که بر اساس اصل عینیت اون رو دنبال کنه در عمل میشه گفت چیزی به اسم عینی بودن امکان نداره فقط میتونیم کنترل بکنیم تا حدودی در یک قالب و در یک چهارچوبی قرار بگیره.
6/فرآیند انتخاب پژوهش های شما در تاریخ به چه صورت است؟
فرآیند انتخاب پژوهش ها برمیگرده به زمانی،دوره ای، مکانی و محل واقعه بعد شخصیت ها ، رجال سیاسی، قوانین محلی یا اون مکان هایی که مختص اون قوم بوده در ایران( به عنوان مثال ایران مشر.طه) و مرتبطبا قوم بختیاری و مکان هایی که قوانین از اونجا عازم شدند برای تصمیم گیری های مهم برای فتح اصفهان و برای فتح تهران.
نقاطی که توقف داشتند ، نقاطی که جنگیدند، مکان هایی که جلسه تشکیل دادند یا دو اردو بهم پیوستند مثل نقطه ای و شهری به اسم یعنی یک قریه کوچکه بادامک که نیروهای سپهدار تنکابنی و نیروهای سردار اسعد بختیاری به هم میپیوندند و میان به سمت تهران . پژوهش ها اینچنین فرآیندش انتخاب میشه بر اساس دوره مثلا🙁 دوره مشروطه، دوره استبداد صغیر و دوره ی کابینه ی صد روزه یا مثلا دولت در تبعید، کابینه ی نظام مافی ) و یا بر اساس اون مقطعی از تاریخ 20 ساله ی ایران از کودتای سوم اسفند 1299 تا سوم شهریور 1320 .
7/ در مواجهه با منابع تاریخی متناقض چگونه اعتبار سنجی انجام میدهید؟
اعتبار سنجی یک مبحثی است که به قدمت تاریخ بشر و تاریخ نویسی جای بحث داره جای سوال داره و اساتیدی که حداقل سند شناسی را در ایران بیناد گذاشتند مثل استاد “محمود افشار و استاد ایرج افشار و مرحوم باستانی پاریزی ” صاحب نظر و جریان ساز بودند. اول از منظر بررسی و نقد تاریخی مورد بررسی قرار میدیم، نقد مورخ میشه نقد بیرونی یعنی کسی که گوینده خبر هست، راوی هست. نقد متن میشه درونی و کسی که نویسنده متن هست وابستگی این شخص راوی به جریان های سیاسی، اجتماعی، دینی .ک مذهبی ه8مه ی اینها در نگارش اون شخص تاثیر داره. مثلا: سند بسیار به رفع این تناقض کمک میکنه ، اسناد مکتوب یا حالا که بعدها اسناد صوتی و اسناد تصویری هم به مجموعه اسناد اضافه شد. از دستورات ، فرامین ، تراجم، یادداشت ها، عکس ها، نقاشی ها ،فیلم های آرشیوی در نقد متن بسته به دوره ای که کار میکنیم استفاده میکنیم سراغ اون اسناد میریم مثلا عکس، فیلم، مصاحبه، صوت ، مکالمه تلفنی یا رادیویی همه ی اینها رو شامل میشه؛ کتاب هایی که شرح حال نویسی هستند،یادداشت های روزانه ای مثل یادداشت های روزانه ی ذکا الملک فروغی یا اسدالله علم در این دسته قرار میگیرند.
8/ چه تفاوت هایی میان تاریخ نگاری سنتی و مدرن وجود دارد؟
تاریخ نگاری سنتی بیشتر وقایع نگاری بوده و تاریخ نقلی ایست ولی از منظر تحولات تاریخ سیاسی پادشاهان و سلاطین به اون پرداخته شده اما در تاریخ نگاری مدرن از قرن 18 میلادی به بعد رویکردهای متفاوتی که نسبت به حوزه علوم انسانی صورت گرفت در مورد تاریخ هم از علوم مختلف کمک گرفته شد و حوزه های مختلفی همچون جامعه شناسی تاریخی، جغرافیای تاریخی به وجود آمدند و حتی در علومی مثل پزشکی و زنتیک و حتی هواشناسی اون اقلیم اینبار به مورخان کمک کردند حتی تاریخ اقتصاد ، تاریخ فرهنگی، تاریخ اجتماعی مورد توجه قرار گرفت و دانشمندان این علوم به علمای تاریخ کمک کردند و وارد این عرصه شدند. حتی رشته هایی مثل حقوق حقوق جزا ، حقوق اقتصاد و جرم شناسی به علم تاریخ بسیار کمک کرده.

مثل اینکه ما میخوایم یک کشف داشته باشیم ، به یکسری جواب ها برسیم، سوالاتی داریم منتهای اون مراتب صدسال، دویست سال، پنجاه سال از یک واقعه ای گذشته و میخوایم به جواب برسیم. علم جرم شناسی و مشتقات علم حقوق در اینجا بسیار به ما کمک میکنه. رویکرد تحلیل رشته های میان رشته ای تفاوت هایی هستش که در تاریخ نگاری سنتی و مدرن وجود داره.
9/ مهمترین چالش هایی که در پژوهش های تاریخی با آن مواجه میشوید کدام ها هستند؟
مهمترین چالش ها یا مشکلاتی که ما به آن بر میخوریم دسترسی به اسنادی هست که در مراکز اسناد وجود داره، بعضیها از بین رفته ، بعضی ها در اختیار خانواده ها یا مجموعه دارهایی هست که نگهداری میشه ولی حاضر نیستند اون رو در اختیار محققین و پژوهشگرها قرار بدن ، بعضی از اسناد هست که دسترسی به اون تقریبا غیر ممکنه مثلا در نهادی امنیتی و یا نظامی نگهداری میشه و باید در راس هرمی یا مدریتی اون مجموعه تصمیم گرفته بشه که آیا اون اسناد منتشر بشود یا نشود چون یک مدت زمانی باید از اون بگذره شامل مرور زمان بشه و یا اینکه بعضی از اسناد هست که منتشر شده و دراون مرکز اسناد هم نگهداری میشه اما فقط میتونی رویت بکنی و پژوهش گر نمیتونه یک نسخه از اون رو یا یه کپی حالا یه یک فایل از اون رو بر روی یک سی دییا فلش دریافت بکنه اینها مسائلی هستش که در همه جای دنیا کم و بیش و در جامعه ی ما هم با توجه به ملاحظات و محدودیت هایی که وجود داره حالا خوشبختانه یا متاسفانه وجود داره.
10/ تجربه یا خاطره ای که در حین پژوهش های تاریخی به یاد دارید اگر امکان دارد بازگو کنید؟
دسترسی به اسناد و کتاب هایی که سالها بدنبالش بودم و نسخه ای ازش پیدا نمیکردم وقتی به عنوان مثال در سازمان اسناد و کتابخانه ی ملی و یا در موسسه ی مطالعات تاریخ معاصر ایران پیدا کردم شیرینی و حلاوت خاصی داره چند قفسه مربوط به کتاب ها، اسناد و عکس های مرتبط با تاریخ مشروطه و تاریخ بختیاری پیدا کردم. فوق العادست اون حسی که اون لحظه به آدم دست میده.
11/نقش آرشیوها و کتب خطی و اسناد رسمی در تحقیقات تاریخی چگونه است؟
آرشیوها و کتب خطی خیلی تاثیر دارن در این تحقیقات مثلا : اسناد جز منابع دست اول به حساب میان ، منابع شامل کتاب ها هستند که شامل عکس، نقاشی ، دست نوشته ها، فرمان ها ، خواطیر و غیره و ذلک جز منابع دسته اول میشن و بسیار هم راهگشا هستند مخصوصا فرمان ها و دست نوشته ها مخصوصا از بین اینها باز اشاره میکنم به فرمان ها و دست نوشته ها و حتی مهری که یک شخص یک حاکم محلی یک خان طایفه پای اون سند یا پای اون عهدنامه زده اعتبار و ارزش تاریخی اون رو رسمیت داده .
12/ چه دوره ها یا موضوعات تاریخی برای شما جذاب تر هستند؟چرا؟
دوره قاجار از انقلاب مشروطه و دوره پهلوی اول برای من بسیار حالب هست البته زمینه ها و شکل گیری انقلاب مشروطه که برمیگرده به سالها قبل تر از انقلاب مشروطه یعنی تقریبا میشه گفت اگر بخواهیم به تاریخ میلادی عرض بکنم از 1896میلادی تا 1925 میلادی.
13/چطور با مسائل و اختلاف نظرهای تاریخی برخورد میکنید؟
مثل سوال در مورد تناقض تاریخی مقایسه با منابع و روایت های مختلف.
14/چگونه یافته های پژوهشی خود را به زبان ساده و قابل فهم برای عموم در دسترس قرار میدهید؟
یافته ها رو بعد از جمع آوری اطلاعات و کار پایش اطلاعات انجام میشه وارد تنظیم اطلاعات میشیم که دیگه باید تدوین بکنیم که به جوابسوال پژوهش برسیم در قالب یک مقاله یا یک کتاب به سوالات اصلی و فرعی جواب میدیم . بر اساس نقل قول مستقیم و غیر مستقیم به اون منابعی که بهش اشاره کردیم ارجاع میدیم.
15/ نقش تاریخ پژوهی در جامعه امروزی را چگونه میبینید؟
نقش تاریخ پژوهی در جامعه امروز هم به لحاظ سنتی و هم به لحاظ مدرن بسیار عقب مانده ایم مخصوصا با فناوری های روز دنیا در حوزه فیزیک ، شیمی و هوش مصنوعی در کشورهای توسعه یافته یک تیم حرفه ای از کارشناسان و متخصصان علم تاریخ در کنار مسئولین رده بالای کشورشان هستند اما ما کجا و آنها کجا .امیدوارم که روزی این اتفاق در کشور ما هم بیفته.
16/همکاری شما با گروه های تاریخی و افراد را برایمان بگویید؟
جاهایی که من باهاشون همکاری داشتم از قدیم انجمن ایرانی تاریخ ، انجمن فرهنگ بانان بختیاری ، انجمن تاریخ شفاهی ایران، موزه تصاویر معاصر جناب آقای حسین دهباشی، موسسه مطالعات تاریخ معاصر و جناب اقای دکتر مرتضی رسولی پور از اساتید تاریخ شفاهی.
17/ برای دانشجویانی که تازه وارد حوزه پژوهش تاریخ شدند چه توصیه هایی را دارید؟
بنده به عنوان یک عضو بسیار کوچک از خانواده تاریخ ایران این هستش که در کنار مطالعه ی کتاب های تاریخی در کارگاه های سندشناسی و تاریخ شفاهی و خط و زبان های مختلف شرکت کنند تا تسلط پیدا بکنند.منبع شناسی رو یاد بگیرند؛ به صورت تخصصی در یک مقطع خاص کار بکنند ، قدرت تحلیل داشته باشند (قدرت تحلیل تاریخی) راجع به روش های پژوهش در تاریخ مطالعه بکنند ، روش پژوهش بسیار مهم هستش (روش شناسی در تاریخ ) که اساتیذد بزرگ تاریخ مثل : مرحوم ایرج افشار به اون اشارات مهمی داشتند و فیلم ببینند ، فیلم مستند ببینند ، نسبت به تاریخ معاصر کشورشون بی تفاوت نباشند. از عکس های قدیمی هرنوع عکسی از نقاشی هایی که حتی از دوره باستان به جا مانده تا به امروز غافل نشوند بعد سند شناسی رو شده در اطرافیان خودشان (سند ازدواج و یا دست نوشته هایی که از قدیم مونده رو) بخونن، ببینند، یاد بگیرند؛ با سبک نگارش قدیم آشنا بشن و نکته دیگه اینکه بهخاطر داشته باشند که تاریخ بسیار بی رحمه ، تاریخ یک تیغ دو لبه هست که هم به ما آموزش میده نکات مختلف رو یاد میده و همیشه تکرار شده و بعد از ما هم تکرار خواهد شد و اینکه در کنار خوبی هاش تاریخ بسیار بی رحمه و باید با تاریخ دوست بود ، تاریخ رو نبایستی از خودمون برنجونیم. به عنوان یک کتابی که در قفسه کتاب داره خاک میخوره نباستی به این علم نگاه کرد مثل یک موجود زنده مثل یک انسان یا یک حویان یا گیاهی که حیات داره باید به تاریخ نگاه کرد ، باید باهاش حرف زد درد و دل کرد اونجاست که اونوقت برای آدم راهگشا میشه میتونه خیلی به آدم کمک بکنه در شرایط خاص در لحظات حساس میشه تصمیمات درست گرفتمثل همان جمله معروف و کتاب معروف:
گذشته چراغ راه آینده است
ممنون از همراهی شما تک تک عزیزان و بزگواران و همچنین با نهایت سپاس از جناب اقای ارجمندی برای حضورشان در مجله آنی و گفتگوی بسیار زیبایشان.
–ممنون از وقتی که در اختیار بنده گذاشتید و مجله وزین انی رو زحمت میکشید و به چاپ میرسانید ، انتشار یک مجله علمی- ادبی و فرهنگی در این زمانه بسیار کار مهم و تاثیرگذلر و پرباری هستش.دست مریزاد و خدا قوت میگم به شما سرکار خانم آرزومانیان.
تنها چیزی که به عنوان صحبت آخر میتونم بگم این هستش که هر علم و هر دانشی رو علاقمندان هر حوزه ای دوست دارند یاد بگیرند دنبالش برن اما دو چیز رو میتونم به عنوان توصیه از بزرگان از زمان ارسطو تا به زمان روشنفکران معاصرمون بیان کنم :
اول اینکه اگر خواستید در جامعه تاثیرگذار باشید و دنبال فلسفه نرفتید و حرف های فلاسفه برای عوام مردم سنگین بود میتونید با شعر و ترانه و ادبیات داستانی این رو به مردم یاد بدید مخصوصا شعر و اگر اون کار رو به هر دلیلی امکانش رو نداشتید که انجام بدید تاریخ رو دست کم نگیرید بلی :
تاریخ بس تکرار داردگه اسکندر گهی چنگیز دارد
سرشار از عشق باشید خدانگهدارتان
گفتگو در مورد تاریخ پژوهی – گفتگو در مورد حافظه جمعی است روایت هایی که هویت میسازند – مسیر میگشایند و پرسش بر می انگیزانند.
امیدوارم این گفتگو زمینه ای باشد برای تامل بیشتر – خواندن عمیق تر و باز اندیشی در آنچه گذشته می نامیم اما هنوز اما هنوز با ما زندگی میکند.
تا دیداری دیگر در سایه ی خداوند پاینده باشید و اندیشمند بمانید.
تا درودی دیگر به درود

روابط راهبردی ایران و ارمنستان
(گفتوگو با استاد آندره گالستیان در زمینه گذشته، حال، آینده و همچنین ماهیت، اهمیت، چگونگی، کیفیت، وضعیت، تاثیر و دورنمای روابط استراتژیک ایران و ارمنستان)
پیشگفتار
در روزهای پایانی سال 1403 و در آستانه شروع سال 1404، مرکز مطالعات آذربایجان، مصاحبه مفصل، مشروح، جامع، کامل و مبسوطی را با استاد آندره گالستیان در زمینه روابط استراتژیک ایران و ارمنستان به انجام رسانده که حاوی نکات بسیار مهمی است. این گفتوگو، ظرف همین مدت کوتاه، چندین بار، اطلاعرسانی و بازنشر شده است (از جمله توسط کانال خبری هفتهنامه دو زبانه فارسی ـ ارمنی «آراکس»، روزنامه کثیرالانتشار «طرح نو» و پایگاه خبری ـ تحلیلی «خبر صبح»). با توجه به اهمیت موضوع و بهويژه، با توجه به اهمیت بسیار زیاد موارد مطرح شده، ما نیز این مصاحبه را در وبسایت مجله آنی، بازنشر مینماییم. این گفتوگو توسط خانم مریم رحیمی، خبرنگار و کارشناس علم اطلاعات و دانششناسی و کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی در مرکز مطالعات آذربایجان (آذرپژوه) به انجام رسیده و توسط همین مرکز نیز منتشر شده است.

مقدمه
در روزهای پایانی سال جاری، میزبان استاد آندره گالستیان در مرکز مطالعات آذربایجان هستیم و مایلیم در زمینه روابط استراتژیک ایران و ارمنستان، گفتوگوی مبسوط، مشروح و مفصلی داشته باشیم. طی چند ماه گذشته، دو مصاحبه دیگر نیز با ایشان داشتیم که منتشر شد، آن مصاحبهها در زمینه موسیقی، شعر، ادبیات، هنر و فرهنگ بود اما در گفتوگوی کنونی، مایلیم بیشتر به مباحث سیاسی و اقتصادی بپردازیم. همانگونه که مخاطبان گرامی، اطلاع دارند و در شرح حال استاد گالستیان در مقدمه گفتوگوهای قبلی، بیان کرده بودیم، ایشان موسیقیدان و صاحبنظر در امور ادبی و هنری هستند و در این زمینه، مقالات و میزگردها و مصاحبههای بسیاری در داخل و خارج از کشور داشتهاند و در رسانههای ایران و کشورهای دوست و همسایه، چهره شناختهشدهای هستند؛ اما علاوه بر موارد فوق، ایشان در زمینه امور اقتصادی و سیاسی نیز، کارشناس پرسابقه و باتجربهای هستند و در مقام کارشناس ارشد بازرگانی و توسعه بازار در خدمت کشور بودهاند و شرکتهای گوناگون ایرانی با کمک و مشاورههای ایشان، توانستهاند کسب و کار خود را در ارمنستان، شروع کرده و گسترش دهند؛ این شرکتها توانستهاند، بهویژه در زمینه صادرات، بسیار موفق عمل کنند. استاد گالستیان طی سال جاری، جلسات گوناگون و متعددی با دکتر «مهدی سبحانی» سفیر محترم ایران در ارمنستان، خانم «سپیده اکبرپور تجریشی» رایزن گرامی سفارت ایران در ارمنستان، آقای «سید غلامرضا موسوی» مدیر اجرایی ارجمند بانک ملت شعبه ایروان، آقای «نارِک هواکیمیان» قائممقام محترم وزیر اقتصاد ارمنستان، خانم «آرمینه وارشامیان» مدیرکل گرامی صنایع سبک وزارت اقتصاد ارمنستان، خانم «آرمینه ایسرایِلیان» سرپرست ارجمند اداره کل همکاریهای بینالمللی وزارت اقتصاد ارمنستان، خانم «لیلیا گئورگیان» مشاور گرامی رئیس اتاق بازرگانی و صنایع ارمنستان و همچنین سایر مسئولان ایرانی و ارمنستانی و علاوه بر آن، بازرگانان دو کشور، داشتهاند. ایشان در نشستهای بسیار، جلسات پرشمار و گردهماییهای فراوانی با حضور مدیران شرکتهای تولیدی، صنعتی و تجاری ایرانی و ارمنستانی، شرکت کردهاند و مشاورههای تاثیرگذار، مفید و نتیجه بخشی را ارائه نمودهاند. در این رابطه، لازم به ذکر است که طی بیشتر از سه ماه گذشته، پرمخاطبترین خبر بخش فارسی وبسایت رادیوی عمومی ارمنستان که رادیوی ملی و دولتی این کشور است، خبر مربوط به بررسی راهکارهای افزایش مبادلات بازرگانی بین ایران و ارمنستان در دفتر مرکزی «مرکز تجاری ایران در ارمنستان» بوده است که در این نشست مشورتی، استاد گالستیان، نقش موثری داشتهاند؛ این جلسه که با حضور مدیران ارشد این مرکز و همچنین کارشناسان ارشد در زمینه امور تجاری در ارمنستان، به انجام رسیده، جلسه پراهمیت و تاثیرگذاری بوده است و از جمله کارشناسان ارشد حاضر در این نشست، آقای «آرا گالستیان»، برادر استاد «آندره گالستیان»، بودهاند که ایشان نیز تخصصا در زمینه مشاوره بازرگانی، فعال هستند و در بسیاری از جلسات و مسافرتهای کاری، استاد گالستیان را همراهی مینمایند. خبر فوق را میتوانید در حال حاضر نیز در ردیف اول ستون پرخوانندهترینهای بخش فارسی این وبسایت، مشاهده فرمایید. لازم به ذکر است که «مرکز تجاری ایران در ارمنستان» بزرگترین مرکز تجاری برونمرزی ایران است؛ این مرکز که در نیمه دوم سال جاری، با حضور وزیر صنعت، معدن و تجارت ایران و وزیر اقتصاد ارمنستان به بهرهبرداری رسید، اهمیت ویژهای در افزایش مبادلات تجاری دو کشور دارد؛ این مرکز که افتتاح آن، با حضور گسترده مقامات دولتی، دیپلماتها، بازرگانان، تولیدکنندگان و مشاوران بازرگانی دو کشور، به انجام رسید، در همین مدت کوتاه، از طرف شرکتهای گوناگون تولیدی و تجاری ایرانی، مورد استقبال فراوانی قرار گرفته است. روزهای پایانی سال است و مشغله فراوانی وجود دارد اما استاد آندره گالستیان، دعوت ما را پذیرفتهاند و برای مصاحبهای مشروح و مبسوط در زمینه روابط راهبردی ایران و ارمنستان، در خدمت ایشان هستیم.
ارمنستان، دروازه ورود ایران به اوراسیا است.
- خوش آمدید استاد؛ مجددا فرصتی پیش آمد تا میزبان حضرتعالی در آذرپژوه باشیم و به این خاطر، بسیار خوشحالیم و از این بابت که مجددا توفیق داشتهایم که وقت خود را در اختیار ما قرار دهید، مسرور و سپاسگزاریم. برای فتح باب، اگر صحبتی دارید، بفرمایید.
سلام عرض میکنم و همچنین عرض ادب و احترام دارم خدمت شما سرکار خانم رحیمی گرامی و خدمت همکاران محترم شما در مرکز وزین مطالعات آذرپژوه که به صورت تخصصی، مرکز مطالعات آذربایجان، آذربایجانشناسی و آذربایجانپژوهی است و همچنین، عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت کلیه مخاطبان ارجمند شما در داخل و خارج کشور، بهویژه هموطنان ایرانی عزیز و گرانقدر در ایران و اقصی نقاط گیتی. من هم خوشحالم که مجددا در خدمت شما بزرگواران هستم؛ از میزبانی شما متشکرم و امیدوارم که بتوانیم گفتوگوی خوب و مفیدی را با هم داشته باشیم.
- سپاسگزارم؛ حتما و بدون شک، همانند نشستهای قبلی، گفتوگوی مفیدی خواهد بود و بیگمان، مصاحبهای ماندگار خواهد شد. از روابط دو کشور ایران و ارمنستان و قدمت این روابط بفرمایید.
دو کشور باستانی ایران و ارمنستان در طول تاریخ طولانی و پر فراز و نشیب خود، روابط نزدیک، مستحکم، دوستانه و سازندهای داشتهاند و مراودات گسترده فرهنگی و بازرگانی بین دو کشور، برقرار بوده است. در حال حاضر نیز دو کشور، روابط حسنه، تاثیرگذار و مناسبی با یکدیگر دارند و به معنای واقعی، حسن همجواری و رعایت همسایگی را به نحو احسن، به انجام میرسانند و از این لحاظ، در جهان، مثالزدنی و نمونه هستند. هر دو کشور از کهنترین کشورهای دنیا هستند و در سازمانهای متعدد بینالمللی نیز با یکدیگر، همکاری مفید و موثری دارند، از جمله در مجمع تمدنهای کهن که مجمع کشورهای دارای تمدن چندهزار ساله است و علاوه بر ایران و ارمنستان، کشورهای گوناگون دیگری از جمله یونان، ایتالیا، چین و مصر نیز در آن، حضور دارند.
- بسیار جالب، جذاب و زیبا است که دو کشور باستانی و همسایه «ایران و ارمنستان» که روابط حسنه دارند و حسن همجواری را به صورت کامل، رعایت میکنند، در مجمع تمدنهای کهن هم دوستی و همکاری دارند.
بله، همینطور است. ایران و ارمنستان در سازمانهای گوناگون بینالمللی، با هم همکاری دارند، از جمله در اتحادیه اقتصادی اوراسیا شامل کشورهای روسیه، بلاروس، قزاقستان، ارمنستان و قرقیزستان.
- این روزها بحث در مورد اتحادیه اقتصادی اوراسیا، بسیار مطرح میشود؛ اهمیت این اتحادیه در چیست و آیا ایران نیز عضو آن است؟
اتحادیه اقتصادی اوراسیا که با امضای توافقنامه مربوطه در 29 ماه مه 2014 بین سه کشور روسیه، بلاروس و قزاقستان، پا به عرصه وجود گذاشت و مفاد آن از اول ژانویه 2015 اجرایی شد، از همان ابتدا، توجه بسیاری از اقتصاددانان جهان را به خود جلب نمود، به گونهای که تحلیلهای گوناگونی در مورد آن در مطبوعات تخصصی اقتصادی در سطح جهان، منتشر شد. با پیوستن ارمنستان و قرقیزستان در 9 اکتبر و 23 دسامبر 2014، اهمیت و جایگاه این اتحادیه، ارتقا یافت و کانون توجه اقتصاددانان قرار گرفت. مفاد توافقنامه اتحادیه در مورد ارمنستان از 2 ژانویه و در مورد قرقیزستان از 6 اوت 2015 اجرایی شد.
این اتحادیه مهم اقتصادی که کشورهای عضو آن در مجموع، جمعیتی بیش از 180 میلیون نفر و وسعتی بیش از 20 میلیون کیلومتر مربع دارند، با تولید ناخالص داخلی اسمی بیش از 1900 میلیارد دلار و تولید ناخالص داخلی بر اساس برابری قدرت خرید بیش از 5000 میلیارد دلار در سال 2021، جایگاه بسیار ارزشمندی را کسب کرده است. ظرفیت اتحادیه اقتصادی اوراسیا و عملکرد آن با توجه به ارقام فوق، بسیار قابل توجه و چشمگیر است به گونهای که در در صورت مبنا قرار دادن تولید ناخالص داخلی اسمی کشورهای عضو آن، این اتحادیه اقتصادی در بین ده اقتصاد برتر جهان قرار میگیرد و در صورت مبنا قرار دادن تولید ناخالص داخلی کشورهای عضو بر اساس برابری قدرت خرید، در بین پنج اقتصاد برتر جهان جایگاه مییابد. گرچه آمار فوق پس از آغاز جنگ روسیه با اوکراین در فوریه 2022 دچار تغییراتی شده است اما بزرگی و اهمیت اعداد و ارقام ارائه شده، حاکی از جایگاه رفیع این اتحادیه در اقتصاد جهان است. توجه به این نکته نیز ضروری است که چشمانداز مثبتی از گسترش این اتحادیه در آينده متصور است، به گونهای که در حال حاضر، علاوه بر ایران، کشورهای ازبکستان، مولداوی و کوبا، به عنوان عضو ناظر، در این اتحادیه اقتصادی، حضور دارند و احتمال پیوستن برخی کشورهای دیگر نیز به عنوان عضو ناظر، وجود دارد.
همانگونه که عرض کردم، کشورمان عزیزمان ایران، در حال حاضر، عضو ناظر این اتحادیه است و با آن، دارای موافقتنامه تجارت آزاد است که با اجرایی شدن کامل این موافقتنامه که حاصل مذاکرات فشرده سالها و ماههای گذشته است، گشایش اقتصادی خوبی برای کشور، حاصل و امکان ارزآوری مناسبی فراهم خواهد شد. لازم به ذکر است که موافقتنامه تجارت ترجیحی با این اتحادیه اقتصادی، طی سالهای اخیر، باعث توسعه مبادلات تجاری شده است. در حال حاضر، حجم تجارت ایران و اتحادیه، حدود پنج میلیارد دلار است که پس از اجرایی شدن کامل موافقتنامه تجارت آزاد، این رقم بر اساس پیشبینیهای موثق، میتواند به دهها میلیارد دلار، افزایش یابد.
- ممنون از توضیحات خوب و مفید شما استاد گرامی؛ با توجه به توضیحات حضرتعالی، این اتحادیه اقتصادی، بسیار مهم است و میتواند برای ایران، اهمیت فراوانی داشته باشد و در این زمینه، ارمنستان، نقش مهم و موثری دارد؛ درست عرض میکنم؟
بله، همینطور است. ارمنستان به عنوان تنها کشور عضو کامل این اتحادیه که مرز زمینی با ایران دارد، به عنوان دروازه ورود ایران به اوراسیا شناخته میشود و این امر مهم، اهمیت بسیار زیاد روابط حسنه و رو به گسترش دو کشور دوست و همسایه را، بیش از پیش، نمایان میسازد. منطقه آزاد تجاری صنعتی انزلی نیز میتواند نقش بسیار مهمی در جهت رشد و گسترش تجارت ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیا ایفا کند. بر این اساس، توجه بیش از پیش به گسترش مبادلات بازرگانی با ارمنستان و تسریع توسعه منطقه آزاد انزلی، میتواند از اولویتهای اصلی و مهم کشور باشد.
توجه به این نکته نیز حائز اهمیت وافری است که کشورهای آسیای میانه و شرق اروپا، محل رقابت جدی قدرتهای جهانی هستند. این منطقه به علت گستردگی جغرافیایی چشمگیر، دارا بودن کثرت جمعیت قابل توجه، قرار گرفتن در بین مسیرهای تجاری مهم، وجود منابع عظیم نفت و گاز و همچنین وجود اشتراکات فراوان فرهنگی میان کشورهای آن، به لحاظ ژئواکونومیکی، ژئواستراتژیکی و ژئوپولیتیکی، دارای اهمیت بسیار زیادی است و از این لحاظ، یکی از مهمترین مناطق جهان محسوب میشود.
- در مورد اهداف اصلی تشکیل اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز توضیح میفرمایید؟
بله، البته. از اهداف تشکیل این اتحادیه میتوان به تسهیل تجارت بین اعضا، ایجاد بازار مشترک، حذف تدریجی قوانین گمرکی غیرضروری در تبادلات داخل اتحادیه، هماهنگی اعضا در تعریف تعرفههای گمرکی مربوط به محصولات کشورهای خارج از اتحادیه و حذف یا تعدیل تعرفههای گمرکی بین کشورهای عضو اتحادیه را اشاره نمود. با توجه به اهداف اتحادیه و امکانات بالقوه و بالفعل کشورهای عضو این اتحادیه و همچنین با توجه به جایگاه ایران به لحاظ اقتصادی و جغرافیایی، طبیعی است که منافع فراوانی در ارتباط با این اتحادیه میتواند برای ایران متصور باشد. به عبارت دیگر، وجود این اتحادیه و بازار بزرگ آن، میتواند برای ایران، منافع سرشار اقتصادی را موجب گردد. بدیهی است که ارتباط مناسب ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، میتواند فواید اقتصادی گوناگونی نیز برای اعضا آن به ارمغان آورد. همانگونه که عرض کردم، برای حسن استفاده ایران از پتانسیلهای فراوان موجود در این اتحادیه، ارمنستان، نقشی اساسی دارد.
مرز ایران و ارمنستان، قابل تهدید نیست.
- ممنونم از توضیحات کامل شما، با توجه به مطالب فوق، مرز ایران و ارمنستان، دارای اهمیت بسیار زیادی است، همینطور است؟
بله، دقیقا همینطور است. مرز کنونی بین ایران و ارمنستان که شاهراه باستانی و جاده ارتباطی اصلی تاریخی دو کشور است، اهمیت ویژه و فوقالعادهای در منطقه دارد و به نوعی، جادهای حیاتی است. حضور کشورهای گوناگون از جمله چین و هند در حوزه اتحادیه اقتصادی اوراسیا و تلاش آنها برای بسط و گسترش روابط مناسب اقتصادی، تجاری، فرهنگی و سیاسی با کشورهای این گستره وسیع، نشان از اهمیت روزافزون این منطقه طی سالهای آينده دارد و لازم است که ایران، بیش از پیش به فکر ظرفیتهای فراوان اقتصادی این منطقه باشد و جهت تعمیق روابط خود با این اتحادیه و کشورهای عضو آن، حداکثر تلاش ممکن را انجام دهد. لازم به ذکر است که در این زمینه، تلاشهای چشمگیری تا کنون، صورت گرفته است که استمرار و گسترش این تلاشها، میتواند بسیار مفید و موثر باشد.
- با توجه به اهمیت حیاتی مرز زمینی ایران و ارمنستان و با توجه به واقعیات منطقهای، آیا تهدیدی برای این مرز مهم، وجود دارد؟
واقعیت آن است که مرز ایران و ارمنستان، قابل تهدید نیست. ایران، قاطعانه اعلام نموده و تصریح کرده است که از تمامیت ارضی کشورها دفاع میکند و با هر گونه تغییر مرزهای بینالمللی در منطقه، مخالفت خواهد نمود. این موضع اصولی ایران که منطبق بر کلیه معیارهای بینالمللی در این زمینه است را وزیر امور خارجه سابق کشورمان در طی دیدار با وزیر امور خارجه ترکیه، تاکید کردند. آقای حسین امیرعبداللهیان در نشستی خبری با آقای هاکان فیدان، مشخص و صریح بیان نمودند که: «همچنین بار دیگر تاکید میکنیم، هر گونه تغییر ژئوپلیتیک در منطقه و اقدام برای مسدود و محدود کردن راههای ترانزیتی را هرگز برنمیتابیم». در گفتگوی تلفنی رئیس جمهور سابق ایران و نخست وزیر ارمنستان نیز، آقای سید ابراهیم رئیسی به آقای نیکول پاشینیان اعلام کردند که: «هرگونه تغییر ژئوپلیتیک و مرزهای منطقه خط قرمز ماست». این مواضع صحیح و اصولی، توسط رئیس جمهور فعلی کشورمان، آقای مسعود پزشکیان و همچنین وزیر امور خارجه کنونی، آقای سید عباس عراقچی نیز تکرار و تاکید شدهاند. سفیر ایران در ارمنستان، آقای مهدی سبحانی نیز بارها به صورت کاملا صریح، اعلام نمودهاند که: «با هرگونه کریدوری که حاکمیت سرزمینی و تمامیت ارضی ارمنستان را نقض کند، مخالف هستیم». در همین زمینه، نخست وزیر ارمنستان، آقای نیکول پاشینیان نیز چند روز قبل، طی نشست خبری با اصحاب رسانهها، مجددا و با صراحت اعلام نمودند که «ارمنستان، موافق رفع انسداد جادههای مواصلاتی در منطقه است»، «رفع انسداد جادهها در محدوده سرزمینی ارمنستان، مطابق با اصول حاکمیت و صلاحیت قضایی ارمنستان، صورت خواهد گرفت» و «راههای مواصلاتی در محدوده سرزمینی ارمنستان، توسط نیروهای ارمنی، کنترل خواهد شد». بر این اساس، موضع اصولی و پایدار دو کشور ایران و ارمنستان در زمینه احترام به مرزهای شناختهشده بینالمللی، کاملا یکسان است و هر دو کشور بر رعایت موازین بینالمللی، تاکید دارند؛ بنابراین، مرز دو کشور، قابل تهدید یا تغییر نیست. لازم به ذکر است که ارمنستان، با توجه به موضع اصولی خود برای رفع انسداد راههای مواصلاتی منطقهای، ضمن احترام به تمامیت ارضی و تاکید بر حق حاکمیت کشورها و همچنین با رعایت قوانین و ضوابط بینالمللی، ابتکار «چهار راه صلح» را مطرح نموده است.
- نکات بسیار مهمی را فرمودید که در واقع، پاسخ چند سوال بعدی من نیز بود. با این توضیحات، در مورد منافع ملی دو کشور هم بفرمایید.
در یک راستا و کاملا وابسته به هم هستند.
منافع ملی ایران و منافع ملی ارمنستان، جدا از هم نیستند.
منافع ملی دو کشور، لازم و ملزوم یکدیگرند.
دو کشور بر اساس منافع ملی خود که اشتراکات فراوانی دارند، در حال توسعه روابط فیمابین هستند و در زمینههای گوناگون، ارتباطات و مراودات خود را گسترش میدهند.
- بسیار سپاسگزارم که کاملا شفاف و صریح، به سوالات من، پاسخ میدهید. در زمینه روابط فرهنگی دو کشور نیز بفرمایید.
دو کشور، روابط فرهنگی و اجتماعی بسیار گسترده و خوبی دارند. به عنوان نمونه، استاد لوریس چکناوریان در تاریخهای یازدهم و دوازدهم و سیزدهم فروردین سال آینده، یعنی کمتر از یک ماه دیگر، شاهکار خود، اپرای «رستم و سهراب» که آن را بر اساس شاهنامه فردوسی، خلق کرده است را در تالار اپرای دولتی ارمنستان در ایروان، به روی صحنه خواهد برد. استاد چکناوریان از هموطنان بسیار ایراندوست است که ارادتی خاص به شاعر بزرگ ایران، فردوسی دارد. کمتر مللی در جهان، ممکن است چنین پیوستگی اجتماعی، فرهنگی و هنری با یکدیگر داشته باشند؛ به گونهای که خلق اثر هنری بر اساس اشعار شاعر بزرگ یکی از دو کشور که به زبان رسمی آن کشور است، چنین مخاطب وسیعی در کشور دیگر داشته باشد. عاشقان هنر و فرهنگ ایرانی در ارمنستان، بسیار هستند. اشتراکات فرهنگی ایران و ارمنستان به حدی است که حتی شباهتهای بسیاری در برخی جشنها و اعیاد، مشاهده میشود و شباهتهای بسیاری در آداب و رسوم و حتی نوع غذاها وجود دارد.
- عالی بود استاد، بسیار زیبا فرمودید. استاد چکناوریان از بزرگان موسیقی در سطح جهان و از افتخارات ایران در سطح بینالمللی هستند. در مورد تالار فردوسی دانشگاه دولتی ایروان و برنامههایی که در آن اجرا میشود نیز بفرمایید.
تالار بسیار زیبا و ارزشمندی است. این تالار که در دانشکده شرقشناسی دانشگاه دولتی ایروان قرار دارد، نقش مهمی در بحث ایرانشناسی در ارمنستان دارد و برنامههای گوناگونی در این زمینه، در آن، اجرا میشود. تا کنون، ایرانشناسان و شرقشناسان متعددی در این تالار، سخنرانی نمودهاند و رویدادهای گوناگون فرهنگی و آموزشی نیز در آن، برگزار شده که به شعر و ادبیات و زبان فارسی، تاریخ ایران، روابط دو کشور و همچنین فرهنگ و هنر ایرانی، مربوط بوده است. این تالار، محل برگزاری کنفرانسها و میزگردهای متعدد و همچنین کلاسهای گوناگون در زمینه ایرانشناسی بوده است.
اصولا ارتباطات مراکز آموزش عالی ایران و ارمنستان طی سالهای اخیر، رشد بسیار خوبی داشته است.
- باعث مسرت و خوشحالی بسیار است که مراکز علمی دو کشور نیز ارتباطات خوبی با یکدیگر دارند. ارمنیان، همواره ایراندوست و به تاریخ و فرهنگ ایران و زبان فارسی، علاقمند بودهاند. در مراسم اخیری که به مناسبت شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریار در دانشگاه تبریز برگزار شده بود، استاد گارنیک آساتوریان نیز به همراه تعدادی از دانشجویان زبان و ادبیات فارسی ارمنستان، حضوری پرشور داشتند و سخنرانی فوقالعادهای نیز ایراد فرمودند، به گونهای که استاد ابراهیم اقبالی از استادان زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز، فرمودند: «به فارسی صحبت کردن استاد آساتوریان که چنین شیوا است، غبطه میخورم».
پروفسور گارنیک آساتوریان از استادان برجسته دانشگاه دولتی ایروان هستند که به زبان فارسی، تسلط کامل دارند و تحقیقات گستردهای در مورد زبان فارسی و همچنین تاریخ ایران، انجام دادهاند. پروفسور آساتوریان، مولف کتب وزین متعددی هستند و مقالات ارزشمند فراوانی از ایشان، منتشر شده است.
- بله، و روابط علمی و پژوهشی خوبی با دانشگاه تبریز و استادان آن دارند. به تاریخ هم بسیار علاقمندند. دانشگاه دولتی ایروان، یکی از معتبرترین دانشگاههای ارمنستان است و خود ایروان هم شهری باستانی است، درست عرض میکنم؟
بله. پروفسور آساتوریان، روابط علمی خوبی با دانشگاههای مختلف، ازجمله دانشگاه تبریز دارند.
دانشگاه دولتی ایروان از معتبرترین مراکز علمی کشور ارمنستان است. این دانشگاه که قدمت و بنیانگذاری آن به سال 1919 برمیگردد، نقش بسیار موثری در برقراری ارتباطات علمی و آکادمیک، بین ارمنستان و سایر کشورها دارد.
شهر ایروان از شهرهای باستانی جهان است و در سال 782 پیش از میلاد، پایهگذاری شده است، یعنی تاریخ آن به 2807 سال قبل برمیگردد. البته، بسیاری از منابع، ذکر میکنند که از حدود 5000 سال قبل از میلاد مسیح، مناطق مختلفی که امروز بخشهایی از شهر ایروان شناخته میشوند، مسکونی بودهاند و برخی منابع دیگر، مسکونی شدن این مناطق را از حدود 3300 سال قبل از میلاد میدانند، ولی در هر حال، بنیانگذاری دژ حکومتی در آن و اعلام به عنوان مرکز حکومت، در تاریخی که عرض کردم، یعنی در سال 782 پیش از میلاد مسیح، به فرمان پادشاه آرگیشتی اول بوده است.
- ممنونم از توضیحات خوب شما. ارمنیان و آذریها در تبریز، همیشه روابط گرم و دوستانهای داشتهاند، به عنوان مثال، یکی از صمیمیترین دوستان مادرم، خانم نکتار نام داشتند که بسیار مومن و از اعضای فعال کلیسا بودند. مادرم نیز خانم مومنی هستند و در طی سال، چندین مراسم مذهبی در خانه برگزار میکنند و تعداد قابل توجهی از خانمها، در این مراسم مختلف، شرکت میکنند و جالب آنکه خانم نکتار، با اینکه مسیحی بودند، همیشه در برگزاری مراسم گوناگون، به مادرم کمک فراوانی میرساندند. مادرم و خانم نکتار برای اعتقادات همدیگر، احترام فراوانی قایل بودند. خانم نکتار، چند سالی است که فوت شدهاند، روحشان شاد. ایشان نیز مانند مادرم به تاریخ و فرهنگ ایران، بسیار علاقمند بود و همانند مادرم به شعر فارسی، علاقه بسیار داشتند و در مجالس شعرخوانی خانمها، شرکت میکردند. من واقعا از دوستی و صمیمیت مادرم با خانم نکتار، لذت میبردم. هر دو ایراندوست، مومن و اهل ادبیات فارسی بودند. پدر و مادر من هر دو از آذریهای قدیمی تبریز هستند که به شعر و ادب فارسی، ارادتی خاص دارند و دوستان ارمنی فراوانی داشتهاند. جالب است که شما هم در تبریز، دوستان بسیاری در بین هموطنان آذری دارید و به شعر و ادب فارسی هم بسیار علاقمندید. در مصاحبههای قبلی هم فرمودید که در ارومیه و اردبیل هم دوستان فراوانی دارید و اطلاع دارم که با زبان آذری هم آشنا هستید. پدر و مادر مرحوم شما اهل کجا بودند؟ روحشان قرین رحمت الهی. در ضمن، شما چطور با زبان آذری آشنا شدید؟
آمرزش خداوند، شامل حال رفتگان شما باشد. روح درگذشتگان شما شاد و سایه پدر و مادر بر سر شما، مستدام باشد.
پدر و مادرم، هر دو متولد تهران و اصالتا نیز، تهرانی بودند. پدرم، خدمت نظام وظیفه خود را در تبریز گذرانده و در دوران سربازی با زبان آذری، آشنا شده بودند. من هم بر اساس علاقهای که داشتهام، تا حدودی، زبان آذری را آموختهام.
در مورد دوستان آذری، کاملا درست میفرمایید. من دوستان آذری بسیاری در تبریز و ارومیه و اردبیل و بهویژه در بین ادبا، دانشگاهیان و موسیقیدانان این شهرها دارم.
دوستی ایرانیان ارمنی و ایرانیان آذری، سابقهای طولانی دارد که در یکی از مصاحبههای قبلی با شما که با عنوان «تبریزِ ولیعهدنشین؛ دروازه ورود موسیقی کلاسیک به کشور» منتشر شد، مفصل خدمتتان عرض کردم.
- سپاسگزارم؛ بله، همینطور است و من و همینطور کلیه دوستان و همکاران در مرکز مطالعات آذربایجان، به دوستی با شما افتخار میکنیم. «ایرانیان ارمنی» و «ایرانیان آذری» را بسیار زیبا فرمودید، مادربزرگم همیشه میگفت «اصلین دانان ذلیل دی». شعری برای ایران گفتهام که با اجازه شما میخوانم: ایران وطنیم، دار و نداریم ایران / ایران نفسیم، عشقی نواییم ایران ؛ هر کس کی سوروش سا کی سنین سوگلین هاردا؟ / اون دا دییرم سوگلیم ایران دی کی ایران.
طبع شعر دارید و کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی هم هستید، اگر اجازه بدهید، من ترجمه کنم. مادربزرگتان فرمودهاند: «کسی که اصالتش را انکار کند، خوار و ذلیل است» که احتمالا منظورشان، اصالت ایرانی بوده است و شعر شما هم به این ترتیب بود:
ایران ای وطن من، دار و ندارم ایران
ایران ای نفس من، عشق و نوایم ایران
هر کس از من بپرسد که عشقت کیست؟
آنزمان میگویم که عشقم ایران است و ایران
- بسیار عالی استاد، دقیقا. استاد شهریار هم بسیار ایراندوست بودند و فرمودهاند: دستی به اتحاد برآرید و عدل و داد / با دست اتحاد توان دادِ عدل داد ؛ ایران به معنویت جاوید زنده بود / این زنده مرده است که آن مرده زنده باد. استاد شهریار، آبادی و سرافرازی ایران را به همت وطندوستان میدانست و به ایران، عشق میورزید. ایرانیان ارمنی در راه آبادانی وطن، بسیار کوشیدهاند و در راه وطن، شهدای بسیاری را تقدیم کردهاند.
بله، همینطور است. منابع گوناگون و معتبر، یکی از بنیانگذاران روانپزشکی در ایران را پروفسور «هاروتیون داویدیان» میدانند که نام کوچک ایشان را هارمیک نیز میگفتند؛ پدر رباتیک و هوش مصنوعی ایران را پروفسور «کارو لوکاس» ذکر میکنند؛ مادر نجوم ایران را پروفسور «آلِنوش طریان» میشناسند؛ اولین کارگردان سینمای ایران و بنیانگذار اولین مدرسه بازیگری در ایران را آقای «آوانِس اوهانیانس» میدانند که در منابع، نام خانوادگی ایشان را اوگانیانس نیز نوشتهاند؛ پروفسور «لوریس چکناوریان»، همانگونه که فرمودید، از آهنگسازان و رهبران ارکستر برجسته و مشهور در سطح بینالمللی هستند و از مفاخر ایران؛ و این فهرست، بسیار طولانی است.
- افتخار میکنیم به دوستی با ایرانیان ارمنی. در زمینه روابط دو کشور دوست و همسایه، ایران و ارمنستان، اگر نکتهای باقی مانده است، خواهش میکنم بفرمایید.
بنده هم به دوستی با شما، افتخار میکنم.
روابط ایران و ارمنستان، کاملا راهبردی و بسیار استراتژیک است. این روابط، سابقه طولانی به اندازه تاریخ دو کشور و ریشه در دوستی دو ملت دارند. در ارمنستان، به تاریخ و فرهنگ ایران و به زبان فارسی، عشق و علاقه بسیار زیادی وجود دارد و برای کشور ایران و همچنین برای ایرانیان، احترام فراوانی به صورت کاملا بارز، مشهود است. روابط ایران و ارمنستان طی سالهای اخیر، رشد و گسترش فراوانی داشته است و با توجه به همسویی منافع ملی دو کشور، انتظار میرود که این روابط دیرینه، در آینده، گسترش بیشتری نیز پیدا کند.
روابط مستحکم ایران و ارمنستان به ثبات منطقه، شکوفایی اقتصادی آن و افزایش ملموس مراودات بازرگانی، علمی، فرهنگی، هنری و ورزشی کشورهای منطقه، کمک موثر و ملموسی میکند و باعث پیشرفت و توسعه سریعتر منطقه خواهد شد.
- بسیار سپاسگزارم از تشریففرمایی شما و متشکرم از صرف وقتی که برای پاسخ دادن دقیق به سوالات داشتید، اگر کلام آخری را تمایل دارید، بفرمایید.
من هم مجددا از شما و از دوستان مرکز مطالعات آذربایجان بابت دعوت به این مصاحبه، تشکر میکنم. خوشحالم که برای دفعه سوم در خدمت شما بودم. زنده و سلامت و پیروز و بهروز باشید. زنده باد ایران، زنده باد ارمنستان، پاینده باد دوستی تاریخی دو کشور.
گفتوگوی من «مریم رحیمی» با استاد «آندره گالستیان» موسیقیدان و صاحبنظر در امور ادبی و هنری را مشاهده فرمودید. ایشان در عین تخصص در مباحث فرهنگی و هنری، از کارشناسان ارشد شناختهشده کشور در بحث بازاریابی و توسعه بازار در سطح بینالمللی و همچنین، تحلیلگر مسلط و شناختهشده مسایل سیاسی و اقتصادی هستند که مقالات ایشان در مطبوعات کشور و بهویژه، سرمقالات ایشان در روزنامههای کثیرالانتشار، به صورت مکرر، منتشر شده است.
برای مشاهده مصاحبه در وبسایت مرکز مطالعات آذربایجان (آذرپژوه) به لینک ذیل، مراجعه فرمایید:
https://azarpazhouh.ir/?p=3826



به نام خداوند بخشنده مهربان
به نام آنکه جان را فکرت آموخت
چراغ دل به نور جان برافروخت
اپرا، یک هنر دراماتیک چند وجهی است که حواس را به اوج میرساند و احساسات را برمیانگیزد. این هنر، تلفیقی است از:
آواز، موسیقی، نمایش، داستان میباشد.
اپرا در طول تاریخ تکامل یافته است و سبکها و رویکردهای مختلفی را در بر میگیرد. از اپراهای باروک هندل و مونتهوردی گرفته تا اپراهای رمانتیک وردی و واگنر و اپراهای مدرن برن و گرس، اپرا همواره به عنوان یک هنر زنده و پویا به تکامل خود ادامه داده است.
به طور خلاصه، اپرا یک هنر جامع است که موسیقی، آواز، نمایش و داستان را در هم میآمیزد تا تجربهای بینظیر و فراموشنشدنی را برای مخاطب ایجاد کند.
امروز در حضور یکی از سولیست ها محبوب اپرا در ایران هستیم
جناب آقای “رشید وطن دوست”
با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد بزرگوار با نهایت سپاس از شما که دعوت ما رو پذیرفتید و در مجله_آنی حضور دارید.
لطفا خودتان را معرفی کنید؟
درود بر شما امیدورام که روز خوبی داشته باشید.
بنده رشید وطن دوست هستم خواننده، سولیست و آرتیست اپرای تهران بودم، که حدود 95- 36 اجرای اپرا در نقش های مختلف داشتم.
متولد تبریز هستم،بعد از اخذ دیپلم به تهران آمدم و به استخدام اپرای تهران در تالار رودکی درآمدم.
چگونه وارد دنیای موسیقی شدید؟و از چند سالگی؟
عرض شود که من در حدود 5-6 سالم بود که در تبریز که با خانوادم زندگی میکردم ما در خانه یک گرامافون ذغالی داشتیم،صفحات ذغالی رو که از اپراهای معروف دنیا بو. یکی از خواننده های معروف دنیا به نام ماریو لانزا و دومی آرولیانو پرتیله و انریکو کارازو اینا صفحاتی بود که پدرم برای من خریده بود و من اینا رو گوش میکردم و به محض تموم شدن اپرا من گریه میکردم که دوباره بزارید ، دوباره میزاشتن.
حدود 14-15 سالم بود که در تبریز بودیم و همیشه من در یکی از اتاق های قدیمی آپارتمان که 5-6 اتاق داشت در یکی از آنها برای خودم میخوندم.
مثلا اپراهای آرشی مال آلان(Arşın Mal Alan) رو میخوندم ساخته اوژین حاجی بیکو از کوراوغلو میخوندم .
که آن هم آهنگسازش اوزیر حاجی بیگ اف(Üzeyir bəy) بود.
اون موقع داشتم در یکی از همین اتاق ها میخوندم که پدرم آمد و چون تعداد اتاق ها بالا بود من اطلاع نداشتم که مهمان داشتیم از اطراف تبریز یک خانواده 8 نفره،وقتی پدرم وارد شد به من گفت:آخه این چیه که میخونی و تمام مدت داد میزنی و من عذرخواهی کردم و اضحار بی اطلاعی از حضور مهمانان و از من یک سوال پرسید:شما چه شغلی میخوای برای آیندت انتخاب کنی؟ و من در جواب گفتم که میخوام خواننده اپرا بشم پدرم با پوزخندی گفت:آخه این هم شغل شد که میخوای برای خودت پیدا کنی؟برو دنبال یه شغل حسابی و خوب(خواننده اپرا شدن هم شغله؟) من هم در جواب گفتم :عاشق اپرا هستم میخوام خواننده اپرا بشم و در نهایت بدون هیچ مشکلی قبول کرد.
در مورد آموزش های آوازی خودتان بگویید،با چه اساتیدی کار کردید؟
وقتی من از دبیرستان فردوسی دیپلمم رو گرفتم به تهران آمدم نزد آقای علی سلیمی ایشان رهبر ارکستر آذربایجانی بود و آهنگساز ترانه و معروف آیرلق به معنی جدایی و همچنان خودشان نوازنده تار بودند که حدود 12 نفر جز ارکستر ایشان بودند که خودش رهبر ارکستر بود؛ ایشان منو در تهران پیدا کردند در سال 1345 بود که گفتن:من میخوام شما خواننده این ارکستر باشید این ارکستر هم از قول آقای سلیمی میگم که “وابسته به وزارت فرهنگ و هنر هست که تمرینات ما در خیابان ملک که نرسیده شریعتی هست اون موقع یه موسسه ای بود به نام فولکلور ایران وابسته به وزارت خونه فرهنگ و هنر بود که من اونجا حدود 1 سال من سولیست ارکستر اقای سلیمی بودم.که اتفاقا در آن ارکستر اسماعیل چشم آذر هم در آنجا نوازنده کمانچه بود پدر ناصر چشم آذر و منوچهر چشم آذر که ناصر رو خدا بیامرزه روحش شاد ولی منوچهر در آمریکا هستند.بعد 1 سال آقای منوچهر بگلری که خودشان نوازنده ترومپت بود در ارکستر سمفونیک تهران که رهبری ارکستر هم آقای حشمت سنجری بود(روحشان شاد)،
سپس آقای منوچهر بگلری به من گفتند که همراه ایشان پاپ بخونم و من هم پذیرفتم و من 1 سال هم با ایشان که ارکستر داشتند پاپ خوندم و به این ترتیب شد آخر سال 1346.خود آقای منوچهری بگلری گفت:” رشید جان شما یک صدای اپرایی داری و گفتند که یک آقایی از آلمان به نام عنایت رضایی آمده که خواننده اپرا استخدام میکنه برای اپرای تهران در تالار رودکی،بیا بریم و امتحان بده و من هم پذیرفتم فقط گفتم منوچهر من هیچی بلد نیستم ولی ایشان گفتند شما بیا بریم،صد در صد قبولی.
تحصیلات آکادمیک خود را کجا گذراندید؟
” منو برد پیش اقای عنایت رضایی مدیر کل اپرای تهران خودش هم کارگردان اپرا بود هم خودشم خواننده باریتون بود.
* توضیح در مورد رنج صداها (تنور هست که خودم تنور هستم،باریتون صدای وسط و باس هم هست صدای پایین باریتون این در صدای آقایان هست)
در صدای خانمها سوپرانو داریم که رنج صدا مثل تنور هستش،متسو سوپرانو داریم که رنج صدا مثل باریتون هستش و آلتو داریم که مثل صدای باس هستش).
من در اونجا آقای عنایت رضایی که در اتاقش پیانو هم بود گفت سلفژ بلدی؟ نت خوانی بلدی؟ من هم گفتم خیر نمیدونم و ایشانم هم گفتند که من هر نتی که میزنم شما فقط صدا رو دربیار(خودش با تمرین نشان میداد)، و در آخر گفت گوش خوبی داری و قبول میشی و در اپرای تهران قبولم کرد ، برای من 3 تا کلاس گذاشت کلاس اول رو که گذاشت گفت که باید صداسازی کار کنی.
2 تا از خوانندگان معروف ایتالیا بودند به نام جوزپه تاده ای و میکل کازاتوپیش این عزیزان صداسازی کار کردم ، چون خود تالار رودکی (آقای رضایی) این کلاس ها رو برای من گذاشته بود، از کلاس صداسازی به کلاس سلفژ(آقای اسکندری و زابلی )، آقای سیلویو که اهل ایتالیا بود و ایشان گفت که باید زبان ایتالیایی یاد بگیری و آقای رضایی هم گفتند چون اپراها همه به زبان ایتالیایی هستند باید بلد باشی و از سال 48 به مدت 2 سال این کلاس ها رو گذراندم و از سال 48 آقای رضایی منو برد روی صحنه.
در چند اجرا نقش آفرینی کردید؟
و اولین اپرایی که اجرا کردم نقش افسری بود در اپرای آرایشگر سویل اثر روسینی.
بعد از اون اپرای ریگولتو(Rigoletto ) رو خوندم نقش بورسا رو که آهنگساز جوزپه وردی بود. یک ارکستر 60-70 نفره بود که رهبر ارکستر هم آقای مانریکو دتورا بود.
سومین اپرا نابوکو بود آهنگساز جوزپه وردی بود نقش آبدالو رو داشتم
چهارمین اپرا لاترابیاتا رو خوندم نقش گاستون
بعد اپرای لوچیا دی لامرمورآهنگساز دونیزتی نقش آرتورو
سپس در یک اپرای آلمانی به نام هنزل و گرتل که برای بچه بود که مدیر کل اپرا آقای رضایی و آقای محمود خوشنام این اپرا رو ترجمه کرده بودن به فارسی که نقش جادوگر رو به من دادند که خیلی هم سخت بود.
اولین نقشی که در بین این 35-36 تا اپرا خوندم یعنی هنزل و گرتل بود که نقش جادوگر رو داشتم(با تاکید)
کدام نقش را بیشتر دوست داشتید؟
همین نقش جادوگر(ویچ) و بعد از این اپرای اتللو نقش کاسیو رو خوندم که این رابطه اتللو-دزدمونا رو که کاسیو(من خوندم) با دیاگو که در آن اپرا باریتون بود که نقشه میکشیم که بیا روابط بین این دونفر رو به هم بزنیم.
بعد از اون زیاد اپرا خوندم مثلا واگنر-هلندی سرگردان(نقش ملوان)
فیدلیو(بتهوون) و …
بعد از انقلاب اپرا و باله رو منحل کردن چرا که ما هم اپرا هم باله و هم ارکستر سمفونیک(ملی) داشتیم.
چه چالش هایی در موسیقی وجود داشت که با آن مواجه شدید؟
خیلی بود.مثلا وقتی بعد از انقلاب اپرا رو منحل کردن من حالم خیلی بعد شد،مریض شدم، گریه کردم چون واقعا عاشق اپرا بودم و البته هستم. الانم که در خدمت شما هستم،هستم
من سالها حالم بد بود.بعداز انقلاب هم حکم منو زدن که شما مارش رو خوب میتونید بخونید و به این ترتیب حکم منو زدن سولیست ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی تهران(فرهاد فخرالدینی) که با توجه به این من یک تعدادی مارش اجرا کردم که آخریش هم سرود .رزشکاران بود ساخته آقای نادرمرتضی پور 22 سال پیش بود که زمانی که تیم ملی رفت استرالیا و برنده شد که گاها پخش میکردند.
کدام آهنگسازان اپرا را بیشتر میپسندید؟چرا؟
چوزپه وردی چون اپراهای زیادی نوشت و پر از ملودی بود و سپس دونیزتی اونم ایتالیایی بود و ملودی های زیبایی داشت بعد روسینی اونم زیبا بود. بیزه که کارمن رو نوشته (فرانسوی بود)
ولی زیباترین ملودی ها که در اپرا نوشته شده بود اثر جوزپه وردی بود.
به نظر شما یک خواننده اپرا چه ویژگی هایی باید داشته باشه؟
ببینید خیلی ها نمیدونن معنی اپرا چیه یعنی خیلی وقتها فکر میکنن طرف میخونه داد میزنه ولی اینطور نیست اپرا یک موزیک کاملی هستش یعنی شامل(لباس-گریم-بازی-ارکستر حدود 60-70) نفر که موقع اجرا یه چشم باید به رهبر و یکی به بازی خودت چونکه ممکنه در یک اپرا که چندین خواننده داره باید حواست به رهبر باشه چون اگر یک چنگ جابه جا بشه همه چیز بهم میخوره حتی با وجود رهبر. به همین دلیل اپرا یک موزیک کاملی هست چون هم رچیتاتیو داره(دیالوگ)-بازی- گریم-لباس-دکور- باله در کل کامل هستش.
با توجه به تبحر و تجربه شما ارزیابی تان از موسیقی ایران به ویژه موسیقی آوازی امروز ما چیست؟آیا شرایط موسیقی تغییر کرده و بهتر شده است؟
من که خودم از 20 سالگی اپرا میخونم و تخصصم اپرا هست و آذربایجانی هستم و بسیا هم اذربایجانی هم خوندم کنسرت دادم در تبریز و تهران با آقای فرهاد فخرالدینی،در مجموع موسیقی ما در ایران قوی نیست و ضعیفه.شما برو آذربایجان باکو ببینیند در آنجا هر موسیقی بگید دارند(اپرا-باله-سمفونیک-ارکستر ملی-ارکستر محلی فولکلور) در شهرستان ها در خود شهر باکو ،در واقع پر از موزیسین هستش و البته قوی-نوازنده تار-کمانچه-ناقاره-سازهای ضربی-خواننده ولی موسیقی ما کلا ایران 2 تا ارکستر داریم .
ارکستر سمفونیک تهران و یک ارکستر ملی ایران دیگه ارکستر نداریم که هیچ کدوم رهبر دائم نداره و همیشه یک رهبر میهمان میادکه حدود 1 الی 2 سال و یا حتی 6 ماه میاد بعدش میره و یکی دیگه.
نقش رسانه ملی در پرورش ذائقه موسیقایی افراد را چگونه میبینید؟
نمیدونم چطور بگم.جوونا خب الان خیلی علاقمندم که موسیقی یاد بگیرند
چه دختر و چه پسربیشتر شده تا قبل انقلاب
رهبران ارکستر و رهبران گروه کری که با آنها همکاری داشتید چه کسانی بودند؟
یک رهبری بود قبل از انقلاب که رهبر کر اپرا بود گورگن موسسیان ارمنی بودن حدود 10 هم بعد از انقلاب بودن که رهبر گروه کر تالار رودکی بودن که رفتن آمریکا یکی از دوستان صمیمی من هم بودن که عمرشون رو دادن به شما.
بعد از آقای موسسیان ، اقای رازمیک اوهانیان تشریف آوردند که ایشان هم از دوستان صمیمی آقای موسسیان بود که در باشگاه آرارت گروه کر داشت.آقای اوهانیان رهبر گروه کر تالار رودکی شد و همچنین دوست صمیم آقای لوریس چکناوریان هم هست.
از همکاری مشترکی که با خواننده های بزرگی مثل خودتون داشتید بگید؟
از سولیست های اپرا قبل از انقلاب ما 25 نفر بودیم که عکسش رو روی دیوار آموزشگاه موجود هست.الان تنها کسی که از اپرای تهران مونده من هستم و خانم آریا زند که ایشان هم در آموزشگاه ما آواز کلاسیک تدریس میکنند البته خودم هم تدریس میکنم.
در چه شهرها و کشورهایی اجرا داشتید؟
در آذربایجان باکو با آقای علی سلیمی که خودشم آهنگساز و نوازنده تار بودند و ترکیه و یکی هم بانکوک که آواز های محلی و فولکلور اجرا کردیم.
خودتان هم به جز بحث آوازی در زمینه های تئاتر و بازیگری هم آموزش دیدی؟
تئاتر نه،ولی بازیگر اپرا هستم
آموزشگاه موسیقی رو که اسم ثمین پسرم رو گذاشتم،زمانی که من از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بازنشسته شدم چون سال 67 هم درجه یک هنری دادن این بود که اعلام کردند کسایی که درجه 1 هنری دارند میتونند آموزشگاه تاسیس کنند من هم این کار رو کردم و اسم ثمین رو انتخاب کردم و الان حدود 25 سال هست که این آموزشگاه با 15 استاد فعالیت میکند.
آیا قطعه ای برای شخص شما در سال های اخیر تنظیم شده؟
بله خیلی از آهنگسازان برای صدای من مارش ساختن و اجرا کردم هم در تالار رودکی هم در صدا و سیما.(منوچهر بگلری،تیمسار علی نعمتی ،تیمسار عظیم قادری سرودهایی ساختند که اجرا کردم)
یه کاری هم از آقای زعیمی نیکو اشعار فردوسی.
در فیلم بانوی زیبای من(قبل انقلاب ) چون دوبله کرده بودند یکی از این خواننده ها آقایی بود رکس هاریسون آنجا به زبان فارسی خودندم
یکی هم اشک ها و لبخندها
در صحبتاتون اشاره کردید که تدریس میکنید با چه تکنیکی و چه سبکی با بچه ها کار میکنید؟
من چون معلم آوازم ایتالیایی بود(جوزپه تادئی و میکل کازاتو) با هم.ن سبک آنها با بچه ها کار میکنم.اول صداسازی و سپس سولفژ
در مورد سالهای فعالیت خودتون بگید در زمینه های مختلف مثل اجرا،تدریس؟
در زمینه آواز 3 نفر هستند که با من کار کردند و الان خواننده حرفه ای هستند یکی یاشار احمد(تنور) و محمدرضا قره تپه (تنور) و محسن آرام بن (تنور) در واقع هنرجویان بنده بودند.یکی هم که در کشور هلند هست که اسمش در خاطرم نیست یکی دیگه هم که به استرالیا مهاجرت کرد و دکتر دامپزشک هستش هنرجوی دیگرم به نام آرش غفاری که در آلمان هست.
چند سال هست که شما مشغول تدریس هستید؟
در آموزشگاه خودم حدود 20 سال
چه ناگفته هایی برای پایان وجود دارد که شما دوست دارید به خواننده های اپرای نسل جوان بگید؟
من بخوام به جوونا بگم اگر اپرا دوست دارید حتما ادامه بدید چون هر کسی اپرا دوست نداره و بیشتر سبک پاپ رو میپسندند
ممنون از مجله آنی برای دعوت با آرزوی سلامتی برای شما

ممنون از شما برای حضور گرم شما در مجله با آرزوی سلامتی و شادکامی برای شما استاد گرانقدر.
